ارهای موثّر ابلاغ نگنجد، مسلّماً ابتر خواهد بود و تاثیرگذاری خود را از دست خواهد داد؛ لذا آمیختگی دین با شیوه های هنری ابلاغ، یک ضرورت است و غنای در محتوا (مبانی دینی) ما را از قالب(ابزارهای ابلاغ)، بی نیاز نمی کند و بر مبلّغین و روحانیون، فرض است که در کنار توجّه و امعان نظر به مبانی دینی و قرآنی، به شیوه های ابلاغ و ابزارهای موثّر اقناع دین هم بپردازند.
ابزار هنر، دارای همه مولفه های موثّر و تاثیر گذار و ماندگار فی ذاته می باشد؛ چنان که مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) درباره استفاده از ابزارهـای هنــری فرموده انـد: ابزارهای هنـری، بی شک، رساترین، بلیغ ترین و کاراترین ابلاغ و تبلیغ پیام است.
نگارنده این رساله، بر آن است تا ضمن تبیین جایگاه روحانیون و رسالت شان و ماهیت رسانه، بویژه رسانه جمهوری اسلامی ایران، به چگونگی حضور موثّر آنها در رسانه ملّی بپردازد و راهکارهای حضور موثّر را بررسی کند تا مسئولین امر، بسترهای لازم را برای حضور موثّر روحانیت در رسانه ملّی، فراهم آورند.
2-1-ضرورت و اهمیّت تحقیق:
ضرورت تبلیغ دین، در دنیای جدید به کمک رسانه های نوین و مدرن، بر کسی پوشیده نیست؛ طی قرون اخیر، شکل های جدید و مختلفی در امر رسانه، پدید آمده و نام هایی همچون تئاتر، سینما، تلویزیون های دولتی و خصوصی، اینترنت، روزنامه و… وارد عرصه فعالیت های اجتماعـی شده اند و بدون هیـچ مانـع و محدودیتی، مرزهای فکری را در می نوردنـد و از مهمترین راه های کسب آگاهی و اطلاعات و از فراگیرترین و توانمندترین منابع آگاهی و شناخت بشـر به شمـار میروند و مخاطبـان بسیار زیادی را مجذوب خود نموده اند؛ این ادوات رسانه ای، به لطف امواج و با استفاده از تصویر و صدا، به رقیب های تازه و جدّی برای رسانه منبر تبدیل شدهاند.
با توجه به تاکید مقام معظم رهبری، مبنی بر حضور تاثیرگذار و عمیق روحانیون در صدا و سیما، که معظمله، آن حضور را متفاوت با سخنرانی، وعظ وخطابه دانستند و تاکیدشان بر حضور مشاوران روحانی صاحب نظر، آگاه و توانا، در صدا و سیما و همچنین تاکید بر امکان اعمال نظر و جهت دهی صحیح در برنامهها، توسط روحانیون و اظهار نظر پیرامون نقایص موجود در عرصه رسانه، که به روحانیت و حوزه علمیه مربوط است و ضرورت وجود روحانیون مطلع، از مسائل هنری، برای شناسایی راههای جلوگیری از انحراف، در جهت گیریهای فرهنگی و هنری، نیازمند بررسی و تحقیق بسیار جدّی و عمیق، در این حیطه، علیالخصوص رسانه، هستیم.
تاکید معظمله، بر موضوع “حضور موثّر روحانیون در رسانه”، حاکی از وجود یک نقصان در عرصه رسانه است؛ که با توجّه به آن، میتوان پی برد که خطاب ایشان روی حضور صرف روحانیون در رسانه ملّی نیست، بلکه تاکیدشان روی حضور موثّر این قشر در رسانه است؛ یعنی تاثیرگذاری بیش از پیش روحانیون در رسانه ملّی، مد نظر معظم له می باشد.
لذا ضروری است که وضعیت حال رسانه ملّی و نواقص را شناخته و با توجه به کاستی های موجود، برنامهریزی مناسب جهت تحقق این رهنمودها، بنماییم.
3-1-پرسش های تحقیق
سوال اصلی:
حضور موثّر روحانیون در رسانه ملّی، چگونه محقق می شود؟
سوالات فرعی:
1. نقاط ضعف و قوّت حضور روحانیون در رسانه (بررسی وضعیت موجود) چه بوده است؟
2. ویژگی های حضور موثرّ روحانیون در رسانه، چگونه است؟
3. چگونه حضور سیاستگذارانه روحانیون در رسانه می تواند موثّر واقع شود؟
4. فعالیت های علمی- پژوهشی روحانیون، چه گامی را برای حضور موثّر بر می دارد؟
5. آیا کارشناس محور بودن برنامه های دینی توسط روحانیون، ضرورت دارد؟
6. نقش تهیه کننده روحانی برای حضور موثّر در سازمان صدا و سیما چیست؟
7. اثرگذاری مطلوب یک روحانی بوسیله مدیریت پیام وی، چگونه محقق می شود؟
4-1-اهداف تحقیق

هدف اصلی ما در این پژوهش این است که چگونگی حضور موثّر روحانیون، در رسانه ملّی را بررسی و تحلیل نماییم و مدل های موثّر حضور روحانیت در رسانه ملّی، جهت بهره وری تفکرات این قشر در رسانه ملّی را تبیین کنیم.
اما اهداف فرعی این پژوهش هم عبارتند از:
1. حضور سیاستگذارانه روحانیون در رسانه را تبیین کنیم.
2. فعالیت های علمی-پژوهشی روحانیون، در راستای حضور اثرگذارشان در رسانه را بررسی کنیم.
3. بررسی کارشناسی روحانیون در برنامه های دینی و عقیدتی.
4. توجه به تهیه کنندگی، بعنوان یکی از موثّرترین مدل های حضور روحانیون در صدا و سیما.
5. مدیریت پیام.
6. نظارت محتوایی بر تولیدات صدا و سیما توسط افراد آگاه به معارف و فقه اسلامی را تبیین کنیم.
5-1-فرضیه تحقیق
این پژوهش فرضیه محور نمیباشد و به دنبال کشف فرضیهای نیست.
6-1-تعریف مفاهیم:
کلید واژه هایی که در این پژوهش مورد استفاده قرار می گیرند عبارتند از :
1-6-1- روحانیت
همه ادیان برای بقا و پویایی خود، به نهادی نظام‏مند، بعنوان دانایان و کارشناسان دین به شمار می‏آیند، نیازمندند. مسیحیان به آنان “کشیش” می‏گویند. یهودیان در دوران ظهور اسلام، عالمان خود را “احبار” می‏نامیدند. در اسلام نیز از این گروه با عنوان “عالم دینی، فقیه و روحانی” یاد می‏شود.

تعریف لغوی
آخوند، واژه ای فارسی به معنی دانشمند، پیشوای دینی و معلّم می باشد. درباره اشتقاق این کلمه، آراء مختلفی است که هیچ یک از این اشتقاقات خالی از اشکالات تاریخی و زبان شناسی نیست و توافق کلی بر سر اصل و ریشه این کلمه حاصل نشده است.
گفته شده که نخستین مورد کاربرد واژه آخوند در ایران به مثابه عنوانی احترام آمیز برای روحانیون دانشمند به دوره تیموریان مربوط می شود و در دوره صفویه حرمت این کلمه حفظ شد و جز بر مردمان بسیار دانشمند اطلاق نگردیده است. در عصر قاجار کاربرد این کلمه گسترش بیشتری یافت و شامل مدرسان مکتب خانه ها نیز گردید. البته این کلمه در میان دانشمندان آن روزگار جایگاهی والا داشت مثلاً به مشهورترین فقیه و مدرس پایان دوره قاجار، یعنی آیت الله سیدکاظم خراسانی؛ آخوند گفته می شد. بعداً بویژه در دوران پهلوی از حرمت این کلمه کاسته شد و حتی مورد استعمال استهزاءآمیز پیدا کرد! اکنون این کلمه به گونه عام به معنای پیشوای دینی بکار می رود. (دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1369، 150)

تعریف اصطلاحی
آباء و اجداد صنفی روحانیون، پیامبران و امامانند. بستری که روحانی در آن تربیت میشود از پیامبران نشات میگیرد. آری، هنگامی که ما تاریخ روحانیت را بررسی کنیم و ماهیت روحانیت را بشناسیم و تعریف درست آن و سابقه آن را، در پیش چشم گذاریم به همین نتیجه می رسیم.
همچنین عالمان ربّانی و مردان خدا نیز، در شمار پدران صنفی طلاب علوم دینی محسوبند.
کتابهائی که درباره عالمان اسلام نوشته شده است، نشان میدهد که آنان همه، دورههای طلبگی را گذرانیدهاند و سپس در شمار عالمان بزرگ در آمده اند؛ این عالمان از زمان خود ائمه طاهرین(ع) و زیر نظر آنان تربیت میشدهاند، سپس آنان تربیتشدگان، تربیت را، و همچنین اندوختههای علمی خویش را، به طلاب و شاگردان خود میسپردهاند و آنان را بدانگونه که خود تربیت شده بودند، تربیت میکردند و سپس آن عالمان، به تربیت رده بعدی و طلاب جوان می پرداختند.
پس روحانیت سلسلهای است متصل به عالمان بزرگ تا دوره امامان و سپس خـود امامان؛ و امامان خود ادامه وجـودی و تربیتـی پیامبـرانند. بدین گونه، حــوزه طلبــگی، حوزه میــراث انبیائی است. (حکیمی،35،1360)

2-6-1-دین
مراد از دین، مکتبی است که از مجموعه عقائد، اخلاق و قوانین و مقررات اجرائی تشکیل شده است و هدف آن، راهنمائی انسان برای سعادتمندی است.(جوادی آملی،24،1380)
دین واژه ای است عربی که در لغت به معنای اطاعت و جزا و … آمده، و اصطلاحاً به معنای اعتقاد به آفریننده ای برای جهان و انسان، و دستورات عملی متناسب با این عقاید می باشد. از اینروی، کسانی که مطلقاً معتقد به آفریننده ای نیستند و پیدایش پدیده های جهان را تصادفی، و یا صرفاً معلول فعل و انفعالات مادی و طبیعی می دانند “بی دین” نامیده می شوند. اما کسانی که معتقد به آفریننده ای برای جهان هستند هر چند عقاید و مراسم دینی ایشان، توأم با انحرافات و خرافات باشد “با دین” شمرده می شوند. و بر این اساس، ادیان موجود در میان انسانها به حق و باطل، تقسیم می شوند، و دین حق عبارتست از: آیینی که دارای عقاید درست و مطابق با واقع بوده، رفتارهایی را مورد توصیه و تأکید قرار دهد که از ضمانت کافی برای صحت و اعتبار برخوردار باشند.(مصبا