اعتقادات دینی مختلف و به‌عنوان پدیدهای دینی_تاریخی بسیار خاصتر از انواع
دوگانگیهاست و نمیتوان گفت که هر قطبیت و دوگانگی، ثنویت است، زیرا تنها آنهایی را میتوان ثنوی دانست که بیانگر دوگانگی اصول علّی باشند.
در واقع جایی که پرسش از کیهانزایی و آفرینش جهان و انسان در میان نیست، نمیتوان از ثنویت سخن گفت. به این ترتیب ، یک دوگانهگرایی اخلاقی صرف را که مبتنی بر تقابل خیر و شر، یا نیکی و بدی است، یا دوگانهگراییهای فلسفی مبتنی بر تمایز روح و جسم، یا ذهن و ماده وغیره را که در بسیاری از موارد از باورهای دینی به فلسفه راه یافتهاند، نمیتوان ثنویت به معنای دینی- تاریخی یا پدیدارشناسانهی آن به شمار آورد و باید اشاره کرد که اسطورهها و جهان بینیهای ثنوی اساساً به منظور توجیه و تبیین مسئلهی شرور و علت وجود آن در عالم شکل گرفتهاند و از نظر پدیدارشناسی دین، ثنویت لزوماً در تقابل با یگانهپرستی، چندگانه پرستی و وحدتگرایی نیست.
محققان تاریخ ادیان بر این نکته تأکید کردهاند که ویژگی اصلی دیدگاههای ثنویت باور به ازلی بودن و تقارن کم و بیش مطلق دو اصل متقابل نیست، چنانکه در بسیاری از اسطورههای اقوام مختلف میتوان دید که اصل دوم که اغلب آفریننده و رفع کنندهی قوانین حاکم بر این عالم تصور میشود، در لحظهای حساس در سرنوشت عالم ناگهان ظاهر میشود و نقش خود را ایفا میکند. در برخی از این اسطورهها، این آفریننده یا اصل دوم از اصل اول اشتقاق مییابد و در برخی دیگر اساساً به خاستگاه او اشاره نمیشود. به این ترتیب، آنچه در اینگونه اسطورهها بیشترین اهمیت را دارد، نه ازلی بودن دو اصل دست اندرکار در عالم، بلکه این نکته است که اصل دوم آفرینندهی این جهان، وضعکنندهی قوانین طبیعی حاکم بر آن و ارادهکنندهی آن است (کتابخانه‌ی دیجیتال، مرکزدائره المعارف بزرگ اسلامی).
در این‌جا لازم است به آیینهای دو بنی در فرهنگ آسیای غربی و بهخصوص ایران بپردازیم.
2_3_ آیین دوبن، ثنویت، در فرهنگ آسیای غربی
همان‌طور که گفته شد در بیشتر آیینها و ادیان و اساطیر، اعتقاد به دوگانگی در سرشت طبیعت و نیروهای متعارض موجود در جهان وجود دارد. اما این اندیشه و دیدگاه بیشتر از هر قوم دیگری در اقوام و اساطیر هند و اروپایی و آریایی کهن و به عبارتی در اساطیر پهنهی فرهنگی آسیای غربی دیده میشود. و دلیل آن وجود افسانهها و اسطورههای فراوانی با این مضمون و بن‌مایه است. مانند نبرد خدایان، نبرد نیروهای موجود در طبیعت و انسان و نبرد فرشتگان و شیاطین و دیوان، و اعتقاد به جهان خدایانی مرکب از خدایان خیر و شر (Evil).
دیوها و خدایان، این ارواح نیک و بد که گروهی بیشمار بودند، از سرچشمهای واحد پدید آمده بودند و آن منشاء غول – خدا، خدا – پدر، یا پدر و مادر نخستین دیوان و خدایان بودند و گاه این خدایان بود که در اسطورههای بینالنهرین (بابلی/آشوری=آکادی) تیامت و اپسو، دو غول- خدای نخستین، بودند و گاه این خدایان شر فرزندان آنو (ایزد آسمان در اساطیر بین النهرین) خوانده می‌شدند و در کوهساران غربی مسکن داشتند (بهار،1387،36).
از دیگر داستان های کهن بین النهرین که این دوگانگی را به تصویر می‌کشد، داستان اپو(Anu).در اساطیر هیتی، نام یکی از ایزدانی است که ایزدان خیر و شر از او پدید می‌آیند) و دیگر داستان‌های اسطورهای هیتی، از جمله داستان بَعل و شر، بعل و موت، بعل و یم و همچنین کومربی. ( Appu ) یکی از ایزدان قوم هیتی که چون زروان نقش خدا_ پدر را در اساطیر هیتی بر عهده دارد.) (تلخیص، همان ،36).
اعتقاد به دوگانگی خدایان خیر و شر در فرهنگ سرزمین سوریه‌ی باستان، مصر و حتی در تفکر عبرانی دیده میشود.
تصور وجود گروه خدایان شر، در اسطورههای هند و اروپایی و به ویژه هند و ایرانی کهن دیده
نمیشود. در اساطیر هند و ایرانی تنها تصور اژدهای خشکی و نبرد بی‌امان او با ایزد جنگاور و بخشندهی باران دیده میشود که خود شدیداً زیر تأثیر اسطورههای آسیای غربی است.
پس از رسیدن آریاییان به درهی سند و نجد ایران و برخورد مستقیم با فرهنگ پیشرفتهی بومی آسیای غربی، این دو گروه خدایان آریایی تبدیل به دو گروه خدایان خیر و خدایان شر میشوند و نام گروه خدایان شر، معنای ضد خدا و شیطان پیدا می کند (همان،39).
در واقع هم در درهی سند و هم در نجد ایران، در طی زمانی نسبتاً کوتاه، تلفیق میان ادیان بومی که خود قطعاً بخش جدی از فرهنگ آسیای غربی بودهاند، و دین آریایی نخستین انجام پذیرفت و از آن پس بود که ادیان آریاییهای هند و ایران هر یک رشدی و تحولی مستقل از یکدیگر یافت. در هند اندیشهی آرمان‌گرا (ایده آلیستی) و روی گرداندن از جهان مادی، و در ایران اندیشهی ملی دوگانه پرست (دوآلیستی) با برخوردهای پرهیزگارانه، یا برعکس، نسبت به جهان مادی رشد کرد (همان،35).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود