اد شدن ارتباطات جوامع گوناگون، موضوعاتی جدید و رویدادهایی تازه به وقوع می پیوندند که به علت ابتلا جامعه اسلامی به آن ها، پاسخ می طلبند و تنها راه پاسخ به آن ها متوسل شدن به اجتهاد است. این پایان نامه که به روش کتابخانه ای تدوین شده است با عنوان بررسی تحولات اجتهاد در ادوار مختلف فقه امامیه به بهره گیری از منابع فقهی، تاریخی، به تحولات اجتهاد پرداخته و می کوشد تا تحولات اجتهاد و ضرورت های آن را در ادوار مختلف فقه امامیه به عنوان تاثیرگذارترین موضوع در تاریخ فقه مورد کنکاش قرار داده و اهمیت آن را به رخ کشد. زیرا یکی از افتخارات فرقه امامیه این است که، به علت حرکت معتدلانه و بدون هر گونه افراط و تفریط خود هیچ گاه باب اجتهاد را به روی خویش مسدود نساختند. بدین سبب می توان گفت این تلاش ها می تواند سرفصلی برای یک تحقیق مفصل فقهی و تاریخی در این موضوع باشد.
واژگان کلیدی: اجتهاد، فقه امامیه، ادوار فقه
مقدمه
اجتهاد یکی از برجسته‌ترین شاخصه های فقه اسلامی به ویژه شیعه است. بدون شک دانستن تاریخ پیدایش و تحوّل هر علم در درک مسائل آن علم نقش بسزایی دارد. پیشینه اجتهاد به عصر پیامبر اکرم ص باز می‏گردد عمده احکام و اوامر و نواهی الهی در دوران اقامت در مدینه و تشکیل حکومت اسلامی توسط آن حضرت، در قالب آیات مدنی قرآن کریم ابلاغ گردید. به این ترتیب، در زمان حیات رسول خدا ص هر دو منبع اصلی استنباط احکام، کتاب و سنت، در کنار یکدیگر شکل گرفتند. اجتهاد در طول تاریخ زندگی بشری نیرویی است که فقه را با مظاهر نوین زندگی همگام می کند و از ناحیه مصادیق، تطور و گسترش می بخشد. در عین حال، اصل تشریع را همواره ثابت نگاه می دارد. پس اجتهاد وسیله‌ای است که فقه را از رکود و توقف در برابر رویدادهای زمان حفظ و آن را با احتیاجات و نیازهای نوین زندگی بشری، هماهنگ می‌نماید. پس اجتهاد برای فقه اسلامی امری ضروری است. زیرا بدون آن فقه هیچ گاه نمی تواند پویا و متحرک و همگام با رویدادهای زندگی انسان ها در بستر زمان باشد. آن چه امروز گاهی به عنوان نارسایی فقه عنوان می شود، واقعاً نارسایی موهومی است. انسداد باب اجتهاد، پیامدهای ناگوار و دردناک تر از همه، رکود و جمود در فقه و اصول را در حوزه های علمیه اکثر بلاد اسلامی به همراه داشت که دامنه آثار منفی آن، فقه دیگر مذاهب را نیز فرا گرفت و حتی فقه شیعی نیز از تأثیرات منفی آن در امان نماند. اجتهاد آن قدرها صعب الوصول نیست، از آن جایی که اجتهاد، هدف علم اصول فقه و ثمره آن است؛ در میان شیعه و دیگر مذاهب دارای پایگاه ویژه‌ای می‌باشد، همه مشکلات ناشی از بی‌قانونی، در پرتو شایستگی و کاردانی اجتهاد پویا، حل و فصل می‌گردند. در این روزگار بر اساس اندیشه شیعه، به خاطر دوری از رهبران معصوم، راهی به سوی علم به احکام شریعت جز اجتهاد وجود ندارد و هیچ مرجع دیگری را جز مجتهد نمی‌توان سراغ داشت که برای حوادث روزافزونی که در جوامع بشری پدید می‌آیند، حکم و قانون جامعی ارائه کند. بنابراین، اجتهاد و مرجعیت دینی، از اعتقادات مهم شیعیان در عصر غیبت به حساب می‌آید. فقه اجتهادی و احکام شریعت مبتنی بر منابع اجتهاد و پایه‌های معتبر شرعی است. نخستین و مهمترین آن ها اصول احکام و قوانین کلی است که خداوند آن ها را در ضمن حدود 500 آیه بیان نموده است و دومین منبع مهم، شناخت سنت رسول خدا است که در آن شرایط و موانع احکام به گونه کامل بیان گردید و این منبع از برای مجتهد در مقام استنباط احکام حوادث واقعه و موضوعات مستحدثه، نقش بسیار مهمی را دارد باید دانست در صورتی که اجتهاد در منابع فقهی به کار گرفته نشود، منابع فقه هیچ گاه نمی‌توانند در برابر رویدادها و مسائل تازه پاسخگو شوند و نیز فقه هیچ گاه نمی‌تواند از توسعه مصادیق و فروع برخوردار گردد، و بدین سبب برخی از عالمان و دانشیان اسلامی، اجتهاد را واجب عینی و برخی دیگر واجب کفایی دانسته‌اند، و این بدین جهت است زیرا با اعمال آن در منابع فقهی، نه تنها موجب می‌شود که‌ تفکر فقهی را در قالب های ثابت متحجر و منجمد و راکد نگردد و قوانین و احکام دینی به صورت سنت های راکد و اعمال تکراری و بی روح در نیاید و در برابر رویدادها و پدیده‌های جدید و مسایل تازه از حرکت باز نایستد و در برابر مقتضیات زمان و شرایط آن بیگانه نگردد، بلکه علاوه بر این عاملی است که طرز تفکر اسلامی را پیشاپیش زمان و پدیده‌های آن همواره در حرکت قرار می‌دهد.
الف) بیان مسئله
با توجه به اینکه اجتهاد، هدف علم اصول فقه و ثمره ی آن است، و اجتهاد در اصطلاح اسلامی، بذل جهد و کوشش برای استنباط احکام شرعی فرعی از منابع فقه اسلامی است. اجتهاد به این معنا، کار بسیار مهم و مقدسی است که خداوند در قرآن مجید آن را بر گروهی از مسلمانان واجب کرده است. انسان پس از ایمان به خداوند متعال و شریعت آسمانی اسلام و احساس مسؤولیت در برابر پروردگار، از آن جا که در امتثال اوامر و اجتناب نواهی، خود را بنده خداوند می شمرد، لذا بر خود لازم می داند که رفتار و کردار خود را در همه جنبه های زندگی بر اساس قانون آسمانی و شریعت اسلامی انجام دهد و عقل و اندیشه اش او را وا می دارد که در همه تصرفات فردی و اجتماعی خود، تنها بر اساس آن شریعت حکم کند، بدین معنی که خود را ملزم بداند که همواره از وظیفه ای که دین او عمل بدان را فرمان داده است پیروی نماید. و بنابراین اجتهاد در میان فقه شیعه از اهمیت سرشاری برخوردار است. و همه ی مشکلات در پرتو شایستگی و کاردانی اجتهاد حل و فصل می گردد. در این زمان ها که برای ما به جهت دوری از رهبران معصوم خود، دیگر هیچ راهی به سوی علم به احکام وجود ندارد، جز اجتهاد. بنابراین با توجه به اینکه آنچه در این تحقیق مدنظر است بررسی تحولات اجتهاد در ادوار مختلف فقه شیعه می باشد و اینکه اصل اجتهاد در اسلام چیست؟ بدیهی است طرح این مسئله برای مخاطبان ضمن جذاب و سودمند بودن به واسطه ی حقایق والای دینی، اخلاقی آن، رشته اتصال و ارتباط مسلمانان با اهل بیت پیامبر ص را محکمتر می کند. این تحقیق ضمن اینکه خواننده را در پرتو مقایسه و مقارنه به درک و فهم عمیقی از تحولات اجتهاد نایل می سازد باب جدیدی را برای تحقیقات بعدی فراهم می نماید. امید است مقبول درگاه حضرت احدیت واقع شود.
ب) پیشینه پژوهش
– مرتضی مطهری، در مجموعه آثار خود می نویسد:”از نظر من جهشها و تغییرات کیفی فقه شیعی از روزی که فقها وظیفه اجتهاد را برعهده گرفتند در سه مرحله صورت گرفته است: مرحله اول دراوائل قرن پنجم به دست شیخ طوسی، مرحله دوم در قرن هفتم به دست محقق حلی و علامه حلی و مخصوصا علامه حلی از نظر اصول فقه و جدا کردن حساب احادیث صحاح و ضعاف از یکدیگر، و مرحله سوم در قرن سیزدهم هجری به وسیله خاتم المتاخرین حاج شیخ مرتضی انصاری انجام یافت و اگر جنبه های مبارزه با قشریگری را در نظر بگیریم و سهم عظیم استاد المجتهدین وحید بهبهانی را در مبارزه با جمود اخباریگری فراموش نکنیم و مخصوصا به طرد مکتب اخباریگری از فقه شیعه توجه کنیم باید یک مرحله دیگر اضافه نماییم و آن در قرن دوازدهم به وسیله وحید بهبهانی است.”1
– گروهی از نویسندگان در کمیته علمی کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی ره “نقش زمان و مکان در اجتهاد” در کتابشان تحت عنوان اجتهاد و زمان و مکان 1 می نویسند:”اجتهاد در شیعه تا حدود قرن پنجم به معنای رایج آن روز، غیر معمول بلکه ممنوع بود. از این قرن یعنی زمان شیخ طوسی و شیخ مفید که از برجسته ترین علمای شیعه و پایه گذار بسیاری از علوم اسلامی هستند، اجتهاد با مفهوم و محتوای جدیدی مطرح شد”2
– حسین عزیزی در کتابشان تحت عنوان مبانی و تاریخ تحول اجتهاد می نویسند:”به نظر می رسد اجتهاد شیعی هر چند در شیوه ها و قلمرو اجتهاد، ژرفایی و شکوفایی قابل ستایشی داشته و به اصطلاح در دوره های گوناگون، ابواب گوناگون اجتهاد را در عرصه فقه و اصول فتح نموده است، اما در روند تاریخی خود غالبا در چارچوب اجتهاد فردگرایانه محصور مانده و راه خود را در پیش روی از این مرحله، به مراحل دیگر مسدود یافته است.”3
– سیداحمد میرخانی، در کتاب تاریخ اجتهاد و تقلید خود می نویسد:”بنابر مبنائی که شیعه اثنی عشری دارد اجتهاد و تقلید از زمان خود پیغمبر ص بوده ولی نه به این صورتی که فعلا در عصر ما در بین جماعت شیعه متداول است. در زمان خود رسول اکرم(ص) آن حضرت بیان احکام و آیات قران را می کردند و این منصب اختصاص بخود آن حضرت