های مورد مطالعه……………………………………103
فهرست جدولها
عنوانصفحه
جدول 3-1 : تفسیرهای مختلف ازقانون واگنر………………………………………………………………………………………………..76
جدول 4-1: بررسی مرتبه جمعی بودن متغیرها91
جدول 4-2: نتایج آزمون F لیمر……………………………………………………………………………………………………………………93
جدول 4-3: نتایج آزمون هاسمن…………………………………………………………………………………………………………………..93
جدول 4-4: نتایج تخمین93
جدول 4-5: نتایج آزمونهای ریشه واحد بر روی پسماندهای رگرسیون95
جدول 4-6: نتایج آزمون والد………………………………………………………………………………………………………………………95
جدول 4-7: نسبت مالیاتی تخمینی و واقعی هر کشور در سالهای مختلف96
جدول 4-8: تلاش مالیاتی کشورهای مورد مطالعه98
فصل اول
کلیات پژوهش
1-1- مقدمه
درآمدهای مالیاتی میتوانند مهمترین روش تأمین مخارج دولت بوده و نقش مهمی در اعمال سیاستهای اقتصادی دولتها ایفا نمایند. درصورتیکه دولتها بتوانند با برنامهریزی از این منبع مهم درآمدی به بهترین نحو استفاده نمایند، اقتصادشان به اهداف مطلوب اقتصادی نزدیکتر خواهدشد. سوالی که در این بین مطرح میشود، این است که آیا برای یک کشور همیشه امکان گسترش درآمدهای مالیاتی وجود دارد، و آیا یک کشور میتواند در صورت تمایل تا هر میزان درآمد مالیاتی خود را افزایش دهد؟ در ادبیات اقتصادی برای پاسخ به این سوال از دو شاخص ظرفیت مالیاتی و تلاش مالیاتی استفاده میشود.
اما کاربرد صحیح ظرفیت و تلاش مالیاتی، و همچنین تأثیر بیشتر آنها در اقتصاد، مستلزم شناخت صحیح و درست از عوامل تأثیرگذار و معیارهای آنها میباشد. بنابراین پژوهش حاضر سعی در معرفی عوامل موثر بر ظرفیت مالیاتی و تلاش مالیاتی دارد، تا از طریق ایجاد امکان گسترش درآمدهای مالیاتی، دولت را در رسیدن به اهداف کلان خود یاری نماید. در این راستا، همچنین به مقایسه ظرفیت و تلاش مالیاتی ایران با چند کشور منتخب عضو سازمان کنفرانس اسلامی نیز پرداخته میشود.
این فصل به کلیات پژوهش خواهد پرداخت و در این زمینه به بیان مسأله پژوهشی، اهمیت و ارزش پژوهش، اهداف و فرضیههای پژوهش، روش تحقیق، ابزار گردآوری و تحلیل دادهها، دادههای استفادهشده در پژوهش و در نهایت به بیان تعریف کلید واژهها میپردازد.
1-2- شرح و بیان مسئله پژوهشی
مالیات بهعنوان معمولترین و مهمترین منبع مالی برای تأمین درآمدهای عمومی و یکی از کاراترین و مؤثرترین ابزارهای سیاستهای مالی بهشمار میرود که دولت میتواند به واسطه آن، بسیاری از خدمات اجتماعی و رفاهی را به مردم ارائه دهد و به بسیاری از فعالیتها و جریانات اقتصادی و اجتماعی سمت وسوی لازم را ببخشد. متأسفانه تلقی برخی از افراد از وصول مالیات محدود به کسب درآمد بیشتر بهمنظور ادارهنمودن تشکیلات دولتی است و آنچه کمتر به آن توجه میشود این است که پایین بودن سهم وصولیهای مالیاتی در ترکیب درآمدی دولت علاوه بر آنکه عوارض ناگواری همچون وابستگی درآمد کشور به صدور یک کالا را دربر دارد، اقتصاد کشور را از امکان استفاده از ابزار مالی محروم ساخته است. در حالیکه با استفاده از این ابزار میتوان بسیاری از نابسامانیهای اقتصادی را بهسمت صحیحی هدایت نمود. با تغییر در پایههای مالیاتی میتوان مکانیزمهایی ایجاد نمود که مسائل و مشکلات اقتصادی همچون: کسری بودجه، تورم، بیکاری، نامتعادل بودن توزیع درآمد، کاهش صادرات غیرنفتی و افزایش واردات، افزایش مهاجرت به شهرهای بزرگ، بالا رفتن مصرف کالاهای تجملی در مناطق شهری و بسیاری از مسائل دیگر را سامان بخشید و ضمانت لازم برای رشد و شکوفائی اقتصاد و تحقق اهداف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را فراهم آورد.
ظرفیت مالیاتی توان جامعه را در پرداخت مالیات نشان می دهد. به عبارتی، ظرفیت مالیاتی میزان مالیاتی است که مردم می توانند بپردازند.(حمید صفایی نیکو، 1375) ظرفیت مالیاتی در واقع حجم مالیاتی است که جامعه به طور بالقوه توان پرداخت آن را دارد. اطلاعات لازم در مورد ظرفیت یک کشور یا یک منطقه در تجهیز منابع مالیاتی برای پاسخگویی به مشکلات مالی و اجرای سیاست های اقتصادی با استفاده از برآوردظرفیت مالیاتی فراهم می شود. به این ترتیب، آشکار می شود که یک کشور یا یک منطقه اولاً چه میزان کوشش در تجهیز منابع مالیاتی به کار برده است و ثانیاً به طور متوسط تا چه میزان توان افزایش منابع را دارد. این شاخص بر اساس روش تجربی مقدار بهینه مالیات یا برآورد نسبت مالیاتی است که مبنای الگوی اقتصاد سنجی برآورد شده است. به عبارت دیگر، ظرفیت مالیاتی از طریق برازش کردن نسبت مالیاتی بر روی متغیرهای تأثیرگذار محاسبه می گردد.
انگیزه اصلی مالیات در سطح کشور، تأمین مالی اداره امور و تدارک عمومی خدمات اجتماعی و اقتصادی میباشد. تلاش جهت جمعآوری درآمدهای مالیاتی با شناخت اهرمهای مالیاتی موجود تعیین میشود و تکیه بیشتر بر درآمدهای مالیاتی در سطح کشور بدون شناخت این اهرمها و عوامل مؤثر بر ظرفیت مالیاتی نمیتواند چندان موفقیتآمیز باشد. در برنامههای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، یکی از خط مشیهای اساسی در مورد مالیات، ارتقای سطح تلاش مالیاتی از طریق بهبود روشهای جمعآوری مالیات و تدوین قوانین و مقررات لازم است.
در بررسیهای مربوط به ظرفیت بالقوه مالیاتی ایران، مشخص شده است که شکاف قابل توجهی میان ظرفیت بالقوه مالیاتی و وصولیهای بالفعل مالیاتی وجود دارد. (نادر مهرگان، 1383) در شرایط فعلی که افزایش درآمدهای مالیاتی ممکن میباشد، باتوجه به اهمیت و ضرورت مطالب فوق بایستی بودجه کشور هر چه بیشتر به درآمدهای مالیاتی متکی باشد تا بتوان اقتصادی سالم براساس درآمدهای منطقیتر و قابل برنامهریزی برای تأمین مخارج دولت پایهریزی کرد. بر این اساس، آگاهی از میزان ظرفیت وصول نشده درآمدهای مالیاتی از اهمیت خاصی برخوردار است. لذا این پژوهش درصدد است تا با محاسبه ظرفیت مالیاتی کشور، تفاوت میان ظرفیت بالقوه مالیاتی و وصولیهای بالفعل مالیاتی را آشکار ساخته، همچنین این موضوع را با کشورهای منتخب سازمان کنفرانس اسلامی مقایسه کند. بنابراین در این پژوهش تلاش مالیاتی کشورهای ایران، اردن، لبنان، مصر، اندونزی، مالزی، پاکستان، مراکش، بنگلادش، عراق، کویت، عمان، عربستان سعودی، و تونس در دوره 2005-1999 مورد مقایسه قرار می گیرد. در مورد الگوی مورد استفاده در این پژوهش نیز باید گفت که بر مبنای الگوهای مطالعات قبلی که همگی تقریباً در چارچوب مشابهی تعیین شدهاند و شامل متغیرهای تقریباً مشابه و عمدتاً یکسانی هستند، در این مطالعه متغیرهای دیگری مانند ضریبجینی و پولیکردن نیز وارد الگوی تخمینی شدهاست.
1-3- اهداف پژوهش
اهداف این پژوهش عبارتاند از:
1. برآورد ظرفیت مالیاتی و تلاش مالیاتی در ایران
2. تعیین رابطه بین سهم بخش های کشاورزی، صنعت، خدمات و بخش خارجی از تولید ناخالص داخلی با نسبت مالیاتی
3. مقایسه مقدار تلاش مالیاتی ایران با کشورهای منتخب عضو سازمان کنفرانس اسلامی
1-4- فرضیههای(سؤالات) پژوهش
1. نسبت مالیاتهای وصولی(بالفعل) به GDP کمتر از نسبت مالیاتهای مطلوب(بالقوه) به GDP میباشد.
2. رابطه بین سهم بخش های صنعت، خدمات، تجارت خارجی از تولید ناخالص داخلی و نسبت مالیاتی مثبت است.
3. رابطه بین سهم بخش کشاورزی از تولید ناخالص داخلی و نسبت مالیاتی منفی است.
4. تلاش مالیاتی درایران نسبت به کشورهای منتخب عضو سازمان کنفرانس اسلامی پایینتر است.
1-5- اهمیت و ارزش پژوهش
درآمدهای مالیاتی بهترین، سالمترین ومنطقیترین روشهای تأمین مخارج دولتها میباشد و از مالیاتها بهعنوان یکی از مهمترین و مؤثرترین ابزار اقتصادی دولت نام برده میشود. حفظ ثبات نسبی در روند حرکت رو به جلوی بخشهای مختلف اقتصادی میتواند بوسیله اهرم مالیات که یکی از مهمترین اهرمهای سیاست مالی است صورت پذیرد.
از طرفی در بررسی های مربوط به ظرفیت بالقوه مالیاتی کشور مشخص شده است که شکاف قابل توجهی میان ظرفیت بالقوه مالیاتی و وصولی های بالفعل مالیاتی وجود دارد و در شرایط فعلی امکان افزایش تلاش