در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-1- بیان موضوع
موضوع تحقیق معناشناسی تاریخی و توصیفی واژه قرب و مشتقاتش در قرآن کریم است. پنهان نیست که واژه قرب در این تحقیق واژه ای کانونی تلقی می شود و تمام واژگانی که به نحوی با آن ارتباط دارد، بررسی می گردد. واژگان مورد بررسی شامل مترادفها، متضادها و مجاورها است. مراد از مجاورها کلیه واژگان کلیدی است که همراه واژه قرب به کار می روند؛ و معناشناسی تاریخی واژه قرب این است که آن برای چه معنایی وضع شده و چه تطوراتی یافته. برای شناخت معنای تاریخی واژه قرب بررسی می شود که این واژه اصیل است یا دخیل و معنای وضعی اش چیست؟ برای معناشناسی تاریخی سه دوره جاهلی، قرآنی و بعد از قرآنی بررسی می شود. در تجزیه و تحلیل روشن می شود که کدام معنا حسی و کدام معنا غیر حسی است، نیز کدام معنا حقیقی و کدام معنا مجازی است… آنگاه معنای حسی و حقیقی بر معنای غیر حسی و مجازی مقدم شمرده می شود. و معناشناسی توصیفی معنای اصلی و هاله ای واژه قرب و مشتقاتش در قرآن کریم است. مقصود از معنای اصلی معنایی است که در هر یک از استعمالات قرآنی مراد خدای تعالی است و آن از رهگذر توجه به سیاق، آیات متحد الموضوع، زمان و مکان نزول و مخاطبان قرآن شناسایی می شود و منظور از معنای هاله ای تمامی ذهنیات و تصوراتی است که مخاطبان قرآن یعنی عرب حجاز در عصر نزول از آن واژه داشتند و این از طریق بررسی حوزه معنایی قرب به دست می آید. حوزه معنایی قرب نیز عبارتند از مترادفها، متضادها و مجاورهای آن در استعمالات قرآنی.
1-2- سئوالات اصلی
الف- واژه قرب و مشتقات آن در ادوار مختلف تاریخی یعنی دوره جاهلی، قرآنی و پس از قرآنی به چه معنایی به کار رفته اند و چه تطورات معنایی داشته اند؟
ب- واژه قرب و مشتقات آن چه وجوه معنایی و حوزه معناشناسی را تشکیل می دهند؟
1-3- سئوالات فرعی
– واژه قرب و مشتقات آن اصیل است یا دخیل؟
– مبدأ اشتقاق و وجوه اشتقاقی واژه قرب و مشتقات آن کدام است؟
– در صورتی که واژه قرب و مشتقاتش تطور معنایی یافته اند علل و عوامل آن چه بوده است؟
– چه مشتقاتی از قرب در قرآن به کار رفته است؟
– آیاتی که واژه قرب یا مشتقاتش به وجوه متعددی از معانی گرفته شده اند، کدامند و معنای مراد در آنها چیست و چه شواهدی آن معنا را تأیید می کند؟
1-4- پیش فرضها
1-4-1- قرآن فصیح و بلیغ است و به زبان مردم عصر نزول نازل شده است و برای فهم دقیق آیات باید به فهم مردم آن عصر توجه کرد.
1-4-2- قرآن در دلاتش بر مقاصد خود مستقل است و لذا می توان با تکیه بر قرائن کلامی مثل سیاق و آیات متحد الموضوع و زمان و مکان نزول و مخاطبان قرآن به معنای واژگان آن دست یافت و هرمعنایی که مخالف معنای مستفاد از این قرائن باشد، مخالف قرآن و مردود است.
1-4-3- واژگان زبان عربی و قرآنی بر اثر گذشت زمان تطور معنایی یافته است و لذا باید الفاظ قرآن را به همان معنایی که معهود عرب حجاز عصر نزول بوده است، گرفت.
1-5- پیشینه موضوع
بی شک معنای این واژه و مشتقات و مترادفها و متضادها و مجاورهای آن در کتب لغت و تفسیر به طور پراکنده و غیر روشمند بررسی شده است؛ اما به روش ما که روشی معناشناسانه است، بررسی نشده است. البته به روش معناشناسی تاریخی و توصیفی پایان نامه هایی به بررسی واژگان دیگر در قرآن کریم پرداخته اند که شامل: معناشناسی تاریخی و توصیفی واژه رب، معناشناسی تاریخی و توصیفی واژه اسلام و … می شود.
1-6- اهداف پژوهش
الف- شناخت معنای اصلی و هاله ای واژه قرب در قرآن و نیز شناخت معنای اولیه و تطورات معنایی آن در دوره های مختلف.
ب- تفسیر و فهم دقیق آیات قرآن مربوط به حوزه معناشناختی واژه قرب درسایه ی معنای دقیق و موشکافانه مفردات آن حوزه.
ج- آشنایی و به کارگیری روش معناشناسی در فهم معنای تاریخی و توصیفی واژگان قرآنی و واژگان حوزه قرب به عنوان نمونه.
1-7- نوآوری
جنبه جدید بودن این تحقیق روش آن است که به روش معناشناسی تاریخی و توصیفی است و دیگر جنبه آن نتایج نویی است که از این تحقیق به دست می آید ان شاء الله.
1-8- تعریف اصطلاحات
از جمله اصطلاحاتی که باید تعریف شود مفاهیمی همچون: معناشناسی، معناشناسی تاریخی، معناشناسی توصیفی و حوزه های معنایی است.
1-8-1- تعریف معنا شناسی
ایزوتسو در تعریف معناشناسی می گوید: معنی شناسی مطالعه تحلیلی زبان است تا جهانبینی قومی شناخته شود، و این زبان نه تنها وسیله سخن گفتن و اندیشیدن است؛ بلکه وسیله ای برای تصور و تغییر کردن جهان اطراف آن قوم است. معنی شناسی در این صورت یعنی علم تحقیق در ماهیت و ساخت جهان بینی یک ملت در دوره ی خاصی از تاریخ، که به وسیله ی تحلیل روش شناختی مفاهیم و تصورات فرهنگی آن قوم که در کلمات کلیدی آنها تبلور یافته صورت می گیرد.1
1-8-1-1- سابقه علم معنی شناسی
از علومی که به تازگی و در قرن اخیر در مغرب زمین گسترش یافته ولی علمی کهن و تاریخی محسوب می شود علم معنی شناسی است. این علم هم از سوی زبان شناسان و هم از سوی روانشناسان مورد توجه قرار گرفت، از یک سو زبان شناسان مسأله ی رابطه بین واژه های زبانهای مختلف و معنای این واژه ها در درون فرهنگها و محیطهای مختلف را بررسی کردند و از سوی دیگر روانشناسان رابطه بین فکرو زبان را از اساس فن خود ساختند و بالاخره گروهی از فلاسفه غرب، با تجزیه و تحلیل دقیق زبان و رابطه آن با معنی، مکتب جدیدی را تأسیس کردند که بیشتر در کشورهای انگلیسی زبان رواج یافت.
به طور دقیق علم معنی شناسی تاریخی طولانی دارد، هم در میان مسلمین و هم در آثار ارسطو این علم دیده می شود. در اسلام از آنجا که وحی مبتنی بر کتابی است که مسأله ی رابطه بین لفظ و معنا و سهم مشیت الهی و اراده انسانی را درتعیین رابطه بین لفظ و معنا مطرح می سازد، معنی شناسی به صورت جدی تر دنبال شد و به کمالی رسید که در دوران جدید دیده نمی شود.
در آغاز متکلمان رابطه لفظ و معنا را مطرح ساختند. سپس حتی فلاسفه مشاء به بحث دلالت پرداختند. اصول شیعه در قرن دوازدهم مباحثی در معنی شناسی مطرح کردند که بی نظیر است؛ ولی متأسفانه بر جهانیان مکتوم مانده است که شناساندن آن در قرن اخیر خدمت بزرگی به علم و معرفی تفکر اسلامی خواهد بود.2ولی علم معنی شناسی از نظر غربیان علمی جدید است.
در سنت مطالعه معنی، معنی شناسی به سه شاخه عمده تقسیم می شود:
1- معنی شناسی فلسفی؛ بخشی از مطالعه فلسفه زبان را تشکیل می دهد و بر حسب منابع سابقه آن به قرن چهارم قبل از میلاد و آرای افلاطون در رساله های کراتیلوس و لاخس باز می گردد؛
2- معنی شناسی منطقی؛ بخشی از منطق ریاضی است و بر حسب دیدگاههای بوازانو، فرگه، تارسکی و گودل، زبان را ابزاری برای صحبت درباره ی جهان خارج از زبان درنظرمی گیرند. در این نوع معنی شناسی سعی بر آن است تا با توجه به موقعیت جهان خارج، صحت و سقم جملات زبان تعیین شود؛
3- معنی شناسی زبانی.3( مقصود ما از معنی شناسی همین قسم است که در ادامه می آید).
1-8-1-2- تفاوت معنی شناسی و ریشه شناسی
اشتقاق و ریشه شناسی تنها می تواند معنی اساسی کلمه را در اختیار ما قرار دهد، و در بسیاری از موارد بر حدس و گمان استوار است، در صورتی که معنی شناسی هم معنی اساسی را در بر دارد و هم معنی نسبی را. و این همان جهانبینی معنی شناختی است.4
1-8-1-3- عوامل تغییر معنی
هر یک از دانشمندان معنی شناس از دیدگاه خود به عوامل تغییر معنی پرداخته اند، یکی از دیدگاههای مناسب دیدگاه اولمی است، او تغییر معنی را بر سه مرحله علت، ماهیت و نتیجه می داند:
الف- علتها
1- تغییر معنی بر اثر عامل زبانی
2- تغییر معنی به واسطه علل تاریخی
3- عوامل اجتماعی
4- تحولات و نوسانات روانی و احساسات
ب- ماهیات تغییر معنی
1- ماهیت تغییر معنی بر اثر تشابه حواس که بر مبنای استعاره است.
2- تشابه الفاظ
3- مجاورت الفاظ یا نزدیکی اسماء به یکدیگر
ج- نتایج تغییر معنی
1- تغییر در ماهیت معنی
2- گسترش معنایی
3- تحدید معنایی.5
1-8-1-4- معنای اساسی و معنای نسبی
الف- معنای اساسی؛ عنصر معنی شناختی ثابتی که هر جا کلمه به کار رفته و هر کسی آن را به کار برده باشد، و همراه آن است را معنای اساسی می خوانیم. ولی معنای اساسی تمام معنی کلمه نیست.6
ب- معنای نسبی؛ معنایی است که دلالت ضمنی دارد و در زمینه ای خاص به معنای اساسی پیوسته و در