فات قابل توجّه در این باره می‌توان از کتاب گامی به سوی علم دینی نوشته‌ حسین بستان یاد کرد. آقای حسین بستان در این کتاب با نظر به دو اثر قبلی، ضمن پایبندی به روش تجربی در مقام داوری، در تعریف خود از علم دینی، منابع و متون دینی را حاوی فرضیه‌ها و نظریه‌های قابل استفاده در علوم اجتماعی می‌داند. ایشان در جلد دوم این کتاب که در سال 1390 ش انتشار یافت عملاً از روش بهره‌گیری از متون دینی در ساختن فرضیه‌ها و نظریه‌هایی در علوم اجتماعی بحث می‌کند.
د) اثر قابل توجّه دیگر در این زمینه، کتاب منزلت عقل در هندسه معرفت دینی نوشته‌ آیت الله جوادی آملی است. موضوع اصلی این کتاب گرچه علم دینی نیست امّا ایشان در بخش‌هایی از این کتاب به طور مستقیم به این موضوع پرداخته‌اند. ایده اصلی ایشان در این کتاب آن است که علم اعمّ از تجربی، ریاضی، فلسفی و عرفانی اگر یقینی یا مفید اطمینان عقلایی باشد، داخل در محدوده معرفت دینی و محصول آن دینی و اسلامی خواهد بود.
ه‍) اثر قابل ذکر دیگر در این باره کتاب معنا، امکان و راهکارهای تحقّق علم دینی نوشته‌ دکتر حسین سوزنچی است که به نظر می‌رسد این کتاب در واقع توضیح و تبیین دیدگاه آیت الله جوادی آملی است. در این کتاب سعی مؤلف آن بوده بر خلاف غالب مؤلفان این حوزه که از منظر فلسفه‌ی علم غربی به تحلیل ماهیت علم پرداخته‌اند، با رویکرد فلسفه و کلام اسلامی وارد بحث شود. یکی از نقاط قوّت و قابل تحسین این کتاب، دسته‌بندی و تقریری است که مؤلف از دیدگاه‌های اندیشمندان ایرانی درباره علم دینی ارائه کرده است.
و) اثر قابل توجّه دیگر درباره علم دینی کتاب پارادایم اجتهادی دانش دینی (پاد) نوشته دکتر مهدی علی پور و دکتر سید حمیدرضا حسنی است. مؤلفان این کتاب مدعی‌اند به کشف مدلی قابل قبول از علم دینی نائل شده‌اند که روش آن بی شباهت به روش استنباط و اجتهاد فقها نیست.
علاوه بر کتاب‌هایی که ذکر شد، مجموعه‌ای از مقالات، گفتگوها و مصاحبه‌ها درباره علم دینی وجود دارد که عمده آن‌ها در شماره‌های 13، 14، 15 و 16 مجله آیینه اندیشه گردآوری شده است.
آنچه گذشت پیشینه و دورنمایی از بحث علم دینی در ایران بود امّا به نظر می‌رسد این گزارش، پیشینه تحقیق مورد نظر نیست. این تحقیق به گزارش و سنجش دیدگاه سه تن از مخالفان علم دینی در ایران خواهد پرداخت، بنابراین پیشینه آن، گزارش آثاری خواهد بود که به نقد دیدگاه‌های مخالف علم دینی در ایران پرداخته‌اند.
در زمینه نقد دیدگاه‌های مخالف علم دینی در ایران آثار چندانی وجود ندارد. مهم‌ترین اثر در این باره کتاب علم دینی؛ دیدگاه‌ها و ملاحظات نوشته‌ی سه تن از محققان پژوهشگاه حوزه و دانشگاه است. در بخشی از این کتاب به اجمال، ملاحظات نقدگونه‌ای بر دو مقاله انتقادی یکی از دکتر سروش و دیگری از مصطفی ملکیان، ذکر شده است. در ویراست دوم این کتاب مقاله‌ای از دکتر علی پایا نیز که در نقد علم دینی نگاشته شده، درج گردیده و ملاحظاتی درباره آن مطرح شده است. نکته قابل توجّه درباره این کتاب آن است که اوّلاً در بیان دیدگاه‌های این سه منتقد به ذکر یک مقاله از هرکدام اکتفا شده است در حالی که در همان زمان و پس از آن، مقاله و مطالب دیگری نیز از آن‌ها در نقد علم دینی ارائه شده است. سعی این نوشتار بر آن است که تمام مقالات و مطالبی که این سه منتقد تاکنون درباره علم دینی ارائه کرده‌اند، گزارش و سنجش گردد. نکته مهم دیگر درباره این کتاب آن است که مؤلفان ارجمند به هر دلیل به ذکر ملاحظات نقد گونه‌ای بسنده کرده‌اند امّا این نوشتار می‌کوشد در حدّ بضاعت نویسنده آن، به سنجش و نقد مفصّل دیدگاه‌های این سه منتقد بپردازد.
علاوه بر کتاب مذکور که مهم‌ترین پیشینه این تحقیق محسوب می‌گردد، لازم است از سه مقاله منتشر نشده ی آقای سید محمّد تقی موحّد ابطحی در نقد دیدگاه‌های این سه منتقد، نام برد که در ادامه و در جای خودش از آن‌ها استفاده خواهد شد.
سوّمین اثر که می‌توان به عنوان پیشینه این تحقیق از آن یاد کرد، بخش‌هایی از کتاب قبل الذکر دکتر حسین سوزنچی است که در آن به تقریر و نقد دیدگاه دکتر سروش پرداخته است، امّا در این کتاب از دیدگاه‌های مصطفی ملکیان و دکتر علی پایا سخنی به میان نیامده است.
4. روش تحقیق
به اقتضای موضوع و مسأله این پژوهش در پردازش اطلاعات آن از روش توصیفی تحلیلی استفاده خواهد شد. بدین صورت که ابتدا با عنایت به مجموع مطالبی که هر منتقد درباره علم دینی دارد، توصیفی روشن و منصفانه از دیدگاه او ارائه می‌شود. در ادامه با تحلیل هر دیدگاه و توجّه به مبانی، ادلّه و لوازم آن به نقد و سنجش آن پرداخته خواهد شد. همچنین به دلیل نظری بودن موضوع و به اقتضای مسأله آن، در گردآوری اطلاعات روش کتابخانه‌ای و اسنادی مورد استفاده قرار خواهد گرفت. مهم‌ترین منابع این پژوهش کتاب، مجله و سایت اینترنتی می‌باشد.
بخش دوم: مباحث مقدماتی
قبل از شروع به گزارش و سنجش دیدگاه‌های این سه منتقد لازم است ابتدا در باره معنا و مفهوم علم دینی و نیز برخی مطالب ضروری و مقدّماتی دیگر به منظور دستیابی به چارچوبی مفهومی، مباحثی به طور مختصر مطرح گردد.
1. سیر تاریخی و اقدامات صورت گرفته درباره علم دینی
دکتر سید محمّد نقیب العطاس در سال 1992 در سخنرانی خود در دانشگاه بین المللی کوالالامپور مالزی که به دعوت رئیس وقت این دانشگاه، دکتر عبدالحمید ابو سلیمان برگزار شد، ادعا کرد که اولین بار خود او اصطلاح “اسلامی سازی معرفت”6 را ابداع کرده و تمام کسانی که پس از او این اصطلاح را به کار برده‌اند، از او سرقت کرده‌اند. بعدها دکتر ابو سلیمان گفت: بهتر است به جای مشخص کردن اولین کسی که این اصطلاح را به کار برده است به خود عملیات اسلامی سازی بپردازیم. دکتر سید حسین نصر اشاره می‌کند که درپاره‌ای از نگاشته‌هایش در دهه 1960 میلادی به وظیفه اصلی اسلامی سازی معرفت که مسلمانان در جهان معاصر بدان می‌پردازند، اشاراتی داشته است.7
امّا آن‌گونه که دکتر مهدی گلشنی در کتاب از علم سکولار تا علم دینی گزارش می‌کند8 شاید اولین بار مرحوم ابوالأعلی مودودی در دهه 1930 میلادی به هنگام طرح ایراداتش بر دانشگاه علیگره هند، اندیشه‌ی تأسیس دانشگاه اسلامی و اسلامی سازی علوم را مطرح کرده است.
تأسیس “جمعیت جامعه شناسان مسلمان” از طرف انجمن دانشجویان مسلمان آمریکا و کانادا در 1972 جزء اولین اقدامات عملی در جهان اسلام در زمینه اسلامی کردن علوم محسوب می‌گردد. در همین دهه، تلاش‌هایی برای اسلامی کردن علوم توسط دکتر سید محمّد نقیب العطاس و دیگران آغاز گردید که سعی داشتند بنیان‌های برگرفته از اندیشه اسلامی را برای فعالیت‌های علمی فراهم کنند. در همین جهت نخستین همایش جهانی اقتصاد اسلامی در 1974 در شهر جدّه عربستان به راه افتاد9 و سپس در سال 1975 مرکز جهانی مباحث اقتصاد اسلامی تأسیس شد10. در سال 1977 اولین کنگره جهانی تربیت اسلامی در مکه آغاز به کار کرد11 و پس از آن دومین همایش جهانی اقتصاد اسلامی در سال 1979 در شهر جدّه برگزار گردید12. در سال 1981 مؤسسه جهانی اندیشه اسلامی در ویرجینیای آمریکا رسماً تأسیس گردید که در سال 1982 با همکاری دانشگاه اسلامی پاکستان، دومین کنگره جهانی اندیشه اسلامی را با عنوان “اسلامی کردن معرفت” برگزار کرد. نکته جالب آن‌که تأسیس این مؤسسه در آمریکا همزمان با تأسیس ستاد انقلاب فرهنگی در ایران در سال 1359 است که می‌خواست همان وظایف و اهداف را محقّق کند بدون این‌که این دو جریان اطّلاعی از کار همدیگر داشته باشند.13
مؤسسه جهانی اندیشه اسلامی دو همایش دیگر یکی در 1984 در کوالالامپور و دیگری در 1987 در خارطوم سودان در زمینه اسلامی کردن معرفت برگزار کرد. نتیجه تلاش اینان در جهت اسلامی کردن علوم در سلسله‌ای از رساله‌ها و کتاب‌ها منتشر گردیده است. پس از آن نیز در بسیاری از کشورهای اسلامی، از جمله عربستان، مالزی، اندونزی و پاکستان کوشش‌هایی با هدف پدید آوردن علم دینی صورت گرفته است و همچنان ادامه دارد.14
در ایران نیز در همان اوایل انقلاب دفتر همکاری‌های حوزه و دانشگاه و نیز سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی در دانشگاه‌ها (سمت) تأسیس شد که دغدغه هر دو نهاد، تأسیس یا تدوین علوم انسانی اسلامی بود. مسأله علم دینی تنها در جهان اسلام مطرح نبوده است. در جهان مسیحیت نیز در دهه‌های اخیر این مسأله با قوّت مورد بحث قرار گرفته است. یکی از کنفرانس‌های مهم در این زمینه، کنفرانس علم در یک زمینه