نرمال(کلونینگروشوراکیک،1992)و تفاوت میان اشکال مختلف مشخصات شخصیتی مربوط به آسیب شناسی نیز دراین چارچوب می باشد(شوراکیک، ووایت هد، پرزبیک وکلونینگر،1993).
کلونینجر یکی از نظریه پردازان زیستی شخصیت است که با نگاه و تأکید بر پارامترهای زیست شناختی، یک چارچوب نظری محکم در باب شخصیت پدید آوردکه هم شخصیت بهنجار و هم نابهنجار را در بر می گیرد. بر اساس این دیدگاه شخصیت از اجزای سرشت و منش31 تشکیل شده است(کاویانی، 1386).
سرشت، اساس ورا‌ثتی هیجانات و یادگیری هایی است که از طریق رفتارهای هیجانی و خودکار کسب می شود و به عنوان عادات قابل مشاهده در اوایل زندگی فرد دیده می شود و تقریباً در تمام طول زندگی ثابت باقی می ماند (کاپلان وسادوک، 2003).
بر اساس نظر کلونینجر و همکاران(1993) به واکنش های احساسی خودکار در برابر تجربیاتی که در سراسر زندگی ثابت و به طور ارثی هستند، سرشت گفته می شود در مقابل به تفاوت های فردی خودپنداری موجود در ارزش ها و اهداف، منش گفته می شود .منش به آرامی تحت تأثیر یادگیری وبینش قرار می گیرد ،منش برای هر فردی منحصر به فرد است و در طی مراحل پیشرفتی کامل میشود. این مدل شخصیت ارائه شده توسط کلونینجر (1993)از لحاظ اینکه به طور معقولانه بر اساس یافته های قوی درباره تأثیرات تجربی و بیولوژیکی عصبی بر توسعه و ساختار شخصیتی می باشد، متمایزبر شمرده می شود، هم از لحاظ تجربی(عملی)و هم از لحاظ تئوری روابط موجود در بین ابعاد سرشت و منش شدیداً غیرخطی می باشد و این موضوع طبیعت سلسله مراتبی مربوط به فرایند های ذهنی نظارتی (منش)را نشان می دهد که ناسازگاری ها وتضادهای احساسی را تنظیم می کند(کلونینگر و شوراکیک،1997)
کلونینجر (1991،1987) در مدل عصبی _ زیستی خود مطرح کرده است که سامانه های سر شتی در مغز دارای سازمان یافتگی کارکردی32 و متشکل از سامانه های متفاوت و مستقل از یکدیگر برای فعال سازی، تداوم و بازداری رفتار در پاسخگویی به گروه های معین از محر ک ها هستند. فعال سازی رفتاری در پاسخ به محرک نو33 و نشانه های پاداش و رهایی از تنبیه است. بنابراین تفاوت های فردی در چنین قابلیتی “نوجویی”34 نامیده می شود. بازداری رفتاری35 در پاسخ به محرک های تنبیه یا نبودن پاداش است. تفاوت های فردی در قابلیت وقفه یا بازداری رفتاری، آسیب پرهیزی36 نامیده می شود. از سوی دیگر رفتاری که با پاداش تقویت می شود، معمولاً تا مدتی پس از قطع پاداش ادامه می یابد. کلونینجر، تفاوتهای فردی در تداوم پاسخ پس از قطع پاداش را پاداش وابستگی37 نامگذاری کرد. بدین ترتیب کلونینجر این سه بعد را که هر یک دارای چهار مقیاس فرعی هستند به علاوه بعد چهارم یا پشتکار38 که فاقد زیر مقیاس است در قسمت سرشت معرفی کرد(کلونینجر،1991،1987).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

افزون و مهمتر این که در یک مطالعه نسبتاً گسترده بر روی دوقلوها شواهدی دال بر تایید چهار بعد سرشت که عبارتند از نوجوئی، آسیب پر هیزی، پاداش- وابستگی و پشتکار صورت گرفت و نشان داد که هر یک از این ابعاد به تنهایی از نظر ژنتیکی همگن وبا یگدیگر متباین هستند، این مطالعات نشان داد که عوامل محیطی گاهی تأثیر اندکی بربعد های پشتکار و پاداش وابستگی دارد اما عامل مشترک زنتیک بین آنها وجود ندارد. بدین ترتیب ،مدل ارائه شده به نحوی است که می توان عوامل زنتیک و عوامل محیطی را در زیر بنای شخصیت به تفکیک تبیین کند(استالینگر39 و همکاران،1994).
منش شامل دریافت های منطقی درباره خود، دیگران و دنیا است و بیشتر ویژگی های را شامل می شود که تحت تاًثیر عوامل محیطی در ساختار شخصیتی فرد پدید می آید. کلونینگر (1994) سه بعد برای منش در نظر می گیرد. بعد خود راهبری40 بر پایه پنداشت از خویشتن به عنوان یک فرد مستقل و دارای زیر مجموعه های وحدت، احترام، عزت، تاًثیر بخشی، رهبری و امید، تعریف شده است. همچنین بعد همکاری41 بر پایه پنداشت از خویشتن به عنوان بخشی از جهان انسانی و جامعه قرار دارد که از آن حس اجتماعی، رحم و شفقت، وجدان و تمایل به انجام امور خیریه مشتق می شود. خودفراروی42 برپایه مفهومی از خویشتن به عنوان بخشی از جهان و منابع پیرامون آن مطرح شده است که با پندارهای حضور راز گونه، ایمان مذهبی و متانت و صبوری غیرمشروط همراه است(کلونینجر وشورا کیک، 2005).
اخیراً شواهدی به دست آمده است که ابعاد منش ارثی هستند و احتمالا بر روی اسکیزوفرنی تأثیر جدی می گذارند و همچنین شواهد پژوهشی حاکی است که بیماران اسکیزوفرنی و خویشاوندان درجه اول آنها نیمرخ سرشتی و منش واحدی دارند که متفاوت از جمعیت عمومی است(گلات43، استون44، فارون45، سیدمن و تی سوانگ46،2006؛گیلم47 وهمکاران، 2002)
نظریه کلونینگر بر این ادعاست که پیشرفت سرشت ومنش به طور متوالی اتفاق می افتد بعنی پیشرفت سرشت قبل از منش می باشد(کلونینگر و گیلیگان،1987) اگرچه یافته های گرفته شده از(کانستان تینو48 و همکارانش، 2002)نشان دهنده آن است که ابعاد مربوط به سرشت و منش در میان کودکان پیش دبستانی؛ تقریباً بین سن 30ماهگی تا65 ماهگی به طور ثابت برابر می باشد و درجات ابعاد مربوط به منش به طور معناداری با سن فرد در ارتباط نمی باشد.
براساس مدل کلونینجر(1987،1986)می توان گفت که سیستم های انتقال دهنده عصبی تک امینی به عنوان اساس ویژگی های شخصیتی اساس در نظر گرفت هر یک از این سه مورد اساس سرشت (نوجویی، آسیب پر هیزی و پاداش وابستگی)با یک انتقال دهنده عصبی مرکزی خاص در ارتباط است، نوجویی با فعالیت دوپامینی اساسی پایین، آسیب پرهیزی با فعالیت بالای سرتونرژیک و پاداش وابستگی با فعالیت پایین نورآدرنالین در ارتباط است.در چندین بررسی و تحقیق ارتباط موجود در بین نوجویی وعملکرد دوپامینی تایید شده و معتبر شمرده شده (کلونینجر و همکاران،2000؛هنسین49 وهمکاران،2002؛ ویسبیک50، مایور51، تامی52، جکوب و بونیگ53،1995).
مقیاس های پرسشنامه سرشت و منش از ترکیب برداشت منطق و روشهای آماری تحلیل عوامل که طی چند سال گذشته در پژوهشهای گسترده بر روی نمونه های مختلف، پایایی وروایی خوبی را نشان دادهاند به دست آمده اند(کلونینگر، شوراکیک، پرزبیک، 1993؛ کیجیما54، 1996؛ براندستورم55، 1998؛ پیلیسولو ولیپین56؛200؛ساتو57و همکاران،2000؛ هوساک58 و همکاران، 2004).
این پرسشنامه سرشت و منش (TCI)59جهت سنجش پیکربندی شخصیتی پویایی افر اد سالم بعلاوه جهت پیش بینی علم آسیب شناسی روانی طراحی شده است(آدا60 و کلونینگر،2011). در حالی که مدل شخصیتی پنج عاملی به طور عملی از مطالعات مربوط به مشخصه های نهفته مستقل رایج از چندین سنجش شخصیت گرفته شده است(مک کرا و جان61،1992) اما پرسشنامه سرشت و منش از یک دیدگاه نظری براساس چگونگی ساختار مغز، سازمان مغز و واکنش های رفتاری و موثر افراد گرفته شده است (کلونینگر،2004)، گرچه هر دوی این سیستم های مربوط به سنجش شخصیت، عمیقاً از پیش بینی های علمی مختلفی نشأت گرفته اند و در واقع این دو سیستم به هم مربوط هستند، به طوری که آسیب پرهیزی در پرسشنامه سرشت و منش واریانس های را با پایایی احساسی و خود راهبری با برونگرایی و همکاری با سازگاری در پرسش نامه پنج عاملی مشترک می باشد(پی کاردی62، کارویو63، تنی64، بیتیتی65 و دی ماریا66،2005).
پرسشنامه سرشت و منش
آزمون سرشت منش) TCI) براساس برسشنامه شخصیت سه بعدی TPQ)) 67توسط رابرت کلونینجر با هدف ارزیابی هفت عامل از مدل بیولوژیکی روان شناسی مربوط به شخصیت تو سعه یافت. پرسشنامه سرشت و منش پرسشنامه 240 سوالی صحیح و غلط است که 4 بعد از سرشت که شامل نوجویی، آسیب پر هیزی و پاداش وابستگی و پایداری و سه بعد منش شامل خود راهبری، همکاری و خود فراروی را مورد سنجش قرار می دهد. 25 مقیاس فرعی مربوط به 7 بعد اصلی پرسشنامه سرشت و منش را مورد ارزیابی قرار می گیرد(کلونینجر،2004،1987،1993).
پرسشنامه TPQوTCI به طور وسیع در مطالعات تحقیقی سرتاسر جهان در طول 15سال گذشته به کار گرفته شده بود377 مقاله مشابه اصلی که بین سال های 1988 تا2002 با استفاده از این پرسشنامه چاب و منتشر