حماسه سرایی در ایران بیفزایند، و در واقع روایت‌گر تاریخ خود بوده‌اند. حماسه سرایان چه در قدیم و چه در جدید مورخ ملت هستند.
با اینکه چند هزار سال از تمدن بشری می‌گذرد تعداد حماسه‌های اصیل از تعداد انگشتان دست تجاوز نمی‌کند، زیرا تنها برخی از آن‌ها شاعران بزرگی چون فردوسی داشته‌اند که بتواند به تدوین منظوم حماسه‌های شفاهی مردم خود بپردازد.
“مانند اینکه اعراب منظومه‌های بلند حماسی ندارند و آنچه در نزد آنان حماسه خوانده می‌شود، عبارت از قصاید و قطعاتی است که در مفاخره سروده‌اند. یا اشعاری است که به هنگام جنگ قبایل به عنوان رجز خوانده می‌شد. حماسه مربوط به دورانی است که قبایل متعدد متحد شده و برای دست یافتن به استقلال و ثروت و غنایم به کشورها و دشمنان می‌تاخته‌اند. اما قبایل عرب تا ظهور اسلام متحد نبوده‌اند و مفهوم ملیت در فرهنگ آنان وجود نداشته است. وگرنه بی شک یکی از خیل شاعران عرب می‌بایست علی القاعده آن همه موارد حماسی را که به صورت قصص و افسانه در کتب ایشان پراکنده است به صورت منظومه بلند حماسی منظوم می‌کرد” (شمیسا، 1376: 51).

الف) اغراق:
حماسه سرایان حتماً در شعر حماسی اغراق را به کار می‌برند. چون پهلوانان دارای اعمال خارق العاده هستند، به همین جهت شعر با غلو و اغراق همراه می‌شوند:
“کـه گـفتت برو دست رستم ببند نـبندد مــرا دست چــرخ بـلند
“به گرز گران دست برد اشکبوسزمین آهـنین شد سـپـهر آبنوس
(فردوسی)
منوچهر آتشی در وصف اسب سفید وحشی می‌گوید: “اسب سفید وحشی/ سیلاب دره‌ها/ بسیار از فراز که غلتیده در نشیب/ رم داده پر شکوه گوزنان/ بسیار در نشیب که بگسسته از فراز/ تا رانده پر غرور پلنگان”
(آتشی، 1386: 26).

ب) واج آرایی:
مهدی اخوان ثالث با بهره گیری از همین آرایه‌ی ادبی به خوبی توانسته است عمق سرمای زمستان را به تصویر بکشد: “…… که سرما سخت سوزان است” (حقوقی، 1379: 99).

ج) رجز خوانی:
حماسه همواره با رجزخوانی توأم است و شاعر بیت‌هایی از زبان پهلوانان یا حتی توده‌ی عامه‌ی مردم به عنوان رجز بر زبان جاری می‌کند. “من با خدایان می‌ستیزم” (آتشی، 1386 :24).
بیان تصویری: شاعر با توصیف صحنه‌های نبرد یا رویدادهای دیگر در پی نشان دادن تصویر مناسب است. مثلاً در این شعر “…..اگر دست محبت سوی کس یازی/ به اکراه آورد دست از بغل بیرون/ که سرما سخت سوزان است….” (حقوقی، 1379: 100) خواننده‌ی شعر حالت شخصی را که با اکراه دست خود را از بغل بیرون می‌آورد مجسم می‌کند.
کنایه: مرده بودن شمشیر در این بیت آتشی:
“با راکــب شکسته دل امـا نمانده هیچنه ترکش و نه خفتان، شمشیر مرده است”
(آتشی، 1386: 27).
رمزی بودن حماسه:
زبان حماسه در ورای داستان‌ها، به زبان اشاره سخن خود را بیان می‌نماید. به قول حافظ: “آن کس است اهل بشارت که اشارت داند” البته این نیز از محاسن منظومه‌های حماسی مانند شاهنامه می‌باشد که “صورتی در زیر دارد آن چه در بالا دستی” خلاصه اینکه ماوقع صورتی رمزی دارد. “فردوسی به خوانندگان خود می‌گوید که بسیاری از داستان‌هایش جنبه‌ی رمزی دارد یعنی با منطق متعارف سازگار نیست:
تو این را دروغ و فسانه مدان بهرنــگ فـســون و بـهـانـه مدان
از او هرچه اندر خورد با خـرد دگــر بر ره رمــز و مـعنـی برد”
(شمیسا، 1376: 50)

2- موضوع حماسه:
1- حماسه‌ی اساطیری: قدیمی‌ترین و اصیل‌ترین نوع حماسی است. این گونه حماسه مربوط به دوران ماقبل تاریخ است و بر مبنای اساطیر شکل گرفته است. مثل حماسه‌ی سومری گیل گمش و بخش اول شاهنامه فردوسی (تا داستان فریدون) “در این قسمت شاهنامه از اوایل سخن رفته است و مثلاً گفته شده است اول کسی که گرمابه ساخت یا نوشتن آموخت که بوده است” (همان: 52).
2- حماسه‌ی پهلوانی: که در آن از زندگی پهلوانان سخن به میان آمده است و بخش شورانگیز شاهنامه فردوسی از ظهور رستم تا خارج شدن وی از صحنه شاهنامه از آن نمونه است.
3- حماسه‌ی دینی یا مذهبی: قهرمان اصلی این گونه حماسه‌ها یکی از رجال مذهبی است و ساخت داستان بر مبنای اصول یکی از مذاهب است، مثل کمدی الهی دانته، خاوران نامه ابن حسام.
4- حماسه‌ی عرفانی: در ادبیات فارسی فراوان می‌باشد. در این حماسه‌ها قهرمانان به سیر و سلوک مخاطره آمیز در جاده‌ی طریقت می‌پردازند و بعد از شکست دیو نفس به پیروزی که همان فناء فی الله است، دست می‌یابد. مانند حماسه حلاج در تذکره اولیاء یک حماسه عرفانی است با این تفاوت که تمثیلی سروده شده است.

3- حماسه‌های معروف جهان:
الف) ادبیات سانکسریت
1- مهاباراتا: سروده صدها شاعر بی نام و نشان، در زمآن‌های مختلف است. به وسیله ویاسا vyasa جمع آوری شده است.
2- رامایانا: در قرن سوم قبل از میلاد شاعری به نام والمیکی در چهل و هشت هزار بیت سروده است. این حماسه در مراسم دینی خوانده می‌شود و سرگذشت راما (یکی از تجسدهای وشینو خدای هندوان است) “فیض دکنی شاعر معروف آن در قرن دهم هجری تحت عنوان وظیفه الفیضی به فارسی ترجمه کرده است” (شمیسا، 1376 :54).

ب) ادبیات یونانی:
ایلیاد و اودیسه هر دو اثر از هومر
ایلیاد، در 24 فصل شرح هفته‌های آخر جنگ ده ساله یونان است. شرح مختصر داستان این است پاریس پسر شاه تروا، هلن شاهزاده‌ی زیبای یونانی را از نزد شوهرش ربوده است و این موضوع یونانیان را به جنگ با مردم تروا کشانیده است.
اودیسه، 24 سرود دارد. اولیس یکی از پهلوانان یونانی جنگ تروا در راه بازگشت به وطن دچار سرگشتگی‌ها و گرفتاری‌ها می‌شود. مردم می‌پندارند که او مرده است. برخی برآنند که با همسر زیبای او پنه لوپ ازدواج کنند. اولیس ناشناس به زادگاه خود بر می‌گردد و خواستگاران را به سزای اعمال خود می‌رساند.

ج) ادبیات رومی:
آنه اید: ویرژیل شاعر معروف روم باستان این داستان آنه آس را سروده است. موضوع داستان این است که آنه آس شاهزاده‌ی تراوایی از جنگ تروا گریخته و بعد از سفری پر ماجرا و اقامتی در کارتاژ به ایتالیا می‌رسد. در این سفر دیدون didon ملکه کارتاژ عاشق آنه آس می‌شود، اما آنه آس وی را رها می‌کند. ملکه خودکشی دست به خودکشی می‌زند و همین امر سبب خصومت روم و کارتاژ می‌شود.

د) ادبیات عرب:
قوم عرب حماسه‌های بلند منظوم در حول و حوش زندگی پهلوانان ندارند. الحماسه اسم دو کتاب از شاعر بزرگ عرب ابوتمام و بحتری است. الحماسه ابوتمام (231- 188 ه.ق) کتابی است در ده باب که فقط عنوان باب اول آن حماسه است. باب‌های دیگر در مراثی و هجا و… و غیره است.

ه) ادبیات فارسی:
فرزند حماسه سرای ایران زمین، خداوندگار بی بدیل سخن پارسی “بسی رنج برد”2 تا هنوز ایرانیان بر خود ببالند که پرورش دهنده چنین حکیمی بوده‌اند. شاهنامه حدوداً 370 ه.ق شروع و پایان سرایش آن 400 ه.ق می‌باشد. شاهنامه در سه بخش اساطیری، پهلوانی و تاریخی قابل تمییز است. بخش اساطیری از کیومرث تا فریدون است. بخش پهلوانی از زمان کاوه تا کشته شدن رستم به دست نا برادر شغاد است. بخش تاریخی از اواخر عهد کیانی (آمدن اسکندر) تا شکست ایرانیان از اعراب بیابان گرد دشت نیزه سواران می‌باشد.
منبع اصلی شاهنامه با واسطه، خدای نامه (خوتای نامک) است که در عصر ساسانیان تدوین شده بود. و از این رو در شاهنامه از بسیاری از اساطیر موجود در اوستا مانند مهر و آناهیتا خبری نیست، در نتیجه شاهنامه فقط حاوی بخش کوچکی از حماسه‌ها و اسطوره‌های قوم ایرانی است. “شاهنامه را به یک اعتبار می‌توان حماسه‌ی ثانوی قلمداد کرد زیرا بر مبنای کتاب‌های مدوّن حماسی پیش از خود به وجود آمده است؛ اما از آنجا که فردوسی غالباً عین منابع خود را منظوم کرده است شاید بهتر باشد آن را حماسه نخستینه بنامیم” (شمیسا، 1376: 57).

4- صفات و ویژگی‌های قهرمانان حماسی:
1- انتقام : محرک اصلی نبردها روح انتقام گیری است. همان‌گونه که در شاهنامه ذکر شده است در باب کیخسرو که چگونه انتقام خون پدر خود سیاوش را از افراسیاب پدربزرگ خود می‌گیرد. یا فریدون انتقام از ضحاک ماردوش می‌گیرد. و منوچهر انتقام نیای خود را از تور می‌گیرد به واسطه کشتن ایرج فرزند فریدون. یا در آخر بخش پهلوانی رستم با وجود این‌که در چاه نابرادر سقوط نموده و در حال مرگ است اما انتقام خود را ار شغاد حیله گر می‌گیرد. رستم به انتقام خون سیاوش