یه میان انقلاب اسلامی ایران و مذهب تشیع وجود دارد که هر کدام در جهت تقویت دیگری عمل می‌کنند .
6- متغیرهای تحقیق
این تحقیق به این دلیل که از نوع بررسی متقابل می باشد دو متغیر مستقل و دو متغیر وابسته دارد. در موضوع بررسی تأثیر مذهب تشیع بر پیروزی انقلاب اسلامی، متغیر مستقل فرهنگ سیاسی شیعه و متغیر وابسته میزان تأثیرپذیری انقلاب اسلامی از آن می باشد. در موضوع تأثیر انقلاب اسلامی بر ژئوپلیتیک شیعه نیز، متغیر مستقل انقلاب اسلامی ایران بوده و متغیر وابسته میزان تأثیری است که انقلاب بر روی جوامع شیعه گذاشته است.
7- تعریف مفاهیم
انقلاب
انقلاب از ماده قلب و به معنای دگرگونی و زیرو رو شدن آمده و در اصطلاح عبارت است از براندازی سریع و پرخاشگرانه نظام حاکم و ایجاد نظام مطلوب توسط مردم (دهقان، 1384: 13) حسین بشیریه نیز معتقد است، انقلاب تحول سیاسی پیچیده ای است که در طی آن حکومت مستقر به دلایلی توانایی اجبار و اعمال زور را از دست می دهد و گروه های گوناگون اجتماعی و سیاسی به مبارزه بر می خیزد تا قدرت سیاسی را قبضه کنند، این مبارزه اغلب مدتی طول می کشد تا آنکه سرانجام نهادهای جدید سیاسی جانشین نهادهای قدیم شوند. (بشیریه، 1382: 1) در تعریفی دیگر ساموئل هانتینگتون معتقد است انقلاب یک تغییر داخلی سریع، بنیادی و خشونت آمیز در ارزش ها و اسطوره های مسلط یک جامعه و در نهادهای سیاسی، ساختار اجتماعی، رهبری و فعالیت ها و سیاست های حکومت آن جامعه است. بنابراین، انقلاب ها از قیام ها، شورش، طغیان ها، کودتاها و جنگ های استقلال متمایز هستند. (گلدستون، 1385: 63) جانسون معتقد است خشونت و دگرگونی چهره های متمایزی از انقلاب هستند و انقلاب اعمال استراتژی خشونت برای دگرگونی در ساختار اجتماعی است. (اسکاچ پل، 1376: 28) هانا آرنت نیز انقلاب را دگرگونی به معنای آغازی تازه می داند که خشونت در آن برای رهایی از ستمگری به قصد استقرار آزادی است. (حافظ نیا و احمدی، 1388: 76). اما انقلاب اسلامی علی رغم داشتن برخی تشابهات با این تعاریف دارای مفهوم گسترده تری است. عمید زنجانی معتقد است انقلاب اسلامی، دگرگونی بنیادی در ساختار کلی جامعه و نظام سیاسی آن براساس جهان بینی، موازین و ارزش های اسلامی، نظام امامت، آگاهی و ایمان مردم، حرکت و پیشگامی متقیان و قیام قهرآمیز توده های مردم استوار است. (عمید زنجانی، 1381: 31)، حرکت امت مسلمان در جهت تغییر نظام غیراسلامی پیشین و جایگزین نمودن نظام جامع و کامل اسلامی به جای آن؛ همچنین تلاش برای اجرای مقررات، قوانین و برنامه های اسلامی در تمام شئون زندگی خویش به عنوان انقلاب اسلامی خوانده می شود. (فاضلی نیا، 1386: 24).
ژئوپلیتیک
درباره چیستی و ماهیت ژئوپلیتیک از زمان ظهور آن در یک قرن گذشته تا دوران معاصر دیدگاه های متفاوتی شکل گرفته و هنوز تعریف واحدی برای آن وجود ندارد.
الف. شماری از اندیشمندان ژئوپلیتیک معتقدند؛ ژئوپلیتیک همچنان که از ترکیب واژگانی آن مشهود است، به چگونگی پیوند جغرافیا و سیاست برمی گردد، عزت الله عزتی در کتاب ژئوپلیتیک خود می نویسد: “در سیاست های جغرفیایی یا ژئوپلیتیک – که به معنای لغوی آن سیاست زمین است – نقش عوامل محیط جغرافیایی در سیاست ملل بررسی می شود” (عزتی، 1386: 1). فرهنگ نامه روبر و فرهنگ نامه لاروس نیز ژئوپلیتیک را “علمی که روابط میان جغرافیای کشورها و سیاست هایشان را مطالعه می کند تعریف کرده‌اند”. (لاکوست و ژیبلن 1378: 46).
ب. عده ای بر این اعتقادند که ژئوپلیتیک را می توان پرداختن به رابطه میان دولت ها و قدرت طلبی آنها و تثبیت اقتدارشان در مناطق جغرافیایی تعریف کرد، به عبارت دیگر این نظریه پردازان قدرت را موضوع اصلی می دانند، سانول کوهن در کتاب خود تحت عنوان جغرافیا و سیاست در جهانی تقسیم شده می‌نویسد “عصاره ژئوپلیتیک مطالعه روابطی است که میان سیاست بین المللی قدرتها و مشخصات جغرفیایی برقرار می شود منظور از این مشخصات جغرافیایی (بخصوص) آنهایی هستند که منبع قدرت را تشکیل می دهند”. (لاکوست و ژیبلن، 1378: 46). ” ژئوپلیتیک با ایده آگاهی نسبت به قدرت” سروکار دارد و نقش آفرینی فراکشوری “قدرت” سیاسی را مطالعه می کند”. (مجتهدزاده، 1386: 129). “وود و دمکو معتقدند، “تقسیم قدرت و چگونگی آرایش آن در جهان به لحاظ سیاسی و نظامی در حوزه جغرافیایی سیاسی و ژئوپلیتیکی جای می گیرد”. (صحفی، 1380: 40).
ج. گروهی از نظریه پردازان نیز ماهیت ژئوپلیتیک را رقابت بین نیروها و قدرت های متخاصم برای تصرف و کنترل سرزمین ها می دانند، “لاکوست همراه ژیبلن در کتاب عوامل و اندیشه ها در ژئوپلیتیک چنین می نویسد: من چیزی را ژئوپلیتیک می نامم که با رقابت و قدرت برای و بر روی سرزمین مرتبط باشد. ژئوپلیتیک یک روش کما بیش کارآمد برای بهتر دیدن جهان، توازن قوای شکل گرفته و نقش یک ملت در آن می باشد.” (حافظ نیا، 1390: 33).
به طور کلی ” ژئوپلیتیک در تعریف سنتی خود به نقش عوامل جغرافیایی به ویژه موقعیت کشورها در روابط بین الملل توجه خاص مبذول می دارد”. (میر حیدر، 1386: 86).
شماری از جغرافی دانان بعد از جنگ جهانی دوم رویکردی انتقادی نسبت به ژئوپلیتیک سنتی در پیش گرفتند و به طور گسترده ای آن را محکوم کردند، “در سال 1954 ریچارد هارتشورن به ژئوپلیتیک تاخت و آن را دانشی زهرآلود خطاب کرد. او ژئوپلیتیک را دانشی برای حیله گری علمی ایجاد سوء ظن ایدئولوژیکی که از سوی نازیسم و دیگر اشکال فاشیسم در ایتالیا و ژاپن آلوده شده و در شکل دهی به سیاست های کشتار جمعی، نژاد پرستی، توسعه طلبی فضایی و تسلط بر مکان مشارکت داشته است، می‌دانست.” (دادس، 139: 36).
اما پس از دوران جنگ سرد و در دهه های پایانی قرن بیستم که ژئوپلیتیک تحت تاثیر رقابت دو ابر قدرت شوروی و امریکا قرار گرفت، با ظهور دیدگاه جدید انتقادی در عرصه ژئوپلیتیکی، مفهوم ژئوپلیتیک احیا شد و نقش آن در معادلات بین المللی مجدداً مورد ارزیابی قرار گرفت.
“ژئوپلیتیک انتقادی به دنبال آشکارسازی سیاستهای پنهان و پشت پرده دانش ژئوپلیتیکی است.بیش از آنکه ژئوپلیتیک به عنوان یک توصیف غیر مجهول از نقشه سیاسی جهان تعریف شود، از ژئوپلیتیک به عنوان یک گفتمان، نمایش و نگارش درباره جغرافیا و سیاستهای پنهان و پشت پرده دانش ژئوپلیتیکی است. بیش از آنکه ژئوپلیتیک به عنوان یک توصیف غیرمجهول از نقشه سیاسی جهان تعریفی شود، از ژئوپلیتیک به عنوان یک گفتمان، نمایش و نگارش درباره جغرافیا و سیاستهای بین المللی بحث می کند”. (اتوتایل و دیگران، 1380: 26). برخی ژئوپلیتیک انتقادی را یکی از شاخصه های نظریه نقد اجتماعی در مطالعه روابط نظریه های سیاسی و اجتماعی می‌دانند که در برخورد با رویکرد پوزیتیویستی به وجود آمد، “بخشی از یک حرکت بسیار وسیع تری است که شامل روابط بین الملل و در واقع کلیه علوم اجتماعی است و ارائه یک رویکرد جانشین را هدف خود قرار می دهد”. (مویر، 1379: 390).
محققین این رشته به دنبال تبیین این موضوع هستند که بین مکانهای مختلف و انسانها، چه ارتباطی وجود دارد و اینها چگونه به هم مربوط می شوند و تمایل دارند “به جای تمرکز بر شناسایی تاثیر عوامل جغرافیایی بر شکل گیری سیاست خارجی، سیاستمداران، چگونه تصاویر ذهنی خود را از جهان ترسیم می کنند و چگونه این بینش بر تفاسیر آنها از مکانهای مختلف تاثیر می گذارد”. (میرحیدر، 1386: 41).
شیعه
شیعه به لحاظ لغوی بر فرد یا جماعتی اطلاق می شود که از فرد دیگری پیروی یا او را همراهی یا با او همکاری کند، یا اسباب نیرومندی او را فراهم سازد یا کیش و آیین او را رواج بخشد. به این ترتیب، معنای لغوی تشیع – مصدر وزن تفعل – از همان ریشه، مشخص می گردد: عمل فرد یا جماعت شیعه که همان پیروی از شخص متبوع، یاری او، همراهی و همکاری کردن با او است. شیخ مفید معتقد است معنای لغوی تشیع صرف پیروی از شخص متبوع نیست بلکه پیروی همراه با گرایش درونی و دوستی توأم با اخلاص است. (نصیری، 1389: 23 و 24). و در اصطلاح شیعه نام عمومی تمام فرقه هایی است که قائل به امامت و خلافت بلافاصل حضرت علی پس از پیامبر (ص) بوده و اعتقاد دارند که امامت، جز از اولاد وی خارج نمی شود. تمام فرقه های شیعی معتقد به وجوب و تنصیص امام از جانب خدا و پیامبر (ص) بوده و انبیاء و امامان را از گناه مبری و معصوم می دانند و به تولی و تبری، اعتقاد دارند. (متقی زاده، 1384: 29).
ژئوپلیتیک مذهب (تشیع)
در این پژوهش