، “مذهب” – به طور عام و تشیع به طور خاص به مثابه یک موضوع ژئوپلیتیک در نظر گرفته شده است به عبارت دیگر توجه به عوامل فرهنگی و اعتقادی در امر ژئوپلیتیک، حیطه های دیگری از همنشینی جغرافیایی را مطرح می کند که از جمله می توان به ژئوپلیتیک مذهب اشاره کرد.
گلانسردر بحث های فرهنگی و ارتباط آن با ژئوپلیتیک به سه عامل زبان و مذهب و قومیت توجه می‌کند. وی در تحلیلی دقیق به نقش مذهب در وقایع سیاسی اشاره می کند: وی در کتاب جغرافیای سیاسی خود می نویسد “در گذشته مذهب می توانست عاملی در تفکیک مرزهای جغرافیایی باشد می توان به ظهور ایرلند به دلیل وجود دو مذهب کاتولیک و پروتستان، سوریه به سبب وجود مسلمانان و مسیحیان، هند به دلیل وجود دو مذهب اسلام و هند و فلسطین به واسطه وجود یهود و مسلمانان اشاره کرد. در هر کدام از این مناطق، زمانی که نقشه سیاسی دنیا و دوره تاریخی منطبق با آن تغییر می کرد گروه اقلیتی در واحدهای جدید شکل می گرفتند و بعضی از آنها مشکلاتی را در راه آمیزش با نظام ملی به وجود می آورند”. (صحفی، 1380: 55).
علاوه بر این، “در قرن بیست و یکم نیز کم و بیش نقش آفرینی عوامل مذهبی در تصمیم گیری های سیاسی و پدیده های ناشی از آن تداوم داشته است. در حال حاضر هم ثبات سیاسی برخی از کشورها تا حد زیادی در ارتباط با توزیع فضایی مذهب و نیز زبان است. در حقیقت مذهب، در کنار زبان، یکی از قوی‌ترین نیروهای موثر در کشورهای مستقل کنونی محسوب می شود. هم چنین عامل مذهب هنوز علت وجود و بقای بسیاری از کشورهاست، در لبنان به عنوان یک ملت عرب، مسیحیان و مسلمانان تا حدودی موفق به جداسازی سرزمین خود شده اند در کشورهایی که در آنجا انتخابات به صورت برگزار می شود، الگوهای انتخاباتی به طور مکرر گزارش هایی از تمایل به چنین اختلافات داخلی را به ثبت رسانیده است. حتی در میان ملت هایی که تفاوت های مذهبی یا زبانی، احساسات جدایی طلبانه را دامن نزده است، نقشه انتخابات آنها از الگوی زبانی و مذهبی شان تبعیت می کند. (احمدی، 1390: 34 و 33).
همچنین تشیع یک عامل ژئوپلیتیکی به شمار می رود “زیرا قسمت عمده ای از پیروان این مذهب در مناطقی استقرار دارند که بر روابط قدرت در سطح ملی، منطقه ای و بین المللی بسیار تاثیر گذار می باشند”. (تلاشان، 110: 1389). از سوی دیگر، “تا پیش از انقلاب اسلامی ایران، دین اسلام را تنها یک ایدئولوژی مذهبی می شمردند، اما انقلاب ایران جنبه های بالقوه سیاسی آن را به فعل درآورد و تفکر شیعی با اسنجام ساختاری خود در ایران، نشان داد که توانایی به ظهور رشاندن یکی از بزرگترین انقلاب های تاریخ را دارد. این توانایی باعث شد که بسیاری از نهضت های آزادی بخش به ویژه در منطقه آسیا و آفریقا، توجه خود را به ایران و ایدئولوژی اسلام معطوف کنند. این توجه در کشورهایی که از اکثریت مسلمان برخوردار بودند، شدتی بیشتر یافت و به گرایش قوی تبدیل شد”. (صحفی، 1380: 71).
گلانسر خاطرنشان می کند که مذهب مانند عنصر تعیین کننده ی زندگی انسانها نیست و نیرویی نیست که بتواند تاریخ را شکل بدهد. “اما دیدگاههای وی در خصوص ناتوانی پدیده های مذهبی در شکل دهی مرزها و ژئوپلیتیک امروز نظری باطل است. نادرستی این نظر بیش از هر چیز با وقع انقلاب اسلامی و نقش محوری اسلام در موقعیت های ژئوپلیتیکی بخش وسیعی از جهان اثبات می شود” (صحفی، 1380: 75).
ژئوپلیتیک شیعه
تعاریف مختلفی از ژئوپلیتیک و عوامل ژئوپلیتیکی و مولفه های آن ارائه شده است. در مجموع، علم ژئوپلیتیک با گذر از مراحل مختلف و با ظهور دیدگاه جدید ژئوپلیتیک انتقادی احیاء شده و به جای تمرکز بر شناخت تاثیر عوامل جغرافیائی، به شکل دهی سیاست خارجی نیز اهمیت لازم داده است. (احمدی، 1390: 19). براین اساس، ژئوپلیتیک رویکرد با دیدگاهی برای سیاست خارجی است که هدف آن تبیین و پیش گوئی رفتار سیاسی و توانائی های نظامی بر حسب محیط طبیعی است. بنابراین رویکرد ژئوپلیتیک با تفوات مراتب بیانگر تاثیر قطعی و جبری جغرافیا در وقایع سیاسی و تاریخی می باشد. (روی التون، 1375: 131-132).