جمه29، بخش‌های مرتبط‌تر با تفویض را به صورت نمایه ذکر کردیم.30
2-1. متن روایات، ترجمه و نمایه‌ها
1. ابن سنان عن المفضل بن عمر قال قال لی أبو عبد الله (ع)31 إن الله تبارک و تعالى توحد بملکه فعرف عباده نفسه ثم فوض إلیهم أمره و أباح لهم جنته فمن أراد الله أن یطهر قلبه من الجن و الإنس عرفه ولایتنا و من أراد أن یطمس على قلبه أمسک عنه معرفتنا ثم قال یا مفضل و الله ما استوجب آدم أن یخلقه الله بیده و ینفخ فیه من روحه إلا بولایه علی (ع) … .32
ترجمه: مفضل بن عمر از امام صادق (ع) نقل کرد: “همانا خداوند -تبارک و تعالی- در فرمانروایی بر مخلوق خویش بیهمتاست؛ پس خود را به بندگانش، شناساند سپس امر خود را به آنان واگذار نمود و بهشت خود را برایشان قرار داد؛ پس اگر خداوند بخواهد قلب هر کسی را پاکیزه نماید – چه جن باشد و چه انس – ولایت ما را به او میشناساند و هر کسی اگر بخواهد قلبش را نابود سازد معرفت ما را از او باز میدارد؛ سپس امام فرمود: ای مفضل قسم به خدا آدم سزاوار آفرینش نگشت مگر بهخاطر پذیرش ولایت علی (ع)”.
نمایه:
شناخت خدا
تفویض امر به بندگان
2. عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ رِبْعِیٍّ عَنْ زُرَارَه عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (ع) قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا یُوصَفُ وَ کَیْفَ یُوصَفُ وَ قَالَ فِی کِتَابِهِ وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ فَلَا یُوصَفُ بِقَدَرٍ إِلَّا کَانَ أَعْظَمَ مِنْ ذَلِکَ وَ إِنَّ النَّبِیَّ (ص) لَا یُوصَفُ وَ کَیْفَ یُوصَفُ عَبْدٌ احْتَجَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِسَبْعٍ وَ جَعَلَ طَاعَتَهُ فِی الْأَرْضِ کَطَاعَتِهِ فِی السَّمَاءِ فَقَالَ وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ مَنْ أَطَاعَ هَذَا فَقَدْ أَطَاعَنِی وَ مَنْ عَصَاهُ فَقَدْ عَصَانِی وَ فَوَّضَ إِلَیْهِ وَ إِنَّا لَا نُوصَفُ وَ کَیْفَ یُوصَفُ قَوْمٌ رَفَعَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ هُوَ الشَّکُّ وَ الْمُؤْمِنُ لَا یُوصَفُ وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیَلْقَى أَخَاهُ فَیُصَافِحُهُ فَلَا یَزَالُ اللَّهُ یَنْظُرُ إِلَیْهِمَا وَ الذُّنُوبُ تَتَحَاتُّ عَنْ وُجُوهِهِمَا کَمَا یَتَحَاتُّ الْوَرَقُ عَنِ الشَّجَرِ.33
ترجمه: زراره از ابی جعفر (ع) نقل کرد: “همانا خداوند -عز و جل- وصف نمیشود و چگونه وصف شود در حالی که در کتاب خویش فرمود: “بزرگی خدا را آن چنان که شایسته است، نشناختند”؛ پس وصف نمیشود به قدری مگر آن که بزرگتر از آن است؛ و همانا پیامبر (ص) وصف نمیشود و چگونه وصف توان کرد بنده‌ای که خداوند -عز و جل- به هفت آسمان پوشیده گشته34 و اطاعت پیامبرش را برای اهل زمین مانند اطاعت او برای اهل آسمان قرار داد سپس فرمود: “و هرچه پیامبر برای شما آورد بگیرید و هرچه شما را از آن نهی کرد باز ایستید” و فرمود: “کسی که از او اطاعت کند از من اطاعت کرده و کسی که از فرمان او تخلف ورزد از فرمان من تخلف ورزیده است” و به او واگذار نمود و همانا ما اهل بیت وصف نمیشویم و چگونه قومی وصف گردد با اینکه خداوند پلیدی را که همان شک است؛ از آنان برداشته است و همانا مؤمن وصف نمیشود و مؤمن برادرش را ملاقات مینماید و با او مصافحه مینماید پس خداوند پیوسته به آن دو نظر رحمت مینماید و گناهان از چهره آنان فرو میریزد چنانکه برگ از درخت فرو میریزد”.
نمایه:
استناد به آیه “ما اتاکم الرسول…”
استناد غیر مستقیم به آیه “من یطع الرسول…”
تفویض به پیامبر (ص)
3. مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْمِیثَمِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّبَ رَسُولَهُ حَتَّى قَوَّمَهُ عَلَى مَا أَرَادَ ثُمَّ فَوَّضَ إِلَیْهِ فَقَالَ عَزَّ ذِکْرُهُ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا فَمَا فَوَّضَ اللَّهُ إِلَى رَسُولِهِ (ص) فَقَدْ فَوَّضَهُ إِلَیْنَا.35
ترجمه: محمد بن حسن میثمی: از امام صادق (ع) نقل کرد: “همانا خداوند -عز و جل- خود به تربیت پیامبرش پرداخت تا آن چنان‌که خواست او را پروراند سپس به او واگذار کرد آنگاه فرمود: سپس آنچه خداوند به رسولش واگذار کرده بود به ما واگذار نمود”.
تأدیب پیامبر (ص)
تفویض به پیامبر (ص)
استناد به آیه “ما اتاکم الرسول…”
تفویض امر به ائمه (ع) توسط خدا
تفسیر36 تفویض امر به ائمه (ع) توسط خدا به همان تفویض پیامبر (ص)
4. عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ یَحْیَى بْنِ أَبِی عِمْرَانَ عَنْ یُونُسَ عَنْ بَکَّارِ بْنِ بَکْرٍ عَنْ مُوسَى بْنِ أَشْیَمَ قَالَ کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) فَسَأَلَهُ رَجُلٌ عَنْ آیَه مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَخْبَرَهُ بِهَا ثُمَّ دَخَلَ عَلَیْهِ دَاخِلٌ فَسَأَلَهُ عَنْ تِلْکَ الْآیَه فَأَخْبَرَهُ بِخِلَافِ مَا أَخْبَرَ بِهِ الْأَوَّلَ فَدَخَلَنِی مِنْ ذَلِکَ مَا شَاءَ اللَّهُ حَتَّى کَأَنَّ قَلْبِی یُشْرَحُ بِالسَّکَاکِینِ فَقُلْتُ فِی نَفْسِی تَرَکْتُ أَبَا قَتَادَه بِالشَّامِ لَا یُخْطِئُ فِی الْوَاوِ وَ شِبْهِهِ وَ جِئْتُ إِلَى هَذَا یُخْطِئُ هَذَا الْخَطَأَ کُلَّهُ فَبَیْنَا أَنَا کَذَلِکَ إِذْ دَخَلَ عَلَیْهِ آخَرُ فَسَأَلَهُ عَنْ تِلْکَ الْآیَه فَأَخْبَرَهُ بِخِلَافِ مَا أَخْبَرَنِی وَ أَخْبَرَ صَاحِبَیَّ فَسَکَنَتْ نَفْسِی فَعَلِمْتُ‏ أَنَّ ذَلِکَ مِنْهُ تَقِیَّه قَالَ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَیَّ فَقَالَ لِی یَا ابْنَ أَشْیَمَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَوَّضَ إِلَى سُلَیْمَانَ بْنِ دَاوُدَ فَقَالَ هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ وَ فَوَّضَ إِلَى نَبِیِّهِ (ص) فَقَالَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا فَمَا فَوَّضَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) فَقَدْ فَوَّضَهُ إِلَیْنَا.37
ترجمه: موسى بن اشیم گفت: “نزد امام صادق (ع) بودم که مردى درباره آیه‏ای از قرآن پرسید و حضرت به او جواب فرمود، سپس مردى وارد شد و همان آیه را پرسید، حضرت بر خلاف آنچه به اولى فرموده بود، به او جواب فرمود، از اختلافگوئى آن حضرت آنچه خدا خواست در دلم وارد شد، بطورى که گویا دلم را با کاردها میبرند. با خود گفتم من در شام، ابو قتاده را که در یک واو و مانند آن اشتباه نمیکرد، ترک کردم و نزد این مرد آمدم که چنین اشتباه بزرگى میکند، در آن حالی که در این اندیشه بودم، مرد دیگرى وارد شد و از همان آیه سؤال کرد، حضرت بر خلاف آنچه به من و دو نفر قبل گفته بود، به او جواب فرمود، من دلم آرام گرفت، زیرا دانستم اینگونه جواب گفتن ایشان، تقیه است. سپس آن حضرت به من توجه کرد و فرمود: “ای پسر اشیم! خداى عز و جل امر را به سلیمان بن داود واگذار کرد و فرمود: “این بخشش ما به تو است؛ آنرا بیشمار ببخش یا نگهدار” وبه پیامبرش (ص) واگذار کرد و فرمود: “آن چه این رسول برایتان آورد بگیرید و آنچه شما را از آن نهی کرد باز ایستید” و آنچه خداوند به رسول الله (ص) واگذار نمود، همانا بما واگذار کرد””.
نمایه:
تفویض به سلیمان (ع)
استناد به آیه “هذا عطاءنا…”
تفویض به پیامبر (ص)
استناد به آیه “ما اتاکم الرسول…”
تفویض به ائمه (ع)
تفسیر تفویض به ائمه (ع) به همان تفویض پیامبر (ع)
5. حدثنا أحمد بن محمد عن الحسین بن سعید عن بعض أصحابنا عن سیف بن عمیره عن أبی حمزه الثمالی قال سمعت أبا جعفر (ع) یقول من أحللنا له شیئا أصابه من أعمال الظالمین فهو له حلال لأن الأئمه منا مفوض إلیهم فما أحلوا فهو حلال و ما حرموا فهو حرام.38
ترجمه: ابو حمزه ثمالی از ابا جعفر(ع) نقل کرد: “هرکس ما برای او چیزی را که از کار کردن برای ظالمین می‌رسد، حلال کنیم، آن برای او حلال است زیرا همانا امامانی که از ما هستند به آنان واگذار گردیده است بنابراین آنچه حلال کنند آن حلال است و آنچه حرام کنند، آن حرام است”.
تفسیر تفویض به ائمه، به حلال قرار دادن اموالی که در مقابل کار برای ظالمان حاصل می‌شود.
تفویض تحلیل و تحریم به ائمه (ع)
6. مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی زَاهِرٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَى عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ النَّحْوِیِّ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) فَسَمِعْتُهُ یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ عَزّ