جتماعی که اقدام علیه اموال مردم تلقی می‌شود نظری می‌اندازیم. امیدوارم این حرکت توسط پژوهش‌گران مخصوصا دانشجویان رشته‌های علوم اجتماعی تداوم یابد.
سرقت و دزدی در شکل‌های مختلف همواره باعث آزارهای روانی و زیان‌های مادی شهروندان جامعه بوده است. از دله‌دزدی تا دزدی لوازم اتومبیل و خود آن، سرقت‌های مسلحانه و خشن همه در قالب سرقت قرار می‌گیرند که خطرات و ناهنجاری‌های اجتماعی آن ها در همه زمان‌ها انسان را تهدید می‌کرده است.
در اینجا لازم می‌دانم به طور بسیار خلاصه به عوامل زیربنایی سرقت اشاره کنم:
الف: فقر عاطفی: کودکان و نوجوانانی که در خانواده متلاشی رشد کرده یا در اثر طلاق و مرگ یکی از والدین دچار تبعیض اجتماعی و سرخوردگی عاطفی شده و به دنبال آن مبتلا به حالت‌های روانی چون انزواطلبی، افسردگی و گوشه‌گیری از جامعه می‌شوند، بستر رفتاری مناسب برای سرقت دارند.
ب: ناکامی: هنگامی که در راه رسیدن به اهداف مادی یا معنوی یک فرد موانعی ایجاد شود و شخص به هدف های خود نرسد، دچار ناکامی شده و همین حالات روانی ممکن است راه ارتکاب سرقت را برای وی هموار کند.
ج: حسادت: پاره‌ای از اوقات، فرد با توجه به عدم امکان و دستیابی به موقعیت مادی و اجتماعی و یا منزلت اقتصادی دیگران دچار رشک و حسد شده و چون نمی‌تواند مشابه صاحبان اموال و دارایی‌های قابل توجه مالک آن ها شود دست به دزدی می‌زند.
د: راحت‌طلبی و تنبلی اجتماعی: یکی از اصلیترین علل روانی ارتکاب سرقت این فرآیند روحی است. فرد علاقه‌ای به تلاش و کوشش نداشته و دلش می‌خواهد با یک قدم از ابتدای خانه خود تا انتهای هدف رسیده و بدون تلاش و زحمت صاحب رفاهیات اجتماعی شود. این گونه راحت طلبی‌ها باعث راه اندازی و تشکیل باندهای کلاهبرداری، جعل، تقلب و امروزه شرکت های هرمی که بدترین نوع از سرقت از مردم است، می شود.
و: تجربه‌های دوران کودکی: حوادث و اتفاقات تلخ دوران کودکی ممکن است از فرد شخصیتی ضداجتماعی بسازد. در بسیاری از موارد سارقین دارای رفتار ضد اجتماعی هستند یعنی گرایش درونی آن ها به قانون شکنی باعث اصلی اقدام به دزدی می گردد. آزار و اذیت دیگران، سرقت اموال آن ها حتی با زور و مجروح کردن باعث لذت این گونه اشخاص می شود چرا که وقتی دست به چنین کارهایی می زنند تصور می کنند انتقام خود را از دنیای بی رحم و جامعه زورگو گرفته و همه این ها حق و حقوق از دست رفته او هستند.
ه: خودنمایی: برخی از نوجوانان و جوانان برای نمایش قدرت، جرات حادثه‌جویی و کله‌شقی خود به همسالان که برای آن ها بسیار ارزشمند هستند دست به دزدی و غارت اموال دیگران می‌زنند و به این وسیله با ایفای چنین نقشی نیاز به تعلق خاطر گروهی خود را برآورده می‌کنند. قرار گرفتن در گروه همسالان بزهکار مخصوصا برای نوجوانان و جوانانی که دوستان آن ها دست به جیب بوده و در مواقع مختلف خوب پول خرج میکنند باعث می شود آن ها که پول توجیبی محدود دارند به انحراف کشیده شوند.