ی را که به او سپرده میشود داشته باشد”.
“انسان در هر ناحیه از نواحی از زندگی که حکم یک شأن و وسیلهای را دارد، شایستگی اداره و نگهداری و بهرهبرداری از آن را داشته باشد، چنین شخصی در آن کار و در آن شأن “رشید” است، حال آن چیز هر چه میخواهد باشد، همه آن چیزها و اشیائی که وسایل و سرمایههای زندگی هستند. سرمایه به مال و ثروت انحصار ندارد. مردی که ازدواج میکند، خود ازدواج و زن و فرزند و کانون خانوادگی وسایل و به تعبیر دیگر سرمایههای زندگی او هستند، شوهر برای زن و زن برای شوهر حکم سرمایه را دارد”.4
بند الف) مفهوم لغوی رشد
در کتابهای لغت معانی متعددی برای واژه “رُشْد” ذکر کردهاند که میتوان از مجموع آنها یک معنای واحد و جامعی را بدست آورد.
در قاموساللغه:5 چنین آمده است
الرشد: الاستقامه علی طریق الحقّ مع تصلّب فیه؛
رشد عبارتست از ایستادگی در راه صحیح و درست و پافشاری بر آن.
و در جای دیگر میگوید:
الرشید فی صفات الله: الهادی إلی سواء الصراط والذی حسن تقدیره فی ما قدّر؛

رشید که یکی از صفات خداوند متعال است وقتی به معنای صفتی از صفات خداوند به کار رود به معنی هدایتکننده به راه راست و مستقیم است، و رشید کسی است که امورات را نیکو تقدیر نماید و اندازهگیری کند.
در لسانالعرب6 چنین آمده است:
الرشید فی أسماءالله تعالی: هوالذی أرشد الخلق إلی مصالحهم أی هداهم و دلّهم علیها؛
رشید وقتی به عنوان وصفی از اوصاف حق تعالی به کار رود به معنای کسی است که خلق و مخلوقات را به سوی مصالحشان (چیزهایی که صلاح و خیر آنها در آن است) راهنمائی میکند.
بند ب) مفهوم اصطلاحی رشد
با مطالعه اجمالی در فقه امامیه و حقوق ایران در مییابیم که حقوق ایران در این باره از فقه امامیه تعلیم نموده است و تعاریف فقها را برگزیده است.
قانون گذار در ماده 1208 قانون مدنی “سفیه کسی است که تصرفات او در اموال و حقوق مالی خود عقلایی نباشد.
مرحوم محقق صاحب شرایع در این باره میگوید “السفیه هوالذی یصرف امواله فی غیر اغراض صحفیه” بنابراین سفیه مقابل رشید است.
از ماده 1208 قانون مدنی چند نکته مشخص می گردد.
اولاً: سفیه دارای عقل و خرد است، چون در غیر این صورت مجنون خواهد بود.
ثانیاً: باید بیش از سن بلوغ، سن داشته باشد، زیرا در غیر این صورت در عداد صغار محسوب میگردد.
ثالثاً: تصرفات او در اموال و حقوق مالی خود عقلایی نبوده هر چند در زندگی متعارف به نظر برسد. سفیه یا غیر رشید در مقابل رشید است و رشد، کلمه نفسانی است که مقتضی اصلاح مال بوده.7
شافعیه معتقدند که هر گاه انسان مال خود را در امور خیر دید همچون ساخت مساجد و مدرسه… و یا کسب لذا مباح همچون استفاده از لباسهای فاخر و آشامیدنیهای گوارا صرف کند هر چند هم مناسب حال او نباشد سفیه محسوب نخواهد شد. زیرا مال برای آن است که در عمل خیر و بهره بردن از آنچه حلال شده صرف گردد8.
انسان معمولاً همراه با بلوغ، رشد عقلی نیز پیدا کرده و باصطلاح رشید میگردد. البته این مطلب یک قاعده عام و کلی نبوده بلکه بستگی زیادی به محیط زندگی، طرز تربیت و ارتباطات شخص دارد.
بدین لحاظ رشد، در قبال بلوغ جسمی به عنوان شرط مستقل پذیرفته شده است و شاهد مدعی هم تبصره 2 ماده 1210 قانون مدنی لذا رشد میبایست به نحوی ثابت گردد و اثبات آن هم یقیناً به عهده همان مقامی است که رسیدگی به حجر در صلاحیت اوست. و سایرین نمیتوانند آن را اثبات نمایند از آن طرف مراجعه به دادگاه برای اثبات رشد افرادی که بالغ میشوند دشوار خواهد بود لذا میبایست امارهای در دست باشد تا با توسل به آن از پیچ و خم این مشکلات خلاصی یافت.9
و در جای دیگر میگوید:10
الذی تنساق تدبیراته إلی غایاتها علی سبیلالسداد من غیر إرشاد مشیر ولا تسدید مسدّدٍ؛
رشید به کسی گفته میشود که خودش بتواند بدون کمک دیگران و هدایت آنها کارهایش را به طور صحیح تدبیر کرده و آنها را به انجام برساند.
و باز در جای دیگر لسانالعرب11 میخوانیم:
الرشد: نقیضالغیّ والضّلال؛
یعنی واژه رشد نقیض گمراهی است و کسی دارای رشد است که راه را پیدا کرده و گمراه نباشد.
تعریف سفیه و غیر رشید: در لغت به معنی جاهل و احمق و سفه به معنی جهل، عدم حلم و بیوقاری آمده است.12
بند ج) مفهوم رشد در قرآن
موارد استعمال “رشد” و مشتقات آن در قرآن کریم
1- به معنای راه درست و صحیح، راه هدایت و نجات در مقابل راه غیر صحیح و انحرافی
– (لاَ إِکْرَاهَ فِیالدِّینِ قَد تَبَیَّنَالرُّشْدُ مِنَالْغَیِّ)13 ؛
در قبول دین، اکراهی نیست (زیرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است.
– (وَ مَا أهْدِیکُمْ إِلاَّ سَبِیلَ الرَّشَادِ)14 ؛
(فرعون گفت) من شما را جز به راه صحیح و درست راهنمائی نمیکنم.
– (وَ قَالَ الَّذِی آمَنَ یَاقَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِکُمْ سَبِیلَ الرَّشَادِ) ؛
کسی که (از قوم فرعون) ایمان آورده بود گفت: ای قوم! از من پیروی کنید تا شما را به راه درست هدایت کنم.
– (وَ إِن یَرَوْا سَبِیلَ الرُّشْدِ لاَ یَتَّخِذُوهُ سَبِیلاً)1 ؛
اگر راه هدایت را ببینند، آن را راه خود انتخاب نمیکنند.
– (فَقَآلُو إَنَّا سَمِعْنَا قُرْآناً عَجباًً* یَهْدِی إِلَیالرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَلَن نُشْرِکَ بِرَبَّنَا أَحَداً)2 ؛
(جمعی از جنّ) گفتند: ما قرآن عجیبی شنیدهایم، که به راه راست هدایت میکند، پس ما به آن ایمان آوردهایم و هرگز کسی را شریک پروردگارمان قرار نمیدهیم.
– (وَ قُلْ عَسَی? أَن یَهْدِیَنِ رَبِّی لِأَقْرَبَ مَنْ هَذَا رَشَداً)3 ؛
و بگو: امیدوارم که پروردگارم مرا به راهی روشنتر از این هدایت کند.
– (وَ أَنَّا لاَ نَدْرِی أَشَرٌّ أُرِیدَ بِمِن فِیالأَرْضِ أَمْ أَرَادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَداً)4 ؛
و ما نمیدانیم آیا اراده شری درباره اهل زمین شده یا پروردگارشان خواسته است آنان را هدایت کند.
– (فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُول?ئِکَ تَحَرَّوْا رَشَداً)5 ؛
پس هر کس اسلام را اختیار کند راه درست (هدایت) را برگزیده است.
– (وَ لَقَدْ آتَیْنَا إِبْرَاهِیمَ رُشّدَهُ مِن قَبْلُ وَ کُنَّا بِهِ عَالِمِینَ)6 ؛
ما وسیله رشد (هدایت) ابراهیم را از قبل به او دادیم، و از (شایستگی) او آگاه بودیم.
– (قُلْ إَنِّی لَا أَمْلِکُ لَکُمْ ضَرَّاً وَلاَ رَشَداً)15 ؛
بگو من مالک زیان و هدایتی بر شما نیستم.
2- رشید به معنای فهمیده، دانا و آگاه و بردبار
– (فَاتَّقُوا اللهَ وَلاَ تُحْزُونِ فِی ضَیْفی أَلَیْسَ مِنکُمْ رَجُلٌ رَشِیدٌ)16 ؛
پس از خدا بترسید و من را در مورد میهمانانم رسوا نسازید آیا در میان شما یک مرد فهمیده و آگاه وجود ندارد.
– (أَو أَن نَفْعَلَ فِی أَمْوَالِنَا مَا نَشَاءُ إِنَّکَ لأنتَالْحَلِیمُالرَّشِیدُ)17 ؛
یا آنچه را میخواهیم در اموالمان انجام دهیم؟ تو که مرد بردبار و فهمیدهای هستی!
3- رشید به معنای مایه رشد و نجات
– (فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَ مَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِیدٍ)18 ؛
آنها از فرمان فرعون پیروی کردند، در حالیکه فرمان فرعون، مایه رشد و نجات نبود.
4- رشید به معنای صلاح
– (قَالَ لَهُ مُوسَی? هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلَی? أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رَشْداً)19 ؛
موسی به او گفت: آیا از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده و مایه رشد و صلاح است، به من بیاموزی؟
5- رشد به معنای قادر بودن بر انتخاب خیر از شر و صلاح از فساد (رشد مالی و اقتصادی)
– (وَاَبْتَلُوا الْیَتَامَی? حَتَّی? إِذَا بَلَغُوالالنِّکَاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ أَمْوَالَهُمْ)20 ؛
و یتیمان را چون به حدّ بلوغ برسند بیازمایید، اگر در آنها رشد (کافی) یافتید، اموالشان را به آنها بدهید.
بند د) مفهوم رشد در اصطلاح فقهی
1) مفهوم رشد در فقه امامیه و اقوال فقهاء
مرحوم محقق اول در کتاب شریف مختصرالنافع میفرماید: “الرشد و هوان یکون مصلحاً لما له و فی اعتبار العداله تردد.”21 همچنین فقهای عظام رشد را به ملکات نفسانی تفسیر کردهاند که اقتضای اصلاح مال و منع از صرف آن در راههای غیر متعارف به افعال عقلاء میباشد22.
در کتاب شریف مجمعالبیان نیز رشد به معنی عقل و اصلاح مال آمده است، نکته دیگر اینکه رشد را باید از دیگر کمالات اخلاقی که با تمرین و ریاضت حاصل میشود جدا