اله ها و خدمات اضطراری دسترسی همیشگی داشته باشد.
– موقعیت مناسب10: موقعیت مسکن مناسب، چه شهری و چه روستایی، باید امکان دسترسی به بهره گیری از فرصت ها، مراقبت بهداشتی، مکاتب، پرستاری از کودک، و سایر تسهیلات اجتماعی را فراهم سازد.
– تناسب فرهنگی11: شیوه ای که مسکن طبق آن ساخته می شود، مواد به کار رفته، و سیاست های حمایت از اینها باید تبلور فرهنگی و تنوع مسکن را فراهم نماید. توسعه و مدرنیزه سازی مسکن، در عین حالی که تسهیلات مدرن تکنولوژی را فراهم می سازد، باید علایق فرهنگی را نیز حفظ نماید.( مرکز مطالعات حقوق بشر،1382)
3-1-2- مدیریت مسکن
مدیریت مسکن هنر، علم و تخصص هماهنگی نقش آفرینان، حفظ منافع خانواده ها و جامعه و مدیریت فرآیند مسکن؛ با استفاده از سیاست های ، استراتژی ها، سیستم ها و منابع مناسب با آگاهی از تمام شرایط زمینه ای (طبیعی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و تکنولوژیک)؛ به منظور کمک به خانواده ها و توسعه جامعه و بهینه سازی عملکرد بخش مسکن؛ نسبت به محیط زندگی انسان است. ایده آل های توسعه همانگونه که در تعریف ذکر شد، تنها زمانی می تواند حاصل شود که همه نقش آفرینان از جمله مقامات دولتی، سرمایه داران، توسعه دهندگان خصوصی، تولید کنندگان، مالکان، سازمان های حمایتی و سایر تخصص ها نقش های خود را با موفقیت به انجام برسانند. مدیریت مسکن در سطح سیاست گذاری و استراتژی، برنامه و پروژه در سازمان های دولتی، بخش عمومی و خصوصی صورت می گیرد (وایک، 2005).
4-1-2- شهرداری
شهرداری موسسه مستقل و عمومی است که به منظور اداره امور محلی از قبیل عمران، آبادی، بهداشت شهر و تأمین رفاه و آسایش اهالی شهر و بعنوان زیستگاهی مطلوب برای شهروندان تأسیس شده است و مردم در اداره این امور مستقیما شرکت و دخالت دارند. شهرداری دارای شخصیت حقوقی، استقلال مالی و اداری است و از خود دارای اموال، بودجه، درآمد، حقوق، تکالیف مخصوص و متمایز از دولت است. مشخصه های شهرداری را می توان شامل شهری بودن، غیر دولتی بودن، استقلال، انتخابی بودن، رسمیت داشتن و موظف به اداره ی امور محل و ارائه خدمات عمومی مورد نیاز ساکنان شهر دانست.(شیعه، 1387، 547)
5-1-2- ظرفیت
در زبان فارسی معادل هایی مانند گنجایش و وسعت برای این کلمه بکار رفته است. این واژه در ادبیات انگلیسی به معنای “دستیابی کارا به اهداف” ، “وسیله ای برای حل مشکلات” شناخته شده است. ظرفیت دارای خصوصیات عمومی مانند وابستگی به متغیرهای محیطی و دینامیک است. به عبارتی مانند هدفی در نظر گرفته می شود که به دلیل متحرک بودن عناصر، انگیزه ها و روابط اجتماعی به طور مداوم در حال افزایش یا کاهش است. به طور مستقیم یا غیر مستقیم از محیط اقتصاد، سیاست، قانون و فرهنگ اثر می پذیرد. بر این اساس ارزیابی و سنجش ظرفیت در محیط ها و موقعیت های مختلف همواره در حال تغییر و تحول بوده و روش ها و ابزارهای مختلفی را می طلبد( شفیعا، 1389، 61)
تعریف ظرفیت بر اساس تعریف ” برنامه توسعه سازمان ملل متحد- گروه توسعه ظرفیت در سال 2008″: ظرفیت توانایی افراد، نهاد ها و جوامع برای انجام اقدامات، حل مسائل و پایه گذاری و دستیابی به اهداف بر اساس چارچوبی پایدار است (capacity development group, 2008:4).
6-1-2- ظرفیت سازمانی
ظرفیت سازمانی عبارت است از ظرفیت بالقوه هر شرکت در به کارگیری موفقیت آمیز مهارت ها و متابع سازمانی برای دستیابی به هدف های سازمان و برآورده کردن انتظارهای سهامداران. ظرفیت های سازمان دارای دو بعد اصلی به شرح ظرفیت منابع و ظرفیت مدیریت است. این ابعاد برای تمام سازمان ها وجود داشته و از آن استفاده می کنند. منابع شامل مواردی است که به گونه سنتی به آن بخش سخت ظرفیت سازمانی می گویند که شامل کارکنان، زیرساختارها، تسهیلات، تجهیزات و وجوه نقد می شود. مدیریت به شرایطی گفته می شود که تحت آن هدف های سازمان وضع شده و در آینده به این هدف ها جامه عمل پوشانده می شود. فعالیت های مدیریتی شامل برنامه ریزی، هدف گذاری، تعیین مسئولیت ها، رهبری، تخصیص منابع، انگیزش و نظارت بر کارکنان و حفظ رابطه با سهامداران است. سازمان های مختلف دارای ظرفیت های مختلفی هستند که بستگی به ماموریت، محیط بیرونی و نقاط ضعف و قوت سازمان دارد (باغبان، 1388).
7-1-2- ظرفیت نهادی
ظرفیت نهادی اغلب به عنوان مفهومی فازی دیده می شود. امروزه این مفهوم اغلب به صورت گسترده به توانمند سازی، سرمایه اجتماعی و توانمند کردن محیط زیست و همچنین فرهنگ، ارزش ها و روابط فرهنگی که بر زندگی تاثیر می گذارند، اشاره دارد (Segnestam et al, 2002). ظرفیت سازی نهادی اصطلاحی است که برای به تحریک وا داشتن تغییر نهادی مورد حمایت قرار گرفته است و نویسندگانی همچون کاپلان و گریندل استدلال می نمایند که این مفهوم به صورت بنیادی نیازهای توسعه را بازگو می نماید. براون اظهار می دارد که ظرفیت سازی نهادی در سه حوزه منابع انسانی، توسعه و تقویت ساختارهای درون سازمانی و روابط بین سازمانی و اصلاح و بهبود بسترهای قانونی و مقرراتی و ابزارهای سیاستی برای توانمند ساختن سازمانها و نهادها صورت گرفته است (Brown, 2008: 223-223).
به نظر هلی، ظرفیت نهادی می تواند بر اساس سه عنصر یعنی منابع دانش، منابع ارتباطی و توانایی برای بسیج کردن درک شود. منابع دانش شامل دانش محلی (تجربه عملی مردم و دانش بومی آن ها) و همچنین دانش ارائه شده به وسیله سایر ذی نفعان همچون گروه های حرفه ای، اقراد به اصطلاح متخصص و سازمان ها است. به نظر هلی این سه عنصر با هم روابط متقابلی دارند و در واقع به عنوان عناصر تقویت کننده همدیگر عمل می کنند (کاظمیان و همکاران، 1391).
8-1-2- ظرفیت اجتماعی
برای تعریف مناسب جهت سنجش ظرفیت اجتماعی به استناد متون مرتبط و نظرات خبرگان در مورد مفهوم ظرفیت اجتماعی، دو مولفه سرمایه اجتماعی و مشارکت پذیری به عنوان مولفه های اصلی مفهوم ظرفیت اجتماعی مطرح می شوند (شفیعا، 1391).
سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از پرکاربرد ترین عناصر در بعد اجتماعی ظرفیت شناخته می شود (Fleming et al, 2001: 7). اعتماد در این مفهوم عامل محرک و هدف نهایی است (عبدالرحمانی، 1384) که هم به عنوان محصول و هم به عنوان وسیله شناخته می شود. این سرمایه متشکل از قابلیت شبکه های اجتماعی و میزان اعتماد سیال در این اتصالات است که به عنوان استعدادی پنهان، قابلیت تبدیل به گونه های دیگر سرمایه را داراست. سرمایه اجتماعی در پاره ای از موارد به سرمایه فردی دلالت دارد که در شبکه های اجتماعی گسترش می یابد و باعث ایجاد منابع قابل دسترس فردی می شود. اما در پاره ای موارد، به کیفیت روابط یا هنجارهای رایج گروهی تاکید دارد، که به عنوان دارایی جمعی قابل توجه است (توسلی و موسوی، 1384: 5).
مولفه دیگر ظرفیت اجتماعی، مشارکت پذیری است. مشارکت فعالیت ذهنی، عاطفی و رفتاری اشخاص در شرایط گروهی است که آنان را بر می انگیزد برای دستیابی به هدف های مشترک، یکدیگر را کمک کنند و در مسئولیت امور شریک شوند. مشارکت را ترکیبی از فعالیت، کمک کردن و مسئولیت می دانند. فرهنگ سیاسی، میزان اعتماد مسئولان به مردم و مردم به مسئولان و فراهم بودن مقتضیات ایجاد مشارکت، پیش زمینه هایی است که باعث می گردد مشارکتی مناسب ایجاد گردد (شیخ، 1381: 31). مشارکت مردمی یکی از بهترین شیوه های سازماندهی فعالیت های مردمی در جهت حل مسائل شهری است که به دلیل نزدیکی مردم به نیاز های حقیقی محلی عموما با تصمیمات منطقی همراه بوده و زمینه ساز حمایت های آتی آنها از پیامد های توسعه خواهد بود ( شفیعا، 1391).