بد.
خشونت روانی: شامل اعمالی مانند تحقیر، تمسخر، توهین، فحش، متلک و تهدید به طلاق و……می گردد که می تواند باعث خدشه دار شدن آبرو و حیثیت زن شود.
بنددوم : خشونت خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی
خشونت خانوادگی: خشونت خانوادگی خشونتی است که در محیط خصوصی به وقوع می پیوندد و عموماٌ میان افرادی رخ می دهد که به سبب صمیمیت، ارتباط خونی و یا قانونی به یکدیگر پیوند خورده اند ، در واقع خشونت میان اعضای خانواده یا اعضای یک خانوار را خشونت خانگی می نامند .4
خشونتهای خانوادگی موارد متعددی را شامل می شوند مانند : خشونت فیزیکی، آزارجنسی ، آزار زبانی ، آزار رسانی احساسی، بدرفتاری، فشارهای مالی و اقتصادی و حتی گاه آزار رسانی روانی و روحی از موارد خشونت خانگی می باشند.
خشونت اجتماعی: زنان نه تنها در حریم امن خانه و خانواده در معرض انواع خشونت ها قرار دارند، بلکه بعضاٌ در جامعه و در محدوده زندگی عمومی نیز احساس امنیت و آرامش نمی کنند و خود را در مقابل انواع خشونت ها بدون دفاع و حامی می یابند. از انواع خشونت اجتماعی می توان از : تجاوز و سوء استفاده جنسی، آزار جنسی در محیط کار، قاچاق، مزاحمت های خیابانی و….نام برد.
خشونت اقتصادی: بارزترین نوع خشونت اقتصادی علیه زن در منزل ترک نفقه توسط شوهر می باشد. بنابراین جرم ترک نفقه به منزله رفتاری ناقض تعهدات حقوقی فرد نسبت به تامین مالی اشخاصی که بر اساس وابستگی خانوادگی به وی وابسته اند شناخته می شود.5
رفتارهای محدود کننده ی زن در امور مالی و کنترل سختگیرانه شوهر بر منابع مالی خانواده مانند دفترچه بانکی، صندوق نگهداری پولها، در ردیف خشونتهای اقتصادی قرار می گیرند. مصادیق این نوع خشونت را در چنین مواردی می توان یافت. مانند کنترل درآمدها، نظارت بر حق اشتغال زن، اجبار زن بر فروش اموال، جلوگیری از خرید دلخواه، دخل و تصرف در درآمدها یا ارث زن و تصرف در اموال گران قیمت زن، به زور از زن پول گرفتن، ندادن پول کافی به زن علیرغم تمکن مالی، عدم مسکن مناسب برای زن، عدم اجازه زن در خصوص شخص مورد علاقه و شأن وی همه ی موارد خشونت اقتصادی علیه زن محسوب می شود که آثار روحی و روانی برای وی به دنبال می آورد.
مبحث دوم : عوامل خشونت علیه زنان
در این قسمت سعی شده عوامل گوناگونی که در خشونت علیه زنان موثر است مورد بررسی قرار گیرد که برخی از این علل مربوط به ساختار فیزیولوژیک زن است و به خصوصیات زیستی و روانی زن بر می گردد و برخی دیگر مربوط به علل فرهنگی اقتصادی اجتماعی و….می باشد.
گفتار اول : عوامل جسمی روانی
عوامل جسمی : از همان بدو امر که توسط کسانی چون لومبروزو در مکتب تحققی با تلاش در جهت اثبات جبر علمی در پدیده های مجرمانه شکل گرفت ساختمان بدنی و شرایط جسمانی را از دلایل موثر در وقوع بزه فرض نموده، چنانکه لومبروزو تحت تاثیر نظریه داروین و تکامل زیستی رفتار ضد اجتماعی را مرتبط به ساختار جسمی مرتکب و آن را نتیجه بازگشت آدمی به مرحله پست تر زیستی دانست. او با چنین جبرگرایی زیستی علت جرم را در چگونگی ساختار بدنی، اندازه جمجمه، ساخت اندامها، عدم تقارن صورت و…بیان کرد. و بر این پوزیتویسم زیستی پا فشاری می نمود.اختلاف در ارگانیسم بدنی زن و مرد، تفاوت در قدرت بدنی، ناتوانی جسمانی زنان و وجود اندام ظریف و شکننده تر زن در مقایسه با مرد از عمده دلایل جسمی است که مردان را مستعد خشونت گری و زنان را مستعد خشونت پذیری می نماید.
عوامل روانی: جای هیچ تردیدی نیست که روح عاطفه و احساس در زنان بر روح تعقل و تفکر و دور اندیشی آنان غالب است. همه احوال و گفتار و رفتار زن، جلوه گاه و مظهر انواع مختلف احساسات نغز و لطیف می باشد، ظرافت جسمی زن با رغبت روحی او همبستگی تام دارد . در زنان، بعد عاطفی و احساسی نیرومندتر است و طبق تعریف و تصدیق همه کارشناسان مربوط و متخصصان در ابعاد حیات زن، عواطف در زن قویتر و شکوفاتر است و این نقصی در این بدنه از جامعه بشری نیست، بلکه ضرورت نیز هست. از این رو زنان به عنوان هسته اصلی کانون خانواده و مربی اصلی فرزندان باید در این جهت از مردان ، پیشرفته تر و تکامل یافته تر باشند و همین موجب می گردد که به مسائل پیچیده فکری و عقلانی گرایش کمتری داشته باشند و همواره حسابگرانه و عقلانی با مسائل برخورد نکنند، بلکه تن به هدایت عاطفه می دهند و به زندگی خانوادگی و اجتماعی گرمی و لطافت می بخشند. در این صورت پذیرش این که درک برخی مسائل خشک عقلی برای مردان آسانتر باشد، هیچ تحقیری در حق زنان را موجب نخواهد بود بلکه تفاوتهای طبیعی، منشا کارکردهای متفاوت و طبیعی است و واجد ارزش یا ضد ارزش از حیث انسانی و دینی نمی باشد.6
از چشم انداز خصوصیات روانی خشونت نسبت به زنان مشکلی اجتماعی به حساب می آید، و دو حالت وجود دارد یا مرد مهاجم، بیمار و پریشان است و یا زن قربانی سرش برای خشونت درد می کرده است.
یکی از اختلالات روانی مردان که موثر در پدیده خشونت بر زنان است روان پریشی است ، مردان مبتلا به اسکیزوفرنی دچار هذیانهای نا محتمل مثل ظن به خیانت همسر بوده و به دلیل ابتلا به این وضع روحی همواره در حالت تشویش و نگرانی و بدبینی به زندگی و شریک زندگی شان به سر می برند چنانکه با توهم خیانت همه به خود و وجود یک رقیب احتمالی از هر روش علیه همسر خود استفاده می نماید .
دسته ای از مردان نیز که اسباب خشونت دیدگی اطرافیان مونث خویش را فراهم می آورند مبتلا به اختلال شخصیت هستند مطالعات حاکی از آن است که مردانی که کودکی خود را بدون محبت والدین گذرانده اند از عقده های کودکی ناشی از فقدان محبت یا عدم استقلال و وابستگی شدید در آن سبب می گردد که در بزرگسالی برای جبران کمبود عاطفی دوران کودکی خویش به خشونت علیه همسر و اثبات برتری جویی خود با قدرت نمایی و ابراز خشم علیه همسر و فرزندان خود اقدام نمایند.7
گفتاردوم: عوامل اجتماعی اقتصادی
عوامل اجتماعی: محیط اجتماعی اعم از محیط تحصیلی، امکانات آموزشی و رفاهی، فرصتهای شغلی، نقش رسانه های جمعی و کلیه ساختارهای موثر در شکل گیری تصویر اجتماعی فرد در جامعه پذیری او، الگو برداریها ، فشارها و شرایط سوءاجتماعی، نا به سامانیها و نابهنجاریها و اشاعه مرزبندی های جنسی همه می تواند مجموعه ای باشد که در آن خشونت به عنوان رفتاری اجتماعی آموخته شود.
یکی از عوامل اجتماعی که کار کرد فرهنگی نیز دارد و بسیارموثر در تاثیر پذیری افراد می باشد رسانه های جمعی است .رسانه ها اعم از تلویزیون، رادیو، مطبوعات ،شبکه های اینترنتی و ماهواره ای در ترویج رفتارهای بهنجار و نابهنجار اجتماعی خواهند بود.
امروزه رسانه ها وسیله ای در گسترش مقام فرودستی زنان و خشونت گری بر ایشان گشته اند، استفاده ابزاری از زنان در برنامه های تلویزیونی و سینمایی، نمایش خشونتها و رفتارهای تحقیرآمیز جنسی نسبت به زنان، به تصویر کشیدن تجاوزهای جنسی و روش های غلط و مستهجن برقراری روابط زناشویی، هدفمندی رسانه ها در تامین لذات جنسی مخاطبین با سود جستن از خصایص جنسی زنان در رفع شهوات مردان و یا ارائه تصویر فرودست از زنان به مثابه موجوداتی که جز مادری و همسری چیز دیگر بلد نیستند و تمام وجودشان در وابستگی شدید اقتصادی اجتماعی و عاطفی به مردان خلاصه شده است.
خشونت برکت رسانه های تصویری امروز است که قربانیان آن زنان و کودکان هستند، تصاویری که از خشونت علیه زنان در رسانه ها ارائه می شود به ویژه تصاویری که تجاوز به عنف یا بردگی جنسی و کاربرد زنان و دختران به عنوان اشیائ جنسی از جمله هرزه نگاری را نشان می دهد، عواملی اند که به رواج مستمر این خشونت ها یاری می رسانند.8
ساترلند از جمله دانشمندانی است که بر این نظرند که رفتارهای ضد اجتماعی مثل خشونت در جریان کنش متقابل با دیگران با تمام وجود آموخته خواهند شد.9
عوامل اقتصادی : وابستگی اقتصادی زنان به مردان ( پدر قبل از ازدواج و شوهر بعد از ازدواج ) سبب می شود که زن در مقابل تعدیاتی که به او روا داشته می شود، به ناچارسکوت کند و مرد که قدرت برتر اقتصادی در چنین خانواده هایی محسوب می شود، به خود کامگی و استبداد روی آورده و زن نگران از قطع این وابستگی و ممر معاش، مورد سوء استفاده و بهره کشی قرارمی گیرد و یا در مقابل خشونت خانگی که بالاترین آمار بزه دیدگی زنان را به خود اختصاص می دهد نتواند واکنشی از خود نشان دهد و با قبول این وضعیت صبروتحمل پیشه سازد.
اینگونه عوامل در تشکیل رقم سیاه ارتکاب جرم نقش بسزای