دارد. بعد شناختی – عاطفی دلبستگی که به عنوان کیفیت عواطف در جهت چهره دلبستگی مطرح می شود و بعد رفتاری که در واقع به بهره گرفتن از حمایت و مجاورت شخص مورد نظر مربوط می شود. هر چه شخص از کودکی به سمت بزرگسالی حرکت می کند بعد عاطفی شناختی دلبستگی اهمیت بیشتری می یابد.”
یکی از مسایل عمده که جوان با آن روبرو می شود مساله شکل گیری هویت فردی اوست (هیلگارد – ترجمه براهنی). اریکسون (1968) شکل گیری هویت فردی را در دوره نوجوانی نشانه‌ای از سازگاری و تعادل در این دوره می داند. بر اساس نظریه اریکسون اگر هویت جوان در طی زمان و بر اساس تجربیات حاصل از برخورد درست اجتماعی شکل گیرد و جوان بتواند خود را بشناسد و از دیگران جدا سازد، تعادل روانی وی تضمین می گردد. در دوره نوجوانی مبارزه‌ای برای کسب استقلال و اثبات خود توسعه می یابد و نتیجه طبیعی بحران نوجوانی باید این باشد که جوان تجارب و روابط نوین را وسیله غنی کردن شخصیت خود تلقی کند. ولی اگر سر خوردگی و عدم اعتماد جایگزین اعتماد گردد و به جای تماس با مردم، جوان گوشه گیر شود و به جای تحرک به رکودگراید و تشکیل هویت مثبت دچار ابهام در نقش شود هماهنگی و تعادل رفتاری وی به هم می خورد و دچار بحران هویت می شود و در هنگام بحران هویت جوان به طور شدید دچار اضطراب و ناراحتی ذهنی است و نمی تواند جنبه‌های مختلف شخصیت خود را در یک خویشتن قابل قبول هماهنگ سازد (کراسکیان موجمباری، 1381).
هم اکنون مطالعاتی در حیطه رشد هویت وجود دارد که تفاوت های فردی مهمی را در رفتار و ویژگی های شخصیتی بین دانشجویان آشکار ساخته‌اند. این یافته‌ها نشان می دهند دانشجویان ی که در اندازه گیری هویت نمره بالای میانگین می آورند قابل اعتماد‌تر، سازگار‌تر، خود پذیر، و از لحاظ شخصیتی منسجم تر از دانشجویان ی هستند که نمرات آنها پایین تر از متوسط است (لاوی، 1976؛ مارسیا، 1993؛ برزونسکی، 1998، به نقل از رجب پور، 1386). این تحقیق در صدد است که رابطه سبک های دلبستگی را با هویت مورد بررسی قرار دهد و در نهایت ببینید که آیا سبکهای دلبستگی با هویت فردی رابطه‌ای دارند؟
1-3- اهداف پژوهش
هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه دلبستگی با هویت در دختران جوان در راستای بررسی این رابطه، هدفهای زیر دنبال می شوند:
1- بررسی سبکهای دلبستگی آزمودنیها
2- بررسی هویت فردی
3- تعیین نوع رابطه سبک دلبستگی ایمن و هویت
4- تعیین نوع رابطه سبک دلبستگی نا ایمن – اجتنابی و هویت
5- تعیین نوع رابطه سبک دلبستگی نا ایمن دو سو گرا و هویت
1-4- اهمیت و ضرورت موضوع مورد مطالعه
از عوامل اساسی توسعه پایدار و همه جانبه، توجه ویژه به جمعیت جوان به ویژه به دانشجویان دوره دانشگاه آزاد است، به عنوان قشری که پایه و اساس نیروی انسانی جامعه را تشکیل خواهند داد. پرورش استعدادها و قابلیت های دانشجویان هماهنگ با نیازها و تحولات جامعه می تواند زمینه تحقق اهداف تعریف شده و آرمانهای یک ملت را فراهم سازد. بدون تردید مؤلفه های متنوع و متعدد، هم از نظر کمی و هم از لحاظ کیفی، دانشگاه و دانشجو را تحت تاثیر قرار می دهد. تحولات وسیع صنعتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سطوح ملی، منطقه‌ای و جهانی موجب می گردد که نظام آموزشی مدارس دوره دانشگاه آزاد به ایجاد هماهنگی پیش نیازهای جدید و مدرسه اهتمام جدی نماید. یکی از مباحث مهم در دوره نوجوانی، شکل گیری هویت جوان و چگونگی انتقال او از دوران کودکی به خصوص اواخر کودکی به اوایل نوجوانی و سپس جوانی است. عوامل مهمی در این انتقال مؤثر هستند. به همین دلیل در همه دانشجویان این مرحله انتقال به آسانی و با روند مشابهی، انجام نمی گیرد و انواع مشکلات از جمله هویت زودرس یا دیررس، تداوم بحران هویت تا اوایل جوانی و گاه حتی در سال های بعدی وجود دارد. برای آنکه دانشجویان بتوانند واقعاً به بزرگسال تبدیل شوند و بزرگ شدن آنان محدود به جنبه جسمانی نباشد باید بتدریج بتوانند از والدینشان مستقل شوند. خود را با بلوغ جسمی سازگار کنند و با همسالان روابط همکارانه و حرفه‌ای برقرار کنند. در فرایند کنار آمدن با همه این مسایل جوان باید بتواند برای زندگی فلسفه‌ای پیدا کند و به احساس هویتی دست یابد دانشجویان پیش از آنکه بتوانند دلبستگی دوران کودکی را با موفقیت طی کنند باید تا اندازه‌ای بدانند که چه کسی هستند، به کجا می روند و برای رسیدن به جایی که می روند چه امکاناتی دارند. با این وجود تحقیقات به طور فزاینده‌ای نشان می دهند که خود مختاری جوان به سهولت ایجاد می شود اما نه به بهای از دست دادن ارتباط دلبستگی با والدین، بلکه در پس ارتباط‌های ایمن با والدین که به احتمال زیاد پس از نوجوانی هم چنان دوام می آورند، نظام دلبستگی در کمک به جوان برای مواجه شدن با چالش های تحولی نقش جامع و اجتناب نا پذیری ایفا می کند.
دانشجویان دوره دانشگاه آزاد به عنوان نیروهای آماده برای ورود به دانشگاه و خدمت در قسمت های کلیدی جامعه و مهره‌های اصلی توسعه، فناوری، اختراع و اکتشاف همیشه مورد توجه هستند. لذا با توجه به اهمیت هویت و هویت یابی در این قشر جامعه (که در یکی از حساسترین، پر فشار ترین و سرنوشت ساز ترین دوره زندگی به سر می برند)، ما با انجام این پژوهش می خواهیم به این هدف برسیم که دانشجویانی که دلبستگی ایمن دارند تصویر واضح تر و پایدارتری از هویت خود خواهند داشت و هویت یابی آنها با موفقیت انجام خواهند شد و از آنجایی که دلبستگی یعنی رابطه عاطفی ابتدایی بین دو فرد است این رابطه در طول زندگی از جمله دوره بزرگسالی پابرجاتر خواهد ماند بنابراین با توجه به اهمیت هویت و دلبستگی به عنوان دو عامل بسیار مهمی که تمام زندگی فرد را تحت الشعاع قرار می دهند، تحقیق علمی و دقیق، برای شناخت ویژگی های هویتی دانشجویان و عوامل مؤثر بر شکل گیری هویت جهت کمک به آنها در حل بحران های هویت به شیوه موفقیت آمیز و ارائه راهکارهایی مفید و عملی، در زمینه چگونگی تعامل و ارتباط با دیگران ضروری به نظر می رسد.
1-5- فرضیه های پژوهش
1- بین سبک دلبستگی ایمن با مشکل هویت رابطه وجود دارد.
2- بین سبک دلبستگی نا ایمن – دو سو گرا با مشکل هویت رابطه معنادار مثبت وجود دارد.
3- بین سبک دلبستگی نا ایمن – اجتنابی با مشکل هویت رابطه معنادار مثبت وجود دارد.
1-6- متغیرهای پژوهش
متغیر پیش بین: سبکهای دلبستگی
متغیر ملاک: هویت فردی
متغیر واسطه‌ای: جنس (دختر)
متغیر کنترل: سطح تحصیلات (دانشگاه آزاد )
1-7- تعریف مفهومی متغیرها
دلبستگی: دلبستگی پیوند عاطفی نسبتاً پایداری است که بین کودک و یک یا تعداد بیشتری از افراد که نوزاد در تعامل منظم و دائمی با آنها می باشد ایجاد می شود. در ایجاد و تعیین کیفیت این پیوند عاطفی دو مفهوم “قابل دسترس بودن” و “پاسخ دهنده بودن” تصویر مادرانه نقشی یگانه و منحصر به فرد ایفا می کنند. (مظاهری، 1377)
– سبک دلبستگی ایمن: منظور از ایمنی در دلبستگی، داشتن ارتباط نزدیک و پیوند عاطفی با شخص خاص است و نشان دهنده این است که کودک به دسترس پذیری، پاسخگو و پذیرا بودن تصویر دلبستگی خود اعتماد دارند (انیثورث، 1973، به نقل از عطار‌زاده، 1384)
– سبک دلبستگی نا ایمن: اینثورث و همکاران (1978) به این نتیجه رسیدند که هدف اصلی سیستم دلبستگی، رسیدن به احساس امنیت است و شخصی که دلبستگی نا ایمن دارد، راهبردهای خاصی را بر می گزیند تا به این هدف دست یابد. این راهبردها شامل راهبرد اجتناب و دو سو گرایی است. کودکان نا ایمن هنگام تماس با تصویر دلبستگی قادر نیستند آرامش کسب کنند، بنابراین سیستم رفتاری دلبستگی آنها کنش یکپارچه کننده و سازگار کننده ندارد. (به نقل از رضا‌زاده، 1383).
– هویت: عبارت است از یک تعریف سازمان یافته از خود که از ارزشها، باورها و اهدافی که فرد بدان پایبند است تشکیل شده است. (اریکسون، 1993، به نقل از رجب پور، 1386).
– نوجوانی: در زبان انگلیسی اصطلاح “Adolescence” به معنای نوجوانی از یک فعل لاتین به معنای رسش یا بلوغ مشتق شده است و به عنوان دوره‌ای که نشان دهنده گذر از کودکی به بلوغ می باشد مورد استفاده قرار می گیرد که در بر گیرنده مجموعه‌ای از تغییرات جسمانی است (رادفورد و گلویر، 1992، نقل از کراسکیان موجمباری، 1381).
1-8- تعریف عملیاتی متغیرها
– سبک دلبستگی ایمن: نمره‌ای که فرد بر اساس ماده‌های مربوط به مقیاس دلبستگی ایمن در پرسشنامه مقیاس دلبستگی