واردی که شهادت به استفاضه کافی است: بعضی از امور بوسیله شنیدن و شیاع بین مردم که در فقه به آن استفاضه گویند ثابت می‌شود.( ادله اثبات دعاوی کیفری، گروه پژوهش حقوق دانشگاه رضوی ص 158.)
مستند علم در شهادت: در شهادت علم باید مستند به حسّ باشد ولی عده‌ای استناد به حس را در علم شرط نمی‌دانند و تأکید نموده‌اند اگر از راه‌هایی چون تواتر، خبر همراه با قراین دالّ بر صحت و شهرت، علم بدست آید کافی است. امام خمینی (ره) در این باره میفرمایند، ضابطه این است که باید شهادت با یقین و علم قطعی همراه با حد بنابراین در مواردی که دیدن در دیدنی‌ها و شنیدن در شنیدنی‌ها و… ممکن است از طریق دیگری غیر از حواس پنجگانه مانند تواتر و شهرت هم علم بدست آید بلی اگر از طریق غیر عادّی مثل رمل و جفر باشد اشکال دارد.( موسوی الخمینی ، روح الله ، انتشارات دارالعم ، چاپ هشتم ، تحریر الوسیله، ج 2، ص 403.)

1-1-1 بررسی واژه شهادت و تعریف آن در فقه و حقوق
بررسی واژه
کلمه شهادت در لغت از فعل ثلاثی مجرت شهد ، یشهد ، شهودا و شهاده گرفته شده است . گفته شده این کلمه اگر بدون حرف اضافه استعمال شود به معنای ادراک و حضور است و با حرف اضافه “علی” به معنای اخبار قاطع بوده و استعمال آن با حرف “باء”مانند ( شهد عندالحاکم لفلان علی فلان بکذا”به معنای ادای شهادت و یا قسم است معنای اخیر مترادف جمله “حلف بکذا”(قسم خوردن به کذا )( خلاصه ای از کتب المنجد و اقرب الموارد ذیل کلمه است) علامه راغب اصفهانی (معجم مفردات الفاظ القرآن ذیل کلمه شهد . )کلمات “شهود” و” شهادت ” را به معنای حضور به همراه مشاهده توام با بصر (چشم ) و یا بصیرت و گاهی به معنای حضور تنها معنی نموده و در ادامه مطلب خود اضافه می‌نماید : شهادت گفته ای است که از روی علم صادر شده و به مشاهده توسط بصر یا بصیرت حاصل شده باشد ، از لفظ شهادت تعبیر به شهادت از حکم نیز شده است مانند ” شَهِدَ شاهِدٌ مِن اهل‌ها “(گواهی داد گواهی ، از اهل و خاندان آن زن) (سوره یوسف ،آیه 26 )در کتاب فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامی آمده است : ابلجمله چنان که در کتاب المهذب ولاختیار لتعلیل المختار می‌نویسد شهادت در اصل به معنای ” حضور ” است و در شرع خبر دادن از چیزی ( واقعه ای ) است که هنگام وقوع و حدوق آن حاضر بوده و آن را مشاهده نموده است . باید گفت “شهادت” هم دارای معنی اسمی است و هم دارای معنی مصدری ، معنی اسمی آن مانند استعمال این کلمه در آیه شریفه ” عالِمُ الغَیبِ وَ الشَهادهِ”( سوره انعام ، آیه 73 )(دانای نهان و آشکار) می‌باشد در آیه مزبور کلمه شهادت در مقابل کلمه غیب آمده است . علاوه بر آن این کلمه در معنی خبر قاطع نیز استعمال می‌شود و معنی مصدری آن ” حضور داشتن ” ، “درک نمودن ” و ” اطلاع داشتن ” و همچنین ” اخبار قاطع دادن ” است . (قاسمی حامد ، عباس،تحلیل الحقوقی شهادت در مذهب امامیه ، ص 13و 14).
در قرآن کریم نیز آیاتی که موید استعمال کلمه شهادت در معنای حضور و اخبار قاطع باشد وجود دارد . در آیات ” وَاللهُ یَشهَدُ اِنَّ المُنافِقینَ لَکاذِبون ” (سوره منافقون ، آیه 1) (و خداوند گواهی می‌دهد که منافقین دروغگویانند ) و “لاتقبلوا لهم شهاده ابدا” کلمه شهادت و همین طور فعل آن در معنای ” اخبار قاطع ” استعمال شده است برای این کلمه و مشتقات آن معانی و استعمالات مختلف دیگری نیز ذکر شده است ، اما آنچه در این نوشته بیش تر مورد نظر قرار گرفته است دو معنای اخیر کلمه مزبور است که در هر دو معنا اسم فاعل آن کلمه ” شاهد ” است . (همان ، ص14).
معادل فارسی ” شهادت ” را کلمه ” گواهی ” دانسته‌اندو فاعل آن که کلمه ” شاهد” است معادل ” گواه ” ذکر شده است گفته شده ” گواهی گاهی به معنای تصدیق است که در این صورت با مفهوم شهادت فرق دارد (-لغت نامه دهخدا ، فرهنگ فارسی دکتر محمد معین ، ترمینولوژی حقوق ، ذیل کلمه شهادت )( قاسمی حامد ، عباس،تحلیل الحقوقی شهادت در مذهب امامیه ، ص 14).
مفهوم گواهی
گواهی ( شهادت ) به مفهوم اعم ، اخبار ( خبر دادن ) فرد نزد مرجع قضاوتی از دیده‌ها یا شنیده‌ها یا سایر آگاهی‌هایی است که به صورت اتفاقی یا به درخواست یکی از اصحاب دعوا از موضوعی پیدا کرده است . بنابراین گواهی با اقرار این تفاوت اساسی را دارد که اقرار به زیان خود و به سوی دیگری است و با ادعا که اخبار به سود خود و به زیان دیگری است نیز تفاوت دارد گواهی با کارشناسی نیز این تفاوت را دارد که کارشناس محسوسات خود را با دخالت دادن تخصص خود و نتیجه گیری از آن‌ها ارائه می‌نماید ، در حالی که گواه از دیده‌ها، شنیده‌ها یا سایر آگاهی‌های خود بدون دخالت دادن تخصص احتمالی خود ، اخبار می‌نماید بی آنکه خود از آن نتیجه گیری نماید .(شمس ، عبدالله ،ادلهی اثبات دعوی حقوق ماهوی و شکلی ،ص136 ) .
1-1-2 تعریف لغوی شهادت
درباره معنای شهادت ، معانی ذیل نقل گردیده است :
در مختار الصحاح آمده است: اشهده علی کذا فشده علیه او را بر مطلب خاصی شاهد گرفت ، پس او بر آن مطالب شهادت داد و ” استشهده ” از کسی درخواست شهادت کردن و “شهده ” حاضر بودن شخصی در حادثه ای و ” شهدله بکذا” درباره مطلبی ادای شهادت کرد .
در لسان العرب آمده است ” اشهدته علی کذا فشهد علیه ” او را شاهد گرفتم ، آنگاه او شاهد آن مطالب واقع گردید . (ابن منظور ، لسان العرب ، جلد 3 ، ص 240 )(گروه پژوهشی حقوق ، دانشگاه علوم اسلامی رضوی ، ادله اثبات دعاوی کیفری ، ص 130).
1-1-3 تعریف اصطلاحی شهادت
شهادت اخبار توام با قطع و جزم است از وجود حقی برای غیر که از سوی غیر قاضی به عمل می آید . (نجفی ، محمد حسن ، جواهر الاحکام ، جلد 41 ، ص 7).
به نظر می رسد تعریف فوق کامل باشد به شرط این که قید مستند بودن شهادت به یکی از حواس را نیز به آن اضافه کنیم ، زیرا همان طور که بعد خواهد آمد ، در پذیرش شهادت شرط استناد به حس لازم و ضروری است . (محقق حلی ، شرایع الاسلام ، ص 364).
1-1-4 تعریف شهادت از منظرفقه
فقها و حقوقدانان برای شهادت تعاریف متعددی بیان کرده‌اند . در کتاب جواهر الکلام آمده است ” شهادت لغتا به معنای حضور است و یا علمی که از آن تعبیر به اخبار از روی یقین شده و شرعا اخبار قطعی از حقی است که برای دیگری لازم و ثابت و محقق شده و این اخبار از ناحیه غیر حاکم است … و مرجع در آن ( در شناخت و فرق گذاری ما بین شهادت و دیگر اخبار ) عرفی است که صلاحیت دارد ما بین شهادت و اخبار فرق بگذارد ” صاحب جواهر (ره) پس از ذکر نظرات عده ای دیگر در انتهای مطلب می‌فرمایند : ” تمامی آنچه که شهادت ، شمرده می‌شود در آن تعدد ( افراد ) و احکام ثابت دیگر آن اعتبار شده در غیر این صورت شهادت نمی‌باشد و ظاهر این است که عرف به همین معنی ملتزم شده و قیود حاکم و غیر آن را دخالت نمی‌دهد ” (نحفی ، محمد حسن ،جواهر الکلام فی الشرح الاسلام، جلد 41، صفحه 7)
در کتاب جامع المدارک پس از ذکر تعریفی که در کتاب جواهر الکلام آمده است آورده شده : “ممکن است گفته شود شهادت به معنای لغوی و عرفی خود باقی است ، پس گاهی (در شهادت ) نظر به اخبار است مانند شهادتی که راجع است به موضوعات خارجیه همچون شهادت به نفع مدعی در مرافعات و گاهی نظر به حضور است مانند شهادت در طلاق ، نهایتا اعتبار تعدد از طرف شرع در موضوعات غالبا وجود دارد بناراین تقیید در تعریف مذکور به این که حقی است که برای غیر ، لازم و ثابت است موجب خروج شهادت در رویت هلال بلکه شهادت در آنچه که موجب حد می‌شود خواهد شد ” (خوانساری ، سید احمد،جامع المدارک ، جلد 6 ، ص 96)
در توضیح شهادت آورده‌اند که : ” … در فقه غالبا شرط می‌کنند که مشهود به باید از دیدنی‌ها ( مبصرات ) و یا شنیدنی‌ها ( مسموعات ) باشد مانند عقد و ایقاع که شنیدنی است و قتل و دزدی که دیدنی است .. کسی که به ترتیب فوق اخبار از وقوع امری در گذشته یا حال ( از مسموعات یا مبصرات ) می‌نماید او را شاهد نامند و امری که از وقوع آن خبر می‌دهد مشهود به نامیده می‌شود و کسی که شهادت به نفع اوست مشهودله خوانده می‌شود و کسی که شهادت به زیان اوست مشهود علیه نام دارد “
به نظر می‌رسد تعریف شهادت بر اساس لغت و نظر عرفی خالی از اشکال است . توضیح و تعریف مفردات راغب جامع‌ترین تعاریف است ، البته با توجه به این مطالب که ملاک در شهادت افراد حضور به توسط حس است اعم از اینکه شهادت به توسط سمع ( شنیدن ) باشد ( مانند شهادت در احکام و اقاریر و عقود و ایقاعات ) و یا به توسط بصر