امام عسکری فرمود: عمه جان! هفت روز دیگر نزد ما بیا1.”
طبق این روایت حضرت بقیه الله در شب نیمه شعبان سال 255 به دنیا آمدند. در میان پاره‌ای از فرق- که اشعری از آنها یاد می‌کنند- کسانی بودند که تولد آن حضرت را حتی هشت ماه پس از رحلت امام عسکری دانسته اند. این نظر علاوه بر آنکه با بسیاری از روایات منافات دارد، هم چنین با عقیده‌ی شیعه مبنی بر اینکه زمین هرگز از حجت خدا خالی نمی‌ماندتوافق ندارد.
قول دیگر این است که حضرت در سال 258 چشم به جهان گشودند که این نظر در(کشف الغمه/ج2/ص437) قابل مشاهده می‌باشد در اثبات الوصیه سن آن بزرگوار، در آغاز غیبت صغری چهار سال و هفت ماه دانسته شده که بنا بر آن تولد امام در سال 256 می‌باشد.در نقلی دیگر تاریخ تولد امام زمان سال 257 دانسته شده است. ولی نقلی که مورد تاکید بیشتر مورخان می‌باشد همان سال 255 می‌باشد که مبتنی بر حدیثی مستند از حکیمه(دختر امام جواد?)است.
مادر حضرت مهدی?
در خصوص نام مادر حضرت روایات گوناگونی در دست است. در روایتی از شیخ طوسی، از مادر آن بزرگوار به نام ریحانه نام برده شده، ولی بلافاصله افزوده شده که به او نرجس، صیقل و سوسن نیز می‌گفتند.به نظر عده‌ای مادر آن حضرت مریم بنت زیدالعلویه بوده است. در روایت حکیمه خاتون که مشهورترین و مستندترین روایت درباره تولد حضرت بقیه الله می‌باشد، همان نام نرجس آمده است.
به نظر برخی از محققان، امکان دارد نام اصلی او همان نرجس بوده و دیگر اسامی به جز صقیل را بانوی او حکیمه به او داده باشد ایشان در روایات، مورد مدح قرار گرفتند که به ذکر حدیثی از آقا امام صادق? در این خصوص می‌پردازیم:
ابوبصیر می‌گوید به امام صادق? گفتم: ای فرزند رسول خدا! قائم شما اهل بیت چه کسی است؟
در پاسخ فرمود: “ای ابوبصیر! اوپنجمین فرزند از فرزندم موسی?است. اوفرزند سید کنیزان و بزرگترین زنان است. به غیبتی غائب می‌شود که اهل باطل در او شک می‌کنند، سپس خداوند عزوجل او را ظاهر می‌کند وشرق و غرب زمین را به دست توانای او فتح می‌کند.2
ولیمه عمومی
حضرت امام حسن عسگری? بعد از ولادت فرزندش دستور دادند که مقدار زیادی نان و گوشت بخرند و بین فقرای شهر سامرا تقسیم کردند همچنین برای او هفتاد قوچ عقیقه کرد که چهار تا از آنها را برای رفیقش ابراهیم فرستاد و نامه‌ای هم به او نوشت: بسم الله الرحمن الرحیم این گوسفند‌ها را از فرزندم محمد مهدی است. خودت آن هار ا بخور و هرکس از شیعیان مارا دیدی به او بخوران.
مخفی بودن تولد حضرت
با توجه به مسأله امامت و اخباری که درباره‌ی حضرت صاحب وجود داشت خیلی طبیعی به نظر می‌رسد که عباسیان حاکم بر سامرا و بغداد دنبال قتل وی باشند زین رو حضرت عسکری تحت کنترل شدید امنیتی بودند.
شیخ مفید در آغاز شرح حال امام زمان?می نویسد:
به دلیل مشکلات آن دوران و جستجوی شدید سلطان وقت و کوشش بی امان برای یافتن آخرین حجت خدا، ولادت آن حضرت برهمگان مخفی ماند.3
در همین رابطه احمد بن عبیدالله بن خاقان که کار خراج قم را بر عهده داشت، درباره موضوع کاوش خانه امام حسن عسکری گزارش داده که متن آن چنین است:
وقتی خبر بیماری امام حسن عسکری?شایع شد، خلیفه به دنبال پدرم فرستاد. او به دارالخلافه رفت و همراه پنج تن از کارمندان نزدیک خلیفه که از معتمدان او بودند بازگشت. پدرم به آنان دستور داد تا خانه امام را در کنترل گرفته و لحظه به لحظه از اخبار و آمار وی اطلاع داشته باشند، آنگاه برخی از طبیبان را فراخوانده و دستور داد شبانه روز بر بالین امام حضور داشته باشند.
پس از دو یا سه روز به او اطلاع دادند که امام ضعیف تر شده است و او دستور داد طبیبان بر مراقبتهای خود بیفزایند، آنگاه پیش قاضی القضات رفت و از او خواست ده نفر از معتمدان خود را که از نظر دین و ورع کاملاً به آنان اطمینان دارد به منزل امام عسکری بفرستد که شبانه روز در آنجا باشند این وضع ادامه داشت تا آنکه امام وفات یافت. پس از این حادثه خانه امام بررسی دقیق شد و همه چیز مهر و موم گردید و پس از آن تلاشهای گسترده‌ای برای یافتن فرزندی از آن حضرت آغاز شد حتی کنیزان امام نیز تحت نظر قرار گرفتند تا معلوم گردد کدام یک از آنها باردار است؛ یکی از آنها را که احتمال حمل درباره‌اش می‌رفت در حجره‌ای تحت مراقبت قرار دادند تا وقتی باردار نبودن وی مسلم شد.آنگاه میراث امام میان مادر و برادرش تقسیم شد. در همین روایت به دنبال گزارش مزبور، اشاره‌ای به فرصت طلبی جعفر به منظور جانشینی برادرش شده است؛ از جمله آنکه وی از عبیدالله بن خاقان خواست او را بعنوان جانشین امام عسکری اعلام و معرفی نماید و او تقاضای جعفر را رد کرد.4
به طور مسلم چنین حساسیت شدیدی از طرف دستگاه خلافت بدین سبب بود که بتوانند اعلام کنند که امام حسن عسکری فرزندی نداشته است.احضار افراد موثق در منزل امام نیز برای این بود تا به ادعای خود در این باره رنگ حقیقت داده و شیعیان را دچار حیرت و سردرگمی نمایند به عنوان نکته آخر در این بحث باید به این نکته اشاره کرد که مطابق طرح دقیقی که از قبل ریخته شده بود مساله ولادت آن حضرت از چشم مردم و حتی بیشتر شیعیان دور مانده تا بتوانند به نقشه‌های شوم خود جامعه عمل بپوشانند اما علی رغم تمام این تلاشها هیچ قدمی نمی‌توانستند در این راه بردارند.
آگاهی برخی از شیعیان از تولد امام
با مراجعه به کتب تاریخی متوجه این می‌شویم که علی رغم همه تلاشها برخی از شیعیان و وکلای امام عسکری و کسانی که در خانه امام عسکری مشغول به کار بودند از این موضوع باخبر شدند که از آن جمله می‌توان به محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر، حکیمه خاتون دختر امام جواد?، ابوعلی بن مطهر، عمر و اهوازی و ابونصر طریف خدمتگزار خانه امام اشاره کرد.5
یکی از مهم ترین روایاتی که در این بحث وجود دارد این است؛ زمانیکه محمد بن عثمان عمری از وکلای خاص امام زمان همراه با چهل نفر دیگر در خدمت امام عسکری بودند. آن حضرت فرزند خویش را به آنان نشان دادند وفرمودند: “هذا اماکم من بعدی و خلیفتی علیکم، اطیعوه و لا تتفرقوا من بعدی فی ادیانکم لتهلکوا، اما انکم لا ترونه بعد یومکم هذا” (این امام شما پس از من و جانشین من در میان شماست. از او فرمان برید و پس از من در دین خود اختلاف نکنید که در این صورت هلاک می‌شوید و پس از این هرگز او را نخواهید دهید.) در ادامه این روایت آمده است که: چند روز پس از آن امام عسکری? رحلت کرد.6
همین روایت را شیخ طوسی نیز نقل کرده و برخی رجال شیعه را که در جمع این چهل نفر حضور داشتند نامبرده که از آن جمله علی بن بلال، احمد بن هلال، ، محمد بن معاویه بن حکیم و حسن بن ایوب بن نوح بوده اند.7