که فاقد آن است . در هر حال تدلیس موجب ترغیب طرف معامله (فریب خورده)و ایجاد داعی در او می شود و به همین دلیل در جریان شکل گیری اراده شخص متعامل مؤثر است، بدین گونه که در مرحل? تصور شخص از مورد معامله تأثیر گذاشته باعث می شود اعتقادی خلاف واقع دربار? مورد معامله پیدا کند و آگاهی و شناخت او درباره مورد معامله کامل نباشد. در حقوق ایران ، تدلیس را “فریب دادن طرف قرارداد در انگیزه اصلی یا یکی از جهات تراضی ” تعریف می کند . در حقوق ما تدلیس عیب اراده محسوب نمی شود . چون عیب اراده منحصر به اکراه و اشتباه می باشد . لذا تصور نادرست ناشی از حیله و فریب اگر به حد اشتباه مؤثر در عقد نرسد تأثیری در نفوذ و صحت عقد ندارد و تنها حق فسخ به فریب خورده می دهد . از طرفی هم در ماده 190 قانون مدنی یکی از شرایط اساسی معاملات قصد طرفین و رضای آنها می باشد . اراده که همان رضا به انعقاد قرارداد یا عقد است یکی از فروض لازم برای صحت معاملات است به نحوی که بدون وجود اراده و بعبارتی توافق دو اراده و اعلام بیان اراده، انعقاد عقد با بطلان یا فسخ یا عدم نفوذ مواجه است . فلذا جوهر عقد توافقی است که به منظور ایجاد اثر حقوقی، بین دو یا چند شخص انجام می شود و رکن اساسی آن اراده کسانی است که به رضای خویش عهده دار امری می گردند . مبنای هر قصد رضایی است که در اثر تصدیق عمل، از پیش در ذهن به وجود آمده است . به بیان دیگر ،این دو ]قصد و رضا[برای ایجاد عقد لازم و ملزوم یکدیگرند :یعنی رضایی که منتهی به قصد انشاء نگردد اثری در عالم حقوق ندارد و قصدی هم که مبتنی بر رضای حقیقی نباشد به طور کامل مؤثر نیست چنان که کسی به اجبار وادار به معامله ای شود با آن که قصد ایجاد نتیج? عقد را دارد چون این قصد بر رضای واقعی تکیه ندارد ، به تنهایی قادر به ایجاد آن نتیجه نیست.
در این تحقیق که با استفاده از متون فقهی و مواد قانونی مرتبط و نیز مصادیق خارجی آن در عقود و معاملات به بررسی تأثیر تدلیس در اراده خواهیم پرداخت با سؤالات ذیل مواجه هستیم که در فصول مربوطه پاسخ داده خواهد شد.
1-تدلیس به چه مفهومی است ؟2-آیا تدلیس موجب بطلان معامله است؟ یا موجب فسخ یا عدم نفوذ معامله ؟3-چه ارتباطی بین تدلیس و نهادهای مشابه وجود دارد ؟4-آیا تدلیس از عیوب اراده محسوب می شود؟ 5-نقش اراده در صحت معاملات چیست ؟6-شرایط تدلیس و عناصر آن کدامند؟
بنابراین با توجه به سؤالات فوق تلاش بر آن است که به تبیین ماهیت تدلیس و اراده بپردازیم و مصادیق تدلیس را در ابواب فقهی و قانونی مورد بررسی قرار دهیم و معیارهای دقیق برای مصادیق تدلیس بدست آوریم .
ب- اهداف تحقیق :شامل اهداف آرمانی و کلی و اهداف ویژه و کاربردی می باشد که عبارتند از:
1-تبیین مصادیق تدلیس در حقوق داخلی براساس مستندات فقهی و قانونی
2-تبیین مبانی حقوقی موافقین و مخالفین تأثیر تدلیس بر اراده
3-بیان وضعیت حقوقی معاملات مبتنی بر تدلیس
4-تبیین مصادیق ترغیب مجاز یا تحریک به معامله
5- تبیین نحو? جبران ضرر و زیان وارده به فریب خورده (مدلَّس)
پ- پیشینه و تاریخچه موضوع تحقیق
مسأله تدلیس و تأثیر آن بر اراده از قدیم الایام بین فقها مورد بحث بوده است و فقهای اسلامی به ویژه فقه امامیه به این موضوع پرداخته اند . از مصادیق کهن آن تدلیس ماشطه در نکاح و تدلیس تصریه در بیع می باشد. امروزه علاوه بر مصادیق مذکور با توجه به گستردگی روابط اجتماعی و تنوع عقود و معاملات این موضوع از دامن? بیشتری برخوردار می باشد . به همین جهت در ابواب فقهی و نظریات علمای حقوق به بررسی مصادیق و آثار آن در عقود و معاملات اشاره شده است .
تحقیق حاضر با لحاظ همه بررسی های قبلی از جمله متون فقهی و کتب حقوقی که بعضاً در غالب تطبیق با حقوق خارجی هم به رشته تحریر درآمده است از بهره برداری آن نظریات برخوردار شده و در همه فصول سعی بر آن خواهد شد که در اثبات طرح تحقیق از سوابق قبلی نهایت استفاده مطلوب شود. در این راستا خاطر نشان می سازد که اگر چه در زمینه تدلیس کتب و مقالاتی به چاپ رسیده است ولی هیچکدام به طور انحصاری به بررسی تأثیر تدلیس بر اراده نپرداخته اند بلکه غالباً در تشریح یک موضوع خاص مثل نکاح و یا مقایسه تطبیقی با حقوق بین المللی به ویژه با حقوق فرانسه و انگلیس پرداخته اند . اما در این تحقیق سعی بر این است که ضمن تشریح ماهیت تدلیس و اراده ، سرانجام به بررسی فقهی و حقوقی تأثیر تدلیس بر اراده پرداخته می شود .
پیشین? تحقیق هایی که در زمینه تدلیس و اراده تاکنون انجام گرفته است به شرح زیر می باشد:
الف-کتب:
1-سوءعرضه در حقوق انگلیس و تدلیس در حقوق اسلام -نوشته مهدعلی بهروم ترجمه جلیل قنواتی
2- مطالعه تطبیقی تدلیس در حقوق ایران و انگلیس و فقه امامیه- تألیف سید امیرمهدی امین .
3-تدلیس، مطالعه تطبیقی در حقوق فرنسه،انگلیس ،اسلام و ایران -نوشته دکتر پرویز اوصیاء
4-تأثیر اراده در حقوق مدنی-نوشته دکتر محمدجعفر جعفری لنگرودی
ب-مقاله و پایان نامه
تحول تدلیس در حقوق خصوصی، مجموعه مقالات حقوقی-به قلم محمدرضا قنبری
تدلیس در نکاح در حقوق ایران و مطالعه تطبیقی آن با فقه حنفی- پایان نامه کارشناسی ارشد حقوق خصوصی دانشگاه امام صادق (ع)-احمد ملایی
ت-روش تحقیق:
این تحقیق به صورت توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای به صورت تطبیقی در آراء و نظریات فقهی و حقوقدانان ایرانی و به استناد قانون مربوطه صورت می گیرد .نیز برای دسترسی جامع تر به منابع مربوطه از نرم افزارها و پایگاه های اینترنتی استفاده شده است .

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

ث- سؤالات تحقیق
1- تدلیس چه تأثیری در سرنوشت عقد دارد ؟
2- چه تفاوتی بین تدلیس و اشتباه وجود دارد ؟
3-آیا تدلیس از عیوب اراده محسوب می شود؟
4-منابع فقهی مربوط به تدلیس کدامند؟
ج-فرضیه های تحقیق
1-تدلیس در بطلان عقد اثری ندارد و فقط حق فسخ به زیان دیده می دهد.
2-تدلیس برخلاف اشتباه که اراده مدلّس را مختل می کند تأثیری در اراده ندارد.
3-تدلیس از عیوب اراده محسوب نمی شود.
4-در منابع معتبر اسلامی شامل قرآن کریم و حدیث نبوی (ص) و روایات ائمه (ع) و اجماع و عقل ، تدلیس امری مذموم شمرده شده و از آن نهی شده است .
1- فصل اول – کلیات ،تعاریف و مفاهیم
مفهوم تدلیس
1-1-1- مفهوم لغوی تدلیس
تدلیس لغتی است که از فقه و زبان عرب وارد زبان حقوقی ما شده است و در کتاب های لغت عربی به معنای پوشاندن و پنهان ساختن عیوب می باشد. (ابن منظور، 1405: 86).
ریشه این لغت کلمه “دلسه” به معنای تاریکی و ظلمت است (همان ) تدلیس در بیع و سایر معاملات به کتمان و پوشاندن عیب کالا از مشتری معنا شده است.
1-1- 2- مفهوم اصطلاحی تدلیس
در هر تدلیس، نوعی تقلب و ریا و جود دارد. و نیرنگ باز بی اعتنا به شرافت شغلی و درستکاری متعارف ، از اعتماد طرف معامله برای گول زدن او استفاده می کند. به همین جهت تدلیس در قرارداد با کلاهبرداری قرابت دارد (کاتوزیان،1371: 397و398 )
فقهای اسلامی ، از تدلیس ماشطه در نکاح و تصریه در حیوان سخن گفته اند و اکثر فقها به استقلال از تدلیس نمی پردازند و خیار تدلیس را از فروع خیار عیب یا خیار غبن می دانند . شهید ثانی در کتاب “مسالـک الافهـام” در خصوص تصریه بیـان می دارد : در این جـا فروشنده صفت کمـالی را در حیـوان می نمایاند و می رساند که حیوان بیش از آن چه هست بازده دارد در حالی که این امر حقیقت ندارد. این عمل سبب تدلیس و حرام است (شهید ثانی،1414،ج1: 194)
دکتر لنگرودی تدلیس را منحصر به موردی می داند که صفت کمالی را برای معامله اظهار کنند که موضوع فاقد آن است، امّا اخفاء عیب را از موارد اعمال خیار می دانند نه خیار تدلیس (جعفری لنگرودی، 1387: 144و145).
در “مصباح الفقاهه” مرحوم آیت الله خویی آمده: تدلیس از لحاظ لغوی عبارت است از مشتبه ساختن حقیقت امر به دیگری یا مخفی ساختن عیب کالا از مشتری و پنهان ساختن آن با اظهار نمودن کمالاتی که در کالا نمی باشد و از لحاظ فقهی نیز همین معنا را دارد و نتیجه گرفته که صرف ایجاد کردن رغبت و انگیزه در مشتری تدلیس محسوب نمی شود و گر نه باید می گفتیم که