یط فیزیکی و اجتماعی که فرصتهای مناسب ارتکاب جرم را فراهم میکند، بکار میگیرد. در این رویکرد، فقط تدابیر قبل از ارتکاب جرم، مورد توجه است. البته مفهوم محدود و مضیق پیشگیری لزوما جنبه نظری ندارد. شورای اروپا در یکی از توصیهنامههای خود به کشورهای عضو، پیشگیری کیفری را از محدوده پیشگیری، خارج ساخته است. بر این اساس، پیشگیری از طریق تهدید کیفر یا ارعاب عمومی یا بازدارندگی، از دایره مفهوم پیشگیری در جرمشناسی پیشگیرانه، خارج شده و به پیشگیری به معنای موسع، مربوط میشود.8
با توجه به آنچه بیان شد میتوان گفت: از نقطه‌ نظر علمی‌، پیشگیری‌ اگر در مفهوم‌ موسع‌ کلمه‌ به‌ کار برده‌ شود طیف‌ وسیعی‌ از اقدامات‌ کیفری‌ و غیرکیفری‌ را در جهت ‌خنثی‌ کردن‌ عوامل‌ ارتکاب‌ جرم‌ و کاهش‌ بزهکاری‌ در بر می‌گیرد؛ اما اگر در مفهوم‌ مضیق‌ کلمه‌ به‌ کار برده‌ شود فقط‌ تدابیر غیرکیفری‌ را در بر می‌گیرد.
ب- پیشگیری از جرم از منظر نظامهای کیفری نوین و اسلام
امروزه موضوع پیشگیری از جرم در بیشتر نظامهای کیفری جدید، پیشبینی شده است که البته رویکردهای آنها نسبت به این موضوع ممکن است متفاوت باشد. در نظام حقوقی اسلام نیز پیشگیری دارای مفهوم و اهداف خاصی است که توجه بدان ضرورت دارد.
1- پیشگیری از جرم از منظر نظامهای کیفری نوین
امروزه نظامهای کیفری پیشرفته جهان، با توجه به یافتههای دانش جرمشناسی، ساز کارهایی را برای پیشگیری از جرم، پیشبینی نمودهاند که دانستن مفهوم پیشگیری از جرم در علم جرمشناسی و نیز رویکرد سیاست جنایی نسبت به این موضوع، حایز اهمیت بوده و به فهم بهتر موضوع این رساله کمک خواهد نمود.
1-1- مفهوم پیشگیری در جرمشناسی: پیشگیری در جرم‏شناسی، جلوگیری از بزهکاری با شیوه‏های گوناگونی‏ که بیرون از نظام کیفری به کار می‏روند، میباشد؛ بنابراین، نقطه ثقل پیشگیری در جرم‏شناسی، تدابیر کنشی است. این تدابیر پیشگیرانه که به‏طور جدی نخستین‏ بار از سوی “انریکو فری” مطرح شد، از اقدامهای پیشگیرانه واکنشی جدا می‏شود. فری با بینشی‏ میانه‏رو و خوش‏بینانه یک رشته تدابیر دفاع اجتماعی را که هم‏زمان بتواند دربرگیرندهی فرد بزهکار و محیط اجتماعی باشد، پیشنهاد کرد. به عقیده وی در باور فردی‏ “محیط اجتماعی باید به‏گونه‏ای سازمان داده شود که پیشگیری از وقوع جرم‏ در آن محفوظ باشد”.9 مفهوم جرم‏شناسانهی پیشگیری که در اندیشه‏ نامورانی چون فری بارور شده بود، در میان اندیشمندان امروزی نیز بازتاب‏ داشته است.
ریموند گسن، جرمشناس فرانسوی، پیشگیری را مجموعه‏ اقدامهایی، جز تدابیر کیفری، می‏داند که هدف غایی آن محدود کردن‏ گسترهی جرایم، ناممکن ساختن، دشوار کردن یا کاستن امکان وقوع جرم‏ باشد. وی برای تشخیص اقدامات پیشگیرانه چهار معیار در نظر میگیرد که عبارتند از: 1-1- اقدامی پیشگیرنده تلقی میشود که هدف اصلی آن اقدام مؤثر علیه عوامل یا فرایندهایی است که در بروز بزهکاری و انحراف، نقش تعیینکننده دارند؛ 2-1- اقدامهای پیشگیرانه، جمعی هستند یعنی مخاطب آنها کل جامعه یا بخش و گروه معینی از جامعه هستند؛ 3-1- اقدامهایی پیشگیرانه خوانده میشوند که قبل از ارتکاب اعمال بزهکارانه یا کجروانه اعمال شوند و نه بعد از ارتکاب آنها؛ 4-1- اقداماتی پیشگیرانه تلقی میشوند که قهرآمیز و سرکوبگر نباشند.10
بدین ترتیب، با توجه به آنچه دربارهی پیشگیری در جرم‏شناسی گفته‏ شد، مولفه‏های این مفهوم عبارتند از: نخست، اقدام پیشگیرانه تدبیری است که قهرآمیز یا سرکوبگر نباشد؛ بنابراین، ضمانت اجراهای کیفری- چه با هدف سزادهی یا اصلاح و بازپروری و غیره- از گسترهی مفهوم جرم‏شناسانهی پیشگیری بیرون می‏مانند.
دوم، اقدام پیشگیرانه، تدبیری است که به‏طور مستقیم به پیشگیری‏ اختصاص یافته باشد؛ در نتیجه، اثر نهادهایی چون “آموزش و پرورش” را تنها به‏طور نامستقیم و در کنار دیگر تدابیر و ابزارها می‏توان پیشگیرنده به شمار آورد.
سوم، اقدام پیشگیرانه اگر به ریشه‏کنی جرایم نیانجامد، باید از شمار آن‏ بکاهد. به دیگر سخن، پیشگیری از جرم در بردارندهی تدابیری است که بر “فرایند گذار اندیشهی مجرمانه به فعل” تأثیر بگذارد. جرم‏انگاری رفتارهایی‏ چون حمل اسلحه یا ضرب و جرح (برای پیشگیری از قتل) یا ولگردی و تکدی (برای پیشگیری از سرقت) نیز بر همین پایه انجام می‏شود.
چهارم، اقدام پیشگیرانه نه‏تنها از راه “فرایند گذار اندیشه به عمل” بر فرد تأثیر می‏گذارد، بلکه بر موقعیتها یا شرایط محیطی نیز موثر است. این مولفه می‏رساند که پیشگیری باید هم‏زمان در بردارندهی فرد و محیط پیرامون او باشد.11
2-1- مفهوم پیشگیری در سیاست جنایی: سیاست جنایی به منزله یک رشتهی مطالعاتی مستقل و میان رشته‏ای در علوم‏ جنایی، علاوه بر ابزارهای حقوق کیفری از یافته‏های جرم‏شناسی برای‏ پاسخ به پدیدهی مجرمانه بهره می‏برد. ترجمان این پاسخها در سیاست جنایی،‏ مفهومی به نام “پاسخ پیشگیرانه”است‏ که به دلیل تنوع به “پاسخهای‏ واکنشی و کنشی”، تقسیم می‏شوند. “پاسخهای پیشگیرانه کیفری”، یکی از مولفه‏های “مفهوم مضیق” سیاست جنایی است (سیاست کیفری) که در آن، پیشگیری از جرم صرفا با سرکوبی و اجرای مجازات محقق می‏شود (پیشگیری واکنشی) و پیشگیری کنشی در آن جایگاهی ندارد. پیشگیری‏ واکنشی در این مفهوم یکی از ابزارهای سیاست جنایی برای کنترل جرم است‏ که اصولا در انحصار دولت قرار دارد و به جامعه مدنی واگذار نمی‏شود. در نظامهای امروزی اصولا، دولت با جرم‏انگاری رفتارهای نقضکننده نظم‏ عمومی و پیش‏بینی کیفرهای گوناگون، به مبارزه با بزهکاری و پیشگیری از جرم می‏پردازد. در مجموع میتوان گفت: پیشگیری در سیاست جنایی در بردارندهی شیوه‏های‏ گوناگونی است که برای جلوگیری از بزهکاری به کار می‏رود. این شیوه‏ها از دیدگاه علمی (جرم‏شناختی)، عبارت است از هر اقدام سیاست جنایی با هدف محدود ساختن امکان رویداد جنایی از راه ناممکن ساختن، دشوار کردن یا کاستن از احتمال وقوع آن، بدون اینکه در این راه بر تهدید کیفر یا اجرای آن تکیه شود.12
با این تفسیر، رویکرد سیاست جنایی به پیشگیری از جرم تا حد زیادی به رویکرد جرمشناسان در زمینه پیشگیری از جرم، نزدیک است.
2- مفهوم پیشگیری از جرم از منظر اسلام
اشاره به پیشگیری از جرم از منظر اسلام از آن جهت ضرورت دارد که اندیشههای پیشگیرانه امام علی (ع) بهعنوان یکی از منابع اسلامی در چارچوب پیشگیری از جرم از منظر اسلام نیز میگنجد. راهبرد پیشگیرانه اسلام، به آسانی از قرآن و سیره معصومین، قابل استنتاج است که در ادامه به آن اشاره خواهد شد.