جاد ترس است.در حقیقت،نظریه بازدارندگی بر این باور است که در شرایطی که هزینه پیش‌بینی شده برای یک تجاوز نظامی ازمنافع موردنظر بیشتر باشد،تصمیم گیرندگان از توسل به جنگ خودداری می‌کنند.به عبارت بهتر، تا هنگامی که طرف مقابل قدرت وارد کردن ضربه را پس از دریافت ضربه نخست دارد، هیچ ابرقدرتی ریسک آغاز جنگ اتمی را نمی‌پذیرد.در واقع ضربه نخست نمی‌تواند مانع از ضربه حریف باشد.
معمولاً، در بازدارندگی،عمل متقابل یا تلافی‌جویانه نقش اساسی دارد.به عبارت دیگر بازدارندگی در صدد است تا با افزایش هزینه بر محاسبات استراتژیک رقیب تأثیر بگذارد.این تأثیر باید به گونه‌ای باشد که اگردشمن جنگ راآغازکند،باید بهای بسیار سنگینی برای آن بپردازد.نکته مهم اینکه بازدارندگی از نظر فیزیکی وضع دشمن را تغییر نمی‌دهد، بلکه از نظر روانی از تجاوز جلوگیری می‌کند. بوفر می‌گوید بازدارندگی فرآیندی روانی است که در آن، نمایش استفاده از زور نقش مهمی دارد ولی اهمیت انحصاری ندارد.هنری کیسینجر نیز در این باره می‌گوید:همان طورکه قدرت به طرز وحشتناکی رشد کرده است،به صورت انتزاعی،نامحسوس و اغفال کننده نیز درآمده است.هر چند بازدارندگی سیاست مسلط نظامی است،اما بیشتر از هر چیز وابسته به ملاک‌های روانی است.در این سیاست، سعی می‌شود تا تصور خطر‌های تحمل ناپذیر طرف مخالف را از ارتکاب به عمل باز دارد.پیروزی این سیاست بستگی دارد به آگاهی کامل از محاسبات طرف مخالف نسبت به حیله‌ای که جدی گرفته شود که به مراتب مؤثر‌تر از تهدیدی است که به عنوان یک بلوف تلقی شود برای مقاصد سیاسی، میزان قدرت مؤثر نظامی یک کشور، ارزیابی کشور دیگر از آن قدرت است.به طور کلی هدف نهایی از بازدارندگی این است که کشورهای مختلف به ویژه کشورهای دارنده نیروهای هسته‌ای بتواند به تعقیب سیاست‌های مبتنی بر منافع خود بپردازندو در عین حال از ایجاد شرایطی که منتهی به درگیری با کشور یا کشورهای رقیب شود جلوگیری کنند.با توجه به این نکته که دو کشور آمریکا و شوروی نسبت به سایر کشورهای اتمی توانایی کامل نابودی طرف مقابل راداشتند بنابراین هرگونه جنگ احتمالی نمی‌توانست برنده‌ای داشته باشدودرنتیجه بازدارندگی صحیح‌ترین استراتژی برای دوقدرت محسوب می‌شد.باعنایت به این مسئله که پژوهش حاضر بر پایه‌های مکتب رئالیسم متکی است، لذا بامحور قراردادن مفاهیم اصلی رئالیسم، بحث بازدارندگی را پی می‌گیریم. درمیان نظریه‌پردازان بازدارندگی، افرادی چون برناردبرودی ، ریچارد اسموک ، هرمان کان ، رابرت جرویس از دهه شصت به تبیین تئوریک بازدارندگی همت گماشتند. از میان آنها برودی به عنوان اولین ومهمترین نظریه‌پرداز بازدارندگی دردوران جنگ سرد انتخاب شد. برودی که استاد دانشگاه بیل و محقق مؤسسه رندور آمریکا بود، عمده نظرات خود را دوکتاب استراتژیک درعصر موشک ها و کتاب جنگ وسیاست مطرح کرده است.(دوئرتی و فالتزگراف:1384،604-595)
-اتحادیه اروپا(European union ): اتحادیه ای شامل بسیاری از کشورهای اروپایی که سنگ بنای آن بیش از نیم قرن پیش با تأسیس جامعه زغال و فولاد اروپا در سال1951 به وسیله شش کشور بنیانگذار آلمان ، فرانسه، ایتالیا، بلژیک، هلند و لوکزامبورگ در پاریس بنا نهاده شد. این اتحادیه با امضای پیمان ماستریخت در دسامیر1991 شکل گرفت.که هدف از آن ، افزایش همکاری های بین دولتی در امور مالی و اقتصادی ، همچنین ایجاد سیاست خارجی و امنیتی مشترک و همکاری در امور قضایی و داخلی کشورهای عضو بود.(خالوزاده:1383،3)
-تحریم(Sanction ):عمل دسته جمعی و کیفری که متضمن اقدامات لازم دیپلماتیک اقتصادی یا نظامی در برابر کشوری است که بر خلاف مصوبات منشور ملل متحد رفتار می نماید.
-سیاست خارجی(Foreign Policy): عبارت است از یک رشته اعمال از پیش طرح ریزی شده توسط تصمیم گیرندگان حکومتی که مقصود آن دستیابی به اهدافی معین، در چهارچوب منافع ملی و در محیط بین‌المللی است.به‌طور خلاصه می‌توان گفت که سیاست خارجی شامل تعیین و اجرای یک سلسله اهداف و منافع ملی است که در صحنه‌ی بین‌المللی از سوی دولت‌ها انجام می‌پذیرد. سیاست خارجی می‌تواند ابتکار عمل یک دولت و یا واکنش آن در قبال کنش دیگر دولت‌ها باشد(مقتدر: 1385، 132-131).ودر تعریفی دیگر می‌توان این‌طور تعریف کرد که: جهتی را که یک دولت بر می‌گزیند و در آن از خود تحرک نشان می‌دهد و نیز شیو? نگرش دولت را نسبت به جامع? بین‌المللی، سیاست خارجی می‌گویند(خوشوقت:1375، 145).
-مداخله(Intervention ):عبارت است از دخالت قهری یک دولت یا دولت های دیگر در امور کشور دیگر، به منظور تغییر سیاست‌های داخلی یا خارجی آن. بر اساس موازین بین‌المللی، مداخله درموارد زیر می‌تواند مجاز و قابل توجیه باشد.
1)کشور مداخله کننده طبق یک پیمان یا قرارداد،‌مجاز به دخالت باشد.2)چنانچه یک کشور طبق معاهده منعقده با دولت مداخله کننده، ملزم به پیگیری یک سیاست مشترک باشد و اصول این معاهده را نقض کند.3)دخالت برای حمایت از اتباع خود.4)دفاع ازخود.5)چنانچه کشوری موازین بین‌المللی را نقض نماید.6)در صورتی که سازمان ملل متحد (بر اساس منشور ملل متحد)به اقدام مشترکی علیه کشوری دست بزندکه صلح بین المللی را نقض کرده ویا مرتکب تجاوز شده باشد(علی بابایی:‌1383 ،314).
-مهار(Containment ):یکی از پایه های اساسی سیاست خارجی آمریکا در رابطه با جلوگیری از نفوذ کمونیسم در جهان و نیز توسعه طلبی اتحاد شوروی بود.تئوری “مهار” طی دو مرحله برنامه کمک به ترکیه و یونان پیاده شد(1947). مرحله اول در دکترین ترومن تبلور یافت که خواستار توقف پیشروی جغرافیایی اتحاد شوروی بود.در مرحله دوم امریکا به خود این حق را می‌داد که در هر زمان و مکان که بخواهد، نفوذ کمونیسم را محدود کند(علی بابایی:‌1382،567).
-اوپک(OPEC):سازمان کشورهای صادر کننده نفت(اوپک)organization of petroleum exporting countries) )در ژانوی?1961درکاراکاس(ونزوئلا) تشکیل شد و کشورهای ایران ،عربستان سعودی،عراق،کویت و ونزوئلا به عضویت آن درآمدندوسپس اندونزی،لیبی،امارات متحده عربی ونیجریه به آن پیوستند. دولت های بنیان گذار تصمیم گرفتندکه:1)از شرکت های نفتی بخواهند که قیمت ها را دور از هم?نوسان های نالازمی که هم بر توسع?اقتصادی کشورهای تولید کننده وهم مصرف کننده اثر می -گذارد ثابت نگاهدارند.2) با تنظیم تولید قیمت ها را ثابت نگاه دارند.3)از صدور نفت اضافی یا افزایش قیمت و رفتار ترجیحی با کمپانی ها،چنان چه خلاف رأی اکثریت اعضای سازمان و به زیان هریک از اعضای آن باشد، خودداری کنند.کشورهای اوپک45 درصد تولید نفت جهان و 85 درصد صادرات آن را در بیرون از بلوک شوروی در دست دارند.(آشوری:1373 ، 190).
-غنی سازی اورانیوم(Uranium Enrichment):غنی سازی اورانیوم عملی است که بواسطه آن در یک توده اورانیوم طبیعی مقدار ایزوتوپ235U بیشتر شود و مقدار ایزوتوپ 238U کمتر. غنی سازی اورانیوم یکی از مراحل چرخه سوخت هسته ای است.اورانیوم طبیعی(که بشکل اکسید اورانیوم است) شامل 99/3% از ایزوتوپ 238 U و7/0 % از235U است. ایزوتوپ235U اورانیوم قابل شکاف و مناسب برای بمب ها و نیروگاه های هسته ای است.238U باقی مانده را اورانیوم ضعیف شده می نامند و نوعی زباله اتمی است. بخاطر سختی زیاد و آتشگیری و ویژگی های دیگراز آن در ساختن گلوله های ضد زره استفاده می کنند. اورانیوم ضعیف شده نیز همچنان پرتوزا است.(http://www.academist.ir p=238)
-پیمان عدم گسترش سلاح های هسته ای(Treaty -on the Non Proliferation of Nuclear Weapons): پیمان نامه منع گسترش سلاح های هسته ای ، در دوران جنگ سرد (1968 میلادی) برابر با 1347 شمسی به صورت محدود بین چند کشور جهان منعقد شد.این پیمان کشورهای جهان را به دو طبقه برخوردار از سلاح های هسته ای و غیر برخوردار که فاقد سلاح های هسته ای هستند تقسیم می کند.طبق تعریف کشورهای برخوردار ،شامل کشورهایی هستند که تا پیش از اول ژانویه 1967میلادی برابر بایازده دی1347 سلاح هسته ای یا دیگر وسایل منفجره هسته ای را تولید و منفجر کرده باشند.طبق این تعریف چین، فرانسه،روسیه،انگلیس وآمریکا(اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد) به طور رسمی دارای سلاح هسته ای شدند.تاکنون یکصدوهشتادوهشت کشور جهان با امضای آن به پیمان نامه پیوسته اند. هند، پاکستان و اسرائیل این پیمان نامه را نپذیرفته اند. کره شمالی نیز پس از نقض پیمان در نهایت از این پیمان خارج شد. طبق ای