ارتباط مستقیم ونزدیک به موضوع مورد بررسی این نوشتار دارد وآنها عبارتند از:
1. غدیرخم :
غدیر : ریشه اصلی آن از “غادرت الشئ ” یعنی فلان چیز را ترک کردیم است. غدیر بر وزن فعیل و به معنای مفعول( یعنی ترک شده ) است گویا سیل و یا آب باران مقداری از آبشان را در جائی همانند برکه و آبگیر ترک می کند و آن آب تشکیل برکه می دهد.
الغدیر : ج غُدر14 و غُدر و غُدران و اَغدِرَه :‌آبگیر – تالاب – برکه 15
خم : قفس پرندگان16
غدیر خم : مکانی است بین مکه و مدینه و در دو میلی جحفه 17
خم : به ضم خاء نقطه دار و تشدید میم و تنوین آن چنانکه محیی الدین نوری گفته است بستانی است در سه میلی جحفه که در کنار آن بستان غدیر یعنی گودالی است معروف به گودال خم یعنی گودال نزدیک به بستان خم.18
2. دین :
دین در لغت به معنایی اطاعت کردن است ودر قرآن کریم آمده است “ولا یدینون دین الحق”19 یعنی اطاعت نمی کنند طاعت حق را.و ببه معنی جززا هم آمده است “مالک الیوم الدین”20 و در اصطلاح علما دین به مجموعه احکام و معارفی اطلاق شده که از جانب خدای سبحان نازل گشته تا برنامه زندگی بندگان او باشد.21 وهمچنین گفته شده است دین مجموعه ای از هدایت های عملی وعلمی است که از راه وحی وسنت (نبوی وعلوی)برای رستگاری آدمی در دنیا و آخرت آمده است.22
3. اکمال و اتمام
[“اکمال ” و “اتمام ” که متضاد هر دو “نقص ” است، ‌از ریشه “‌کمل ” و “تمم” و از جهت معنا به یک دیگر نزدیک هستند. اگرچه گاهی در مسامحات عرفی “اتمام ” و “اکمال ” جای یک دیگر استعمال می شوند، لیکن در نگاه دقیق لغوی با یک دیگر تفاوت دارند. راغب اصفهانی در فرق این دو واژه می گوید : تمام شدن یک چیز بدین معناست که به جایی برسد که تمام اجزای آن بدان ملحق شود و احتیاج به چیزی دیگر نداشته باشد، درحالی که ناقص، به اشیای خارج از خودش احتیاج دارد.23
اما کمال شی به این است که به جایی برسد که غرض از آن شیء حاصل شود.24
بنابراین کمال در مرحله بالاتری از تمام قرار دارد، به عبارت دیگر هر کاملی تام است، اما هر تامّی کامل نیست. از این جهت برخی گفته اند : کمال غالباً در کیفیات استعمال می شود و در مرحله بعد از تمامیت اجزاء قرار دارد. زمانی کمال تحقق پیدا می کند که خصوصیات و محسنات دیگری بعد از تمامیت اجزا به آن اضافه شود.
برای مثال وقتی که نطفه آدمی در رحم منعقد می شود و مراحل نطفه بودن، علقه شدن، مضغه شدن، استخوان شدن، روییدن گوشت و… را پشت سر می گذارد، به سوی تمامیت خود پیش می رود . هنگامی که از حیث اعضاء و جوارح به مرحله نهایی رسید، بدن انسان تام الخلقه و تام الاجزاء می شود و آماد? پذیرش روح و کامل شدن می گردد که قرآن کریم این مرحله را خلقتی جدید می شمرد “سپس جنین را آفرینش تازه ای دادیم. پس آفرین بر خدا که بهترین آفرینندگان است.”25
اما انسان کامل بالفعل نخواهد بود، بلکه بالقوه است، یعنی می تواند کامل شود . زمانی انسان کامل خواهد شد که نتیجه مطلوب از آفرینش او حاصل شود، یعنی از مرحله وهم و خیال بگذرد و به مرحله اندیشه و عقل برسد.]26
4. ابلاغ و تبلیغ
واژه ابلاغ و تبلیغ مصدر ابواب افعال و تفعیل و از ریشه بلاغ و بلوغ هستند در فرهنگ نامه ها در معنای اصلی و مقصود به : رسیدن یا نزدیک به رسیدن و یا به نهایت رسیدن در یک چیز تعریف شده است.27
(بلغ ) : از بلوغ و بلاغ به معنای رسیدن به نهایت مقصد و مقصود است و در این معنا مکان و زمان یا کاری که انجامش نیت گرفته شده، فرقی ندارد و یکسان می باشد و چه بسا لفظ بلوغ و بلاغ درجایی به کار برده شود که کاری نزدیک به رسیدن به مقصد و مقصودش باشد ولی به نهایت نرسیده است.28
5. مولی و واژه های همردیف
ولی ،مولی ،اولی،ولاء،وَلایت ،وِلایت وامثال آنها،همه از ماده ی (و ل ی) اشتقاق یافته است. این واژه، از پر استعمال ترین واژه های قرآن کریم است که به صورت های مختلفی به کار رفته است در 124 مورد به صورت اسم و12مورد،در قالب فعل بکار آمده است.29
معنای اصلی این کلمه، چنان که راغب در المفردات گفته است،قرار گرفتن چیزی در کنار چیز دیگری است،به نحوی که فاصله ای در کار نباشد به همین مناسبت طبعاً ابن کلمه در باره ی قرب و نزدیکی به کار رفته است ،اعم از قرب مکانی وقرب معنوی، وباز به همین مناسبت درباره ی دوستی ،یاری و معانی دیگر استعمال شده است، چون در همه ی این ها نوعی مباشرت و اتصال وجود دارد.
راغب راجع به کلمه ی “ولایت” از نظر استعمال می گوید:وِلایت به کسر واو ،به معنی نصرت است و اما وَلایت به فتح واو به معنی تصدی وصاحب اختیاری یک کار است.وگفته شده است که معنای هر دو،یکی است وحقیقت آن،همان تصدی و صاحب اختیاری است.30
علامه ی امینی برای مولی 27 معنی مطرح کرده است وبعد از بررسی ودقت وبا ارائه ی استدلال و بیان قراین فقط معنای،اولی به شیء ،”اولویت داشتن وسزاوار تر از دیگران بودن ” را مناسب ترین معنای کلمه ی مولی در حدیث غدیر دانسته است.31
انشاءالله در بخش بررسی دلالی حدیث استدلالات ایشان کاملاً منعکس خواهد شد.
بخش دوم
تبین سند و دلالت حدیث غدیر
فصل اول : گونه شناسی حدیث غدیر
در مورد واقع? غدیر نقل های متفاوتی از شیعه و اهل سنت وجود دارد که می طلبد در این قسمت به نقل آنها بپردازیم و به تفاوتهای موجود مختصراً اشاره کنیم، نویسنده کتاب ارزشمند غایه المرام با کنکاش دقیق و محققانه و منصفانه در نوشته های عالمان حدیث شناس و روایت نگار شیعه و اهل سنت، مجموع? با ارزشی از اخبار غدیر یادداشت نموده ایشان 89 طرق روایی از متون حدیثی اهل سنت را به همراه اسناد رجالی آنها به ثبت رسانده است. 32
بزرگانی از عامه که در این رهگذر مورد استناد قرار گرفته اند عبارتند از :
احمد حنبلعبد الله بن احمد حنبلاحمد بن یحییحمیدیمسلمابن ابی الحدید معتزلیابو داوودابن مغازلی شافعیسمعانیترمذیخطیب خوارزمیحموینیثعلبیابو نعیم اصفهانیعلی بن احمد مالکیبلاذریدر اینجا برخی از روایات شیعه و اهل سنت را ذکر می کنیم.
گفتار اول : قص? غدیر به روایات شیعه
در این گفتار روایت کتاب الغدیر مقدم شده زیرا به اعتقاد علامه ی امینی این نقل اجماعی شیعه واهل تسنن است اما نقل های بعدی واقعه ی غدیر را مفصل تر ترسیم کرده و مفاد آن بیشتر مورد پذیرش شیعه می باشد.
1. واقعه غدیر به روایت الغدیر
[ده سال از هجرت می گذشت که رسول مکرّم اسلام(ص) عزم سفر حجّ نموده و همگان را مطلّع می سازد.
گروه زیادی به مدینه آمدند تا در مناسک حجّ با او بوده و از او پیروی کنند.
“‌حجه الوداع”، “حجه الإسلام “، “حجه البلاغ “، “حجه الکمال “‌ و “حجه التمام “33 نام هایی است که بر این تنها حجّ رسول خدا(ص) پس از هجرت نهاده اند.
شنبه، پنج یا شش شب از ماه ذی القعده باقی مانده [ پنج یا شش روز مانده به هلال ذی الحجه الحرام ] با پای پیاده، با غسل و تدهین34 و تنها با لباس احرام از مدینه خارج می شود. همسرانش را نیز سوار بر کجاوه با خود می برد .
تمامی اهل بیت و مهاجرین و انصار و چه بسیار از قبایل عرب و دیگر اقشار مردم با او به راه می افتند.35
شیوع بیماری آبله یا حصبه، توفیق همراهی را از بسیاری سلب کرده بود‌، با این وجود، جمعیت به حدی بود که شمار آن را جز خدا نمی داند.
عدد آن را نودهزار و بیشتر ذکر کرده اند.
هنگامه حجّ بر این سیل جمعیّت افزوده می شود‌؛ اهالی مکّه و نیز جماعتی از یمن که در معیّت علی بن ابی طالب(ع) و ابو موسی آمده بودند، به آنان می پیوندند.36
مناسک حجّ را به پایان رسانده و با همان جمعیّت انبوه، راهی مدینه می شود.
در میان? راه منطقه ای به نام “جُحفه” قرار دارد که راههای مدینه، مصر و عراق از آنجا منشعب گشته و برکه ای به نام “غدیر خم “در نزدیکی آن واقع است.
پنج شنبه37 هجدهم ذی الحجه الحرام زمانی که به این برکه می رسند، جبرئیل امین آیه ای از جانب پروردگار متعال بر او نازل می کند:
(یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ…) 38
[ ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است را، کاملاً( به مردم ) برسان ]
فرمان می دهد که باید علی بن ابی طالب(ع) را به عنوان عَلَمِ هدایت و پرچم دین برافراشته، بایستی اطاعت و ولایت او بر همگان را ابلاغ کند.
رسول گرامی(ص) دستور می فرماید : آنها که جلو رفته اند، بازگشته و آنان که می رسند، توقّف نمایند.
کنار هم قرار گرفتن پنج درخت بزرگ مغیلان39، جایگاه خوبی را فراهم آورده بود. آنجا را تمیز کرده و جارو می کشند. به دستور آن حضرت تا رسیدن تمام جمعیّت کسی نمی بایست در آن جایگاه می