الات تحقیق
1.آیا ضرورت آموزش فلسفه به دانشجویان غیرعلوم انسانی دانشگاه ها وجود دارد؟
2.آیا امکان آموزش فلسفه به دانشجویان غیرعلوم انسانی داتشگاه ها وجود دارد؟

1-5 تعریف مفاهیم و اصطلاحات مورد استفاده در تحقیق
فلسفه :
واژه فلسفه که از ریشه ی یونانی ((فیلوسوفیا)) یعنی ((دوستداری دانایی)) است، خاستگاه آن پرسش، شوق؛ و مقصد آن، شناسایی یعنی رو کردن به ذات و حقیقت چیزها و کارهاست. راه این کار بیش از هر چیز، ژرف اندیشی و سنجش خردمندانه است و این از آنروست که در اینجا سخن بر سر پرسش هایی است که چه بسا از حد هر گونه آزمون فراتر می روند.(نقیب زاده، 1387: 9)؛ یا فلسفه عبارت است از تلاش هر انسانی برای فهم بنیادی و فراگیر جهان، به وسیله قوای ادراکی خود و بر اساس واقعیت عینی.(یثربی،1387: 34)
برخی نیز معتقدند که فلسفه به آزمون فرایند خود تحقیق می پردازد و برخی دیگر این نظر را دارند که فلسفه مسئول اثبات قضایای اصلی فلسفی است. اما فلسفه اساسا نه یک مجموعه ادعا و قضایا و نظریه ها بلکه یک رو و کوشش است. بررسی های فلسفی بر استدلال نهاده می شود و می کوشد هیچ فرضی را بدون آزمون نپذیرد و باور و پیشداوری را مبنای این بررسی ها قرار ندهد. این بررسی ها در پی آن است که ((اصول زیرین تمام دریافتها و باورها و مفاهیم ضمنی و شهود ما را نیز کشف و تبیین کند)). (اس. پی. استیچ ، 2006: 559).
در پژوهش حاضر، فلسفه به معنی پرداختن به جنبه هایی از فلسفه که قابلیت آموزش و برنامه ریزی شدن را دارد. از این حیث می توان به آموزش فلسفه به مثابه دانش فلسفی، تاریخ فلسفه، جنبه های عام فلسفه اشاره نمود.

علم:
علم1: علم در زبان فارسی به معنایی متفاوت و عام تر از معادل انگلیسی اش ساینس به کار میرود. در این مفهوم علم معادل هر نوعی از دانش2 است. واژه علم در این مفهوم کلی شامل هر نوع آگاهی نسبت به اشیاء، پدیده‌ها، روابط و غیره ‌است، اعم از اینکه مربوط به حوزه مادی و طبیعی باشد و یا مربوط به علوم معنا و ماوراء الطبیعه. در این تعریف قواعد روش علمی برای دستیابی به آن دانش الزامی نیست و علم شامل مجموعه‌ ای از آگاهی‌ ها، دانش ‌ها و معلوماتی است که انسان توانسته از طریق روش‌ های گوناگون تا به امروز به آنها آگاهی پیدا کند. اصطلاحاتی چون علم اخلاق، علم حدیث و علم ریاضیات نشان دهنده کاربرد این معنا از علم هستند.
علم سیستمی از فرضیه ها(زیرنهادها) و نتیجه هایی که یا بر بنیاد سنجش منطقی استوارند و یا بر بنیاد آزمون(نقیب زاده، 1389: 10)
از نظر سروش علم به دو دسته تقسیم می شود که به تعریف زیر است:
1)معنای اصلی و نخستین علم، دانستن در برابر ندانستن است. به همه دانستنی ها صرف نظر از نوع آن ها علم گویند و عالم کسی را می گویند که جاهل نیست.
2)کلمه ی علم در معنای دوم منحصرا به دانستنی هایی الاق می شود که تجربه مستقیم حسی در داوری یا گردآوری شان دخیل باشد. علم در این جا در برابر جهل قرار نمی گیرد بلکه در برابر همه دانستنی هایی قرار می گیرد که آزمون پذیر نیستند.(سروش ،1388: 1 – 2)
فرهنگ کامپتون علم را چنین تعریف میکند: “علم عبارت است از مجموعهای از شناختهای سازمانیافته دربارهی دنیای مادی و اجزای تشکیل دهنده و پدیدههای موجود در آن، که با شیوهی خاصی که در جهت رسیدن بدان شناخت است بهکار گرفته میشود و از سایر روشهای رسیدن به شناخت متمایز میشود”(فرخجسته، 1384: 664- 663).
علم در این تعریف به دو دسته کلی تقسیم می گردد. یکی علوم انسانی و دیگر علوم غیر انسانی(تجربی) می باشد.

علوم انسانی:
علوم انسانی یک اصطلاح رایج دانشگاهی است و عبارت است از یک سلسله از علومی که با اندیشه ی انسان سروکار دارد؛ به این معنی که متعلق علم، با اندیشه سروکار دارد نه خود علم به معنای شناختن(جمعی از نویسندگان، 1361).
علوم غیر انسانی(تجربی):
معادل علوم تجربی، واژه انگلیسی ساینس3 است که از ریشه لاتینی “ساینتیا” به معنای دانستن گرفته شده ‌است و متناظر با آن بخشی از دانش بشری است که از طریق روشهای تجربی حاصل شده‌است و قواعد علوم تجربی بر آن حاکم است.(سروش، 1388)
فلسفیدن:
نقیب زاده در کتاب نگاهی به فلسفه آموزش و پرورش فلسفیدن را نوعی حالت و کوشش انسانی در جهت رسیدن به مقصد شناسایی می داند، که به تعبیری آن را بنیاد فلسفه می شمارد.(نقیب زاده، 1389: 10)
نگرش فلسفی:
نگرش فلسفی، عبارت است از تلاشی راسخ و استوار در جهت بالابردن فهم و درک نسبت به حیطه کاربرد هر عقیده ای که وارد ذهن و اندیشه ما می شود(وایتهد، 1938: 234).
آموزش فلسفه:
شارپ معتقد است که فلسفه بدون آموزش نمی تواند به هیچ یک از اهداف خود برسد. زیرا با آموزش می توان در ویژگی های فکری و احساسی افراد تغییر ایجاد کرد و نسل آینده را برای تفکر و کنش های متفاوت در زندگی روزمره آماده کرد(شارپ، 2003)
تفکر انتقادی:
تفکر انتقادی یعنی قـدرت تنظیـم کلیات (توانایی ایجاد یک چارچوب تحلیلی) پذیرفتن احتمالات نوین (پرهیز از پیش داوری ها ) و توقف داوری ( تردید سالم ، پرهیز از تعجیـل درقضاوت )( مایـرز،1374 : 38 )
آموزش عالی4:
سطحی ازآموزش که پس از طی دوره پیش دانشگاهی یا پایان تحصیلات چهار ساله متوسطه ارائه می شود. دانش آموختگان سطوح آموزش عالی به اخذ یکی از مدارک کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد، دکتری حرفه ای یا دکتری تخصصی نائل می شود(شاخص های ارزیابی آموزش عالی در جمهوری اسلامی ایران، 1384: 50). نظامهای آموزش عالی به دو شکل انجام میشود:1- آموزش عالی کوتاه مدت؛ به آموزشی اطلاق میشود که در حد فوق دیپلم بوده و طول مدت این نوع آموزش دو سال میباشد و تعداد واحدهای درسی آن 72 تا 78 واحد است. 2- آموزش عالی بلند مدت؛ به آموزشی اطلاق میشود که در حد کارشناسی، کارشناسی ارشد، دکتری و فوق دکتری میباشد. طول مدت این نوع آموزش حداقل چهار سال بوده و تعداد واحدهای درسی برای دوره کارشناسی 142 تا 146 واحد است(حسینی نسب و اقدم، 1375 ؛ فرمهینی فراهانی، 1378).
دانشگاه:
دانشگاه به مؤسسهی آموزش عالی گفته میشود که حداقل از سه دانشکده یا دو دانشکده و دو آموزشکده تشکیل شده باشد. وجه تمایز دانشگاه از سایر مراکز آموزش عالی، فعالیت در دوره های کارشناسی ارشد و دکتری است. دانشگاه ها با توجه به نوع و زمینههای فعالیت خود به سه گروه تقسیم میشوند: دانشگاه جامع، دانشگاه تخصصی، دانشگاه علمی- کاربردی (مرکز آمار ایران، 1379 : 197). دانشگاه به مؤسسهی مستقل و خودگردانندهی آموزش عالی گفته میشود که به تدریس پیشرفته و تسهیلات پژوهشی میپردازد و مسئولیت اعطای گواهینامهی عالی را به عهده دارد(فرمهینی¬فراهانی، 1378: 619).
دانشجویان غیر علوم انسانی:
دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشکده های مهندسی و علوم پایه و علوم پزشکی دانشگاه های دولتی تهران.
ضرورت:
احساس نیاز به تحقق یک پدیده (در این جا آموزش فلسفه). پذیرش و احساس نیاز به آموزش فلسفه در میان اساتید و دانشجویان غیر علوم انسانی دانشگاه های دولتی تهران به وسیله ی پرسش نامه. ضرورت زیر شاخه شرایط می باشد که هرگاه به سمت تحقیق برود ضرورت نامیده می شود و در صورت عدم تحقیق محدودیت می باشد. پس ضرورت شرایط زیر بنایی ایجاد بوده که عموما پیشنهاد می گردد. از جهتی جز از طریق به کارگیری هدفمند چهار روش هم زمان و درهم خواندن،گفتگو کردن، اندیشیدن و نوشتننمی توان به امکان آموزش فلسفه فک کرد.(مصباحیان، 1388)
امکان:
وجود شرایط مورد نیاز برای تحقق پدیده (در این جا آموزش فلسفه). شامل علاقه مندی به ایجاد درس فلسفه در اساتید و دانشجویان غیرعلوم انسانی دانشگاه های دولتی تهران که با مصاحبه عمیق سنجیده می شود، وجود استاد با توانایی تدریس مباحث مورد نظر، آمادگی گروه های درسی برای ایجاد درس؛ پذیرش تدریس فلسفه به دانشجویان غیرعلوم انسانی از طرف افراد تصمیم گیرنده درباره ی فعالیت های آموزشی دانشگاه؛ شرح درس و منابع آموزشی مناسب.
فصل2 مبانی نظری و پیشینه پژوهش
2-1 تعریف و تبیین مفهوم فلسفه
2-1-1 بررسی سیر تاریخی فلسفه
از سند ها و مدرک هایی که در دسترس است بر می آید که نخستین مردمی که به فلسفیدن پرداختند مردم هند بودند و قدیم ترین اثر فلسفی انسان، در ودا5 یعنی سرودهای مذهبی فلسفی هندی ها آمده است. پس از هندی ها مردم چین و پس از آن یونانی ها به فلسفیدن پرداخته اند، که البته ایرانیان بیشتر به علم و اخلاق توجه داشته اند و به همین خاطر اثری فلسفی از آن به جای نمانده است(هومن، 1382: 33-35). نوعی شور، شو