دسته تقسیم شوند: عوامل ابتدایی ایجاد شده در فرد، نظیر توانایی فضائی، آسیب های بصری، سن، جنسیت و آشنایی با موقعیت عوامل موجود در محیط فیزیکی نظیر ترتیب خیابان های شهری. حتی ساکنان محیط مشترک به یک صورت در مورد آن فکر نمی کنند. تفاوت های فردی، کلید این تغییرپذیری و بی ثباتی در شناخت فضائی است. (گیفورد، 1378،18)
در ادراک محیط،ادراک کننده خود جزئی از محیط مورد مشاهده محسوب می شود. (مرتضوی،1367،90)
فرض اساسی تحقیق درباره ادراک محیطی، این است که افراد متفاوت، بر اساس پیشینه و تجربه شان تعبیر متفاوتی از محیط هایشان دارند. بنابراین فرض اساسی، ” هیچ محیطی قائم به ذات نیست، که محیط ساختی ذهنی است”.) موور، 22،1983).تحقیقات علمی و همچنین مشاهدات روزانه نشان میدهند،افراد و گروههای مختلف دارای شیوه های ادراک وشناخت متفاوت هستند.به بیان دیگر فرایند ادراک و شناخت به گونه های مختلف سازمان می یابد.تنوع قابل ملاحظه شیوه های ادراک و شناخت را برخی معلول چند گانگی طبیعت انسان و برخی دیگر،معلول تجارب متفاوت افراد و گروهی دیگر از متفکرین،معلول هر دو می دانند.در جریان ادراک و شناخت ،اطلاعاتی بوسیله اعضاء حسی گرفته میشود. به عنوان مثال بوسیله دیدن،تصویری از اشیاء ومحرک های محیط در شبکیه نقش می بندد. (مرتضوی،1367،88).پژوهشگران به 5 عامل از تفاوتهای فردی بیشتر از بقیه توجه کرده اند:
– مراحل زندگی
– توانایی فضائی
– آشنائی با محل
– جنسیت
– و خطاهای شناختی- فضائی(گیفورد،1378،18)
بدین ترتیب می توان تفاوت های فردی را در قومیت، سن، جنسیت، شیوه زندگی، طول مدت سکونت در یک منطقه و روش جابجایی درشهر یافت که همگی بر شیوه ی دریافت محیط اثر می گذارند. برای مثال، پژوهش ها نشان داده اندکه تصویر مردان از شهر، از اجزای بیشتری ساخته شده است، در حالی که تصویر ذهنی زنان از نزدیک ترین محدوده پیرامون شان، دارای جزئیات بیشتر است و قلمرو بزرگتری نسبت به مردان را، به عنوان حدود خانه شان تعریف می کنند. (موور، 1983).شناخت فضایی نیز تحت تاثیر بسیاری از عوامل دیگر قرار می گیرد که تاکنون چندان مورد توجه قرار نگرفته اند:عواملی نظیر شخصیت،هوش،خودتاثیری،فرهنگ،تعلیم وتربیت،احساس،فشار زمانی،خطر،علاقه،سطح تستوسترون و حتی این عامل که یک شخص اعم از زن یا مرد وقتی که در مورد موقعیتهای مکانی فکر میکند به کدام جهت رو می کند. (گیفورد،1378،18)
ادراکات محیطی بسته به شیوه های جابجایی انسان تغییر می کند. پیاده روی بیشترین نزدیکی را به محیط دارد و بنابراین اجازه می دهد فرآیند تفسیر و به خاطر آوردن، منسجم تر باشد. دوچرخه سواری و اتومبیل سواری پرتحرک در مراحل بعدی قرار دارند. در آخرین مرحله، که در آن هیچ تماس فعالی با محیط برقرار نمی شود، تجربه سرنشینان منفعل یک اتومبیل یا وسیله حمل و نقل عمومی است. همان طور که مطالعات است. این گروه اخیر، کمتر از همه قادرند مسیرهایشان را به خاطر بیاورند و نقشه منسجمی از نظام راه های شهری که از آن استفاده می کنند، در ذهن ترسیم کنند. ( مدنی پور، 1379 ، 95-96).تفاوت مهم دیگر بر اساس تحصیلات و تربیت (تعلیم و تربیت) است. به نظر می رسد که ما همراه با دانش اصولی یک روش دیدن را که مشخصه شغل انتخابیمان است می آموزیم. مهندسان عمران، جاده ها و سدها را در جایی که فقط دره ها، رودها و دامنه ها به چشم می خورند، می بینند. ولی معماران نور، فرم و رنگ را مورد بررسی قرار می دهند، در حالی که دیوارها، طبقه ها و درها را می بینیم. تحصیلات تخصصی نیز یک تفاوت شخصی مهم در امر ادراک محیطی است. . ( گی فورد، 1378 ، 9).افراد و گروههای مختلف،متناسب با شغل،حرفه،انگیزه ها و خصوصیات شخصی خود،اطلاعات متفاوتی از محیط کسب میکنند.به عنوان مثال ،”ادراک و شناخت”یک مهندس یا معمار از یک ساختمان تفاوت بسیار با “دید”یک خانم خانه دار یا کودک از همان ساختمان می یابد.در ادراک یک معمار یا مهندس ساختمان ،اطلاعاتی درباره تناسب فضاها،مقاومت مصالح مورد استفاده و… وارد میشود. در حالیکه ممکن است بیشترین اطلاعات موثر در فرایند ادراک و شناخت یک خانم خانه دار از همان ساختمان،مربوط به جنبه های کاربردی فضاهای مختلف برای رفع نیازهای اولیه خانواده(بهداشت،تغذیه،…)میباشد.(مرتضوی،1367،90)
تجربه شخصی با ارزیابی موقعیت بر ادراک محیطی اثر می گذارد. حتی کوچکترین تفاوت در آشنایی و شناخت می تواند بر درک انسان تاثیر گذارد. به عنوان مثال ناظرانی که به مدت نیم ساعت در اتاقی بوده اند آن را نسبت به زمانی که وارد شدند، کوچک تر می بینند و ساختمان هایی را که قبلا به نوعی با آن آشنا بودند نزدیک تر از بقیه ساختمان ها تصور می کنند. (گی فورد، 1378، 9)

– عوامل فرهنگی
– عوامل فیزیکی
ادراک محیطی به صحنه ای که درک می شود نیز بستگی دارد. هر جا اختلاف صحنه ها بیشتر باشد، اثر محیط قوی تر است و هرجا صحنه ها شبیه تر هستند، عوامل شخصی تاثیر بیشتری دارند. ( همان، 10).ادراکات محیطی ممکن است متفاوت از هم باشند. بعضی از این اختلافات را می توان به تفاوت های شخصی (مانند اختلافات در فرهنگ، توانایی ادراکی و آموزش) نسبت داد و سایر آنها با تفاوت های فیزیکی بین جلوه های محیطی (مثلا بتون در برابر چوب، یا میزان پیچیدگی بصری) توجیه می شود. بعضی اطلاعات یا ادراکات، زائیده الحاق ناظر با ویژگی های نمودهای محیطی است.(گی فورد، 1378 ،9)
2-5-تعریف کیفیت
استاندارد بریتانیایی4778 که در سال 1987 منتشر شده کیفیت را به عنوان ” کلیت سیما و ترکیب و همچنین مشخصات خدمات و فرآورده هایی که قادر به ایجاد رضایت مندی و یا برطرف کردن نیازهای ضمنی است” بیان می کند. کمیسیون طراحی از wales چنین بیان می کند که کیفیت نباید تنها به عنوان سیمای ظاهری و نمای بیرونی ساختمان ها در نظر گرفته شود. کیفیت باید در بردارنده تناسب اهداف، فعالیت های محیطی، پایداری اقتصادی و اجتماعی، پاسخ گویی به نیازهای کاربران و اهداف و آرمان های اجتماعات ملی و محلی باشد. (Cowan,2005,317)
کیفیت مفهومی دو وجهی است، یعنی مفهومی است ” روشن و واضح”، ولی در عین حال ” چند پهلو”، مفهومی است “قابل فهم” ولی در عین حال” فرار “، که براحتی تن به تعریف شدن نمی دهد. ( گلکار، 1380).معنای لغوی واژه ” کیفیت” در فرهنگ زبان فارسی” عمید”، ” چگونگی، چونی، صفت و حالت چیزی” مطرح شده است. ( عمید، 1363، 1027).واژه “کیفیت” در زبان انگلیسی به معنای ” چیزی است که یک شخص، یک شئی، و یا یک فکر داشته و موجب خاص و جالب شدن آنها می گردد.4.فرهنگ انگلیسی آکسفورد نیز چهار معنا برای واژه کیفیت به صورت زیرارائه داده است:
– درجه خوبی و ارزش چیزها؛
– خوبی و کمال به مفهوم عام؛
– صفات و خصوصیات؛
– جنبه ویژه و علائم ممیزه.”5
در کل تعریفی از کیفیت که قبول عام بوده و قابل تعریف می باشد به شرح زیر است: ” مجموعه ای از خصوصیات یا صفات مشخص که باعث متمایز کردن یک شئی از اشیاء دیگر شده، ما را قادر می سازد که در مورد برتری، مشابهت یا فروتری چیزی در مقایسه با چیزی دیگر قضاوت و حکم نماییم، و از نظر زیبا شناختی در مورد زیبا و زشت بودن، خوب و بد بودن، و از نظر عملکردی در مورد بهتر یا بدتر بودن و کارآمد و ناکارآمد بودن آن قضاوت و حکم نماییم.”( Billings,1993:2)
کیفیت یک شئی از دو منبع یا دو شئی سرچشمه می گیرد. عرصه ذهنی فرد و عرصه عینی شئی. براساس این نظریه، کیفیت هایی که متعلق به ” عرصه ذهنی” هستند، کیفیت هایی به شمار می روند که درون ” ضمیر” فرد ساکن هستند. متقابلا، کیفیت های مرتبط با ” عرصه عینی” کیفیات متعلق به شئی هستند که به شکل ” موجودیتی خارجی” در معرض ذهن قرار گرفته و یا با حقایق جهان خارج سر و کار دارند. ” کیفیت های ضمیری” را می توان به عنوان” ارزش هایی که به دشواری قابل کمی شدن بوده و به سختی می توان آن ها را اندازه گیری نمود معرفی کرد. برخلاف کیفیت های ضمیری، ” کیفیت های حقیقی” اشیاء را می توان به عنوان کیفیاتی که ماهیتی قابل اندازه گیری دارند، و به ظرفیت های قابل سنجشی نظیر وزن، ارتفاع و سرعت ارتباط دارند، معرفی نمود. ( گلکار، 1380)
2-6-تعریف کیفیت محیط:
نقطه نظرات متفاوتب رد خصوص تعریف کیفیت محیط می توان ملاحظه نمود.به عنوان نمونه Lansing and Marans(1969)”: یک محیط با کیفیت ، حس رفاه و رضایت مندی بالا را به جمعیتی که در آن ساکن اند و به واسطه ویژگی هایی که ممکن است فیزیکی، اجتماعی یا نمادین داشته باشند ربط م