…………………………………………………………………………………………………102
نمودار 4-3 : درصد میانگین اهداف شناختی، عاطفی، روانی-حرکتی بر اساس دروس کتاب فارسی کلاس پنجم………………………………………………………………………………………………………………….105
نمودار 4-4 :درصد میانگین انطباق محتوای متن، تصویر و تمرین کتاب فارسی کلاس پنجم با اهداف تعیین شده در آن………………………………………………………………………………………………..106
نمودار 4-5 : درصد میانگین اهداف شناختی، عاطفی، روانی-حرکتی بر اساس دروس کتاب فارسی کلاس ششم………………………………………………………………………………………………………………..108
نمودار 4-6 :درصد میانگین انطباق محتوای متن، تصویر و تمرین کتاب فارسی کلاس ششم با اهداف تعیین شده در آن……………………………………………………………………………………………….109
نمودار 4-7 : مقایسه اهداف شناختی، عاطفی و روانی – حرکتی کتاب فارسی سه کلاس چهارم، پنجم و ششم ……………………………………………………………………………………………………………..111
نمودار 4-8 : مقایسه درصد انطباق محتوای متن، تصویر و متن کتاب فارسی سه کلاس چهارم، پنجم و ششم ………………………………………………………………………………………………………………………114

فصل اول

کلیات تحقیق

مقدمه
کتاب درسی به عنوان تنها رسانهای که نقش هدایت فعالیتهای یاددهی – یادگیری را در کلاس ایفا میکند دارای اجزاء و عناصری است و ارتباط منطقی و صحیح عناصر یک کتاب درسی به کار آیی آن در آموزش کمک شایان توجهی میکند اهداف، محتوا (شامل متن نوشتاری، تصاویر، نوارها، جداول) و تمرینها سه بخش مهم یک کتاب درسی را تشکیل میدهند.
محتوا و تمرینها باید در جهت تحقق اهداف کتاب درسی باشند مسئله اصلی این تحقیق آن است که آیا عناصر کتابهای فارسی دوره دوم ابتدائی از انسجام درونی لازم برخوردار است و با اهداف پرورش مهارتهای شناختی، عاطفی و روانی – حرکتی همسو است.
با توجه به هدف پژوهش پایان نامه حاضر در پنج فصل تنظیم شده است. فصل اول به بیان مسئله و فرضیات پژوهش، فصل دوم ادبیات پژوهش، فصل سوم روش پژوهش، فصل چهارم تجزیه و تحلیل یافته ها و در نهایت فصل پنجم به نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات پرداخته است.

1-1. بیان مسئله
آموزش از اساسیترین نیازهای بشر است. بدون آموزش، هیچ جامعهای نمیتواند به بقای خود ادامه دهد. نیاز به آموزش با نیازهای اولیه نظیر خوراک، پوشاک و مسکن قابل مقایسه نیست، زیرا فراهم کردن آموزش مناسب، بسیار پیچیدهتر و دشوارتر از تدارک غذا، لباس و سرپناه مناسب است. به همین دلیل آموزش نمیتواند با کوشش و خطا شکل گیرد آموزش موثر و سودمند نیازمند طرح و برنامه است. در طول تاریخ کسب مهارتهای زندگی یکی از هدفهای آموزشی به شمار آمده و یکی از خواستههای معلمان و والدین کسب توانایی مهارتها از سوی دانش آموزان بوده است. روانشناسان و نظریه پردازان مختلف نیز همواره بر اهمیت فعالیتهای وابسته به آموزش مهارتهای اجتماعی در ایجاد یادگیری مفید و موثر تاکید داشتهاند. (سیف، 1387). تعلیم وتربیت زمینه ساز پرورش استعدادهای یادگیرندگان برای یافتن راه حلهایی برای حل اثر بخش مسایل گوناگون زندگی است. نظامهای آموزشی امروزی باید نیروهایی را تربیت کند که در درک دنیای پیچیده موجود، توانمند و در مدیریت و رهبری آن، خلاق و مبتکر باشند و منطقی رفتار نمایند. (شعبانی، 1386). اگر آموزش و پرورش در رویکردهای نظام برنامه ریزی درسی و تدوین برنامه درسی و معلمان در حوزه علمی خود نگاهی به پرورش یادگیرندگان برای کسب مهارتهای اجتماعی خود نداشته باشند فعالیت یاددهی یادگیری بی ثمر خواهد بود. هدف آموزش و پرورش تربیت دانش آموزانی است که کاشف و حلال واقعی مسائل زندگی خود باشند و متفاوت بیاندیشند درس خواندن را نوعی پژوهش تلقی کنند و از پرسیدن و طرح سوال لذت ببرند. (شعاری نژاد، 1385). مهارتهای شناختی و عاطفی-حرکتی فرایند پیچیده است که درآن نیاز به یک فرد برای هماهنگ کردن تجارب قبلی، دانش، فهم و شهود، به منظور برآوردن خواستههای وضعیت تازه است. (لئونگ1، 2011). کاربرد شیوه کسب مهارتهای شناختی، عاطفی و روانی – حرکتی در تدریس، در حقیقت مهیا کردن شرایط و زمینهها برای تحقق جریان یاددهی و یادگیری فعال میباشد در فرایند یادگیری فعال این فرصت به فراگیران داده میشود تا توانمندیهای خود را در زمینه برنامه ریزی، فرضیه سازی، پیش بینی، کاوش، استنباط و کسب تجربههای گوناگون علمی تقویت نمایند یادگیری از این طریق سبب یادگیری عمیقتر شده و دانش آموز به خاطر مشاهده شواهد عینی و فهم مستقل مفاهیم، نظریهها و قوانین نسبت به تکوین یا تغییر نظریههای علمی درک بهتری پیدا مینماید. (منگیو2، 2004). مهارتهای شناختی، عاطفی و روانی – حرکتی فرایندی است که فرد با شناخت و رفتار هدایت شده و با کمک راه حلهای موثر یا سازگارانه به نتیجه مطلوب میرسد.
صاحبنظران هدفهای تربیتی را شامل سه حیطه شناختی، عاطفی و روانی حرکتی میدانند.
در نظامهای آموزشی متمرکز نظیر ایران، محتوا در قالب کتابهای درسی ارائه میشود وکتب نقش اساسی در تعیین محتوا دارد و فقدان آن موجب سردرگمی فراگیر و مربی میشود و ارزشیابی نیز از محتوای کتاب است و شاید بی دلیل نیست که این نظامها را کتاب محور میگویند. (معروفی، یوسف زاده، 1388). کتاب درسی مرجع رسمی مورد استناد برای تعیین محتوا و برنامه آموزشی بوده و راهنمای عملی برای کارگزاران آموزش و پرورش است. (آون، 2007 به نقل از حسن مرادی). با توجه به اهمیت کتا بهای درسی و نقش آن در یادگیری فرایند مهارتهای ذکر شده محقق بر آن شد تا میزان توجه به مهارت شناختی، عاطفی و روانی – حرکتی را در کتابهای دوره دوم ابتدایی (پایه چهارم ،پنجم،ششم)را بسنجد. و چون مهارتهای شناختی، عاطفی و روانی – حرکتی در محتوای کتابهای دوره ابتدایی در پژوهشها کمتر مورد توجه قرار گرفته است بنابراین تحقیق حاضر میتواند راهکار مناسبی برای آموزش و پرورش کشورمان باشد. تحقیق جاری کوششی است در پاسخ به این سوال که تاچه میزان به مهارتهای شناختی، عاطفی و روانی – حرکتی در محتوای کتابهای فارسی دوره دوم ابتدایی توجه شده است؟
1-2. اهداف تحقیق

1-2-1. هدف کلی:
تحلیل و بررسی محتوی کتاب های فارسی کلاس چهارم ابتدایی در ارتباط با با مهارت های شناختی، عاطفی و روانی حرکتی

1-2-2. اهداف فرعی:
* شناسایی و تحلیل بین محتوی کتاب های فارسی کلاس چهارم ابتدایی با مهارت های شناختی، عاطفی و روانی – حرکتی مورد نیاز دانش آموزان پیش بینی شده در برنامه درسی فارسی
* شناسایی و تحلیل بین محتوی کتاب های فارسی کلاس پنجم ابتدایی با مهارت های شناختی، عاطفی و روانی – حرکتی مورد نیاز دانش آموزان پیش بینی شده در برنامه درسی فارسی
* شناسایی و تحلیل ارتباط بین محتوی کتاب های فارسی کلاس ششم ابتدایی با مهارت های شناختی، عاطفی و روانی – حرکتی مورد نیاز دانش آموزان در برنامه درسی فارسی
* بررسی میزان کمک به دانش آموزان برای کسب مهارتهای شناختی،عاطفی و روانی – حرکتی بین اهداف کتاب های فارسی چهارم ، پنجم و ششم .
1-3. اهمیت تحقیق
مرحله آموزش ابتدایی به نام های (تعلیمات ابتدایی)، (تعلیمات اجباری)، (آموزش همگانی) و (آموزش عمومی ) خوانده میشود. مبنای این نامگذاری این است که این دوره به آموزش آنچه که، صرفنظر از شغل و حرفهای که افراد بدان اشتغال دارند و مورد نیازشان میباشد، اختصاص دارد. تعلیمات این دوره نخستین گامی است که در جهت آموزش افراد برای زندگی برداشته میشود، باید هدف این آموزش دانشها و مهارتهایی باشد که ارزش همگانی دارد و مورد نیاز همگان است. فراگرفتن این قبیل معلومات و کسب اینگونه مهارتها باید سطح تفاهم افراد جامعه را بالا ببرد. (شکوهی، 1386: 67)
کتاب های درسی مهم ترین و پر کاربرد ترین رسانه آموزشی است که در نظام تعلیم و تربیت جهان مورد استفاده قرار می گیرد.آل تنبیج (1991)معتقد است “کتاب های درس