ی تحقیق
از نوع هدف کاربردی و از نوع تحقیق توصیفی-پیمایشی می باشد.
7-1 قلمرو مکانی- جامعه و قلمرو زمانی تحقیق
قلمرو مکانی-جامعه تحقیق صنایع لبنی، آرد، فرش دستباف، صنایع دستی، ادوات کشاورزی و پرورش طیور استان گلستان می باشد. زمان تحقیق از آغاز اسفند 1393 تا اسفند 1394 می باشد.
8-1 روش نمونه گیری و تخمین حجم جامعه:
جامعه آماری این پژوهش خبرگان و صاحب نظران صنعتی ، مدیران و محققین و اقتصاددانان صنعتی و فعالین دانشگاهی استان در صنایع لبنی،آرد، فرش دستباف، صنایع دستی، ادوات کشاورزی و پرورش طیور استان گلستان می باشد. با توجه به اینکه دسترسی به خبرگان در حوزه خوشه صنعتی مشکل بود و تعدادی کمی از صاحب نظران دارای اشراف کامل بر موضوع بودند ، نمونه گیری در این تحقیق به صورت قضاوتی هدفمند بوده است.
9-1 ابزار گرد آوری اطلاعات
در گردآوری ادبیات و مفاهیم اولیه از مطالعات کتابخانه ای و مقالات و کتب فارسی و لاتین استفاده شده است.در شناسایی صنایع فعال استان از مطالعات میدانی و اسناد و مراجع آماری و گزارش های رسمی سازمان های ذی ربط استفاده شده است و در شناسایی معیار های موثر بر موفقیت خوشه های صنعتی از مصاحبه ساختاریافته با خبرگان و فعالین صنعت و مرور سوابق پیشین و اسناد استفاده می شود. درگردآوری داده های هرصنعت با نظرسنجی از خبرگان از طریق پرسشنامه ها داده ها جمع آوری می شود.
10-1 روش تجزیه تحلیل

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

جهت تحلیل داده ها در این پژوهش از روش های تصمیم گیری چند معیاره8 استفاده شده است.با توجه به در نظر گرفتن وجود رابطه داخلی میان شاخص ها با استفاده از فرآیند تحلیل شبکه ای(ANP)9 ، این صنعت ها رتبه بندی شده است. برای وزن دهی شاخص ها در هر صنعت از روش آنتروپی شانون10 استفاده شده است.
11-1 مراحل پژوهش
مراحل ابزار

نمودار 1-1 مراحل پژوهش
12-1 موانع و محدودیت های تحقیق
کمبود منابع اطلاعاتی قابل دسترس و زمان محدود جهت گردآوری داده ها
13-1 پیشینه تحقیق
بر اساس تعریف پورتر11(2001) خوشه ها در واقع، همان تراکم جغرافیایی شرکتهای به هم مرتبط، عرضه کنندگان تخصصی، ارائه کنندگان خدمات، بنگاه های صنایع مرتبط و نهادهای همکار (از قبیل دانشگاهها، مؤسسات استاندارد وانجمن های تجاری) در حوزه های خاصی است که علاوه بر رقابت، با یکدیگر همکاری نیز می کنند. مفهوم خوشه در تعریفی که آلتنبرگ و اشتامر12 ارائه می کنند به این معناست که خوشه مجموعه ای نسبتاً بزرگ از بنگاه هاست که در محدوده مکانی خاصی قرار دارند، پیشینه تخصصی مشخصی دارند و در آن خوشه، تجارب بین بنگاهی و تخصص بنگاه ها چشم گیر است. در واقع خوشه های صنعتی شبکه ای محلی از بنگاه های کوچک و متوسط است که در مجموع یک بنگاه بزرگ نوآور را پدید می آورد اما تفاوت این بنگاه بزرگ نوآور با سایر بنگاههای بزرگ در این است که این بنگاه بزرگ، فاقد ساختار سلسله مراتبی است .Bell & Albu,1999))
الگوى الماس پورتر13( 1990 ) بعنوان یک الگو پایه در تحلیل رقابت پذیرى یک صنعت بومى، یکی از چند الگوى محدود در تحقیقات تجارت بین الملل است که نشان می دهد رقابت ملی در سطح صنعتی معین، شامل چه مواردی است. پورتر در این الگو، رقابت پذیری را حاصل تعامل و برهم کنش چهار عامل اصلی می داند:
1.عوامل درونی،2. شرایط تقاضای داخلی ، 3.صنایع مرتبط و حمایت کننده ، 4.راهبردی و ساختار و رقابت شرکت
مهمترین ویژگی خوشه ها که همانا کارایی جمعی است مشروط به ایجاد شرایط زیر است:
شکل گیری پیوندهای پیشین و پسین در بین شرکتهای درون خوشه.
تبادل قوی اطلاعات بین شرکتها، نهادها و افراد در درون خوشه ها، که محیطی خلاق پدید می آورد.
وجود شبکه های تجاری و پیوند تجاری کارامد با بازارهای بزرگ و دوردست.
وجود زیرساخت های متنوع نهادی که پشتیبان فعالیت های خاص در خوشه ها هستند.
شکل گیری هویت اجتماعی – فرهنگی که در بردارنده ارزش های مشترک است و قرار گرفتن نقش آفرینان محلی در محیط محلی که اعتماد متقابل را تسهیل می کند.
وجود تحریم های موثر علیه واحدهایی که برای توافقات جمعی ارزشی قایل نیستند( اشتیمز 1381).
رابلوتی ناحیه صنعتی14 را با در نظر گرفتن چهار عنصر کلیدی تعریف کرده است:
خوشه ای از بنگاه ها که عمدتاً متوسط و کوچک هستند و از حیث مکانی تمرکز یافته و از نظر بخشی تخصص یافته اند.(عوامل فضایی مکانی)
پیشینه قوی اجتماعی و فرهنگی که نسبتاً همگون است و عاملان اقتصادی را به هم پیوند می دهد. این پیشینه باعث ایجاد کد رفتاری می گردد که مقبولیتی عمومی و گسترده دارد و اغلب صنفی بوده و در برخی موارد آشکار می باشد.(عوامل فرهنگی اجتماعی)
مجموعه ای از پیوندهای رو به عقب ، افقی و روابط بازار کار که مبتنی بر مبادلات بازاری و غیر بازاری کالا، خدمات، اطلاعات و افراد هستند.(عوامل اقتصادی و سازمانی)
شبکه ای از نهادهای محلی خصوصی و دولتی که عاملان اقتصادی خوشه ها را پشتیبانی مس کنند.( عوامل سیاستگذاری و نهادی)
بانیاسکو 1988 و تریجیلا15 1948 طی مطالعات خود تاثیرات مثبت موقعیت فضایی(مکانی) شامل قیمت پایین زمینو نیروی کار،هماهنگی مطلوب بین بانکهای محلی و صنعت، انسجام اجتماعی و پیشینه فرهنگی مشترک را از عوامل مهم در ایجاد خوشه صنعتی عنوان نموده اند. مطالعات آنها در ادبیات تحقیق ایتالیای سوم مورد تایید و تاکید قرار گرفت (پایک، 1996).
اسفووزی16 طی تحقیقی به این نتیجه رسید که خوشه های صنعتی به عنوان ماهیت مکانی اجتماعی مطرح هستند.بنابراین مکان در این سیستم مطرح است و به عنوان عاملی که شبکه روابط محلی شکل گرفته بین عاملان اقتصادی را پیچیده تر می کند، مطرح می شود. علاوه بر این، مجاورت جغرافیایی در خوشه های صنعتی همواره با تخصص یافتگی بخشی در ارتباط است. به گونه ای که خوشه شرکت های مربوط به یک صنعت خاص و مجموعه صنایع و خدمات وابسته آنها در منطقه ای که از نظر مکانی محدود است واقع شود.(Sforz,1990)
در تحقیقات جداگانه ای که توسط کارییو17 و همکاران انجام گرفت اثیات گردید که حس اعتماد اغلب به عنوان عامل اصلی در روابط تجاری و تبیین و توضیح رفتار همکاری در ناحیه های صنعتی مطرح می شود. با این تحقیق بحث خوشه های صنعتی وارد دنیای جدیدی که اجتماع حرف اول را در آن می زند ، می شود.(Karaev et all,2007)
سون و همکاران (2009) نیروهای پیش برنده برای رشد و توسعه خوشه های صنعتی را مورد مطالعه قرار داده و جهت انتخاب بهترین سیاست برای توسعه خوشه های صنعتی ، روش رتبه بندی سیاست های توسعه اس با استفاده از AHP فازی را به کار بردند. بنابراین درمطالعات این محققین ، نیروهای پیشران توسعه خوشه ، به عنوان شاخص های تصمیم و سیاست های توسعه خوشه به نیروهای پیشران توسعه خوشه در این مطالعات عبارت بودند از :
1) شرایط عوامل، 2) شرایط تقاضای محلی ، 3) صنایع مرتبط و پشتیبان ، 4) ساختار، استراتژی و هم چشمی شرکت ها ، 5)پشتیبانی دولت، 6)فرهنگ
سیاست های توسعه خوشه نیز به 5 نوع تقسیم می گردند : 1) سیاست واسطه گری ، 2)سیاست جانب تقاضا، 3) سیاست آموزش ؛ 4) سیاست ارتقای پیوند های بین المللی، 5) سیاست چارچوب گسترش دهنده.
مالایوسکات و اویکاس (2010) ارتباط بین سطح یا درجه توسعه یافتگی خوشه و رقابت پذیری را مورد مطالعه قرار دادند. این محققین بیان می دارند که مرحله رشد و توسعه خوشه ها ، تاثیر افزونگی بر سازمان ها و در نتیجه بر توانایی رقابتی آنها دارند . به عبارت دیگر، سطح بالاتر توسعه خوشه ، منجر به افزایش مزیت های رقابتی آن می شود. آنها نتایج مطالعات خود را بدین صورت طبقه بندی نموده اند:
الف) اثر خوشه بر رقابت پذیری بخش های کسب و کار و شرکت ها حداقل سه بعد دارد: کارآفرینی، بهره وری و نوآوری.
درجه رقابت پذیری به پویای های چرخه حیات وابسته است. رقابت پذیری با توسعه خوشه ، افزایش و یا افول خوشه کاهش می یابد.
رقابت پذیری دارای دو بعد است: عوامل و مشخص کننده ها
گاگنه18 و همکاران (2010) توسعه و تکامل