ود.

فصل دوم
فروغ و اندیشهاش

2- 1- زندگینامه فروغ :
آسمان همچو صفحه دل من
روشن از جلوه‌های مهتاب است
امشب از خواب خوش گریزانم
که خیال تو خوشتر از خواب است…
بیگمان زان جهان رؤیائی
زهره بر من فکنده دیده عشق
می‌نویسم بروی دفتر خویش
“جاودان باشی ای سپیده عشق”
اگر بخواهیم شاعران طراز اول شعر فارسی را از بدو پیدایش تاکنون، به اعتبار سبک‌های مختلف شعر فارسی برشماریم، بدون شک ناگزیر به اقرار این حقیقت خواهیم شد که چند تن از بزرگان شعر فارسی در قرن حاضر می‌زیسته‌اند و یکی از ایشان فروغ فرخ‌زاد است.
فروغ فرخ‌زاد در سیزدهم دی ماه سال 1313 از حاصل پیوند سرهنگ محمد فرخ‌زاد و توران وزیری تبار که زندگی مالی متوسطی داشتند، در تهران چشم به جهان گشود. او دو برادر به نام‌های امیر و فریدون و یک خواهر به نام پوران داشت.
دوران کودکی و نوجوانی‌اش در محیط خانه و خانواده‌ای متوسط سپری شد. پس از اتمام دوره ابتدایی به دبیرستان خسرو خاور رفت و سه سال اول دبیرستان را در آنجا درس خواند و پس از گذراندن کلاس سوم دبیرستان به هنرستان کمال الملک – که مخصوص بانوان بود – رفت و در آنجا نقاشی و خیاطی را فرا گرفت.
فروغ فرخ‌زاد در هفده سالگی با کاریکاتوریستی به نام پرویز شاپور ازدواج کرد که حاصل این ازدواج پسری به نام کامیار بود ؛ اما این پیوند بیش از دو سال دوام نداشت و از شاپور جدا شد. فروغ همیشه از این ازدواجش با تمسخر یاد می‌کرد.
فروغ از سیزده یا چهارده سالگی شعر را با غزل آغاز کرد ولی هیچ یک از این غزل‌های دوره نوجوانی‌اش را که در واقع تجربه‌های شاعری‌اش بود منتشر نکرد. در سال 1335 یعنی در بیست و دو سالگی اولین مجموعه شعر او با نام “اسیر” منتشر شد که حاوی 44 شعر بود. سال بعد دومین مجموعه شعر او به نام “دیوار” منتشر شد که شامل 32 شعر بود.
در سال 1336، سومین مجموعه شعرش با نام “عصیان” که شامل 17 شعر بود منتشر شد. فروغ که کار هنری‌اش را با نقاشی و شعر شروع کرده بود، به سینما روی آورد و در سال 1337 به مطالعه تکنیک‌های سینمایی پرداخت. در سال 1338 به انگلستان رفت تا درباره تهیه فیلم، بررسی و مطالعه کند. یک سال بعد، پس از بازگشت از انگلستان، در فیلم کوتاهی درباره مراسم خواستگاری در ایران به ایفای نقش پرداخت و آن را برای مؤسسه فیلم ملّی کانادا ساخت.
در سال 1340 در گلستان فیلم، قسمت دوم فیلم مستند “آب و گرما” را تهیه و در ساختن فیلم “موج و مرجان و خارا” با “ابراهیم گلستان” همکاری کرد و مجدّداً برای مطالعه در امور سینمایی به انگلستان سفر کرد. پس از بازگشت از این سفر، فیلمی‌یک دقیقه‌ای برای صفحه نیازمندیهای روزنامه کیهان ساخت که در نوع خود جالب بود.
بهار سال 1341 به تبریز سفر کرد تا درباره تهیه فیلمی‌درباره جذام و جذامی‌ها مطالعه کند و تابستان همین سال در ساختن فیلم “دریا” با گلستان همکاری کرد ولی فیلم ناتمام ماند. در همین سال، فروغ، درخشان ترین کار سینمایی‌اش را با ساختن فیلم جذامی‌ها با نام “خانه سیاه است” به پایان برد. او برای ساختن این فیلم با جذامیان جذامخانه تبریز همنشینی کرد و بر سر سفره آنها نشست و دست به زخم‌هایشان می‌کشید و در آخر هم فرزندی از آنها به نام حسین را به پسرخواندگی خود قبول کرد و او را با خود به تهران آورد. این فیلم عنوان بهترین فیلم مستند از فستیوال “اُبرهاوزن” را به خود اختصاص داد. در آن زمان آلمانیها تمام فیلم‌های خارجی را دوبله می‌کردند و بعد آن را به نمایش می‌گذاشتند، اما فیلم “خانه سیاه است” بدون دوبله و تنها با زیرنویس آلمانی نمایش داده شد ؛ زیرا صدای فروغ که همچون ترنّم جریان آب، به سرتاسر فیلم ده دقیقه‌ای “خانه سیاه است” آرامش وصف ناشدنی داده بود، یکی از ارکان اصلی فیلم دانسته شد.
فروغ در همین سال فیلم مستند دیگری برای مؤسسه کیهان ساخت که موضع آن درباره چگونگی تهیه روزنامه بود. در سال 1342 نوشتن سناریویی را برای تهیه فیلم تمام کرد که متأسفانه در زمان حیاتش روی آن فیلمی‌تهیه نشد. سپس به تئاتر روی آورد و در این سال در نمایشنامه “شش شخصیت در جستجوی یک نویسنده” اثر “لوئیجی پیراندللو” نویسنده ایتالیایی به کارگردانی “پری صابری” در تهران بازی کرد.
یک سال بعد، یعنی در زمستان 1343 مجموعه شعر “تولّدی دیگر” را چاپ و منتشر ساخت که شهرت و اعتبار فراوانی برای وی به ارمغان آورد و دوره جدیدی در کارنامه شعرش آغاز شد. در همین سال در ساختن فیلم “خشت و آینه” با ابراهیم گلستان همکاری داشت و “برگزیده اشعار”ش چاپ و منتشر شد.
در سال 1344 سازمان یونسکو فیلمی‌نیم ساعته از زندگی فروغ فرخ‌زاد تهیه کرد و یکی از کارگردانان ایتالیایی به نام “برناردو برتولوجی” به تهران آمد و فیلمی‌پانزده دقیقه‌ای از زندگی فروغ ساخت.
فروغ در سال 1345 یعنی آخرین سال زندگی‌اش سفری به ایتالیا کردو در دومین جشنوار? فیلم مؤلف در شهر “پزارو” شرکت کرد.
آخرین شعری که از وی در مطبوعات چاپ شد شعر “چرا توقف کنم” بود که در مجموع? شعر “ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد” آمده است و نیز شعر معروف “ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد” شاعر نیز چند ماه پیش از درگذشت شاعر در خرداد ماه 1345 در کتاب “ده اثر از ده شاعر معاصر” چاپ و منتشر شد. آخرین شعر فروغ فرخ‌زاد شعر کوتاه و بسیار زیبا و دلنشین “پرنده مردنی است” که آن را‌ اندکی پیش از حادث? مرگش سروده است.
سرانجام فروغ فرخ‌زاد در‌‌بعداز ظهر دوشنبه 24 بهمن سال 1345 در خیابان شهرضا – انقلاب کنونی – هنگامی‌که از سر کار فیلمبرداری برمی‌گشت، به خاطر نجات جان کودکان دبستان شهریار که در معرض خطر تصادف با ماشینی که از روبرو می‌آمد قرار داشتند، جان خود را از دست داد و با مرگش نیز آخرین پیام خود که همان دوستی، محبت و ایثار که در شعرهایش نیز بسیار مشهود است را به بشریت داد و دوستداران شعرش را در‌اندوهی ابدی نشاند.
هفت سال پس از مرگ او، سال 1352 پنجمین مجموع? شعر او به نام “ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد” منتشر شد. این کتاب نمایانگر دوران یأس و ناامیدی‌ای است که زندگی و‌اندیش? تمام هنرمندان، شاعران و نویسندگان آن دوران را فرا گرفته بود.
از کارهای منتشر نشد? فروغ می‌توان از ترجم? چند نمایشنامه و یک سناریو برای فیلم نام برد.
صد حیف که فروغ درست در هنگامی‌که اوج می‌گرفت و شعرش به کمال خود نزدیک بود، در نیمه راه زندگی، دنیای فانی ما را بدرود گفت. آرامگاه او در قبرستان ظهیرالدوله شمیران است.
مرگ من روزی فرا خواهد رسید :
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبارآلود و دور
یا خزانی خالی از فریاد وشور…
بعدها نام مرا باران و باد
نرم می‌شویند از رخسار سنگ
گور من گمنام می‌ماند به راه
فارغ از افسانه‌های نام و ننگ
“عصیان – بعدها”

فروغ در زندگی خانوادگی به شدت احساس خفقان می‌کرده و خود‌اشاره دارد که این خفقان او را به سرودن بعضی شعرها برانگیخته است.
فروغ، هر چند سه کتاب شعر – به قول خودش – مزخرف و آبکی از خود به جای گذاشت، اما همان چند شعر دفتر تولدی دیگر و قطعات بعد از آن، چون “ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد” از نمونه‌های بی نظیر شعر فارسی است که در طول تاریخ ادبیات هزار سال? ما همانندشان بس‌اندک به وجود آمده و خواهد آمد.(آزاد،304:1376)

سالشمار زندگی فروغ :
1313 فروغ در دی ماه این سال در تهران به دنیا آمد، او فرزند “سرهنگ محمد فرخ‌زاد” و
“توران وزیری تبار” بود.
1330 با “پرویز شاپور” ازدواج کرد.
1331انتشار “اسیر” نخستین مجموع? شاعرانه‌های وی.
1332″کامیار” تنها فرزندش به دنیا آمد.
1333 جدایی از همسر
1335 انتشار “دیوار” دومین مجموع? وی
1336انتشار “عصیان” سومین مجموع? وی
1337آشنایی با “ابراهیم گلستان” و آغاز همکاری وی با “گلستان فیلم”
1339 بازی ‌وهمکاری در ‌فیلم “خواستگاری” برای مؤسس? فیلم ملّی کانادا
1341 سال تهیه و نمایش “خانه سیاه است” درخشانترین فیلم فروغ
1342 بازی‌در‌نمایش “شش شخصیت‌در‌جستجوی‌نویسنده” اثر‌”لوئیجی پیراندللو”
در زمستان این سال جایزه بهترین فیلم مستند فستیوال “اوبرهاوزن” به “خانه سیاه است” تعلق گرفت.
انتشار “تولدی دیگر”.
1343 سفر به آلمان و ایتالیا و فرانسه
1344 “سازمان یونسکو”‌فیلمی‌نیم‌ساعته‌از زندگی‌او‌تهیه کرد.‌و‌”برناردو برتولوچی”
نیز فیلمی‌پانزده دقیقه‌ای از وی ساخت.
1345 بهار