سط “دیویس ” در سال 1989 ارائه شده به عنوان قدرتمندترین و تأثیرگذارترین مدل در زمینه توصیف رفتار و تعیین عوامل مؤثر بر پذیرش فناوری اطلاعات، توسط افراد است. اجزای این مدل شامل متغیرهای بیرونی، اصل سودمندی ادراک شده و سهولت استفاده ادراک شده، نگرش، تمایل و رفتار که پایهی پذیرش فناوری را تشکیل میدهند و مدل پذیرش فناوری بیان میدارد که متغیرهای بیرونی بر سودمندی ادراک شده و سهولت استفاده ادراک شده تاثیر میگذارد و این دو ادراک، تعیینکننده نگرش کاربران و مشتریان برای استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات خواهد بود و مرحله آخر، تمایل فرد برای استفاده است که منجربه استفاده واقعی از فناوری اطلاعات و ارتباطات میشود و رفتارشان را نسبت به کاربری فناوری تحت تأثیر قرار میدهند(حورعلی و همکاران، 1390). این پژوهش به دنبال شناسایی عواملی است که در غالب مدل TAM دیویس بر پذیرش نهاده های زیستی توسط گندمکاران دهستان حشمت آباد شهرستان دورود تأثیر میگذارند .

2-1 بیان مسئله
یکی از بزرگترین چالشهای روبروی جامعه بشری در دهههای اخیر، امنیت و سلامت غذای جمعیت رو به افزایش در دنیا است و در حال حاضر تأمین غذا مسئله اصلی بسیاری از کشورها بوده و بسیاری از دولتها به علت بحران غذا در معرض بحرانهای اجتماعی و سیاسی نیز قرار دارند و برای اولین بار در دههی پنجاه میلادی، افزایش جمعیت از یک طرف و محدودیتهای منابع اولیه تولید از طرف دیگر، باعث حرکت کشاورزی سنتی به سمت کشاورزی صنعتی با عنوان انقلاب سبز کشاورزی گردید، در دهه 1330 قبل از آنکه تولید و مصرف کودهای شیمیایی در کشور مطرح شود، تولید و مصرف کودهای آلی در سطح کشور رایج بود. همزمان با ورود کودهای شیمیایی به کشور، سازمان ترویج کشاورزی، مصرف این نوع کودها را تشویق نمود و بسیاری از کشاورزان برای رسیدن به حداکثر عملکرد به کودهای شیمیایی روی آوردند. با سرازیر شدن بذرهای اصلاح شده، کود و سموم شیمیایی به بازار مصرف و تشویق کشاورزان به استفاده از آنها و حمایت همهجانبه از این نهادهها و سودآوری کوتاهمدت آنها، دیری نپایید که این نهادهها از سوی کشاورزان پذیرفته شده و به میزان زیادی مورد استفاده قرار گرفت و اما عدم آگاهی و نبود دانش فنی کشاورزان باعث استفاده غیربهینه از این نهادهها گردید، به نحوی که مصرف بیش از حد برخی نهادههای کشاورزی نه تنها باعث افزایش تولید نگردید بلکه کاهش تولید در بلندمدت را فراهم ساخت. بدین ترتیب رفته رفته مصرف کودهای آلی فراموش شد و این تفکر غلط بر کشاورزان حاکم شد که با مصرف هر چه بیشتر کودهای شیمیایی محصول بیشتری عایدشان خواهد شد. به طوریکه مصرف کود شیمیایی در ایران 800 هزار تن در سال بود، که چهار برابر مصرف درآمریکاست(هزاری و حاجی میر رحیمی، 1389، پور قاسم و علی بیگی، 1392).
مصرف زیاد سم و کودهای شیمیایی در محصولات کشاورزی در تمامی جهان و بخصوص در ایران یک معضل عمده بهداشتی می باشد. در حال حاضر در کشور ما سرانه مصرف سم در محصولات کشاورزی به ازای هر نفر ??? گرم و همچنین میزان مصرف کود شیمیایی از 5/2 به 5/3 میلیون تن طی ?? سال گذشته افزایش داشته است. در کشاورزی متعارف بیش از ??? نوع ترکیب شیمیایی خطرناک نظیر آفتکشها، علفکشها و کودهای شیمیایی بهمنظور کنترل آفات و حشرات و حاصلخیزسازی خاک استفاده میگردد. استفادهی اولیه از آفتکشها در کاهش هجوم آفات و افزایش تولید محصولهای کشاورزی بسیار مؤثر بوده است، ولی امروزه به دلیل چالشهای زیستمحیطی و پیامدهای ناشی از بقایای سمها در غذای مصرفکنندگان، کاهش استفاده از این سمها مورد توجه همگان قرار گرفته است. افزایش مصرف سمهای شیمیایی، آلودگیهای زیادی مانند آلودگی آب، انتقال آن به خاک و دامها، آلودگی مواد غذایی و علوفه دامی و آلودگی هوا را به دنبال داشته است. همچنین ایجاد نژادهای مقاوم آفات به آفتکشهای شیمیایی، از بین بردن حشرات مفید و دشمنان طبیعی آفات، به وجود آمدن و شیوع آفتهای جدید، تأثیر بر روی دیگر موجودات زنده و کسانی که در تماس مستقیم با آنها هستند، کاهش تنوع زیستی از دیگر چالشهای زیست محیطی ناشی از وابستگی نظامهای کشاورزی رایج به آفتکشهای شیمیایی میباشند(زمانی میاندشتی و همکاران، 1392). استفاده بیش از اندازه از کودهای شیمیایی به ویژه هنگامی که با عملیات مدیریتی نامناسب مثل سوزاندن بقایای گیاهی همراه شود، میزان ماده آلی خاک را به شدت کاهش میدهد، این موضوع روی ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی خاک تأثیر گذاشته و امکان فرسایش را در این گونه خاکها افزایش میدهد. امروزه به دلیل افزایش اهمیت مسائل زیستمحیطی توجه بیشتری به نهادههای زیستی برای جایگزینی کودهای شیمیایی شده است( وطنخواه، 1392). از آنجا که بخش عمدهای از خاکهای ایران جزو خاکهای مناطق خشک و نیمه خشک محسوب شده و مقدار مواد آلی آنها کمتر از یک درصد است استفاده از کودهای آلی نه تنها باعث افزیش تولید محصولات کشاورزی خواهد شد بلکه از فرسایش و تخریب خاک جلوگیری نموده و رسیدن به کشاورزی پایدار را ممکن میسازد( صفا و قفقازی، 1386). از جمله محصولاتی که برای تولید آن از نهادههای شیمیایی استفاده میشود گندم است. گندم، گیاه پراهمیتی است که یکی از جنبههای بسیار مهم در زراعت آن، استفاده از کودها میباشد. در ایران در گذشته کشت گندم در تناوب با دیگر گیاهان زراعی معمول و یا با آیش صورت میگرفت. در چنین شرایطی فرصت کافی برای چرانیدن و یا پوسیده شدن بقایای گیاهی وجود داشت، اما در سالهای اخیر بنا به دلایل مختلف از جمله افزایش بهای گندم، سهولت کاشت و برداشت مکانیزه و تأمین آب و کود مورد نیاز کشاورزان دراغلب مناطق گندمخیز، گندم به صورت پیاپی کشت میگردد و اغلب کشاورزان بلافاصله پس از برداشت به سوزاندن بقایای آن اقدام میکنند و با این عمل زمین راحتتر برای کشت بعدی آماده شده و مقادیری مواد معدنی نظیر کلسیم، منیزیم، فسفر و پتاسیم از بقایا آزاد میگردد و از طرف دیگر سوزاندن بقایا سبب کاهش ماده آلی خاک شده و مواد آلی خاک را در بلند مدت کاهش داده و منجر به تلفات نیتروژن، کربن، گوگرد و غیره از طریق تصعید آنها میگردد(مسکر باشی و همکاران، 1383). در این رابطه استفاده از کودهای شیمیایی به عنوان سریعترین راه برای جبران کمبود عناصر غذایی خاک لازم به نظر میرسد، ولی هزینه رو به افزایش تولید کودهای شیمیایی، آلودگی خاک و آب ناشی از مواد شیمیایی و کاهش کیفیت تولیدات کشاورزی باعث ایجاد مسائل بغرنج شده است(جعفری مقدم و همکاران، 1389). به همین دلیل کشاورزی زیستی به عنوان راهحلی جهت جلوگیری از تخریب محیطزیست و آلودگیهای ناشی از نهادههای شیمیایی میباشد، در کشورهای اروپایی کشاورزان را تشویق میکنند که از کشاورزی زیستی استفاده کنند(لاپلی و کلی8، 2010).
به هر حال کشاورزی زیستی به عنوان یک مفهوم کشاورزی، اگرچه سابقهای تاریخی دارد اما در سالهای اخیر به عنوان یک رهیافت جامعنگر با در نظر داشتن دیدگاههای بومشناسی و توسعه پایدار مورد توجه جهانی واقع شد و با در نظر گرفتن اصولی خاص سعی در اجرای برنامههای کاهش مصارف سموم و کودهای شیمیایی در راستای کشاورزی پایدار و متناسب با حفظ زیستبومها و بهداشت تمامی افرادجامعه داشته است( رازقی و همکاران، 1389).

  • 2