ژوهش‌های پزشکی ( 1383 )، در رابطه با تفاوت هوش هیجانی در دانش آموزان نابینا و عادی، ایرانمنش (1383)، در رابطه با پایین بودن هوش هیجانی در کودکان با معلولیت شنیداری، همخوانی دارد. به طور کلی معلولیت‌های حسببه ویژه نقایص بینایی، می‌توانند در رشد مهارت‌های اجتماعی به ویژه مهارت‌هایی که لازمه ی آنها داشتن قدرت بینایی است، مؤثر باشند. تروستر و برومبرینگ 8 ( 1992 ) نیز نشان دادند که کودکان نابینا به واسطه ی نقایص بینایی خود در ابراز ژست‌های چهره ای خود دچار محدودیت هستند و برای برقراری تماس حرکتی و برآوردن تقاضاهای دیگران تلاش کمتری می‌کنند.
یافته‌ها نشان می‌دهند که معلولیت بینایی به طور یکسان دختران و پسران را تحت تأثیر قرار نمی دهد و برخلاف عدم تفاوت در دانش آموزان عادی، هوش هیجانی دختران نابینا، کمتر از پسران است. یافته‌های دیگر پژوهش نشان دادند که دانش آموزان عادی نسبت به دانش آموزان نابینا از میزان جرأت ورزی بالاتری برخوردار بودند. نتایج حاصل از پژوهش نشانگر عدم تفاوت جرأت ورزی در دانش آموزان دختر و پسر می‌باشد. با توجه به اینکه بنا به نظر آلبرتی و ایمونز ( 1983 )، جرأت ورزی در دختران و پسران ایرانی، نشانگر عدم اهمیتی باشد که در فرهنگ‌های آسیایی و شرقی به مفهوم جرأت ورزی داده می‌شود.
نتایج حاصل از پژوهش، با نتایج تحقیق مکتبی ( 1384 )، در رابطه با همبستگی مثبت بین جرأت ورزی و هوش هیجانی همخوانی دارد. نتایج حاصل از پژوهش با نتایج پژوهش‌های متعددی نظیر لیف ( 2003 )، زارع ( 1380 ) و حیدری و همکاران ( 1384 )، مبنی بر وجود رابطه مثبت بین هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی همخوانی دارد.