سوتان فیلسوفان هندی نیز به شمار می روند. 21 تعالیم اوپهنیشدها هم عبارت بود از تعالیم سری در مسائل عرفانی و با عباراتی کوتاه و معمّاوار و شاگردان گروهی معدود و منتخب و اغلب از برهمنان بودند که برای دریافت اینگونه تعالیم شایسته شناخته میشدند.22
همچنین اوپهنیشدها در واقع به هیچ نحو یک رساله فلسفی قاعدهمند را تشکیل نمیدهند، بلکه بیانگر جستجوی بیپروای حقیقت توسط اذهان ماهیتاً بیپروا و صریحگو در همه زمانهاست و از طرف دیگر چون اوپهنیشدها حاکی از تجربه دینی مستقیم واقعیت غایی است و پیش فرضها و انتظارات برای چنین تجربهای در هر زمان متفاوت است، لذا نوع نگارش و محتوای اوپهنیشدها نیز متفاوت میباشد. البته با وجود عدم همسانی روش و تعلیم در اوپهنیشدها قطعا همانندی معینی در هدف و نگارش آنها وجود دارد.23
البته این نکته را نیز باید خاطر نشان کرد که نظامند کردن و هماهنگ ساختن تعلیمات اوپهنیشدی با تألیف برهمه سوترههای آغاز شد. برهمه سوترهها در واقع به عنوان جنبش فرهنگی و فراگیر درصدد احیا تفکر برهمنی و قاعدهمند ساختن، ساده کردن، عمومیت دادن و رفع تضاد موجود در متون اوپهنیشدها بود که توسط شخصی به نام بادریَنه24 صورت پذیرفت. تعیین تاریخ نگارش برهمه سوتره مشکل است. اما به نظر داسگوپتا25 چون این رساله تقریبا مکاتب دیگر هندی و بالاخص مکاتب بودایی را نقد کرده است، احتمال نمیرود که بسیار کهن باشد و بیگمان تاریخ نگارش آن در سده دوم پیش از میلاد بوده است. پرفسور یاکوبی26 تصنیف سوترهها را مؤخرتر از ناگارجونه27 و در حدود قرن سوم میلادی میداند.
برهمه سوتره28 یا ودانته سوتره29 به چهار فصل یا ادهیایه30 و هر یک از آنها به چهار بخش یا پَده31 تقسیم شده است و جمعاً 550 سوتره میباشد. بادریَنه در برهمه سوتره تمام اوپهنیشدها را خلاصه کرده است. سوترهها دارای عبارات موجز و رمزگونه میباشند و برای به حافظه سپردن توسط سالکان نگاشته شدهاند. این متون به قدری پیچیده و غامض و در عین حال عمیق و ژرف میباشند که حتی در زمان مولف نیز نیازمند به شرح و تفسیر بودهاند و این شرح و تفسیر ها قرنها ادامه داشته و در نتیجه پنج مکتب عمده و متمایز شنکره32، رامانوجه33، نیم بارکه34، مدهوه35، و ولبه36 پیدا شدهاند. به گونهای که هر یک از این مفسران سوترهها را با مذاق و مشرب فکری خود تفسیر کرده و شیوه تمثیلی مطالب فشرده آن را با براهین محکم و مباحث فلسفی آشکار کردهاند. در جریان تفسیر سوترهها نخستین تلاشها توسط شخصی به نام گوده پاده37در سال 770 میلادی انجام گرفت. وی تفسیری بر ماندوکیه اوپهنیشد38نوشت که به کاریکا39 معروف است. به نظر داسگوپتا وی مهمترین شخصیت بعد از حکیمان اوپهنیشدی است که سیستم توحید وجودی را به طور منظم و قاعدهمند عرضه کرده است.40 گئوده پاده در رساله کاریکای خود درصدد بوده تا منطق منفی مکتب مادیمیکه بودایی مبنی بر عدم جوهر ثابت را با اصالت تصور یا نظریه آتمن اوپهنیشدی تلفیق نموده و طرحی نو بیفکند. تاثیر آیین بودایی در کتاب او واضح است و از این رو برخی او را بودایی پنداشتهاند. 41
علاوه بر اینها عبارات موجود در اوپهنیشدها به مکاتب و دورانهای مختلف تعلق دارند و کسانی که اوپهنیشدها را مجموعهای ناهماهنگ توصیف کردهاند چندان خطا نکردهاند. در اغلب موارد نظرات ارائه شده با هم متناقضاند اما به طور کلی فلسفه وحدت وجودی در اوپهنیشدها غلبه دارد. تعلیم اوپهنیشدی بر وحدت روح جزئی یعنی آتمن که در همه موجودات جاندار و بیجان قرار دارد با روح اعظم کیهانی یعنی برهمن مبتنی است و چون این روح کلی در همه اجزای عالم هستی ساری است، پس روح جزئی یعنی آتمن با روح کلی یعنی برهمن یکی است یعنی تو آن هستی. روح جزئی انسان یعنی آتمن جزئی از روح اعظم کیهانی یعنی برهمن نیست بلکه خود همان است و آتمن – برهمن واحد و انقسام ناپذیراند. فضای فکری اوپهنیشدها هم فضای توحید وجودی است و تعالیم اوپهنیشدها در اطراف وصول به حقیقت مطلق و یکی شدن با آن دور میزند و طریقههای عملی حصول به این مقصود را ارائه میدهد. به طور کلی تکیه بر قطع علایق از همه امور دنیوی است و به ترک کلی توصیه میشود.42 کهنترین اوپهنیشدها در سال های 500 الی 800 قبل از میلاد نگاشته شده و به طور قطع ماقبل بودایی است. قریب 200 اوپهنیشد در دسترس ماست که دیرینهترین آنها عبارتند از: ایشه43، کنه44، کاته45، پرشنه46، موندکه47، ماندوکیه، تیتریه48، چاندوگیه49، بریهد آرانیکه50 و ایتریه51 . شنکره تفسیرهایی بر این ده اوپهنیشد و شوتاشوتره52 نگاشته و این یازده اوپهنیشد به اضافه کوشتیکی53 و مهاناراینه54 و میتری55 اوپهنیشدها اساسی را تشکیل میدهند.56

برای آشنایی بیشتر با این اوپهنیشدها و محتوی هر یک به توضیحی مختصر درباره هر یک از این اوپه نیشدها می پردازیم.
بریهد آرنیکه اوپهنیشد
بریهد آرنیکه اوپهنیشد به نظر دانشمندان مهمترین و مشروحترین اوپهنیشدها است. عمق مطالب و اشارات به وحدت وجود و جلوه حقیقت در وراء استعارات و مجاز در فصول آن پیداست. عنوان این اوپهنیشد از دو جزء بریهد به معنی بزرگ و آرنیکه به معنی جنگل که ترجمه تحت الفظی آن می شود “جنگل بزرگ” تشکیل شده است و گویا مطالب آن اغلب در جنگل تعلیم داده شده است. از نظر شنکره موضوع عمده این اوپهنیشد بلکه تمام اوپهنیشدها در وراء عبارات مبهم و تفصیل اعمال و اذکار و مراسم همانا نفی ثنویت و تولید وحدت است و از بحثها نتیجه گرفته میشود که دوتایی بین جهان جسمانی و روحانی و کثرت و وحدت و نفس فردی آتمن و نفس کل برهما اعتباری است و اصل و نهاد هستی یک حقیقت است لاغیر. جهان ظاهر یا جهان نمود سمسره جهان اسماء و اشکال است و چون شخصی با تأمل و در نتیجه ریاضت و تفکر به معرفت حقیقت نفس پرداخت بعد از کسب بینش و شناسایی لازم خواهد دید که آن عین نفس کل و وجود مطلق است و ثنویت بنیان ندارد و تکثر ظاهری بیش نیست. پس شخصی که به واسطه اجرای مراسم و اعمال و تفکر و ریاضت خود را مهیا میسازد میتواند به معرفت خود یا نفس نائل آید و تا این علم به نفس را پیدا کرد از حدود و قیود عالم فانی رهایی مییابد و به برهمن یا برهما میرسد و خدا را در خود میبیند و وحدت جاودان را درک میکند و از مرگ رهایی مییابد. 57
چاندوگیه اوپهنیشد
چاندوگیه به معنی خواننده سرود است. این اوپهنیشد متعلق به سام وده است و جزء چاندوگیه براهمن میباشد که ده باب دارد. این اوپهنیشد از ماهیت علم، نفس، روح، روح مطلق و عالم زندگانی بحث می کند و از اوپهنیشدهای قدیمی و پس از بریهد آرنیکه طولانیترین اوپهنیشد است.58
” براستی این جهان همه برهماست، آدمی باید با آرامش آن را بعنوان مبدأ خود که از ان آمده و آنچه در او منحل خواهد شد و آنچه در آن نفَس میکشد پرستش کند”.59
مندکه اوپهنیشد
مندکه اوپهنیشد یکی از اوپهنیشدهای قدیمی و وابسته به اتهروه ودا است. نام این اوپهنیشد از ریشه “مند”(mund = تراشیدن) گرفته شده است. مندکیه به معنای آرایشگر و اصلاح کننده است. این اسم اشاره به موضوع این اوپهنیشد دارد. مندک میگوید: دانش اوپهنیشد جهل را از آدمی میتراشد و زایل میکند. او را از قید نادانی نجات میدهد. در این اوپهنیشد فرق میان دو قسم علم روشن و هویدا میشود، یکی علم کلان یا شناخت ذات مطلق یا علم توحید60 و دیگری علم موجود و محدود (علم ظاهر یا علم خرد). علم اول خداشناسی از طریق عرفان است که انسان را به حق واصل میگرداند. اما چون علم دوم برای معرفت ذات مطلق کفایت نمیکند؛ از این جهت این علم را اهل عرفان با جهل و نادانی مترادف شمردهاند. 61
بخش اول مندکیه اوپهنیشد چنین آغاز میشود:
“برهما اولین خدایان و آفریننده کل و حامی جهان برخاست و علم برهما را که ام العلوم است به پسر خود اتروان باز گفت. ….. پس به او گفت: برای آموختن دو علم وجود دارد چنانکه علمای برهمایی میگویند یکی علم عالی است و دیگر علم دانی. علم دانی عبارت است از ریگ وده، یجور وده، سامه وده، اتهرو وده، و علم تلفظ و سنن و صرف و نحو و تعریفات و اوزان و بحور و علم عالی عبارت است از علمی که بواسطه آن می توان به وجود لایزال پی برد.62
میتری اوپهنیشد
میتری اوپهنیشد یا میتراینیه اوپهنیشد وابسته به میتراینیه شاکها یا شاخهای از مکتب یجوروده است. هر چند در پارهای از متون متعلق به سامهوده به شمار آمده است. میتریه در این اوپهنیشد تعلیم دهنده اصلی است. این اوپهنیشد به هفت بخش تقسیم شده ولی دو بخش آخر آن از پنج