ت که تماماً به صورت آبی کاشته میشود. میزان تولید 77/966016 تن و عملکرد 68/36429 کیلوگرم میباشد.
ه- بیماریهای سیبزمینی
هر گیاهی در طول دوره رشد خود دستخوش آسیبهای مختلف ناشی از شرایط محیطی نامناسب (آب و هوا، نور، رطوبت و خاک)، حمله آفات و عوامل بیماریزا (قارچ، باکتری، ویروس، نماتد و مایکوپلاسما) میباشد. در واقع بیماری به برهمکنش بین میزبان و بیمارگر گفته میشود که تولید و قابلیت استفاده محصول را دچار مشکل میکند. شرایط محیطی نامساعد حتی در غیاب عامل بیماریزا به تنهایی برای صدمه به گیاه کفایت میکند.
گیاه سیبزمینی نیز از این آسیبها در امان نیست. تحت تأثیر عوامل محیطی و ژنتیکی و نوع رقم، ممکن است میزان محصول، اندازه غدهها و بازارپسندی آنها کاهش یابد. عوامل قارچی، باکتریایی، ویروسی، مایکوپلاسمایی و نماتدهای زیادی به سیبزمینی حمله میکنند. برای مثال در سال 1845 بیماری لیت بلایت5 ناشی از قارچ Phytophthora infestans به سرعت در غرب ایرلند گسترش یافت و باعث از بین رفتن قسمت اعظم محصول سیبزمینی شده و قحطی شدیدی را در پی داشت.
از جمله بیماریهای قارچی مهم میتوان به شانکر رایزوکتونیایی ناشی از
Rhizoctonia solani، پژمردگیهای فوزاریومی و پوسیدگی ریشه فوزاریومی ناشی از گونههای Fusarium، پژمردگی ورتیسیلیومی ناشی از Verticillium albo-atrum، پوسیدگی ساقه ناشی از Sclerotium rolfsii، کپک سفید ناشی ازSclerotinia sclerotiorum، پوسیدگی صورتی با عامل Phytophthora erythroseptica، لکه موجی ناشی از Alternaria solani و خال سیاه ناشی از Colletotrichum coccodes اشاره کرد.
باکتریهای Pectobacterium carotovorum pv.carotovorum عامل ساق سیاه،
Erwinia spp. عامل ایجاد پوسیدگی نرم، Streptomyces scabies عامل جرب پودری و
Ralstonia solanacearum عامل پژمردگی باکتریایی از جمله عوامل باکتریایی زیانآور
سیبزمینی هستند.
نماتد طلایی سیبزمینی (Globodera rostochinensis)، نماتد مولد زخم غده (Pratylenchus penetrans) و ویروس X سیبزمینی از جمله دیگر عوامل بیماریزا به شمار میآیند.

و- اهمیت موضوع تحقیق
ازآنجاکه استان همدان یکی از مراکز مهم سیبزمینیکاری کشور محسوب میشود و قارچ
C. coccodes و باکتری R. solanacearum از عوامل بیماریزای مهم این گیاه در این منطقه هستند، انجام تحقیقی پیرامون آنها ضروری به نظر رسید. این عوامل در مزارع سیبزمینی استان وجود داشته و خسارات قابل توجهی را به این محصول وارد میسازند. به دلیل اینکه تکثیر
سیبزمینی با استفاده از غده صورت میگیرد و همچنین این دو بیمارگر توسط غده نیز منتقل
میشوند و احتمال آلودگی خاک نیز حتماً وجود دارد، بسته به شرایط، بیماریهای مذکور تقریباً هر ساله خسارت زیادی به محصول سیبزمینی وارد میسازند. همانطورکه میدانیم گیاه در یک زمان میتواند تحت تأثیر عوامل بیماریزای مختلف قرار گیرد. حضور یک بیمارگر به همراه سایر عوامل بیماریزا در گیاه ممکن است اثراتی روی یکدیگر داشته باشند. پیرامون این موضوع تحقیقات متعددی در دنیا انجام شده که به مواردی از آنها اشاره میشود. برهمکنش بین چهار عامل R. solani، V. dahliae، C. coccodes و Pratylenchus penetrans میزان کلونیزاسیون بافتهای ریشه و ساقه را تحت تأثیر قرار میدهد (کاتکان6 و همکاران، 1985). بر اساس مطالعات صورت گرفته توسط تسرور7 و هازانوفسکی8 (2001)، تلقیح همزمان C. coccodes و
V. dahliae روی ایجاد علائم در ارقام مختلف سیبزمینی اثرات متفاوتی داشته است.
در ادامه این بررسیها و به منظور آگاهی از وجود یا عدم وجود چنین روابطی بین قارچ و باکتری مورد نظر تصمیم بر انجام این تحقیق گرفته شد. دانستن این موضوع میتواند تا حدی در مدیریت بیماری و به تبع آن کاهش خسارت و هزینهها موثر باشد و لزوم استفاده از غدههای عاری از آلودگی، کشت در خاک بدون آلودگی و استفاده از آب سالم را گوشزد نماید.
افزایش استفاده از تکنیکهای بیولوژی مولکولی در بیماریشناسی گیاهی در چند سال گذشته باعث افزایش تعداد مقالات در نشریات قارچشناسی و بیماریشناسی گیاهی شده که حاوی اطلاعات زیادی راجع به تغییرات ژنتیکی بیمارگرهای گیاهی هستند. تقریباً همه بیمارگرهای گیاهی دارای تنوع درونگونهای و بینگونهای هستند. این تنوع با تکنیکهای مختلف قابل بررسی است. این تکنیکها به سه دسته تقسیم میشوند: روشهای مبتنی بر ویژگیهای ظاهری،
روشهای مبتنی بر DNA و روشهای مبتنی بر پروتئین.
SDS-PAGE9 یکی از روشهای مورد استفاده در بررسیهای مولکولی است و برای تفکیک زیرواحدهای پروتئینی و فرآوردههای حاصل از پیسیآر10 استفاده میشود. به منظور بررسی الگوی پروتئینی موجودات مختلف، پروتئین آنها استخراج و در ژل پلیاکریل آمید در میدان الکتریکی قرار داده میشود. پروتئینها بر اساس وزن مولکولی در داخل ژل از هم جدا میشوند. پس از طی مراحل مختلف اعم از رنگآمیزی و رنگبری، باندهای پروتئینی در ژل قابل روئیت بوده و میتوان آنها را مورد بررسی قرار داد.
به منظور بررسی تنوع درونگونهای قارچ C. coccodes از نشانگر مولکولی RAPD استفاده شد. RAPD کاربرد زیادی در مطالعات مولکولی دارد و از لحاظ اقتصادی به صرفه میباشد.
1- بررسی منابع
1-1- باکتری Ralstonia solanacearum
1-1-1- مقدمه
بیشتر از صد سال از زمان چاپ اولین توصیف کامل راجع به باکتریRalstonia solanacearum E.F. Smith، عامل پژمردگی گیاهان خانواده سولاناسه، توسط اسمیت11 میگذرد (اسمیت، 1896). در آن زمان اسمیت کاملاً متوجه اهمیت جهانی این باکتری نشده بود. با وجود این، او اولین شخصی بود که مشکلی را که بسیاری از محققین در مطالعه عامل بیماری در محیط کشت با آن مواجه بودند را حل کرد. به دنبال آن و با گذشت سالها بیش از 2000 مقاله در مورد این باکتری به زبانهای مختلف به چاپ رسیده است. طبق گزارش OEPP/EPPO در سال 2004، این باکتری برای اولین بار اواخر قرن نوزدهم از روی سیبزمینی، توتون، گوجهفرنگی و بادامزمینی از آسیا، امریکای جنوبی و جنوب ایالات متحده گزارش شد. چندین مقاله مروری که در برگیرنده بیولوژی، اپیدمیولوژی، برهمکنش بین میزبان و بیمارگر و ژنتیک R. solanacearum هستند توسط محققینی مثل بادنهاگن12 (1986)، هیوارد13 (1991)، بوچر14 و همکاران (1992) و دنی و شل15 (1992) به چاپ رسیده است.
اگرچه تخمین زیانهای اقتصادی وارد آمده توسط پژمردگی باکتریایی به صورت مستقیم و غیر مستقیم درگذشته و حال مشکل است، اما این بیماری اگر مهمترین بیماری باکتریایی نباشد، در زمره مهمترین آنها در جهان قرار میگیرد. هیچ بیماری باکتریایی از لحاظ تعداد واقعی محصولاتی نظیر موز، بادامزمینی، سیبزمینی، توتون و گوجهفرنگی که هر ساله توسط این باکتری از بین میروند، مشابه این بیماری نیست. علاوه بر این، تعداد کمی از بیماریهای قارچی و ویروسی از لحاظ تنوع، دامنه میزبانی، پراکنش جغرافیایی و اهمیت اقتصادی قابل مقایسه با آن هستند.
منشاء این بیمارگر هنوز به صورت قطعی مشخص نشده است. بیماری حدود 200 سال قبل از توصیف آن، توسط کشاورزان ژاپنی شناخته شد. تشخیص اولیه باکتری در بسیاری از مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری به دنبال تخریب جنگل ویرجین و کشت گیاهان خانواده Solanaceae نظیر سیبزمینی و توتون در آن زمینها صورت گرفت. از آنجائیکه اکثر
استرینهای باکتری به دمای پایین حساس هستند، پراکنش باکتری محدود به مناطق مهم کشت سیبزمینی در جهان شده است; البته توجه به گسترده شدن محدوده پراکنش باکتری به دلیل وجود استرینهای متحمل به دمای نسبتاً پایین، ما را به سمت انجام اقدامات مناسب جهت تضمین آینده تولید سیبزمینی سوق میدهد (کلمن و همکاران16، 1994).
1-1-2- اسامی و موقعیت تاکسونومیکی
جدول 1-1- اسامی و موقعیت تاکسونومیکی R. solanacearum ( به نقل از دانکل17، 2007 )
سلسلهBacteriaشاخهProteobacteriaرده BetaproteobacteriaراستهBurkholderialesخانواده RalstoniaceaeاسترینRalstonia solanacearum (Smith, 1896)
Yabuuchi, et al.1995 (race 3, biovar 2)اسامی مشابه Bacillus solanacearum (Smith), 1896
Phytomonas solanacearum (Smith) Bergy et al., 1897
Pseudomonas solanacearum (Smith) Smith, 1914
Burkholderia solanacearum (Smith) Yabuuchi et al., 1992
اسامی معمول پذیرفته شدهپژمردگی باکتریایی (فلفل، سیبزمینی، گوجهفرنگی)، پژمردگی جنوبی (شمعدانی)، پوسیدگی قهوهای (سیبزمینی)دیگر اسامی معمولپژمردگی باکتریایی سیبزمینی، پژمردگ