2008م)
2 – 1 – 3 مقالات
محمد عابد الجابری در طول حیات علمی خود، علاوه بر کتاب های مذکور، مقالات بسیاری را تألیف کرد که برخی از‌آن ها نیز به زبان فارسی ترجمه شده اند. عناوین مقالات ترجمه شده ی ایشان به زبان فارسی، به شرح زیر است:
– دانش فقه، بنیاد روش شناخت عقل عربی، اسلامی، ترجمه ی محمد خلجی، مجله ی نقد و نظر، پاییز 1376، شماره ی 12، صص 114 تا 140
– بازگشت به اخلاق، ترجمه ی حسن محبوب، مجله ی نقد و نظر، زمستان و بهار 1376 و 1377، شماره ی 13 و 14، صص 78 تا 104
– تبیین ساختار عقل عربی در گفتگو با محمد عابد جابری، ترجمه ی محمد تقی کرمی، مجله ی نقد و نظر، تابستان و پاییز 1379، شماره ی 23 و 24، صص 399 تا 446
– خاور شناسی و فلسفه ی اسلامی روش و نگرش، ترجمه ی اسماعیل باغستانی، مجله ی آینه ی پژوهش، خرداد و تیر 1381، شماره ی 74، صص 2 تا 22
– عقل.. فرهنگ، ترجمه ی احمد موسی، با نظارت سید حسین حسینی، کتاب ماه دین، مرداد و شهریور 1381، شماره 58 و 59، صص 5 تا 11
– عصر تدوین، الگوی مرجع عقل عربی، ترجمه ی منصور عاملی، کتاب ماه دین، مرداد و شهریور 1381، شماره ی 58 و 59، صص 12 تا 17

2 – 1 – 4 جوایز و دستاوردهای علمی
جوایز و پاداش هایی که محمدعابد جابری از محافل مختلف فلسفی عربی و اروپایی دریافت کرد و وی آن ها را دستاوردهای علمی خود می نامید، بازتاب استقبال فروانی است که از پروژه ی جابری صورت گرفت.
این جوایز را می توان به دو بخش تقسیم کرد: بخشی که جابری آن ها را پذیرفت و بخشی که نسبت به آن ها بی اعتنا شد.
پاداش های مالی که جابری آن ها را پذیرفت عبارتند از:
– جائزه بغداد للثقافه العربیه، یونسکو، سال 1988میلادی، به قمیت 5000 دلار
– جائزه المغاربیه للثقافه، تونس، مایو 1999میلادی، به قیمت 16 هزار دلار
– جائزه الدراسات الفکریه فی العالم العربی، MBI foundation و تحت رعایت سازمان جهانی یونسکو، 14 نوامبر 2005میلادی، ارزش مالی آن را بیان نکرد.
– جائزه الرواد، بیروت، مؤسسه الفکر العربی، 2005میلادی، ارزش مالی آن را بیان نکرد.
– مدال ابن سینا، سازمان جهانی یونسکو؛ حکومت مراکش این جایزه را در 16 نوامبر دو سال 2006میلادی و 2008میلادی، در مراسم بزرگداشتی که به مناسبت روز جهانی فلسفه در رباط – صخیرات برگزار شد، به جابری اعطا کرد.
اما پاداش هایی نیز بودند که جابری از پذیرفتن آنها امتناع کرد، این پاداش ها طبق تصریح وی عبارتند از:
– در اواخر دهه ی هشتاد، دو بار از پذیرفتن جائزه ی صدام حسین، با ارزش مالی 100 هزار دلار سرباز زد و علیرغم اصرار برگزار کنندگان جائزه، دلیل امتناع خود را عدم شمول جائزه در حوزه ی تخصصی خود (فلسفه) بیان کرد.
– محمد عابد جابری بارها کاندید دریافت جائزه ی (المغرب) شد اما آن را نپذیرفت، نخستین بار در زمان وزارت (محمد بن عیسی) وزیر فرهنگ وقتِ مراکش، کاندید این جائزه شد که علیرغم اصرار فراوان وزیر، بر امتناع خود اصرار ورزید. این کاندیداتوری در زمان وزرای دیگر نیز مطرح شد، اما جابری حاضر به تغییر موضع خود نشد.
– جابری جائزه ی “الشارقه” با ارزش مالی 25 هزار دلار که از سوی یونسکو اعطا می شود را در سال 2001میلادی نپذیرفت و اعلام کرد این همان جائزه ای است که سابقاً با نام “جائزه بغداد الثقافیه” در سال 1988میلادی دریافت کردم.
– در سال 2002میلادی جائزه ی (سرهنگ قذافی) با ارزش 32 هزار دلار را نپذیرفت و دلیل خود را استمرار در همسویی با عدم اخذ جوایز پیشین اعلام کرد.
– جابری همچنین دو بار از عضویت در فرهنگستان سلطنتی علوم کشور مراکش سرباز زد.13
اگر بخواهیم به صورت گذرا، نگاهی نسبت به کل جوایزی که جابری کاندید آن ها شد داشته باشیم، می بینیم که نوعی همسویی میان پروژه ی جابری و خط مشی مؤسسه هایی که جابری را نامزد دریافت جایزه های خود نمودند، وجود دارد و اوج این همسویی در دوران بالندگی این مؤسسات متجلی می شود. آن ها مؤسسه هایی فرهنگی بودند که پروژه ی قومی – عربی “من المحیط إلی الخلیج” (از اقیانوس اطلس تا خلیج فارس) را حمایت می کردند. از یک سو بالندگی خود را با کَرَمِ حاتم گونه ی خود در اعطای جوایز ارزشمند مالی به پروژه های همسو با جهت فکری شان، نشان می دادند و از سویی دیگر این بخشش ها دال بر عدم استقلال این مؤسسه ها و ارتزاق مالی و فکری شان بود.
البته نباید از یاد برد که جابری به عنوان یک پژوهشگر آکادمیک، سابقه ی عمل در میدان حزبی و سیاسی را به صورت گسترده ای داشت و همین تجربه به وی نوعی آگاهی سیاسی پویا بخشیده بود که وی را در تشخیص راه از بیراهه در سطح میدان فکری و ایدئولوژیک، قادر ساخته بود، و شاید همین تجربه های سیاسی و حزبی، جابری را به عدم قبول برخی از از جوایزی واداشت که نمی توان جهت گیری قومیتی و عصبیت گرایی مؤسسه های اعطا کننده ی آن ها را پنهان کرد.
اکثر این جوایز، با ارزش مالی هزاران دلار، جابری را در تنگنا قرار می داد، زیرا جهت های پرداخت کننده، سیاست زده، دیکتاتور و غیر عقلانی بودند و سلاح فرهنگی آن ها، حمایت از همایش ها، فصل نامه ها و منشورات مختلفی بود که قومیت گرایی آن ها را معرفی و یا پشتیبانی می کرد و در واقع با این روش به ایدئولوژیک کردن سلاح خود بر می خاستند. در تنگنا قرار بودن جابری بدین دلیل بود که پروژه ی معرفت شناختی وی به عنوان یک ابزار برای نقد عقل عربی با این جهت گیری های سیاسی ایدئولوژیک متنافی بود.
نکته ای که در باب جائزه ها، جالب به نظر می رسد، اهدای غیر مألوف جابری در ابتدای کتاب “مدخل إلی القرآن الکریم” است. محمد عابد الجابری بر خلاف عادت مألوف خود، کتاب مدخل إلی القرآن را به “امیر طلال بن عبدالعزیز” عربستانی اهدا می کند و می نویسد:
“فضل به مردی باز می گردد که از نیمه های دهه ی هشتاد قرن گذشته، هنگامی که از نظر سلامتی، رنج می بردم، زندگی مرا از این جانب متکفل شد و توانایی ام بر تحقیقات علمی و استقرار سلامتی ام، نتیجه ی فضل مردی است که دوست دارم نزد خودم، وی را “شاهزاده ی متفاوت (الأمیر المختلف) بنامم…”14
این صیغه ی غیرمألوف اهداء و تقدیم از سوی جابری و شخصیتی که کتاب به آن اهداء شده است، باعث برانگیختن چند سؤال نزد مخاطبان شد: