رمانتیک را در بر داشت خصوصا از لحاظ گرایش و مجذوب شدن در طبیعت.(الأشتر؛1983: 37)
در واقع آثار جبران جریان رمانتیک را در ادبیات معاصر بوجود آورد و به تدریج وارد دنیای تازه گردید.(عباس؛ 1967، 34)
هر چند میتوان پذیرفت که چنین عواملی تأثیرگذار بوده‌اند اما واقعیت این است که عوامل و شرایط متعددی باعث میشود یک حرکت در جریان شعر بوجود آید. و نمی‌توان آنها را بر یک تاریخ طبیعی محدود نمود. بر همین اساس برقراری یک ارتباط بین جبران و شعر جدید جریان شعری را حالت می‌بخشد که بیشتر در چهار چوب مشخصی قرار می‌گیرد و این امر با روند شکل‌گیری یک حرکت در شعر منافات دارد.
ادبیات عصر جدید و در رأس آن شعر معاصر روش عمومی گذشته را تغییر داد و از خدمت کردن به صاحبان قدرت و مال فاصله گرفت و به سوی طبقه‌ی عامه‌ی مردم گرایش یافت. مردم در زندگی آنها و در شعر و ادبیات جایگاه خاص خود را پیدا کردند و شاعران، پرداختن به مشکلات و دغدغه‌های اجتماعی و سیاسی مردم را مرکز توجه قرار دادند. مردم عصر نو از مشکلات خاص خود همچون جهل و فقر در رنج بودند، مهمتر از آن خود را در اصلاح امور ناتوان می‌پنداشتند. بنابراین ادبیات و شعر این ضرورت را احساس کرد که باید در رفع ناتوانی‌های مردم بکوشند.(عزالدین ؛232:1960)
به طور کلی باید گفته شود که پس از دوران شهابی‌ها، اوضاع لبنان نا بسامان گردید و فتنه‌ها و آشوب‌ها‌ی داخلی در آنجا بالا گرفت تا حوادث سال 1806 رخ داد و منجر به استقلال لبنان و حکومت متصرفین گردید. و آن زمان را آغاز شکوفایی نهضت مدارس و معارف می‌دانند هر چند در این دوران آزادی روزنامه‌ها محدود گردیده بود.
لبنانی‌ها به دلیل کوچک بودن کشورشان و ظلم و ستم سلاطین آل عثمانی دچار فقر شدید گردیده بودند به ناچار گروهی به مصر و گروهی دیگر به آمریکا مهاجرت کردند، این مهاجران در باور کردن نهضت ادبی سهم بسزایی داشتند.(فاخوری؛648:1377)
2-3-1 انجمن‌های ادبی
اعراب در عصر نهضت پس از آشنایی با تمدن غرب به تقلید از غرب پرداختند و به تأسیس انجمن‌های ادبی که در هر کشور نشان دهنده‌ی پویایی و تحرک آن سرزمین است پرداختند که این انجمن‌ها علاوه بر اینکه ابزار نشر علم و دانش در میان مردم بودند به نشر کتاب و نسخه‌های خطی هم می‌پرداختند.(المعوش؛105:1999)
نخسین انجمن الجمعیهالسوریه در 1868 و جمعیه شمس البر در 1869 و جمعیه زهره الآداب در 1873و الجمعیه العلمیه فی المدرسه الکلیه در 1880 تأسیس شد در کنار انجمن‌های علمی مجامع علمی هنری نیز به قصد حمایت از ادبیات و هنر تأسیس شدند که نخستین آن در 1882 بنام المجمع العلمی الشرقی در بیروت بود، البته قبل از آن در1868 مجامع دیگری در مصر شروع به کار کرده بودند از جمله آنها المجع العلمی در بیروت در سال 1847 و المجمع العلمی المصری که مؤسس آن ناپلئون بود و جمعیه القناعه‌(1883)جمعیه احیاء التمثیل العربی در بیروت نیز تأسیس شدند(آیتی ؛654:1368)
اما آن دسته از عرب‌ها و بویژه لبنانی‌هایی که به آمریکا مهاجرت کرده بودند توانستند با استعدادهایی فکری که خداوند به آنها ارزانی داشته بود در تمدن، علم و دیگر زمینه‌های فکری – شغلی و اجتماعی خود را به سطح پیشرفته‌‌ترین ملل جهان برساند، مهاجران جدید انجمن‌های ادبی را تشکیل دادند که مهمترین آنها یکی “الرابطه القلمیه” در آمریکای شمالی و “العصبه الاندلسیه ” در آمریکای جنوبی بود(عبدالجلیل؛305:1363)
2-04اوضاع فرهنگی، علمی لبنان در عصر جبران و می‌
از سده‌ی شانزدهم تا سده‌ی نوزدهم میلادی ادبیات عرب همواره توسط نیروهای بیگانه‌ی قانون استبداد عثمانی و عقاید ارتجاعی ارتدوکس‌ها سر کوب می‌شد(الدسوقی ؛62:1961)
میسیونرهای مسیحی برای تبلیغ مسیحیت تلاشهای فرهنگی زیادی را انجام، دادند، با این وجود، از میان نواحی بزرگ شام لبنان بیشتر در معرض این تحولات فرهنگی قرار گرفت. زیرا مسیحیان این سرزمین به علت حمایت اروپایی‌ها از آنان، در برابر دولت عثمانی با آنان در ارتباط دائم بودند آموزشهای اینان در شام و به ویژه لبنان از یک صبغه‌ی دینی برخوردار بود و از جمله مدارسی که در شام تأسیس شد، مدرسه‌ی عین الطوره به سال 1734 بود در همین راستا مدرسه‌ی دیگری به نام عین ورقه به سال(1789م) ایجاد شد که در ابتدا دیر بود و سپس به مدرسه تبدیل شد و در آن زبانهای سریانی، عربی، منطق و الهیات تدریس می‌شد(الدسوقی؛ 1:1996/24)
در فضای استبدادی آن زمان، خلاقیت و اصالت ادبی لگد مال شد و جایگاه ادبیات را تا مبدل شدن به هنری تزئینی و با تلاش برای توصیف مهارت زبان شناسی دستخوش سقوط کرد. ادبیات عرب که در بند بافت از پیش تعیین شده خود گرفتار آمده بود، فاقد دو عنصر خلاق عظمت ادبی بود. عنصر نخست انگیزش برای دست یابی ارتقاء فرهنگی و عنصر دوم انگیزش یک زندگی ملی آزاد و سر زنده.
نویسندگان چاره ایی نداشتند جز اینکه بافت و خمیر مایه‌ی ساختاری نوشته‌های خود را نادیده بگیرند، در نتیجه نویسنده ملزم بود چشمش را بر رابطه‌ی موجود در فرایند نگارش ببندد. فرآیندی که همچون زنجیری میان دنیای درون نویسنده و نگاشته‌های او عمل می‌کند. طی این دوره تفکر و ذهنیت نویسندگان در رخوتی فاقد هر گونه احساس پیچیده شده بود، که تنها آرامش توپخانه‌ی ناپلئون در مصر آنها را از دام این لفاف بیرون کشید.
عموم مورخان معاصر عرب، مدرسه‌ها را یکی از مولفه‌های مهم تأثیر گذار و بیداری عرب بشمار می‌آوردند. وقتی اسماعیل پاشا در سال 1863 م به قدرت می‌رسد در کشور مصر تنها یک مدرسه ابتدایی و یک مدرسه جنگ و یک مدرسه پزشکی و دارو سازی وجود داشت.
او دوست داشت که مصر بسان رؤیا متحول گردد، لذا گروههای علمی به اروپا فرستاد تا با کسب دانش موجب تغییرات در مصر گردند. این گروههای علمی که معمولاً در اکثر کشورهای جهان سوم در همین ایام به اروپا سفر کرده بودند در بازگشت هم موجب تحول علمی شدند وهم باعث نوعی تغییر فرهنگ در میان مردم گردیدند.(الدسوقی ؛ 1:1961/62)
روز نامه نگاری درکشور‌های عربی نیز با ورود ناپلئون به مصر آغاز گردید به گفته‌ی الگود مورخ انگلیسی ” اشغال مصر توسط فرانسه اثری غیر قابل زوال در مصر از خود به جای گذاشت و مصری‌ها بعد از خروج فرانسوی‌ها از سرزمینشان، شیفته‌ی ناپلئون شدند وشیوه‌ی اداره‌ی فرانسه بر حکومت مصر مستولی شد و اندیشه‌های روشنفکران مصری از فرانسوی‌ها متأثر گشت.(الدسوقی ؛1:1996/24)
رفاعه الطهطاوی به سال‌(1828م) روزنامه‌ی الوقائع المصریه را منتشر کرد‌(زیدان؛54:1996)
و چابخانه‌ی بولاق را به سال‌(1821م) به راه‌اند اخت که از اولین کتابهایی که در این چاپخانه به چاب رسید آجرومیه در نحو و یک فرهنگ لغت ایتالیایی عربی و سیره‌ی اسکندر بود.‌(همان‌:49)
صنعت چاپ در جنبش فرهنگ اثر بسیار زیادی گذاشت انتشار کتابهایی با موضوعات نظامی و اداری و دینی و ادبی و تاریخی موجب تحولات فرهنگی شد علاوه بر این با انتشار دیوانهای شاعران و کتابهای ادبی قدیم چشم‌ها به ادب قدیم دوخته شد ادبیاتی که از سلامت لفظ و ترکیب برخوردار و از هر گونه تکلف و تقید به دور بود. در کنار احیای کتابهای قدیمی و چاپ آنها، به چاپ ترجمه‌هایی از آثار غربی نیز پرادخته شد‌(ضیف؛بی تا:31)