همراه دارد. از جمله این مزایا می‌توان به موارد زیر اشاره کرد[35]:
* امکان در نظر گرفتن شاخص‌های انتخاب از جنبه‌های مختلف(مسئله، کاربر، روش) و به صورت‌های مختلف(کمی، کیفی)،
* قابلیت توجیه نتیجه گیری از طریق نمایش فرآیند استدلال،
* قابلیت استفاده توسط افراد غیرمتخصص در حوزه MCDM،
* آسانی استفاده برای کاربر،
* سرعت مناسب در دستیابی به جواب،
* عملکرد یک سیستم خبره انتخاب روش از جهت صحت، قابلیت اطمینان و سازگاری نتایج نه تنها قابل مقایسه با یک فرد خبره است، بلکه به دلیل بهره بردن از دانش افراد خبره متعدد چه بسا که عملکردی فراتر از یک فرد خبره داشته باشد.
با وجود محاسن فوق، فعالیت‌هایی که تاکنون با این رویکرد توسعه یافته است، محدودیت‌ها و کاستی‌هایی دارند. البته هیچکدام از این کاستی‌ها به ذات رویکرد سیستم خبره بر نمی‌گردد. به طور مثال همانگونه که ذکر شد، ازرنوی[35] فرضیات و نیازمندی‌های اطلاعاتی روش‌ها، و همچنین قوانین ایجاد شده در پایگاه دانش را تشریح نکرده است. لو و همکاران[47] و همچنین لی[48] نیز از تعداد شاخص‌های نسبتاً کمی در فرآیند انتخاب استفاده نموده‌اند. همچنین در هیچ‌یک از فعالیت‌های مذکور اشاره نشده که قوانین انتخاب از کجا آورده شده است. آیا مبتنی بر تجربه و دانش شخصی است؟ یا بر گرفته از نظرات افراد خبره است؟ و یا با تحلیل و مقایسه روش‌ها این قوانین حاصل شده است؟ و اگر اینگونه است، این تحلیل و مقایسه بر چه مبنایی و به چه شکل انجام شده است؟
یکی دیگر از کاستی‌های موجود در فعالیت‌های اشاره شده، محدود بودن روش‌های پرکاربرد MCDM مورد استفاده است. هر چند نویسندگان این مقالات سعی خود را کرده‌اند که روش‌های متعددی را از حوزه‌های مختلف بکار گیرند، اما این تعداد در مقایسه با تعداد روش‌های موجود ناچیز است. ‌به طور مثال اُزرنوی[35] و پُه[46]، به ترتیب نه و هفده روش را درنظر گرفته‌اند به طوری که تمامی این روش‌ها از دسته MADM انتخاب شده‌اند. از سوی دیگر لو و همکاران[47] تنها هفت روش از دسته MODM27 را برگزیده‌اند. سیستم خبره لی[48] نیز شامل شش روش از هر دو دسته MADM وMODM می‌باشد. این در حالی است که رُمان و همکاران[4] در بررسی خود بیش از 70 روش MCDM را شناسایی نموده‌اند. همچنین جدای از مسئله تعداد روش‌های مورد استفاده در فعالیت‌های فوق، تعداد روش‌های پرکاربرد استفاده شده در آن‌ها نیز کم است. بسیاری از روش‌های مورد استفاده در این فعالیت‌ها، روش‌های بسیار ساده‌ای است که در مسائل واقعی تصمیم‌گیری کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرد.
استفاده نکردن از تمامی روش‌های موجود به این معنا است که نمی‌توان مطمئن بود مناسب‌ترین روش ممکن انتخاب شده است، چرا که ممکن است مناسب‌ترین روش اصلاً در مجموعه روش‌ها گنجانده نشده باشد. لذا هر چه مجموعه روش‌ها بزرگتر باشد، اطمینان از دستیابی به مناسب‌ترین روش ممکن نیز بیشتر است.
به طور کلی مهمترین ضعف سیستم‌های خبره مورد اشاره آن است که تقریباً هیچ یک از آن‌ها بر اساس یک ساختار جامع و سیستماتیک توسعه نیافته است. منظور از ساختار جامع، ساختاری است که در آن کلیه مراحل مختلف توسعه یک سیستم خبره انتخاب مناسب‌ترین روش تصمیم‌گیری چندمعیاره اعم از تعیین نیازمندی‌های سیستم، اجزاء و ساختار سیستم، شاخص‌های انتخاب، روش‌های تصمیم‌گیری مورد استفاده و قوانین موجود در پایگاه دانش به صورت سیستماتیک و هدفمند شکل گرفته باشد.
2-4 جمع‌بندی