وده و کارکرد آن با انواع و اقسامی که دارند به طور کامل پاسخگوی هدف این تحقیق می‌باشد اما درعین‌حال این چهارچوب نیز چندان به ریشه‌ها و چرایی مسائلی همچون بحران سوریه نمی‌پردازد و صرفا به عملکردهای رسانه‌ای و تبلیغی متوجه می‌باشد لذا ضمن اینکه استفاده از دو چهارچوب نظری مورد اشاره تضادی باهم نداشته ، بحث‌های روزنا در خصوص ارتقای مهارت و آثار انقلاب الکترونیک و … می‌تواند نقطه اتصال و محمل بسیار مناسبی برای ارتقاء چهارچوب نظری بحث ،از مدل پیوستگی به دیپلماسی رسانه‌ای باشد . با بررسی و شناخت عوامل و علل بحران سوریه در قالب چهارچوب نظری روزنا ، شناخت عمیق چرایی عملکرد شبکه خبری الجزیره را به مدل دیپلماسی عمومی و رسانه‌ای بسپاریم تا فرجام این تحقیق ، با همراهی این دو نظریه به ثمر برسد .
حال به شرح مختصری از آن‌ها پرداخته می‌شود :

الف ) مدل پیوستگی جیمز روزنا در تحلیل سیاست خارجی
سابقه مطالعه روابط بین‌الملل معادل سابقه خود دولت‌هاست اما مطالعه سیاست خارجی قدمت چندانی ندارد که آن هم عمدتا در سه رهیافت دسته‌بندی می‌شوند:
رهیافت کلان : اشاره به کل نظام بین‌الملل و تاثیر ساختار نظام بین‌الملل بر سیاست خارجی کشورها دارد و مهم‌ترین نویسندگان آن والتز می‌باشد.
رهیافت خرد : تاثیر ساختار داخلی کشورها بر رفتار خارجی آن‌ها مد نظر است که از مهم‌ترین نویسندگان آن‌ها اسنایدر و آلیسون می‌باشند.
رهیافت مختلط یا میان برد : استفاده از هر دو سطح تحلیل که جیمز روزنا از جمله نویسندگان آن است وی با نوشتن مقاله پیش نظریه سیاست خارجی آن را ارائه نمود.
به اعتقاد وی پنج سطح موثر در سیاست خارجی کشورها وجود دارد که نقش تعیین‌کننده‌ای در تصمیم سازی دارند و عبارت‌اند :
فرد: ارزش‌ها استعدادها و تجربیات پیشین فرد تعیین کننده است
نقش : رفتار خارجی متاثر از نقش تصمیم‌گیرندگان است بدون توجه به خصوصیات افراد
متغیرهای حکومتی : ساختار حکومتی سبب محدودیت یا افزایش گزینه‌های سیاست خارجی می‌باشد مثل قوای سه گانه
متغیر جامعه : جنبه‌های غیر حکومتی تاثیر گذار مانند جهت‌گیری‌های ارزشی عمده در جامعه وحدت ملی و میزان صنعتی شدن و …
متغیرهای محیطی : جنبه‌های غیرانسانی محیط خارجی که گزینه‌های سیاست خارجی را مشروط می‌کند مانند واقعیت‌های جغرافیایی ، چالش‌های ایدئولوژیک و … .
از نظر روزنا برقراری نظام جهانی فعلی حاصل 3 عامل اصلی می‌باشد که عبارت‌اند از :
توزیع قدرت : که از طریق دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی و سایر نهادها اجرا می‌شود.
مناسبات اقتدار : که از طریق آن‌ها حکومت‌ها و شرکت‌های چندملیتی با یکایک شهروندان مرتبط می‌شوند.
مهارت‌های تحلیلی : که به کمک آن‌ها شهروندان به رویدادها واکنش نشان می‌دهند و به تعامل با آن‌ها می‌پردازند.

سرچشمه‌های آشوب در سده‌های اخیر
مهم‌ترین مفهومی که تمایزدهنده نظریه روزنا از دیگران می‌باشد مفهومی به نام آشوب‌زدگی سیاست جهان می‌باشد که اساس نظریه خود را هم در کتابی به همین نام ارائه نموده است و در تعریف آن می‌گوید : هرگاه الگوهای بنیادین قوام‌بخش زندگی بین‌المللی درنوردیده شوند و تعداد و رابطه بین بازیگران به شکل ناپایداری افزایش یابد می‌توان سیاست جهان را آشوب‌زده خواند.
این پارامتر ها به تنهایی و یا همراه باهم سبب آشوب واقعی در 300 سال گذشته بوده‌اند که این استحاله آشوب زا ناشی از پنج گرایش اصلی سیستمی می‌باشد :
جابجایی از نظم صنعتی به پسا صنعتی با تاکیید بر انقلاب میکرو الکترونیک که سبب وابستگی متقابل بیشتر افراد و رویدادها شده است.
ظهور موضوعات جدید فراملی که حاصل فناوری‌های نو و تشدید متقابل وابستگی جهانی‌اند : مانند تروریسم ، مواد مخدر، آلودگی جو و… .
بحران مرکزیت و اقتدار مرکزی که ناشی از کاهش توانایی دولت‌ها در ارائه راه‌حل‌های رضایت‌بخش برای موضوعات عمده می‌باشد.
افزایش کارایی خرده نظام‌ها همزمان با تضعیف دولت‌ها .
تضعیف الگوهای رفتاری فرمان‌بردارانه نسبت به فرایند های گروهی مختلفی که اقدامات خرد آنان ، راه به نتایج کلان می‌برد.

انقلاب مهارت‌ها
روزنا پس از شمردن موانع پیش‌بینی پذیری آینده درصدد ارائه راه حل بر می‌آید که از جمله مهم‌ترین راهکارهای آن انقلاب مهارت‌هاست البته جای تعجب است که همان ایرادات روزنا بر وضعیت جهان این بار بر خودش نیز صدق می‌کند و عملا این راهکار گرهی از مشکل نمی‌گشاید.
در انقلاب مهارت‌ها یافتن ابزار مفهومی و یک سلسله منابع اطلاعاتی که به کمک آن‌ها ثابت شود که مردم امروز از لحاظ تحلیلی ماهر تر از پدران خود هستند مد نظر می‌باشد افراد امروزه بهتر می‌توانند بفهمند که چه جایگاهی در امور بین‌الملل دارند و چگونه هماهنگ رفتار نمایند تا به نتایج جمعی و بزرگ خود برسند دیگر شهروندان عمل ثابت سیاست نیستند و با تعاملی که باهم دارند نقش ادراکی آن‌ها قوی‌تر از گذشته می‌باشد و در سر هر میدانی انبوهی از مردم خواهان تغییر را می‌توانیم ببینیم هر جا موجبی برپا شده است عمدتا در جهت دست‌یابی به اشکال دموکراتیک تر حکومت و آزادی‌های سیاسی و کاهش کنترل دولت مرکزی بر اقتصاد بوده است که قطعا حاصل تلاش مردمانی است که درک بهتری از شرایط و حقوق خود دارند انقلاب مهارت‌ها ذاتا چیزی نیست جز اینکه مردم را به سوی دموکراتیک تر کردن هدایت می‌کند شواهد موید این وضع عبارت‌اند از : افزایش میزان آموزش و تحصیلات ، افزایش تعداد ساعات تماشای تلویزیون ، افزایش کاربرد رایانه و … .
ضمن اینکه در جاهایی که مردم با پیچیدگی‌های اجتماعی بیشتری روبرو می‌شوند همین آمر باعث می‌شود که تا از مفروضات و چهارچوب‌های ابتدایی خود دست بکشند و پذیرای برداشت‌های پیچیده‌تری باشند که پاسخگوی چالش‌های زندگی روزمره آنان باشد .

تضعیف دولت‌ها و ظهور شبکه‌ها
روزنا طی مقاله با عنوان حکمرانی در عصر همگرایی وارد بحث فوق‌الذکر می‌گردد و بیان می‌دارد که در دوره حاضر حفظ جایگاه دولت به عنوان بازیگر برتر هر روزه سخت تر می‌شود و درحالی‌که دولت‌ها هنوز قادر به اعمال قدرت در مرزهای خود نیستند بلکه توان مهار جریان‌های ناخواسته مانند جریان‌های پولی ، جنایی ، آلودگی و امثال آن را ندارند ، شاهد رشد بی‌سابقه جریان‌هایی هستیم که ناشی از جهانی‌سازی می‌باشند و هر روز شدت بیشتری می‌گیرند و باید درک کرد که حکمرانی یک فرآیند اجتماعی است که از دولت و مرزهای مربوطه سبقت می‌گیرد. اکنون به دلیل دسترسی آسان به اینترنت مردم از لحاظ الکترونیکی در وضعیت یکسانی وجود دارند و از این طریق می‌توانند درباره تنظیم برنامه‌ها ، حمایت‌ها و سایر مسائل به مباحثه بپردازند. در این فضا قادر به مشارکت در دستور کارهای جهانی هستند و با بر عهده گرفتن فعالیت جمعی هدایت مکانیسم افقی جایگزین را بعهده بگیرند.
این بدین معنی است که دولت در حال کوچک شدن است و بازیگران غیردولتی در شبکه‌های پراکنده هر روز آماده‌تر می‌شوند تا نقش‌های بیشتری را بر عهده گیرند بنابراین همگان برای دستیابی به منافع خود درصدد تسلط بر این شبکه‌ها هستند ظهور انواع شبکه‌ها نه تنها سبب محدودیت عمل دولت‌ها نیست بلکه سبب همگرایی بیشتر شده است و شبکه‌ها با تاثیر در فروپاشی اقتدار متمرکز سعی در شکل‌دهی اجتماعات جدید مبتنی بر اصول غیر سلسله مراتبی دارند.

تاثیر تلویزیون در سطح جهان
روزنا در فصل سیزدهم با عنوان مردمی توانمند تر در کتاب خود به نام آشوب در جهان سیاست به بررسی ابزار و ادوات تاثیر گذاری بر مردم پرداخته که از جمله آن‌ها اشاره به تاثیر گذاری شبکه‌های تلویزیونی می‌باشد و عنوان می‌دارد که فناوری الکترونیکی جهان منجر به بزرگ‌ترین بمباران مطالب شنیداری و دیداری است که بشر در طول تاریخ خود تجربه کرده است و باعث شده است جهان را آنا در معرض توجه هر شنونده‌ای قرار داده است .
انقلاب الکترونیک هم پوشش جهانی اخبار را تسهیل نموده است و هم با پایین آوردن هزینه‌ها توزیع گیرنده این شبکه‌ها را تسهیل نموده است و بقولی اکنون در بسیاری از خانه‌های تهیدستان تلویزیون نخستین چیزی است که تهیه آن پس از اجاق نفت‌سوز در الویت قرار دارد .
صفحه تلویزیون فرصت‌هایی را در اختیار افراد قرار می‌دهد تا به روی این صحنه روند و به اجرای نقش بپر دارند نه تنها اغلب با مردم عادی برای مشخص ساخت