زدی،11،1377)
3-6-1-تبلیغ
تبلیغ واژهای عربی است که به صورت لازم و متعدی به کار می رود و ابلاغ به معنای رساندن یک پیام، اندیشه و عقیده است و تبلیغ نیز رساندن پیام از شخصی به شخص دیگر است.(اکبری،33،1393)
“تبلیغ” نوعی ارتباط اقناعی است به معنای رساندن پیام یا خبر یا مطلبی به دیگری؛ پخش کردن، منتشر کردن و چیزی را شناساندن، خواندن کسی بر دین، عقیده ای و مذهبی و مسلکی و روشی، کشیدن کسی به راهی است که مبلّغ، قصد دارد.
یا به بیان دیگر، تبلیغ، رساندن مجموعه اطلاعاتی به مخاطب به منظور اقناع و برانگیختن احساسات او به سود یا بر ضد یک موضوع است.
واژه تبلیغ هر چند در لغت، مفهوم گسترده‏ای دارد ولی مراد از آن در این‌جا، رسانیدن شرع و دین خدا به مردم است که در آیات متعدّد از وظایف اصلی پیامبران الهی شمرده شده است و امروزه به شیوههای مختلف، توسط روحانیون انجام میشود.
امّا آنچه در اینجا مد نظر ماست، تبلیغ دینی است؛ این تبلیغ شامل همه فعالیت های مشروعی است که انسان را در مسیر تقرب الی الله و کمال انسانی پیش می برد و شامل معرفی دین حقّ، آموزش معارف الهی و شناساندن خوبی ها و بدهی ها، تقویت باورهای دینی و ایمان درونی، زمینه سازی برای عمل به احکام اسلامی، زدودن رذایل نفسانی و نقش آفرینی در پدیده های اجتماعی و سیاسی است.

4-6-1-حضور موثّر
حضور از سه حرف (ح ض ر) به معنای زندگی کردن در این مکان و در این زمان با وجود تمرکز بر حواس پنجگانه اطلاق می گردد که مشرف بر حضور عینی است و عنوان موثّر در پس عنوان حضور، ناظر به حضور صرف، یا حضور عینی نیست؛ بلکه مقصود، حضوری است که مفید یک فایده یا اثر مطلوبی است که مد نظر کارفرماست.
بعد از انقلاب اسلامی، حضور روحانیون در رسانه ملّی، یکی از ضروریات بود. چون تلویزیون اسلامی، بدون حضور متخصصان این حوزه، محقق نمیشد؛ که این قشر در طول این سالها، با حضورشان در رسانه ملّی، اثرات مطلوبی را بجای گذاشتند.
اکنون، بعد از گذشت سالها، به دلیل ارتقاء بنیه فکری مخاطبان رسانه ملّی و تغییر نگاه، سلیقه و ذائقهشان لازم است چهره این حضور، با توجه به فهم و درک مخاطب تغیییر یابد و شاید پیام مقام معظم رهبری، درباره حضور موثّر روحانیت، برخاسته از همین تغییر باشد؛ لذا ما در کنار حضور روحانیت به صورت مستقیم، به حضور به معنای تولید محتوای دینی، بدون حضور مستقیم روحانی، برای اثرگذاری غیرمستقیم نیازمندیم و باید توجه داشته باشیم که حضور عینی صرف، ما را از تولید محتوای دینی بی نیاز نمی کند. و منظور ما اینجا از حضور موثر این است که اثر مطلوب اتفاق بیفتد نه اینکه روحانیون را جلوی دوربین ببریم.
5-6-1- هنـر
معنای لغوی هنر
واژه هنر در زبان سانسکریت، ترکیبی از دو کلمه سو به معنی نیک و نر یا نره به معنای زن و مرد است. در زبان اوستایی سین به “‌ها” تبدیل شده و واژه هونر ایجاد گشته است که در زبان پهلوی یا فارسی میانه به شکل امروزی (هنر) درآمده است که به معنای انسان کامل و فرزانه است. (ریخته گران، ص 16)
نبریتانیکا هنر را به عنوان “استفاده توانایی و تخیل در خلق آثار زیبا، محیطی و یا تجاربی که می‏توان با دیگران تقسیم شود” تعریف می‏کند. هنر در لغت به معنای علم، معرفت، فضل و کمال است. این واژه در واقع، به معنی آن درجه از کمال آدمی است که هشیاری و فراست و فضل و دانش را در بردارد و نمود آن، صاحب هنر را برتر از دیگران می‏نماید.(مددپور،1372، 8)
به عبارت دیگر هنر مجموعه‌ای از آثار یا فرآیندهای ساخت انسان است که در جهت اثر گذاری بر عواطف، احساسات و هوش انسانی و یا به منظور انتقال یک معنا یا مفهوم خلق می‌شوند. (دهخدا،1377)
مهم‌ترین رشته‌های هنری عبارتند از:
* هنرهای تجسمی (نقاشی، طراحی، تندیس‌گری، عکاسی و چاپ)
* هنرهای نمایشی (تئاتر و رقص)
* هنر موسیقی، ادبیات (شعر و داستان)
* هنر سینما و معماری
* هنر طراحی (طراحی خودرو، معماری، طراحی صنعتی)
* هنرهای زیبا ( نقاشی، مجسمه‌سازی، موسیقی)
واژه هنر امروزه در زبان فارسی در معنایی متفاوت از گذشته به کار می‌رود و بیشتر منظور از آن اشاره به نتیجه خلق انسـان‌ها در زمینـه هنرهای زیبا اسـت. معنای این واژه امروز معادلی برای واژه Fine art در زبان انگلیسی است. به طور سنتی مجموعه هنرهای زیبا به ? دسته تقسیم می‌شوند: (هنر موسیقی؛ هنرهای دستی: مجسمه سازی، شیشه گری، و …؛ هنرهای ترسیمی: نقاشی، خطاطی، عکاسی و …؛ ادبیات: شعر، داستان، نمایشنامه، فیلمنامه و نثر؛ معماری؛ حرکات نمایشی؛ هنرهای نمایشی: سینما، تئاتر و …
وجوه مشترک آثار هنری عبارت‌اند از: تخیل به عنوان مهم‌ترین عامل در شکل‌گیری اثر هنری است، همه آثار هنری از عاطفه و احساس هنرمند سرچشمه می‌گیرند نه از تفکر منطقی و عقلانی او چند معنایی بودن و منشور مانندی، وجه اشتراک سوم تمام آثار هنری است.
این جنبه از خصایص آثار هنری، در واقع از دو ویژگی قبلی که برشمردیم، نتیجه می‌شود. بدین معنی که هر پدیده‌ای که عنصر اصلی سازنده آن تخیل و عاطفه باشد، بی شک نمی‌تواند معنایی منجمد و تک بعدی داشته باشد. از این روست که هر کس در برابر آثار هنری می‌ایستد؛ دریافت و استنباط خاصی دارد. آثار هنری بسادگی میتوانند بیان کننده زیبایی حقیقی یا احساسات باشند. تغییری که هنر بر روح انسان می‌گذارد تغییری عمیق و ماندگار و طولانی‌تر است. در نتیجه هر گاه خواهان اثرگذاری ماندگار باشیم، می‌توانیم از هر یک از رشته‌های هنری به فراخور نیازمان بهره ببریم. همانطور که در روانشناسی این بحث به اثبات رسیده‌است، جهان از مجموعه‌ای از افراد تشکیل شده‌است، پس اگر بخواهیم در سریعترین حالت بر تعداد زیادی از افراد تاثیرگذاری داشته باشیم می‌توانیم از اسباب هنر استفاده کنیم، که هنر موسیقی و هنرهای نمایشی چون از طریق حس شنوایی و حس بینایی به سرعت درک می‌شوند، می‌توانند توام با یکدیگر به سرعت و در بعد جهانی تاثیری ژرف، عمیق، ماندگار و طولانی در جوامع به وجود می‌آورند.

معنای اصطلاحی هنر
این مفهوم در آثار هیچ یک از بزرگان فرهنگ و اندیشه فارسی، در سده‏های پیشین به کار نرفته است. این اصطلاح از فرهنگ غربی و از طریق دانشگاه‏ها و ترجمه آثار غربی وارد زبان فارسی شده است. معنی اصطلاح هنر، ترجمه واژه “art” انگلیسی است که واژه art هم از واژه لاتینی “ars” گرفته شده است و این کلمه لاتینی، خود، ترجمه “techne” در زبان یونانی است.(ریخته گران،139)
در انگلیسی هم art در قدیم به معنای فن و صنعت به کار می رفته است که هنر به اصطلاح امروزی را نیز شامل می‏شده است، ولی این واژه از قرن هجدهم و پس از آن، به معنای امروزی خود به کار رفته است. شارل باتو در مقاله‏ای، “هنرهای زیبا” را از هنرهای ماشینی تفکیک کرد و هنرهای زیبا را شامل موسیقی، شعر، نقاشی، مجسمه سازی دانست.(هنفلینگ، 11)
“در برابر هنر زیبا می‏توانیم آن چیزی را که از حیث تاریخی “هنر مفید” نامیده شده است، تمیز دهیم. همه اشیای هنر مفید در زندگی انسان، غیر از آنکه زیباشناسانه نگریسته شوند، به کار دیگری نیز می‏آیند؛ گرچه در مقام ثانوی آنها را زیباشناسانه نیز می‏توان نگریست. اتومبیل ها، استکان ها، سبدها، گلدان ها، همه نوع صنایع دستی و اقلام بی‏شمار دیگر، نمونه‏های هنر مفیدند. بسیاری از آنها چشم زیبا شناس حساس را ارضا می کنند، ولی همه آنها به کار قصدی غیر زیباشناختی نیز می‏آیند و وقتی کسی به آنها نگاه می‏کند، کار عملی آنها مغفول واقع نمی‏شود.
یقینا موارد “حد وسطی” نیز وجود دارند که معماری شاید از اصلی ترین نمونه های آنها باشد. برخی معتقدند که معماری در وهله نخست و پیش از هر چیز، هنر زیباست و بناها در وهله نخست، اشیای زیبایند و فقط به طور عرضی محل سکونت یا عبادت قرار می‏گیرند. برخی دیگر نیز معتقدند بناها در وهله نخست، اشیایی مفیدند و کارکرد زیبا شناختی آنها عرضی است به همین دلیل گروه معماری در برخی از دانشگاه ها در دانشکده هنرهای زیبا قرار دارد و در برخی دیگر، در دانشکده‏های مهندسی”.(بیردزلی وهاسپرس، 90)
در ترجمه art به هنر، دقت کافی نشده است؛ زیرا این واژه در انگلیسی، به معنای فن و صنعت است، در صورتی که هنر به معنای فضل و کمال است. (در عربی، این واژه را به فن ترجمه کرده اند که ترجمه به نسبت، دقیق تری است.) در نتیجه، هنر با سابقه معنایی که در زبان فارسی دارد، همواره با بار ارزشی همراه است و هنرمند را برتر از دیگران م