ناگونش مردم را به بیداری و دست کشیدن از اختلافات مذهبی و زیستن در کنار هم در سایه شرقی بودن و عربیت خود فرا می‌خواند. در این رساله به بررسی نظریه پلورالیسم یا تسامح دینی، در اندیشه می‌زیاده و جبران خلیل و همچنین مقایسه آنها با یکدیگر و بطوری کلی بررسی شباهتها و تفاوتها‌ی این دو ادیب، موضع‌گیری آنها در باره اختلافات مذهبی، اندیشه‌ی دینی جبران و مَی، دیدگاه آنها در باره‌ی حقیقت دین، و اندیشه می‌درباره برتری شرق وتوانایی و میراث شرق، تاثیر همایش او در تساهل دینی و نزدیکی مردم خواهیم پرداخت.

نوریه هواسی
بهمن1392

فصل اوّل
کلّیّات تحقیق
1-1-0بیان مساله

تسامح و پلورالیسم دینی و به عبارت دیگر همزیستی مسالمت‌آمیز قومیت‌های مختلف با مذاهب مختلف در کنار هم یکی از واقعیات وملزومات دنیای امروزه است از آنجائیکه مصر، لبنان و فلسطین از جمله کشور‌هایی هستند که مردم آنها با وجود ملییت واحد دارای مذاهب مختلف هستند. برای رشد و بالندگی کشورشان نیازمند توانایی تحمل واحترام به مذاهب متفاوت با خود را دارند. این پایان نامه در‌صدد است که تصویر این مطلب را در آثار و اندیشه‌های دو ادیب سر شناس عرب -جبران خلیل جبران و می‌زیاده- با هم مقایسه کرده ومیزان و جلوه‌های متفاوت این موضوع رادر آثار واندیشه‌های آنها بررسی نماید.
1-2-0اهداف تحقیق
با توجه به اینکه جبران ومَی هر دو در زمان واحد و شرایط متفاوتی می‌زیسته و با هم علی رغم فاصله مکانی ارتباط فکری،ادبی و حتی عاطفی نزدیکی داشته‌اند؛ در این مورد باهم همفکر بوده‌اند یاخیر؟از آنجا
که جبران و مَی هر دو از ادیبان و نویسندگان تاثیر گذار معاصر عرب بوده‌اند شناخت این جنبه از اندیشه آنها می‌تواند به دانش و شناخت کلی ما از این دو ادیب بزرگ را بیشتر و گسترده تر کرده و مارا در غنای ادبیات وزبان عربی بیشتر یاری نماید.
1-بررسی اندیشه‌های دینی جبران
2-بررسی اندیشه‌های دینی مَی
3-بررسی ومقایسه پلورالیسم دینی در اندیشه این دو ادیب سرشناس هم عصر
1-3-. فرضیه تحقیق
در ادامه تعداد بیشماری از فرضیات و حدس گمان‌های اولیه در ذهن نگارنده به وجود آمد که پس از سنجش آنها در نهایت به فرضیه‌های زیر رسیده است:
1-جبران خلیل جبران ومَی زیاده هر دو دارای اندیشه تکثر‌گرایی دینی بوده‌اند .
2-اندیشه تکثر‌گرایی دینی جبران خلیل جبران رنگ وبویی رمانتیک دارد.
3-اندیشه تکثر‌گرایی دینی می‌زیاده ملموس‌تر و واقع بینانه‌تر از‌ اندیشه جبران می‌باشد. .
1-4 -0روش کار و‌ ‌تحقیق
شیوه پژوهش این رساله به روش کتابخانه‌ای و جستجو در سایت‌ها و مجلات گوناگون به صورت تحلیلی می‌باشد. پس از جمع‌آوری اطلاعات و فیش برداری از منابع مختلف، مطالب با دقت و چینش مناسب تدوین و نگاشته شده است.
1-5-0پیشینه تحقیق
با جستجو و مطالعه در عناوین پایان نامه‌های انجام شده در دانشگاههای تهران، تربیت مدرس و…تقریباً پایان‌نامه‌ای در این‌باره با این مضمون و یا مسائل مربوط به آن یافت نشد. با توجه به سطح دانش ناقص نگارنده شاید بتوان ادعا کردکه تا زمان شروع به انجام این پایان نامه رساله‌ی دیگری رؤیت نشده است.

فصل دوم
بررسی اوضاع سیاسی، اجتماعی اقتصادی، فرهنگی و ادبی عصر جبران و می‌زیاده
2-1. اوضاع سیاسی لبنان در عصر جبران و می‌
با بررسی تحولات سیاسی و مطالعه‌ی مضامین شعری و مکاتب ادبی در کنار آن به این نتیجه می‌رسیم که وضعیت‌ سیاسی یک کشور در خلق ‌مکتبها‌، نگرشها و گرایش‌های مختلف ادبی، هنری و فرهنگی تأثیر‌گذار می‌باشد‌، بنابر‌این‌ در این قسمت به شکلی اجمالی به بررسی اوضاع سیاسی لبنان می‌پردازیم.
با ضعف دولت عثمانی و قدرت گرفتن ممالیک در قرن هفدهم علی بیک کبیر، از بزرگان مصر تصمیم به استقلال گرفت و در سال 1769 والی ترک را خلع نمود و استقلال مصر از حکومت عثمانی را اعلام کرد و به نام خود سکه زد و بخش اعظم جزیره العرب را فتح نمود. شریف مکه وی را سلطان مصر و خاقان بحرین نامید وی یکی از فرماندهان خود به نام محمد بیک ابوذهب را برای فتح سوریه فرستاد ابوذهب سوریه و شامات را فتح کرد اما دولت عثمانی او را با وعده‌ی حکومت مصر فریفت در نتیجه او علیه سلطان خود علی بیک کبیر شورید. این امر منجر به جنگ میان دو طرف شد که در این جنگ علی بیک کبیر در سال 1737 م شکست خورد و محمد ابوذهب حاکم مصر شد و ابوذهب دو سال بعد در گذشت و بعد از وی تنی چند از بزرگان ممالیک، به طور متوالی به قدرت رسیدند.(ضیف؛ بی‌تا‌:44-42‌)
زمانیکه، عوامل فساد در حکومت عثمانی افزایش می‌یابد کشورهای غربی که احساس می‌کنند دولت عثمانی درآستانه فرو پاشی قرار گرفته است درصدد تصرف ممالیک آن بر می‌آیند، بر این اساس فرانسه تصمیم می‌گیرد مصر را اشغال نماید تا حکومتش را توسعه دهد و نیز ارتباط انگلستان با هندوستان را قطع کند، از این رو در سال 1798 م ناپلئون بنا پارت حمله خود به مصر را آغاز می‌کند. حمله ناپلئون اگر چه ظاهراً فاتحانه و اشغالگرانه بود، ولی مصر را از آن آشفتگی-‌ها و نابسامانی‌های دوره ممالیک و عثمانی و مفاسد اخلاقی و ظلم بی‌حد و حساب نجات داد و اوضاع آشفته و نابسامان کشور را سرو سامان بخشید و مصر را از خواب غفلت عمیقی که سالیان متمادی در آن فرو رفته بود بیدار کرده، و اهالی آنجا را با حقوق ملی خویش آشنا گردانید‌ و افکار مردم به تدریج روشن گردید. ناپلئون در آغاز در صدد بر آمد تا تغییر و تحولاتی را در مصر در سطح فرهنگی و سیاسی ایجاد نماید، بر این اساس مدارس و کالج‌هایی را تأسیس کرده و مدرسین و متخصصین را از اروپا برای تدریس به مصر آورد.( فاخوری؛ 645:1377)
پس از خروج فرانسویان از مصر در سال 1801 م حوادث گوناگونی اتفاق افتاد تا اینکه محمد علی پاشا بر کرسی قدرت نشست. او بیش ازهر چیز به فکر تثبیت فرمانروایی خود بود. در سال 1811 م سوریه و سودان را تحت سلطه خود در آورد و تلاش کرد تا به پایتخت عثمانی‌ها سیطره یابد که روسیه و انگلیس مانع تحقق آرزوهایش شدند(مجله الثقافه ؛15:1995)
ناپلئون با حمله‌ی خود ایده آل‌های محتوم شمرده دنیای غرب همچون عدالت اجتماعی، روش ملی و آزادی فردی را به سرزمین مصر وارد نموده و نیز ایده آل‌های روشنفکرانه فرانسوی را در راستای بر پایی شکوه امیریالیستی فرانسه به لبنان وارد کرد. امپراطوری عثمانی از مجارستان تا شبه جزیره‌ی عربستان و آفریقای شمالی کشیده شده بود و لبنان از تمامی سرزمین‌هایی که در رنج و ظلم آنها به سر می‌بردند، مدرن تر به نظر می‌رسید. این کشورها درهای خود را به روی تأثیرات غربی گشوده و از سطح بالای ادبی بر خوردار بود ند، دولت عثمانی در ظاهر قدرتمند ولی در حقیقت از ضعیف‌‌ترین دولتها بود. دولت عثمانی به غرب در حال پیشرفت چشم دوخته بود، لذا قرن هیجدهم را می‌توان قرن بیداری ملت عرب و آغاز نهضت فراگیر در حوزه‌های مختلف به شمار آورد. این قرن نقطه‌ی بر تلاقی شرق و غرب به شمار می‌آید.(حتی ؛46:1972)
دولت عثمانی با تکیه بر دین اسلام سعی در جهت پیشبرد اهداف سلطه جویانه خود داشت به همین خاطر مسلمانان از بین اتباع دولت عثمانی در درجه اول اهمیت بودند، و سایرین در درجه‌های بعدی قرار داشتند و به عنوان هموطن شناخته نمی‌شدند مگر اینکه اسلام بیاورند. نام اسلام و بهانه قرار دادن آن محرکی بود بر مسلمانانی که زیر پرچم دولت عثمانی قرار داشتند. اقلیت‌های دینی همچون گله‌هایی بودند که می‌چریدند، و دوشیده می‌شدند و کشته می‌شدند.(بدیع ؛2:1992 /783)
جبران و می‌زیاده هر دو در سالهای تغییر و تحول می‌زیسته‌اند، انگلیس به مصر و سودان حمله ور شده بود و در سال 1883م به کشمکش علیه باور مسلمین در پیروی از مهدی موعود پرداخت.
در این شرایط مردم با تهدید هولناک لبنان فقر روبرو بودند. یک نسل قبل کشور در گیر جنگ‌های داخلی و حشتناکی شده بود. آتش خشم فرقه گراها در سالهای 1845 م شعله ور شد و در سالهای 1860 م دامنه‌ی آن شدت یافت، شعله ایی که منجر به یکی از هولناک‌‌ترین کشتارهای مذهبی در طول تاریخ شد. هزاران مسیحی در سر در کلیساها قتل عام شدند. تاراج، چپاول، آتش زدن روستاها و شهرها حوادثی بودند که به کرات رخ می‌داد و منجر به آواره شدن بسیاری از مردم می‌گشتند در منطقه‌ای که شاید پس از سایر مناطق نقطه ایی تلاقی شرق و غرب در سرزمین آمیزش ادیان بود. اغتشاش حاصله از انفجار خشم فرقه گراها و آشوب سیاسی، وحشت عمیقی در ضمیر خود آگاه جبران بر جای گذاشت.(انتظاری