ژنوتوکسیک که از پروکسیداسیون چربی حاصل می‌گردند، جلوگیری نمایند [262]. تحقیقات اخیر نشان دادند که برخی از گیاهان دارویی میتوانند مقاومت انسولین را کاهش داده و سندرم متابولیک را نیز بهبود بخشد [131].
اسیدهای چرب به عنوان تنظیم کنندگان اصلی فرآیندهای بیولوژیک در بافت‌های مختلف شناخته میشوند. آن‌ها اجزای اصلی تشکیل دهنده غشای سلول بوده و ترکیب اسیدهای چرب غشا می‌تواند عملکرد غشا را تحت تأثیر قرار دهند [1]. بین اسیدهای چرب مختلف، اسیدهای چرب امگا-3 و امگا-6 به عنوان فاکتوهای اصلی در عملکرد بافتها شناخته میشوند. طول زنجیره کربنی و حضور پیوندهای دوگانه روی اسیدهای چرب امگا-3 باعث شده است که این اسیدهای چرب قابلیت‌های منحصر به فردی را از خود نشان دهند. اسیدهای چرب امگا-3 نقش مهمی در فرآیندهای بیولوژیک ایفا مینمایند که از جمله می‌توان به بهبود عملکرد سیستم ایمنی، کاهش انعقاد خون و سختی عروق، تنظیم فعالیت‌های آنزیمی، تکثیر و تمایز سلولی و تغییر بیان گیرنده‌های غشایی اشاره نمود [229]. رژیم‌های غذایی با نسبت پایین‌تر اسیدهای چرب امگا-6 به امگا-3 برای مصرف انسانی سالم‌تر می‌باشند و تلاش‌های زیادی در راستای کاهش این نسبت صورت می‌گیرد. تحقیقات حاکی از آن است که ترکیب اسیدهای چرب جیره میتواند متابولیسم گلوکز و چربی و همچنین پاسخ‌های التهابی را تعدیل نمایند. فدور و کلی [90] گزارش نمودند که اسیدهای چرب امگا-3 مقاومت انسولینی در انسان و جوندگان را بهبود داده است، در حالی که تغذیه اسیدهای چرب امگا-6 تأثیر منفی بر حساسیت انسولین داشته است. موافق با نتایج به دست آمده از مدل‌های غیرنشخوارکننده، پایرز و همکاران [214] نشان دادند که تزریق شیردانی روغن کتان که غنی از اسیدهای چرب امگا-3 میباشد پاسخ بافتها را به انسولین در گاوهای هلشتاین غیر شیرده بیشتر نمود. نکته مهم این است که در کنار اثرات مثبت ذکر شده از اسیدهای چرب امگا-3، این اسیدهای چرب به دلیل داشتن تعداد زیاد پیوندهای غیر اشباع، حساس به پروکسیداسیون می‌باشند و می‌توانند تنش اکسیداتیو را تشدید نمایند، بنابراین هنگام استفاده از این مکمل‌ها ذخایر آنتی اکسیدانی جیره حتما باید در نظر گرفته شوند تا از اثرات منفی احتمالی پیشگیری گردد[102].
با توجه به اثرات مفید مربوط به گیاهان دارویی که قبلا ذکر گردید به نظر می‌رسد که استفاده از این ترکیبات در جیره گاوهای شیری بتواند بخشی از فشار متابولیکی وارده بر دام‌های دوره انتقال را تعدیل نموده و تولید و عملکرد را بهبود بخشد و تنش اکسیداتیو و مقاومت انسولینی را کاهش دهد. از طرفی اثرات متقابل بین منبع اسیدهای چرب ضروری و گیاهان دارویی نیز برای اولین بار در تحقیق حاضر مورد توجه قرار گرفت. در کنار اثرات مثبت اسیدهای چرب امگا-3، اثرات احتمالی تشدید کنندگی تنش اکسیداتیو در گاوهای دوره انتقال که خود نیز در شرایط تنش اکسیداتیو هستند، ممکن است اثرات منفی به جای گذارند. گیاهان دارویی با اثر آنتی اکسیدانی خود شاید بتوانند این شرایط را تعدیل نمایند. در یک آزمایش دیگر استفاده از گیاهان دارویی بر دام‌هایی که سلول‌های سوماتیک بالایی داشته و از تنش التهابی مزمن رنج میبرند مورد بررسی قرار گرفته است.
بنابراین هدف اصلی این تحقیق در وحله اول، بررسی اثرات مثبت احتمالی مخلوطی از گیاهان دارویی و منابع مختلف اسیدهای چرب ضروری بر عملکرد و متابولیسم گاوهای دوره انتقال به عنوان یک مدل دامی تحت تنش زایش و در وحله دوم تأثیر همین مخلوط گیاهان دارویی بر عملکرد و متابولیسم گاوهای با سلول‌های سوماتیک بالا در شیر به عنوان مدل تحت تنش‌های التهابی مورد بررسی قرار گرفت. جزئیات اهداف آزمایشات در فصل چهارم به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است.

فصل دوم
بررسی منابع
2-1- دوره انتقال
2-1-1- تعریف و اهمیت دوره انتقال
دوره انتقال که از سه هفته قبل از زایش تا 3 هفته بعد از زایش را شامل می‌گردد، زمانیست که گاوهای شیری از حالت آبستن غیر شیرده به حالت غیر آبستن و شیرده انتقال مییابند. در این دوره دام با چالشهای فیزیولوژیک و عوامل تنشزای متعدد مربوط به زایش و آغاز شیردهی مواجه میگردند که موجب تنشهای تغذیهای و محیطی شده و دام را در شرایط سختی قرار میدهد. بنابراین زمان بروز عمده مشکلات سلامتی دام، در این دوره نسبتاً کوتاه بوده، که به همین دلیل در سال‏های اخیر، تغذیه و مدیریت گاوها طی دوره انتقال، مورد توجه بیشتر محققان قرار گرفته است [84 و 106]. گاوهای شیری همانند بسیاری از گونههای دیگر، هفته قبل از زایش با کاهش شدید مصرف خوراک مواجه میگردند [106] و این کاهش مصرف خوراک معمولاً تا یک هفته بعد از زایش ادامه مییابد. این در حالی است که در همین زمان، نیاز انرژی به طور قابل ملاحظهای افزایش مییابد، خصوصاً در روز آغاز تولید شیر نیاز دام به انرژی و دیگر مواد مغذی تقریبا دو برابر میگردد [123]. این شرایط دام را با توازن منفی انرژی مواجه مینماید و دام در پاسخ به توازن منفی انرژی به منظور تامین نیازهای نگهداری و تولید شیر ناچار به بسیج حجم زیاد از ذخایر چربی خود میگردد. آغاز تولید شیر و تامین انرژی برای این فرآیند بر تمام فرآیندهای فیزیولوژیک مقدم بوده و برخی سازگاری¬های متابولیکی شدید با واسطه هورمون‌های مختلف و حساسیت بافت‌ها به این هورمون‌ها رخ میدهد تا مواد مغذی را به سمت غدد پستانی سوق دهد [81]. بنابراین، توجهات زیادی به منظور درک بیولوژی گاوهای دوره انتقال و اعمال برنامههای مدیریتی در مراکز تحقیقاتی و مزارع پرورش گاوهای شیری برای بهینه نمودن تولید، سودآوری و سلامت گاوهای شیری صورت میگیرد [193].
2-1-2- سازگاریهای مهم در دوره انتقال
اهمیت سازگاریهای متابولیکی در دوره انتقال به تغییرات شدید در نیاز به مواد مغذی باز میگردد که هماهنگیهای بسیار ظریف متابولیسمی برای تامین نیاز انرژی، گلوکز، اسیدهای آمینه و کلسیم را پس از زایش ممکن مینماید. به عنوان مثالی جالب در این زمینه، نشان داده شده است که نیاز مواد مغذی غدد پستانی در 4 روز پس از زایش در مقایسه با رحم گاو پس از 250 روز آبستنی(تقریبا 1 ماه قبل از زایش)، چهار برابر برای گلوکز، دو برابر برای اسیدهای آمینه و پنج برابر برای اسیدهای چرب افزایش نشان می‌دهد [25]. سازگاری هومئورسیز2 اولیه متابولیسم گلوکز برای تولید شیر، افزایش همزمان گلوکونئوژنز کبدی و کاهش در اکسیداسیون گلوکز توسط بافتهای احشایی یا ایجاد مقاومت انسولینی در بافت‌های احشایی میباشد که منجر به سوق دادن گلوکز به سمت غدد پستانی برای سنتز لاکتوز می‌گردد [193]. سوبسترای اصلی برای گلوکونئوژنز در نشخوارکنندگان پروپیونات حاصل از تخمیر شکمبهای میباشد و لاکتات از چرخه کوری، اسیدهای آمینه از کاتابولیسم پروتئین یا از سیاهرگ باب و گلیسرول حاصل از لیپولیز بافت چربی سوبستراهای دیگر در سنتز گلوکز میباشند. سهم اسیدهای آمینه در سنتز گلوکز در دوره انتقال افزایش مییابد و به نظر می‌رسد استفاده از اسیدهای آمینه در سنتز گلوکز بخشی از سازگاری‌های متابولیکی پس از زایش میباشد [192].
سازگاری هومئورسیز اولیه متابولیسم چربی برای تولید شیر، بسیج ذخایر چربی بدن به منظور تامین انرژی مورد نیاز در زمان توازن منفی انرژی در اوایل شیردهی میباشد. اسیدهای چرب غیراستریفیه در دوره توازن منفی انرژی میتواند در سنتز حداکثر 40 درصد از چربی شیر شرکت نماید [25]. عضلات اسکلتی بخشی از اسیدهای چرب غیراستریفیه را مصرف مینمایند و وابستگی آن‌ها به گلوکز کاهش مییابد. شواهد حاکی از آن است که اسیدهای چرب غیراستریفیه به نسبتی که به کبد میرسند، جذب آن میگردد [227]، یعنی با افزایش آزاد شدن این ترکیبات از بافت چربی تجمع آنها در کبد بیشتر می‌شود. ولی نکته مهم اینجاست که کبد ظرفیت کافی برای خارج نمودن اسیدهای چرب غیراستریفیه به شکل لیپوپروتئین و یا کاتابولیسم کامل و تولید انرژی از این حجم بالای چربی را ندارد. پس به ناچار اسیدهای چرب غیراستریفیه به شکل تریگلیسیرید در کبد ذخیره شده و این سناریو تقریبا برای همه گاوها در اوایل زایش اتفاق میافتد و میتواند متابولیسم کبدی را تا حدی مختل نماید [89]. تحقیقات نشان دادند که افزایش مقدار چربی در کبد، گلوکونئوژنز و ظرفیت سنتز اوره کبدی را کاهش می‌دهد [209 و 259].
دو عامل اصلی که باعث افزایش لیپولیز بافت چربی و ذخایر بدنی می‌گردد، افزایش مقاومت انسولینی و کاهش سطح انسولین خون