ود ادامه می دهد تا جائیکه انسانها برای هر فقیهی به این قاعده متمسک بشوند که از نتایج کار خویش پشیمان خواهند شد. اما اگر این موضوع همانند بسیاری از موضوع های محوری مورد کنکاش، تفکر و نقد قرار بگیرد و جایگاه آن در شرع و عقل و عرف برای انسانها روشن گردد، قطعاً بازدهی بهتری خواهد داشت لذا در جهت رفع نواقص و رسیدن به کمال ، عقل حکم می کند که فصل جداگانه ای برای تبیین مصلحت در مباحث علمی باز گردد.
اهداف پژوهش:
اهداف این تحقیق عبارتند از:
1- چگونگی تأثیر قاعده مصلحت در احکام اسلامی
2- بررسی وتبیین محدوده قاعده مصلحت در حکومت اسلامی
3- تبیین لزوم تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام
سئوالهای تحقیق:
1- آیا احکام، اعم از اولیه و ثانویه و حکومتی تابع مصالح و مفاسد اند؟
2- آیا محتوای احکام صادره از سوی فقیه حاکم همان احکام اولی و ثانوی است؟
3- آیا فقیه حاکم، با توجه به مصلحت حکومت اسلامی می تواند احکام اولیه را موقتاً تعطیل نموده و حکم جدیدی صادر نماید؟
4- آیا ارکان حکومتی حسب مورد، موظف به رعایت عنصر مصلحت نظام و مصالح عمومی، در تصمیم گیری های خود هستند؟
5- آیا مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام، مشمول عنوان حکومتی است؟
فرضیه های تحقیق:
1- احکام با همه شقوق سه گانه آن از منظر علمای شیعه تابع مصالح و مفاسد نفس الأمری اند.
2- احکام صادره از سوی فقیه حاکم بر اساس عنوان مصلحت است ولی احکام اولیه و ثانویه مبتنی بر عناوین اولیه و ثانویه اند.
3- حاکم اسلامی با توجه به مصلحت حکومت اسلامی می تواند احکام اولیه را موقتا تعطیل نموده و حکم جدیدی صادر نماید
4- ارکان حکومتی حسب وظیفه محوله خود عقلاً و شرعاً موظف به رعایت مصلحت در تصمیم گیری های خود می باشند.
5- مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام، در مقام رفع اختلاف مجلس و شورای نگهبان و در مقام قانونگذاری جزء احکام حکومتی است.
روش تحقیق:

عمده روش این تحقیق کتابخانه ای بوده که به بررسی و مطالعه کتاب های موجود در خصوص موضوع پرداخته شده است.
ابزار گردآوری اطلاعات:
گردآوری اطلاعات به صورت فیش برداری است.
ساختار تحقیق:
این تحقیق تشکیل شده است چهار فصل که در فصل اول مفاهیم و تعاریف: 1- معنی لغوی مصلحت 2- معنای اصطلاحی مصلحت 3- پیشینه مصلحت 4- احکام اولیه و ثانویه و احکام حکومتی بیان می گردد .
فصل دوم :1- مصلحت در فقه اهل سنت 2- تعاریف اصطلاحی علمای عامه از مصالح مرسله 3- تقسیمات مصالح و مصلحت مرسله 4- بررسی نظریه عدم تبعیت
فصل سوم: 1- مصلحت در فقه شیعه 2- کاربرد قاعده مصلحت 3- تفاوت دو دیدگاه در مورد مصالح مرسله 4- نمونه هایی از احکام اولیه و ثانویه و حکومتی که در زمان پیامبر(ص) و ائمه(ع) و صادره توسط فقها بر مبنای مصلحت، بیان می شود .
فصل چهارم: 1- راهکارهای تشخیص مصلحت 2- علت تشکیل مجمع 3- زمینه های تشکیل مجمع 4- تشکیلات مجمع 5- اعضای مجمع 6- ویژگی های مجمع 7- وظایف مجمع 8- ضرورت مجمع بیان می گردد.
فصل اول :
تعاریف و مفاهیم
مقدمه:
مصلحت، عنوانی آشنا و پر کاربرد درفقه و اصول است. مفهوم خیر، صلاح و منفعت که از واژه مصلحت فهمیده می شود می تواندهمه خواسته ها وآرزوهای انسان را پوشش دهد؛ هرچند در مصادیق آن اختلاف و اشتباه فراوان است. ادیان الاهی به طور عام و دین اسلام به طور خاص مدعی خیر و صلاح بشر هستند که از طریق آن، سعادت و رستگاری انسان رقم می خورد. صلاح ، خیر وسعادت آنگاه به دست می آید که به دستورها و خواسته های اسلام عزیز جامه عمل پوشانیده شود. مَن عَمِلَ صالِحاً مِن ذَکَرِاو أنثَی وَ هُوَ مـُومِنٌ فَلَنُحیِینَّهُ حَیَاهً طَیـِّبَهً 1
در ابتدای این تحقیق لازم است به مفاهیم کلیدی و موثر در فهم مسأله مورد پژوهش و تعاریف آن ها اعم از لغوی و اصطلاحی بپردازیم. مفاهیمی چون مصلحت ، حکم ، مصالح مرسله و مشتقات آن، رابطه مصلحت با مسائلی چون ضرورت ، تکلیف ، عقل و … از جمله مفاهیم موثری هستند که بحث از آن ها اجتناب ناپذیر است.
1-1 معنای لغوی و اصطلاحی مصلحت
1-1-1. معنای لغوی مصلحت :
علما و اندیشمندان درباره‌ی این مسأله تعاریف گوناگونی ارائه داده‌اند که به چند نمونه از مهمترین آنها اشاره می کنیم :
1- مصلحت از ریشه ” صلح ” در برابر ” مفسده ” است و مقصود همان معنایی که در مقابل فساد است می باشد. الصلاح ضد الإفساد و هما مختصان فی أکثر الإستعمال بالأفعال و قوبل فی القرآن تارهً بالفساد و تارهً بالسیئه.2
2- مصلحت بر وزن منفعت که در آن 3 احتمال موجود است :
الف ) اسم مکان است به معنای مکان صلاح؛
ب ) مصدر میمی است به معنای صلاح دیدن و حسن داشتن؛
ج ) معنای مصدری اصلاح که ضد إفساد است.3
ابن منظور در لسان العرب می نویسد: ” صَلَح یصلَحُ یصلُحُ صلاحاً و صلوحاً، صلاح در مقابل فساد و اصلاح نقیض افساد است. “4

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

3- در أقرب الموارد نیز آمده است : مصلحت چیزی است که بر انجام کاری مترتب، و سبب و انگیزه صلاح و شایستگی می گردد گفته می شود امام مصلحت را در آن می داند، یعنی آن شیء چیزی است که بر شایستگی بار می شود و اعمالی که انسان قصد می کند که سبب نفعش می شود از قبیل شایستگی نامیده می شود.5
و در یک جمع بندی کلی می توان معنای لغوی مصلحت را درستی و آنچه به درستی می انجامد دانست، در مقابل نابسامانی و آنچه به نابسامانی می انجامد.
1-1-2. معنای اصطلاحی مصلحت:
در بیان معنای اصطلاحی مصلحت باید آنرا در نزد چند دیدگاه مورد بررسی قرار داد .
معنای اصطلاحی مصلحت در نزد اصولیون:
أ ) غزالی در کتاب ” المستصفی ” در تعریف این اصطلاح می نویسد: مصلحت عبارت است از جلب منفعت و دفع مضره.6
ب ) طوفی در کتاب ” المنشوره فی مصادر التشریع ” در تعریف آن گفته است : مصلحت عبارت است از هر فعلی که منجر به حفظ مقصود شرع چه از نظر عبادی و چه از نظر عادی شود. مراد از عبادت چیزی است که شارع برای حق خویش قصد می کند و مراد از عادت چیزی است که شارع برای نفع بندگان و سر و سامان یافتن زندگی و احوال آنان قصد می کند. 7
ج ) میرزای قمی در کتاب ” القوانین ” می فرمایند : مراد از مصلحت دفع ضرر یا جلب نفع چه در
امور دنیایی و چه در امور دینی است.8
آنچه از تعاریف اصولیان بنظر می رسد این است که غالب اصولیونی که متعرض این مسأله شده اند در یک نظر اشتراک دارند و آن اینکه نتیجه‌ی مصلحت و اعمال آن باید حفظ مقاصد و غرض شارع را در پی داشته باشد.
معنای اصطلاحی مصلحت در نزد فقها:
قبل از اینکه به بیان دیدگاه فقها در این زمینه بپردازیم این نکته قابل ذکر است که در بیان فقها از مصلحت صرف، بحث چندانی نشده است چون همگی قائل به آن هستند، بلکه بیشتر مباحث آنان پیرامون مصالح مرسله و استصلاح است که پیش از پرداختن به آن، تعاریفی که از آن ارائه شده است را بیان می نمائیم.
أ) دوالیبی اینگونه می گوید: ” استصلاح در واقع نوعی حکم مستند به رأی مبتنی بر مصلحت است و این در هر مسأله‌ای است که درباره آن در شریعت، تصریحی نیامده است و همچنین در شریعت دارای همانند هایی نیست تا بر آن ها قیاس شود بلکه حکم در آن ها بر قواعد کلی مبتنی است که به روشنی می‌گوید هر مسأله‌ای که از چارچوب مصلحت بیرون باشد از شرع نیست. “9
آیه‌ی “‌إن الله یَأمُرُ بالعَدل وَ الإحسان”10 و حدیث “لاضََرَر و لا ضِرار” نمونه‌هایی از این قواعد کلی هستند.
ب ) غزالی هم که قائل به اعتبار مصلحت برای صدور حکم شرعی نیست بعد از بیان معنای لغوی، آنرا اینگونه تعریف می‌کند: ” مقصود ما از مصلحت این نیست زیرا جلب منفعت و دفع ضرر از جمله مقاصد شرع است و صلاح خلق نیز در تحصیل مقاصد آنان است ، بلکه منظور ما از مصلحت پاسداشت مقصود شرع است و مقصود شرع پنج چیز بیشتر نیست و آن این است که دین، جان، عقل، نسل و مال مردم را حفظ کند. پس هر چیزی که متضمن این اصول پنج گانه شود مصلحت و هر چیزی که موجب فوت این اصول گردد مفسده و دفع آن مصلحت می باشد.”11
تعریفی که دوالیبی از استصلاح ارائه می دهد روشنتر است و عملی تر نشان می دهد در عین حال که تعریف غزالی نیز به إحصاء مصادیق مقاصد کلی شارع پرداخته است.
1-2. مصلحت بر اساس شهادت شارع: