ایی، آزمون هوش هیجانی را در میان دانشجویان دانشگاههای تهران مورد بررسی قرارداد و ضریب آلفای کرونباخ برابر با 92/0 را برای پایایی کل پرسش نامه به دست آورد.
پرسشنامه ی جرأت ورزی گمبریل و ریچی :
پرسشنامه جرأت ورزی براساس آزمون جرأت ورزی گمبریل و ریچی ( 1975) ، تهیه شده و دارای 40 ماده ی اصلی می‌باشد به دلیل عدم تطابق با فرهنگ ایرانی، در برخی مواد آن تغییراتی داده شده است. هر ماده ی آزمون موقعیتی را که مستلزم رفتار جرأت ورزی است، نشان می‌دهد. از آزمودنی خواسته می‌شود که برای پاسخ دادن به سئوالات، بر حسب یک مقیاس درجه بندی 5 گزینه ای به دو صورت احتمال بروز رفتار و درجه ناراحتی عمل نماید. قابل ذکر است که در پژوهش حاضر، آزمودنیها فقط براساس دستورالعمل احتمال بروز رفتار به سئوالات پاسخ دادند. ضریب پایانی این آزمون توسط گمبریل و ریچی برابر با 81/0 گزارش شده است. از نظر پایایی، همبستگی زیادی بین ماده‌های این آزمون با یکدیگر وجود دارد. ضرریب پایایی ماده‌های مختلف آزمون اصلی بین 39/0 تا 70/0 گزازش شده است. همچنین، همبستگی نمره‌های آزمون با نتایج ارزیابی افرادی که ایفای نقش این افراد را مشاهده کرده بودند، 46/0 بوده است ( بهرامی، 1375 ).
روش تحقیق :
به منظور اجرای پرسشنامه‌ها روی گروه نابینا، ‌پرسشنامه‌ها به خطر بریل برگردانده شدند و به طور انفرادی در اختیار دانش آموزان نابینا قرار گرفتند. بعد از تکمیل پرسشنامه توسط دانش آموزان، پاسخنامه‌ها با کمک یکی از معلمین آشنا به خطر بریل به خط نوشتاری عادی برگردانده شد. در مورد دانش آموزان عادی اجرای پرسشنامه‌ها به صورت گروهی بود. یعنی در هر مدرسه دانش آموزان سه پایه به شکل گروهی (به تفکیک پایه ی اول، دوم و سوم ) در کلاس جمع می‌شدند و به سئوالات در برگه‌های پاسخنامه ی مربوط به خود پاسخ می‌دادند.

فصل چهارم
نتایج تحقیق

یافته‌های پژوهش
به منظور مقایسه هوش هیجانی کلی دانش آموزان نابینا و عادی دختر و پسر، از تحلیل واریانس دو راهه استفاده شد ( جدول شماره ی 1 ) در مقایسه میانگین ثمرات هوش هیجانی کلی براساس عامل جنسیت معنادار نیست. بنابراین بین دختران و پسران از نظر هوش هیجانی کلی، تفاوت معنادار وجود ندارد. در حالیکه F محاسبه شده ( 66/42 ) به منظور مقایسه میانگین نمرات هوش هیجانی کلی براساس عامل معلولیت بینایی معنادار است. یعنی هوش هیجانی کلی دانش آموازن عادی بیشتر از دانش آموزان نابیناست. از طرف دیگر اثر تعامل بین عامل جنسیت و معلولیت بینایی نیز با توجه به F محاسبه شده ( 21/7 ) معنادار است که با توجه به میانگین‌ها ملاحظه می‌شود، هوش هیجانی کلی دختران عادی بیشتر از پسران عادی است، اما هوش هیجانی دختران نابینا کمتر از پسران نابینا است.

جدول شماره ی 1 : خلاصه نتایج تحلیل واریانس دو راهه به منظور مقایسه ی هوش هیجانی کلی براساس متغیرهای مستقل معلولیت بینایی و جنسیت
منبع تغییراتمجموع مجذوراتدرجه آزادیمیانگین مجذوراتFسطح معناداریعامل جنسبت1261126117/0733/0عامل معلولیت بینایی44/46050144/4605066/42001/0تعامل جنسیت و معلولیت01/7779101/777921/7008/0خطا64/19001017661/1079جمع کل98/245247179
به منظور بررسی مؤلفه‌های هوش هیجانی دانش آموزان نابینا و عادی دختر و پسر، از روش تحلیل واریانس چند متغیری ( MANOVA )، استفاده شد. با توجه به معنی داری آزمون‌های MAMOVA، به منظور بررسی معنی داری تفاوت متغیرهای مستقل معلولیت بینایی و جنسیت و تعامل این متغیرها بر هر یک از مؤلفه‌های هوش هیجانی ( متغیرهای وابسته )، تحلیل واریانس تک متغیری به عمل آمد. با توجه به میانگین ها، میانگین نمرات پسران در مؤلفه‌های خود آگاهی هیجانی، استقلال و خوش بینی، ‌بیشتر از دختران و میانگین نمرات دختران در مؤْفه‌های ابراز وجود و انعطاف‌پذیری، بیشتر از پسران است.
همچنین F محاسبه شده، به منظور مقایسه ی میانگین نمرات مؤلفه ای هوش هیجانی، براساس عامل معلولیت بینایی نشان می‌دهد که میانگین نمرات دانش آموزان عادی بالاتر از دانش آموزان نابینا است. از سوی دیگر F محاسبه شده به منظور مقایسه میانگین نمرات مؤلفه‌های هوش هیجانی براساس کنش متقابل بین عامل جنسبت و معلولیت بینایی حاکی از آن است که دختران عادی در مؤْفه‌های ابراز وجود، استقلال، همدلی، روابط بین فردی و حل مسأْله عملکرد بهتری نسبت به پسران عادی دارند، اما به طور معکوس دختران نابینا در مؤْفه ای فوق الذکر، عملکرد پایین تری نسبت به پسران نابینا دارند. به منظور مقایسه ی میزان جرأت ورزی دانش آموزان نابینا و عادی دختر و پسر از روش تحلیل واریانس دو راهه استفاده به عمل آمد. ( جدول شماره 2 ).

جدول شماره ی 2 : خلاصه نتایج تحلیل واریانس دو راهه به منظور مقایسه جرأت ورزی براساس متغیرهای مستقل معلولیت بینایی و جنسیت
منبع تغییراتمجموع مجذوراتدرجه آزادیمیانگین مجذوراتFسطح معناداریعامل جنسیت43/384143/38464/0426/0عامل معلولیت بینایی05/25173105/2517308/42001/0تعامل جنسیت و معلولیت بینایی35/415135/41569/0406/0خطا37/10529017624/598جمع کل80/131388179
با توجه به جدول شماره ی 2 ملاظه می‌شود که F محاسبه شده ( 64/0 )، به منظور مقایسه ی میانگین نمرات جرأت ورزی، براساس عامل جنسیت معنادار نیست. بنابراین بین دختران و پسران از نظر میزان جرأت ورزی، تفاوت معنادار وجود ندارد. اما F محاسبه شده ( 08/42 ) به منظور مقایسه ی میانگین نمرات جرأت ورزی براساس عامل معلولیت بینایی معنادار است به طوری که با توجه به میانگین‌ها ملاحظه می‌شود جرأت ورزی دانش آموزان بینا بیشتر از دانش آموزان نابینا است. F محاسبه شده ( 69/0 )، به منظور بررسی تعامل معلولیت و جنسبت بر نمرات جرأت ورزی، معنادار نیست.
برای بررسی رابطه هوش هیجانی کلی و میزان جرأت ورزی دانش آموزان نابینا و عادی، از ضریب همبستگی پیرسون استفاه به عمل آمد. نتایج نشان می‌دهد که ضرایب همبستگی محاسبه شده در دانش آموزان نابینا ( 83/0 )، در دانش آموازن عادی ( 92/0 ) و در کل دانش آموزان ( 93/0 ) است که همگی در سطح کمتر از 01/0 معنادارند. همچنین با محاسبه ضرایب تعیین، ‌ملاحظه می‌وشد که در دانش آ”وازن نابینا ( 89/68 درصد ) در دانش آموزان عادی ( 64/84 درصد ) و در کل دانش آموزان ( 49/86 درصد ) از واریانس نمرات جرأت ورزی، ناشی از نمرات هوش هیجانی کلی آنهاست.
به منظور بررسی رابطه ی هوش هیجانی کلی و پیشرفت تحصیلی دانش آموازن نابینا و عادی از روش ضریب همبستگی پیرسون استفاده کردیم. نتایج نشان دادند که ضرایب همبستگی محاسبه شده در دانش آموزان نابینا ( 56/0 )، در دانش آموزان عادی ( 58/0 ) و در کل دانش آموازن ( 57/0 )، است که همگی در سطح کمتر از 01/0 معنا دارند. با محاسبه ی ضرایب تعیین ملاحظه می‌شود که در دانش آموزان نابینا ( 36/31 درصد ) و در دانش آموزان عادی ( 64/33 درصد ) و در کل دانش آموزان ( 49/32 درصد ) از واریانس نمرات پیشرفت تحصیلی، ناشی از نمرات هوش هیجانی کلی آنهاست.
برای بررسی رابطه سطح جرأت ورزی و پیشرفت تحصیلی دانش آموازن نابینا و عادی از روش ضریب همبستگی پیرسون استفاده کردیم، نتایج نشان می‌دهند که ضرایب همبستگی محاسبه شده در دانش آموزان نابینا ( 42/0 )، و در دانش آموزان عادی ( 39/0 ) و در کل دانش آموزان ( 40/0 ) که همگی در سطح کمتر از 01/0 معنادار است. بنابراین رابطه بین جرأت ورزی و پیشرفت تحصیلی دانش آموازن نابینا و عادی تأیید می‌شود.
همچنین با محاسبه ضرایب تعیین، ملاحظه می‌شود که در دانش آموازن نابینا ( 64/17 درصد )، در دانش آموزان عادی ( 21/15 درصد ) و کل دانش آموزان ( 16 درصد ) از واریانس نمرات پیشرفت تحصیلی، ناشی از نمرات هوش هیجانی کلی آنها است.

فصل پنجم
بحث و نتیجه‌گیری

بحث و نتیجه گیری
به طور کلی، نتایج پژوهش حاضر نشانگر آن بود که معلولیت بینایی می‌تواند عامل مؤثری در هوش هیجانی باشد، به طوری که دانش آموزان نابینا، دارای هوش هیجانی پایین تری نسبت به همسالان عادی خود هستند. قابل توجه است که معلولیت بینایی، برخی از مؤلفه‌های هوش هیجانی را بیشتر تحت تأثیر قرار می‌دهد، به طوری که دانش آموزان نابینا در مؤلفه‌های خودآگاهی هیجانی ابراز وجود، خود شکوفایی، استقلال، روابط بین فردی، حل مسأله، انعطاف‌پذیری، تحمل استرس، کنترل تکانه و شادکامی نمرات پایین تری نسبت به دانش آموزان عادی کسب کردند. این یافته با یافته‌های حاصل ا