، آنتی‌اکسیدان و ویتامین‌های پرفایده بسیاری در خود دارد.
گردو سرشار از اسیدهای چرب اشباع‌شده مونو (حدود 72%) مثل اسید اولئیک است و منبعی عالی از کلیه اسیدهای چرب ضروری امگا3 مثل اسید لینولئیک و اسید آلفا لینولئیک و اسیدهای آراشیدونیک می‌باشد. مصرف مداوم گردو در رژیم‌غذایی به پایین آوردن کلسترول کلی و همچنین کلسترول بد (LDL) و افزایش کلسترول خوب (HDL) در خون کمک می‌کند. مطالعات نشان می‌دهد که رژیم‌غذایی مدیترانه‌ای که سرشار از اسیدهای چرب اشباع مونو و اسیدهای چرب امگا3 می‌باشد، به پیشگیری از بیماری قلبی کرونری و سکته کمک می‌کند.
مصرف حدود 25 گرم گردو در روز 90% از اسیدهای چرب امگا3 ضروری (مصرف توصیه شده روزانه) را فراهم می‌کند. مطالعات نشان می‌دهد که اسیدهای چرب n-3 با عملکرد ضدالتهابی خود به کاهش خطر فشارخون، بیماری‌های قلبی کرونری، سکته و سرطان‌های سینه، روده و پروستات کمک می‌کند.
گردو منبعی عالی از مواد فیتوشیمی مثل ملاتونین، اسید الاژیک، ویتامین E، کاروتینوئید و ترکیبات پلی‌فنولیک است که با خاصیت آنتی‌اکسیدانه بودن آن در ارتباط است. این ترکیبات اثرات بالقوه‌ای برعلیه سرطان، پیری، التهاب و بیماری‌های نورولوژیکی دارند.
علاوه بر اینها، گردو منبعی بسیار خوب از ویتامین E و به ویژه گاما-توکوفرول است؛ حدود 21 گرم در هر 100 گرم (حدود 140% از سطح موردنیاز روزانه). ویتامین E یک آنتی‌اکسیدان محدود در چربی بسیار قوی است که برای حفظ یکپارچگی غشای سلولی غشاهای مخاطی و پوست با محافظت از آن دربرابر رادیکال‌های آزاد مضر اکسیژن لازم است.
مهمترین خاصیت عسل ، ضد میکروب بودن آن است. در حالی که عسل یک ماده کاملاً خوراکی است و بایستی محیط خوبی برای پرورش میکروب ها باشد ، ولیکن میکروب ها در معرض عسل نابود شده و اجساد آنها نیز به مرور از بین می رود. زیرا عسل حاوی آنتی بیوتیک و آنزیم دیاستاز است . در گذشته از این خاصیت عسل برای از بین بردن پینه های دست و پا سود می جستند.
عسل حاوی آنتی اکسیدان است، از این رو مصرف آن برای سلامت قلب و عروق مفید است. عسل به سلامت پوست کمک می کند و ضد پیری است.
در قدیم هر دارویی را با عسل مخلوط می کردند، زیرا خاصیت بهبود بخشی داروها را چند برابر می کرده و امروزه هم از عسل در بسیاری از محصولات آرایشی و بهداشتی استفاده می کنند.
• از عسل در فرآورده های ضد سرفه بطور مستقیم و غیرمستقیم استفاده می شود . مزه مزه و غرغره شربت عسل برای برطرف کردن زخم های دهان و ورم گلو بسیار سودمند است. عسل ضد آسم است.
• عسل با اینکه بسیار شیرین است، برای دندان ها و لثه مضر نیست، بلکه لثه ها را سالم می سازد و دندان ها را سفید می کند.
• دستگاه گوارش را پاک می سازد و ضد اسهال است. در تحقیقات ثابت شده اثر بسیار مفیدی برعفونت های معده با هلیکو باکتر پیلوری دارد. از این رو ضد زخم معده و دستگاه گوارش است.
• عسل در درمان آب مروارید ( کاتاراکت ) مفید است.
• عسل بادشکن است و برای معالجه قولنج روده تجویز می شود و در مسمومیت های غذایی، دستگاه گوارش را پاک می سازد.
• دوست کبد و پادزهر است، پس در بیماری های کبدی مصرف آن مفید است .سکنجبینی که با عسل تهیه می شود، صفرابری اعلاست.
• سنگ های کلیه و مثانه را از بین می برد. برای این منظور عسل را با کندر باید مصرف کرد.
• عسل خواب آور است و به مبتلایان به بیماری کم خوابی توصیه می شود که قبل از خواب چند قاشق مرباخوری عسل میل کنند.
فصل سوم
روش شناسی تحقیق
روش تحقیق
روش جمع اوری اطلاعات در این پژوهش میدانی و بر پایه ی مصاحبه است به طور تصادفی افرادی در آیادی های مورد نظر مورد مصاحبه قرار گرفتند و پرسش هایی در مورد آداب و رسوم و پرسش هایی نیز درباره ی معادل کلمات که مورد نظر مصاحبه کننده بود توسط افراد آزمودنی به زبان آورده می شد.
ابزار گردآوری اطلاعات
از طریق مشاهده و مصاحبه انجام گرفته واز وسایل : ضبط صوت، دوربین عکاسی، فیش و رایانه استفاده گردیده است.
قلمرو تحقیق حاضر از نظر جغرافیایی تاریخی فرهنگی و جمعیتی روستای نمونه و شهیدپرور گنجان می باشد.
روش تجزیه و تحلیل اطلاعات
بعد از جمع آوری اطلاعات مطالب ضبط شده آزمودنی ها مرور شد و هر مطلب در بخش مخصوص به آن گنجانده شد مثلا چیستان و ضرب المثل در بخش ادبیات شفاهی- مراسم و جشنها در بخش آداب و رسوم و لغات در بخش اصطلاحات محلی به ترتیب حروف الفبا مرتب شدند و بعد آوا نگاری گردیدند.
فصل چهارم
یافته های تحقیق
1- فرهنگ عامیانه و اداب و رسوم مردم گنجان
فرهنگ از دو جز (فر) و (هنگ) ترکیب یافته است:
1- “فر” یا “فرا” در فرس هخامنشی و اوستا از پیشامدها است به معنی “پیش” از فارسی هم گذشته از فرهنگ برسر بسیاری از واژه‌ها “فرا” می‌آید چون فرا رفتن و فرا خواندن یا “فر” به فتح”فا” چون فرسودن و کسر “فا” چون فرستادن و جز اینها.
2- “هنگ” جداگانه در فارسی به معنی قصد و نیت می‌باشد. آهنگ یا پیشاوند “آ” در زبان رایج‌تر است. هنگ با پشاوند “فر” به معنی داشتن و ادب است. در نوشتن پهلوی هم به همین معنی بسیار دیده می‌شود و اصولاً فرهنگ در زبان پهلوی به معنی: ترتیب، آموزش و پرورش و آنچه آموخته می‌شود به کار می‌رفته است.
فرهنگ عامه و تاریخچه آن
فرهنگ عامه را باید در متن زندگی و درون زندگی مردم جست به معنی جهت است که فرهنگ عامه نام گرفته است ارزش بخشیدن و اهمیت دادن به فرهنگ مردم، در اصل ارج نهادن به عقاید آنان می‌باشد که جزیی از زندگی می‌گردد.
فرهنگ مردم همان ترجمه کلمه “فولکلور” است که نخستین بار ویلیام.جی. تامس باستان شناس انگلیسی وضع کرد و آن را در نشریه انجمن ادبی لندن به چاپ رساند.
کلمه فولکلور مرکب است از دو جز “فولک” و “لر” که جز اول را در فارسی به مردم، توده، عامه، خلق و عوام ترجمه کرده‌اند وجز دوم را به معنی دانش، آگاهی، معلومات، حکمت و دانستنی و کلماتی مشابه ترجمه نموده‌اند ولی در فارسی به اصطلاح فرهنگ مردم، فرهنگ توده، دانش علوم، اداب و رسوم و اعتقادات و اخلاق عامه و از این قبیل معنی کرده‌اند.
اما فرهنگ مردم یا فولکلور در قرن اخیر جای خود را در ادبیات به طور وسیع باز نموده است. فرهنگ مردم مجموع گفته‌ها و تروشات افکار و اندیشه‌های توده مردم از داستان، ضرب‌المثل، ترانه، آواز، لطیفه و چیستان است که دانسته‌ها، آگاهی‌ها، اداب و رسوم، عواطف و احساسات را در برمی‌گیرد. این آثار نه چنان است که گوینده‌اش معین باشد بلکه گفته‌هایی است که سینه به سینه نقل شده و یک منبع و ماخذ بیش ندارد و آن “توده مردم” است.
“فرهنگ مردم به مثابه‌ی آینه‌ای است که چهره واقعی و خصلتهای عینی و ویژگی‌های روحی و ذوقی و فکری اقوام و قبایل جهان را در آن توان دید و از اخلال قصص و اسطوره‌ها و تمثیلات و اداب و ترانه‌ها و لطیفه‌های یک قوم و قبیله، خلق و خوی و سرشت و سرگذشت او را توان شناخت و سوانح و حوادثی که بر او گذشته مطالعه توان کرد و در مغرب زمین، از باستانی ترین و حتی داستانی‌ترین ادوار تمدن یونان و روم تا قرون جدید فولکلور، الهام بخش بسیاری از نویسندگان، شاعران، نمایشنامه‌نویسان و پژوهندگان بوده و در ایران نیز از روزگاران کهن و دوران پیش از اسلام فرزانگان و هنرمندان شناخته و گمنام از آن بهره گرفته‌اند.
این بهره‌وری از افکار و قصص و تمثیلات توده‌ها در دوره‌ی اسلامی ایران نیز ادامه یافته و خردمندان و دانایان و بزرگانی چون فردوسی، ابوریحان، فخرالدین اسعد گرگانی، بیهقی، خاقانی، مولوی، نظامی، سعدی، حافظ، عبیدزاکانی و امثال این سروران از این مطالب به عنوان مناسب‌ترین قالب برای ارایه‌ی افکار بلند خود سود جسته‌اند و این قبیل مضامین را ترجمان آراء خود و وسیله تفاهم و تفهیم و ارتباط خویش با خلق ساخته‌اند.
“همچنانکه در این اظهارنظرهای وابسته به ادبیات شفاهی میبینیم و دیگران نیز کمابیش نظیر این نظرها را ابراز داشته‌اند به این نتیجه می‌رسیم که:
اولا ادبیات توده مردم عوام یا “خاکساران” و “خاک نشینان” همسنگ و همپایه ادبیات برگزیدگان و خواص یا “قصر نشینان” و دارندگان غلامان و کنیزان است و در میان احساسات و افکار تخیلات و عشقو اشتیاق و تمنیات دست کمی از آنان ندارد.
ثانیاً دانشمندان و بزرگان مایه‌ی سخن خود را در اشعار و نوشته‌های خود کم و بیش از فرهنگ بدست آورده‌اند”.