وندد و وجود خلأ قانونی و کاستی های موجود در دستگاه قضایی و سایر نهادهای مرتبط با آن و لزوم حمایت از این قشر آسیب پذیر جامعه ضرورت تحقیق در این موضوع را مشخص می نماید.
ب)سوالات تحقیق

1. چه حمایت های کیفری نسبت به زنان بزه دیده در قوانین کیفری داخلی صورت گرفته است و آیا این حمایت ها کافی است؟
2. آیا جرم انگاری این پدیده می تواند به عنوان یکی از بهترین راههای پیشگیری کیفری باشد؟
3. جنبه های نا کارآمدی سیاست جنایی ایران در قبال خشونت علیه زنان کدام است؟
4. آیا قوانین و مقررات تبعیض آمیز ماهوی و شکلی می تواند عامل و مروج خشونت علیه زنان باشد؟
پ) فرضیه های تحقیق
برای پاسخ به پرسشهای تحقیق فرضیه هایی در نظر گرفته شده است که در طول این تحقیق درصدد سنجش درستی یا نادرستی آن خواهیم بود، این فرضیه ها عبارتند از:
1. زنان به دلیل عوامل خاص زیست شناختی و اجتماعی، پیش زمینه و استعداد قبلی برای بزه دیده واقع شدن دارند و براساس یافته های جرم شناختی بزه کاران با لقوه قربانیان خود را غالبا ٌاز میان افرادی انتخاب می کنند که ارتکاب جرم بر روی آنها دارای خطر و هزینه بالایی نباشد و نیز زنان به عنوان افراد بالقوه آسیب پذیرتر از مردان آماجهای مطلوبی برای آنها محسوب می شوند بنابراین با توجه به دستاوردهای بزه دیده شناسی حمایت از بزه دیدگان زن ضروری است.
2. سیاست جنایی ایران به لحاظ عدم توجه به ارکان یک سیاست جنایی سنجیده مثل تدابیر پیشگیرانه ی خاص جهت جلوگیری از خشونت علیه زنان و تدابیر حمایتی کیفری و غیر کیفری و تکیه بیش از حد به کیفر آن هم کیفر تبعیض آمیز موجب شده تا ناکار آمدی آن در قبال خشونت علیه زنان روشن و آشکار گردد.
3. با وصف تاکید قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، هنوز قوانین عادی از تمام ابزارهای کافی سیاست جنایی مثل ایجاد خانه های امن و جبران خسارت وارده به زنان و استفاده از قضات زن و پلیس زن جهت ایجاد برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان استفاده نکرده اند.
4. قوانین کیفری موجود به نحو شایسته از زنان بزه دیده حمایت نمی کند به بیان دیگر در حوزه حمایت کیفری زنان بزه دیده به حمایت های ویژه و افتراقی بیشتری نیازمندند.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

ج)اهداف و کاربردها
1. بررسی ابعاد مختلف خشونت علیه زنان
2. تحلیل برخی مواد قانون مجازات اسلامی از جهت تبعیض آمیز بودن و ابهام داشتن که موثر در بزه دیدگی زنان است.
3. ارائه راهکارها و پیشنهادات اصلاحی در جهت رفع نارسایی قوانین و جلوگیری از بزه دیدگی زنان.
ح)روش تحقیق
شیوه تحقیق در این پژوهش توصیفی و تحلیلی می باشد بدین ترتیب که ابتدا مفاهیم مربوط به بزه دیده شناسی و تدابیر حمایتی پیرامون حمایت از زنان بیان می شود و سپس به تحلیل و تشریح محتوای قوانین کیفری داخلی خواهیم پرداخت . جهت گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای استفاده شده است ، منابع اصلی شامل : پایان نامه ها، کتب و مقالات می باشد و منابع فرعی شامل : روزنامه ها، مجلات موجود در کتابخانه ها و اینترنت بوده که مورد بررسی و استفاده قرار گرفته اند.
ی) معرفی پلان
مطالب این پژوهش در سه فصل مورد بررسی قرار گرفته است.
در بخش اول به وضعیت زنان از نظر عوامل و گستره خشونت علیه آنان پرداخته شده ، و در بخش دوم به بررسی اقدامات قانون گذار داخلی از لحاظ ماهوی در رابطه با حمایت کیفری از زنان قربانی خشونت اختصاص داده شده است .و در بخش سوم به حمایت های کیفری شکلی قانون گذار از زنان قربانی خشونت پرداخته شده است.
و در پایان به نتایج ، پیشنهادات و رویکرد قانون گذاران در رویارویی با بزه دیدگی زنان اشاره نمودیم.
بخش نخست : مفهوم، عوامل وگستره خشونت علیه زنان
فصل نخست : مفهوم و عوامل خشونت علیه زنان
در این فصل ابتدا به بحث واژه شناسی پرداخته شده است. و در مبحث دوم علل و آثار و پیامدهای خشونت تبیین می گردد. در هر تحقیقی آشنایی با مفاهیم اولیه اساسی ترین مسائل تحقیق می باشد. در این فصل در مبحث نخست تعریف خشونت بر ضد زنان و مفاهیم مرتبط، در گفتار نخست خشونت را در لغت و اصطلاح و در حقوق کیفری مورد بررسی قرار می دهیم. و در گفتار دوم انواع خشونت مورد بررسی قرارمی گیرد و در مبحث دوم به بیان علل و آثار پیامدهای خشونت علیه زنان می پردازیم و سپس تبعیض خشونت مورد اشاره قرار می گیرد.
مبحث اول : مفهوم و انواع خشونت
در این مبحث دو واژه خشونت و انواع آن و علل خشونت از حیث مفهومی و لغوی مورد تحلیل و تعریف و بررسی قرار می گیرد.
گفتار اول : مفهوم خشونت
خشونت از نظر لغوی به معنای غضب ، درشتی ، تندی کردن و ضد نرمی و لطافت تعریف شده است ، در واقع خشونت معنای متقن و مشخصی ندارد. از نظر برخی خشونت هر نوع رفتار خشنی است که از روی قصد و به منظور آسیب به فرد دیگری انجام می شود. برخی نیز معتقدند خشونت از انواع رفتارهای بسیار تند و آسیب زا و واکنشهای منفی چون بی تفاوتی و کم توجهی را دربر دارد. اما برخی تعاریف از خشونت تنها بر جنبه فیزیکی آن تاکید کرده. ( هر فعل یا رفتار تهدید آمیزی را که با قصد ایراد صدمه فیزیکی یا ایجاد ترس از ایراد صدمه صورت گیرد و عملا منتهی به ایراد صدمه و آسیب شود یا احتمال ایراد صدمه و آسیب را در پی داشته باشد در زمره رفتارهای خشونت آمیز محسوب می کنند). در مقابل فمینیست ها به ارائه تفسیر موسعی از خشونت دست زده اند و معتقدند هر رفتاری که قربانی را بر خلاف میلش وادار به انجام کاری کند یا مانع از انجام کار مورد علاقه وی یا موجب ترس زن شود در زمره رفتارهای خشونت آمیز قرار می گیرد .1
سازمان جهانی بهداشت در تعریف خود از خشونت بیان می دارد 🙁 خشونت استفاده عمدی از نیرو و قدرت فیزیکی، ارعاب یا تهدید و برخورد با دیگری است که علیه یک گروه یا جامعه صورت گرفته و منجر به آسیب جسمی، مرگ، آسیب روانی، سوءرشد و تکامل یا محرومیت شود و یا احتمال وقوع این نتایج متصور باشد .
در فرهنگ روان شناسی کریسنی (1999) خشونت به دو معنا آمده است:
1. ابراز خصومت و خشم که از طریق وارد کردن ضربه فیزیکی به افراد یا اشیأ می باشد که پرخاشگری نامیده می شود که حد نهایی و شکل غیر قابل قبول خشونت است.
2. به رفتار مضر بدون دشمنی یا خشم نیز خشونت گفته می شود.
کسی خشن خوانده می شود که بطور شدید، خطرناک و بیرحمانه با کسی یا چیزی رفتار یا عمل نماید شدت عملی که انسان مرتکب می شود چه در جنگ، آدم کشی، تجاوز به عنف یا هر رفتار خشن دیگر بازتابی از حس پرخاشگری است، ولی زمانی بیمارگونه تلقی می شود که به علت فقدان یا عدم رشد بخشی از شخصیت که با ارزشها و موازین اجتماعی ارتباط دارد باشد و ارتباط شدت عمل با اختلالات شخصیت به ویژه شخصیت جامعه ستیزی انفجاری و بی کفایت بیشتر از روان پریشی است .2
بنابراین با توجه به تعاریف ارائه شده خشونت وارده بر زنان را بر اساس نوع صدمه وارده به قربانی چنین می توان تقسیم نمود.
گفتار دوم : انواع خشونت
در اکثر جوامع امروزی زنان در معرض خشونت مردان قرار دارند، زنان نه تنها قربانی خشونت مردان هستند بلکه ترس از رویارویی با این خشونت بر سراسر زندگی آنها به شدت سایه افکنده است. خشونت از هر نوعی که باشد نمادش سلطه جویی است که از ارزش و احساس و انسانیت قربانی می کاهد.3
طبق ماده 2 اعلامیه رفع خشونت علیه زنان خشونت علیه زنان شامل خشونت جسمی، جنسی و روانی میشود اما خشونت علیه زنان طیف وسیعی از رفتارهای خشونت آمیز را در بر میگیرد که شامل خشونت های خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی نیز می شود که در این مبحث به شرح آن پرداخته ایم:
بنداول : خشونت جسمی، جنسی، روانی
خشونت جسمی: عبارت است از توسل به هرگونه اقدامات مادی و فیزیکی که منجر به صدمات جسمانی اعم از شکستگی و پارگی و کبودی و حتی جراحات داخلی مثل ضربات مغزی، خونریزی های داخلی، سقط جنین و نهایتاٌ در بالاترین درجه منجر به مرگ و سلب حیات از طرف مقابل است.
خشونت جنسی: به هرگونه رفتار غیر اجتماعی اطلاق می شود که از ساده ترین نوع آن یعنی یک کنایه یا متلک جنسی و لمس عضو جنسی آغاز شده و تا فجیع ترین شکل آن یعنی تجاوز به عنف ادامه می