ه شده است که در صورت عدم معرفی و شناخت حجت خدا انسان از دین خدا دچار گمراهی وضلالت می‌شود همان طوری که در منابع شیعه به صورت قطع وجود دارد زمین هیچگاه از حجت الهی خالی نمی‌ماند و انسان ضرورتاً باید این حجت را بشناسد به عنوان اولین واساسی‌ترین نکته باید به شناخت این حجت پرداخت نکته دوم که در شناخت امام عصر? و تحقیق درباره عوامل ظهور ایشان ضرورت دارد وجود اختلاف درباره وجود ایشان، زنده بودن ایشان و امامتشان می‌باشد.
نکته سوم نیز این است به علت همین اختلافات هر روز فرد جدیدی خود را به عنوان امام زمام? معرفی می‌کند، که تا انسان شرایط ظهور را نداند نمی‌تواند درست را از غلط تشخیص دهد به همین دلایل شناخت عوامل ظهور حضرت و سعی کردن در پاسخ به شبهات مهدویت وحرکت در مسیر حجت الهی یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است تا جایی که تمامی ائمه در این باره تذکر داده‌اند و حدیثی در این موضوع بیان فرموده‌اند.
مرور ادبیات و سوابق مطروحه
اعتقاد به وجود مصلح جهانی و اینکه جهان یک روزی به دست صالحان خواهد رسید را نباید در عصر امام عسکری و دوران غیبت جستجو کرد و بلکه از زمان پیامبر گرامی اسلام?و عصر ائمه هدی همیشه مسأله مهدویت و انتظار و اعتقاد به منجی وجود داشته است حتی می‌توان این موضوع را در عصر قبل از ائمه در آیات قرآن پیدا کرد و در آنجائیکه خداوند متعال در قرآن مجید می‌فرماید:
“وَلَقَدْ کتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُهَا عِبَادِی الصَّالِحُونَ
درز بور بعد از ذکر نوشتیم: “بندگان شایسته‌ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد. “انبیاء/ 105”
همان طوری که مشاهده می‌کنید خداوند در قرآن کریم می‌گوید در زبور نوشتیم یعنی اعتقاد به مصلح جهانی تنها مخصوص مسلمانان نیست بلکه در داوود پیامبر هم این اعتقاد وجود داشته است اعتقاد به منجی در میان مسیحیان هم وجود دارد تا جایی که آنها اعتقاد دارند حضرت مسیح از دنیا نرفته است و روزی ظهور خواهد کرد در میان ائمه هم این اعتقاد به صورت خیلی روشن وجود داشت تا جایی که همه‌ی ائمه درباره حضرت حجت به بیان حدیث پرداخته‌اند. در همین رابطه به ذکر اعتقاد چند گروه به امام زمان در سنه‌های مختلف به صورت مختصر می‌پردازیم.
کیسانیه
کیسانیه پیروان محمد بن على بن ابى طالب معروف به محمد بن حنفیه و معتقد به امامت او مى باشند و آنان نیز در بین خود اختلاف کرده و تقریبا به یازده گروه تقسیم مى شوند و مشهورترین آنان آن دسته هستند که محمد رامهدى منتظر دانسته و عقیده دارند که وى در کوه رضوى نزدیک مکه پنهان شده و در زمان مناسب ظهور خواهد کرد و عدل را در زمین برقرار خواهد نمود. در علت نامگذارى این دسته به کیسانیه اختلاف است. بعضى گفته اند چون نام مختار بن ابى عبیده ثقفى کیسان بوده و او در حقیقت وزیر محمد و بزرگترین مبلغ وى بوده است، به همین جهت به کیسانیه معروف شده اند. بعضى دیگر گفته اند که علت نامگذارى آنان به کیسانیه این است که چون نام ابا عمره رئیس شهربانى مختار کیسان بوده و وى بزرگترین فرد دستگاه مختاربوده، بدین جهت به کیسانیه معروف شده اند.کیسانیه مى گویند: دیندارى عبارت از فرمانبردارى از یک فرد است و آنان نماز، روزه، زکوه، حج، جهاد و غیر آن از دستورات اسلام را به فرد تفسیر مى کنند و به همین جهت هنگامی که تسلیم فردى شده و اطلاعت او را پذیرفتند همه احکام اسلامى را ترک مى کنند و در حیقیقت این دسته با اکثر گروههاى صوفیه هم عقیده اند.
ناووسیه
ناووسیه‌کسانى هستند که مردن جعفر بن محمدالصادق? را باور ندارند. هنگامی که امام جعفر بن محمد وفات کرد، شیعیان به شش دسته متفرق شدند، یک فرقه از آنان مى گفتند که جعفر بن محمد زنده است و نمى میرد تا اینکه ظاهر شده و حکومت مردم را بدست بگیرد و مهدى قائم به جز او شخص دیگرى نست و در این رابطه روایتى از شخص امام جعفر? نقل مى کردند که وى فرمود اگر دیدید سرم بریده و از کوهى مى غلطد مردنم را باور نکنید و اگر کسى آمد و به شما خبر داد که مرا غسل داده و دفن نموده هرگز تصدیقش نکنید چون من همان مهدى اى هستم که قیام مسلحانه خواهد کرد.در علت اینکه این دسته چرا به این نام مشهور شده اند اختلاف است بعضى گفته اند که ناووس نام آن قریه اى است‌که پایه گذاران این دسته اهل آنجا بوده اند و آن قریه نزدیک انبار در اطراف بغداد است. پاره اى از مردم آنان را ممطوره مى خوانند به خاطر اینکه آنان هنگامی که این ادعا را اظهار کردند پاره اى از افراد به آنهاگفتند که به خدا سوگند شما مانند سگان ممطوره هستید یعنى مانند سگان مریض و ولگرد که جائى ندارند و چیزى براى خوردن بدست نمى آورند.
فرقه ى مغیریه
مغیریه، اصحاب مغیره بن سعید که بعد از وفات حضرت امام محمّد باقر ـ? ـ مذهبى اختراع نمود و محمّد بن عبداللّه بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب ـ? ـ را مهدى مى دانند و مى گویند که او زنده است و نمرده و در کوهى که او را علمیه مى گویند زندگى مى کند. و آن کوهى است در راه مکّه در حدّ حاجز سمت چپ. کسى که به مکه مى رود و آن کوه بزرگى است و در آنجاست تا خروج کند و محمّد در مدینه خروج کرد و همان جا کشته شد.
سبائیه
سبائیه گروهى هستند که از عبدالله بن وهب راسبى همدانى مشهور به سبا پیروى مى کنند عبدالله بن سبا در اول، فردى از یهودیان صنعاء یمن بود سپس اسلام آورده و رهبرىحضرت على? را پذیرفت. وى در هنگامی که یهودى بود، مى گفت که یوشع بن نون وصى موسى نمرده و نخواهد مرد، تا ظهور کرده و سلطان زمین گردد و آن را پر از عدالت کند همانگونه که پر از ظلم و ستم شده باشد و پس از اینکه اسلام آورد نیز عین همین عقیده را درباره على?اظهار مى داشت و از همین جا است که مخالفین شیعه مى گویند: اساس تشیع از یهودیت گرفته شده است. سبائیه بر حسب نقل تاریخ عقائد مخصوص دارند که یکى از آنها عقیده به زنده بودن على? و ظهور او در آخرالزمان است بلکه بعضى نقل میکنند که آنان در آخرین سالهاى زندگى عقیده به خدائى على?پیدا کرده و مى گفتند که وى بر خلق غضب کرده و از نظر آنان پنهان شده است
اسماعیلیه
اسماعیلیه عقیده دارند که امام بعد از جعفر بن محمد? پسرش اسماعیل بوده و او در زمان پدرش وفات نکرد و آنچه که در زمان پدرش شایع شد که او مرده است تظاهرى بیش نبود و امام به این عمل مى خواست او را از دست دشمنان پنهان نگه دارد و او همان مهدى منتظر است که در پنهان بسر مى برد تا اینکه در زمان مناسب ظاهر شود و اداره امور مردم را بدست گیرد و این دسته در بین مذاهب اسلامى به اسماعیلیه خالصه مشهورند. درباره رهبر اصلى آنان اختلاف است، بعضى رهبر اصلى آنان را عبدالله بن میمون قداح مى دانند ولى اکثرا رهبر بزرگ و اصلى آنان رامحمد بن ابى زینب اسرى اجدع مشهور به ابى الخطاب مى دانند و به همین جهت به همین جهت به آنان خطابیه نیز مى گویند و این شخص در یکى از جنگهاى تن به تن که بین او و طرفدارانش از یکطرف و بین سربازان منصور خلیفه عباسى انجام گرفت، کشته شد
پیروان مشعشع
در سال 665 ق. قیام بزرگ مردم فارس، تحت رهبرى شیخ شرف‏الدین – که خود را مهدى خوانده بود – به وقوع پیوست که بشدّت سرکوب شد. در سال 845 ق. نیز قیام مشابهى در خوزستان ایجاد شد که در رأس آن سید محمد مشعشع که از شیعیان افراطى (غالى) بود، قرار داشت. وى خود را مقدمه‌ظهور امام غایب مى‏خواند و پیشگویى مى‏کرد که وى بزودى ظهور خواهد کرد و عدل و داد بر روى زمین برقرار خواهد شد. به گفته یکى از مورخان، حدود 10000 نفر در زیر لواى او گرد آمدند و در محلى بین حویزه و شوشتر، علم عصیان برافراشتند و امیران و فئودالهاى محلى را از میان بردند. قیام آنان موجب نگرانى امراى فارس گردید. از اینرو لشکر فارس به قصد سرکوب وى آمد اما چون پیروان مشعشع، فدایى او بودند و مرگ را بر زندگى ترجیح مى‏دادند، مردانه پایدارى کردند و لشکر فارس شکست خورد.
صاحب‏الظهور
در فاصله قرن هاى سوم و چهارم هجرى، رهبران قیامهاى قرمطى یعنى حمدان قرمط و عبدان گویا، از طرف رئیس پنهانى فرقه که‌صاحب‏الظهورنامیده مى‏شده و محل اقامتش مجهول بوده، عمل مى‏کردند. پس از تأسیس دولت قرمطیان در بحرین (286 ق.) که مرکز آن شهر لحسا بوده، ابوسعید حسن الخبابى که گویا از طرف صاحب‏الظهور یا رئیس مخفى فرقه به آنجا گسیل شده بود، در رأس آن قرار گرفت. وى عملاً در حکومت خویش کمال استقلال را داشت.
سنوسى
محمدمهدى سنوسى که در نیمه دوم قرن نوزدهم