الگویی آماری و نموداری از وضعیت راویان و روایات ارائه شده است.
6. تمام روایات تحلیل دلالی شده‌اند.
7. دیدگاه عالمان دینی درباره تفویض دین و روایات آن جمع آوری و سپس بر اساس دلالت سندی و دلالی روایات، حتی المقدور این دیدگاه ها تحلیل شده‌اند.
1-9. مفاهیم اصلی
1-9-1. تفویض
“تفویض” از ریشه ” ف و ض” اشتقاق گشته است، ثلاثی مزید و صیغه اول ماضی آن “فَوَّضَ” است که در کتب لغت آن را “واگذار کردن امری به دیگری و حاکم کردن او در آن امر” و نیز ” توکل در امری بر دیگری” معنا کردهاند:
خلیل بن احمد فراهیدی (م 175 ق) درباره “فَوَّضَ” میگوید: “فوضت إلیه الأمر أی جعلته إلیه”3: امر را به او تفویض کردم یعنی کار را برای او قرار دادم.
احمد بن فارس بن زکریا (م 390 ق) چنین آورده است: “فَوَّضَ یدل علی اتکال فی الامر علی آخر و رده الیه، ثم یفرع فیرد الیه ما یشبهه… و من ذلک قولهم باتو فوضی ای مختلطین و معناه ان کلا فوض امره الی الاخر”4: “فَوَّضَ” یعنی توکل در امری بر دیگری و واگذار کردن آن کار به او، سپس تفریع شد و در معانی شبیه آن به کار رفت… و بر این اساس است قول ایشان [عرب] شب را صبح کردند فَوَضَی، یعنی مختلط، و معنای آن ایناستکه هر کدام کارش را به دیگری واگذار نمود.
جوهری (م 393 ق) درباره “فَوَّضَ” میگوید: “فَوَّضَ الیه الامر ، ای رده الیه”5: کار را به او تفویض کرد یعنی به او واگذار کرد.
ابن منظور (م 717 ق) نیز “فَوَّضَ” را چنین معنا میکند: “فَوَّضَ إِلیه الأَمرَ: صَیَّرَه إِلیه و جعَلَه الحاکم فیه”6: کار را به او تفویض کرد یعنی کار را به سوی او گرداند و او را در آن کار حاکم کرد.
تفویض در اصطلاح فقه، قرآن، احادیث، کلام، عرفان، حقوق و مدیریت نیز به معنی واگذار کردن کار به دیگری استعمال شده است .
در قرآن “أُفَوِّضُ” تنها کلمهای است که از ریشه (ف و ض) اشتقاق یافته است و به معنی سپردن به خداست.7
“فَسَتَذْکُرُونَ ما أَقُولُ لَکُمْ وَ أُفَوِّضُ أَمْری إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِبادِ.”8
تفویض در احادیث شیعه دارای معانی متعددی است. بر اساس آن چه “دانشنامه جهان اسلام” در تبیین واژه تفویض بیان کرده است میتوان پنج معنی زیر را برای تفویض در روایات در نظر گرفت.
یکم. واگذاری امور به خداوند.9

دوم. واگذارکردن برخی امور دین و شریعت ، مثلاً افزودن تعداد رکعات نماز یا تعیین فرایض به پیامبر اکرم و اهل بیت (علیهم السلام).10
سوم.واگذار کردن اموری چون خلقت جهان و روزی دادن و میراندن و زنده کردن مخلوقات به پیامبر و ائمه (علیهم السلام).11
چهارم. واگذاری امور مختلف اجتماعی به پیامبر (ص) و ائمه (ع)، مانند: واگذاری امر تعلیم و تأدیب مردم، بیان علوم و احکام دین بنا به صلاحدید خود یا گزینش روش تقیه، اختیار ایشان در اینکه بنا به مصالح خود گاه بر اساس ظاهر شریعت حکم کنند و گاه مطابق علم خود حقیقت احکام را بیان نمایند و اختیار اعطای انفال و خمس و مانند اینها بنا به ارادهی خود.12
پنجم. معنای دیگر تفویض در احادیث ، تفویض تشریعی خدا به انسان‌هاست ، به این معنا که خداوند انسانها را در تکالیف و اعمالی که باید انجام دهند یا ترک کنند، به خودشان واگذار کرده و در واقع تکلیف را از آنان برداشته است . این معنای تفویض در احادیث نفی شده است . لازم? این معنا از تفویض ، استقلال انسان در افعال اختیاری و نفی قضا و قدر در این افعال و عجز و ضعف خداست ، چنان که در احادیثی از ائمه اطهار این معنا ذکر و صریحاً رد و نفی شده است.13
در این رساله منظور از “تفویض” همان معنی لغوی واگذار کردن کاری به دیگری است ولی بنابر شواهد قطعی عقلی و نقلی، نمیتوان این واگذاری را به گونهای تفسیر کرد که به نقص واجب الوجود و استقلال ممکن الوجود ختم شود.
1-9-2. امر
“امر” در لغت دارای دو معنای فرمان و کار است. ابن منظور در معنای “امر” از عبارت “نقیض النهی” و “الحادثه” تعبیر میآورد.14 و در “کتاب العین” نیز قریب به همین معنا برای کلمه امر آمده است با این تفاوت که در این کتاب تعبیر “واحد من امور الناس” ذکر شده است.15
در قرآن کلمه “امر” 28 بار آمده است که یا به معنی فرمان است و یا به معنی کار.16 راغب اصفهانی هم “امر” را در قرآن به معنی شأن (کار) میداند و معتقد است این کلمه لفظ عامی است که شامل افعال و اعمال میگردد.17
“أمر” در روایات علاوه بر معنای فوق گاهی به معنای مشورت به کار رفته است نظیر روایتی که در آن پیامبر (ص) میفرماید: “إن‏ أمیری‏ من الملائکه جبریل”: مشاور من از میان فرشتگان، جبریل است.18
در این رساله منظور از “امر” در ترکیب “امر دین” همان مفهوم عام همه افعال و اقوال است که راغب اصفهانی بیان کرده است و “امر دین” هم ناگزیر شامل همه اعمالی میشود که به دین مربوط میگردد چه در حوزه اجرا و چه در حوزه قانونگذاری.
1-9-3. دین
برای دین در لغت معانی گوناگونی ذکر شده است مانند: جزا، طاعت، حساب، عادت، استعمال، حکم، قهر، قضا و داوری.19
برای دین در اصطلاح نیز تعاریف متعددی بیان کردهاند. شریعت، طریقت و شریعت و نیز قراردادهای الهی که به پیامبر (ص) ابلاغ شده است، از معانیی است که “دایره المعارف تشیع” آن را به عنوان تعریف دین بیان میکند.20 “دایره المعارف فارسی” دین را اینگونه معنی میکند: “مجموعه عقاید موروث مقبول در باب روابط انسان با آنچه مبداء وجود خوانده تواند شد و التزام بر سلوک و رفتار بر مقتضای آن عقاید.”21
در این رساله منظور از دین مجموعهای از احکام، اخلاق و عقاید فردی و اجتماعی است که از طریق وحی و الهام به معصومین ابلاغ شده است و آنان این مجموعه را در اختیار بشر قرار دادهاند.
1-9-4. ائمه
ائمه از ریشه (اَمّ) اششتقاق گشته است. “اَمّ” در لغت به معانی قصد، طریق، قدّام و … است و امام به معنی کسی است که قومی به او اقتدا میکنند چه آن قوم بر صراط مستقیم باشند و چه از گمراهان.22
در اصطلاح قرآنی و روایی، امام به کسی گفته میشود که گروهی او را پیشوا و رهبر خویش قرار دهند. راغب اصفهانی میگوید: “امام کسی است که عدهای به او اقتدا کنند چه انسان باشد که به سخن و عمل او اقتدا کنند و یا کتاب باشد و یا غیر از این موارد باشد، چه حق باشد و چه باطل و جمع آن “ائمه” است.”23
در این رساله منظور از ائمه، امامان دوازدهگانه مذهب شیعه اثنی عشری است که به اعتقاد شیعیان همه آنان معصوم بوده و از جانب خداوند برای امامت امت نصب شدهاند.
1-9-5. روایات
روایات جمع روایت و روایت در لغت به معنی شعر و حدیث است.24
روایت در اصطلاح خبری است که از طریق نقل به پیامبر یا امام میرسد.25
در این رساله منظور از روایات، اخباری است که از پیامبر (ص) و دوازده امام شیعه اثنی عشری نقل شده است.
1-9-6. شیعه
بر اساس گفته ابن منظور در “لسان العرب”، شیعه دارای دو معنی است. یکم، گروهی که بر کاری توافق کنند. دوم، گروهی که از گروه دیگری پیروی کنند.26
شیعه در اصطلاح به گروهی میگویند که معتقد به خلافت و امامت بدون فاصله علی بن ابی طالب (ع) بعد از پیامبر خاتم (ص) هستند.27 از این گروه “نوبختی” با نام شیعه علی بن ابی طالب یاد میکند28 شیعه دارای فرق مختلفی هستند که مشهورترین آنها شیعه اثنی عشری(دوازده امامی) هستند.
در این رساله منظور از شیعه، شیعه اثنیعشری و منظور از روایات شیعه، روایاتی هستند که از قول پیامبر اکرم (ص) و یا یکی از امامان دوازده گانه شیعه اثنیعشری نقل شدهاند.
فصل دوم:
روایات و ترجمه
مقدمه
در منابع متعدد شیعه روایات مربوط به تفویض دین وجود دارد که برخی از منابع، از منابع دیگر روایت را نقل و تکرار کرده‌اند؛ در این بخش، روایات غیر تکراری را آورده‌ایم. اگر بین چند روایت تفاوت جزئی متنی و یا تفاوت سندی بود، یک راویت را در متن و بقیه را تنها با ذکر تفاوت‌ها و بیان منبع در بخش پاورقی ذکر کردیم اما اگر تفاوت‌ها قابل توجه بود هر دو روایت را در متن آورده‌ایم. گردآوری روایات بر اساس دلالت احتمالی بر تفویض دین بوده است یعنی اگر روایتی چه به صورت قطعی و چه به صورت احتمالی بر تفویض دین دلالت داشت آن را آورده‌ایم. ممکن است روایتی نظیر روایت اول بر تفویض امر دلالت کند اما چون مراد از “امر” نیز محتمل است که “امر دین” باشد -چنان‌که در روایت 35 آمده است: “فوض الینا امر الدین”- از این رو این روایات و نظیر آن را هم آورده‌ایم و این که آیا این روایت قطعا بر تفویض دین دلالت می‌کند یا نمی‌کند را در فصل تحلیل روایات، بررسی کرده‌ایم. نیز در ذیل هر روایت پس از