تفسیر”
“تفسیر” مصدر باب تفعیل از ماده “فسر” به معنای “ابانه37″، “بیان38″، “تفصیل کتاب39″،
“کشف40و آشکار نمودن امر پوشیده41” و “توضیح دادن42” است. معنای مشترک میان آنها بیان نمودن و آشکار کردن است. و از آنجا که “فسر” و “تفسیر” هر دو متعدی هستند به
دلیل معنای مبالغه باب تفعیل و مغایرت آن با معنای ثلاث مجرد، تفسیر به معنای به خوبی آشکار کردن است43.
این واژه یک بار به همین معنا44 در قرآن کریم به کار رفته است.
1ـ 2ـ 4 ـ 2. تعریف اصطلاحی “تفسیر”
برای “تفسیر” تعریف های متعددی ارائه شده است. به دو نمونه از آنها اشاره می شود:
آیه … خویی: “تفسیر، واضح کردن منظور خداوند از کتاب عزیز است45”
این تعریف به صورت کلی هدف اصلی مفسر را که عبارت است از بیان مفاهیم کتاب خدا و آشکار نمودن مراد خداوند است، بیان نموده است. و هیچ اشاره ای به مقدمات لازم برای تفسیر اعم از قواعد ادبیات عرب یا قراینی مانند سبب نزول و… نکرده است. در ضمن مفسر برای دریافت مقصود کتاب خدا ابتدا باید مفاهیم آیات را درک کند در حالیکه تعریف مذکور این مرحله را نیز در نظر نگرفته است.
علامه طبابایی: “تفسیر، بیان معانی آیات قرآنی و کشف مقاصد و مدالیل آن است46”
در این تعریف “تفسیر” به معنای بیان و کشف مفاهیم قرآن است. حال این مفهوم یا از خود آیات فهمیده می شود یا با کمک قراینی چون سایر آیات و ادله ی دیگر؛ و در آن قواعد تفسیر مشخص نشده اند.
بهترین تعریفی که پیشنهاد می شود این است:
“تفسیر” عبارت است از: بیان و آشکار نمودن مفهوم و مقصود موردنظر خدای متعال از آیات قرآن بر مبنای ادبیات عرب و اصول عقلایی محاوره ای47.
با این توضیح، بیان معانی ظاهر الفاظی که به ذهن متبادر می شود نیز تفسیر است؛ چون نوعی آشکار کردن معنای پنهان است48.
1ـ 2ـ 5. مفهوم شناسی”قرآن “
1 ـ 2ـ 5 ـ 1. معنای لغوی “قرآن”
در معنای لغوی “قرآن” نظراتی وجود دارد:
1. مصدری است بر وزن “فعلان” که از ماده “قرء=خواندن” گرفته شده است. و از باب تسمیه، مصدر”قرآن” به اسم‌مفعول “مقروء=خوانده شده49” اطلاق می شود. مانند “کتاب” که به معنای”مکتوب= نوشته شده”است.
2. وصفی است بر وزن “فعلان”؛ مشتق از “قرء” به معنای “جمع کردن”. یعنی بعضی از آن چیز را به بعض دیگر جمع و ضمیمه کردم50. مناسبت این معنا با “قرآن” این است که حروف و کلمات و آیات و سوره ها همه در آن جمع شده اند و یا حقایق و احکام و معارف و تعالیم دینی که پراکنده در کتابهای پیشین بود در آن جمع شده است51 و یا اینکه
در پرتو تلاوت و تکرار بر زبانها، در سینه ها حفظ(جمع)می شود52.
3. واژه “قرآن” اسم خاص برای کتاب خدا است.
4. مشتق از “قرائن” جمع “قرینه” است یعنی بعضی آیات شبیه و قرینه آیات دیگر بوده و یکدیگر را تصدیق می کنند.
5. از ریشه “قری” گرفته شده به معنای ضیافت و مهمانی است یعنی “قرآن” خوان گسترده ی الهی است که هر کس به سهم خود از آن بهره مند می گردد.
بهترین نظر به عقیده اکثر دانشمندان علوم قرآنی نظر اول است53که ادله و شواهدی آن را تقویت می کند: الف ـ در آیه قیامت/ 17: ” إِنَّ عَلَیْنَا جَمْعَهُ وَ قُرْءَانَهُ‏”؛”همانا فراهم آوردن و خواندن آن بر ماست.” کلمات “قرآن” و “جمع” همراه هم آورده شده و با واو عاطفه عطف شده‏اند. بنابراین، کلمه “قرآن” در این آیه، به معنای “خواندن” است نه “جمع کردن” در غیر این صورت تکرار آن امر لغوی می باشد که از فصاحت قرآن به دور است54.
ب ـ در آیه مزمل/4 و20 واژه “قرآن”همراه با فرمان به ترتیل و قرائت(خواندن)آمده است.
از این رو مراد خداوند از “قرآن” امر خواندنی است و…55 .
این کلمه 68 بار در قرآن کریم آمده است. دو مرتبه بر “نماز56 ” اطلاق شده است و دو بار به معنای “قرائت و خواندن57” یاد شده است. و در بقیه موارد به معنای “قرآن” کتاب آسمانی مسلمانان به کار رفته است.

1 ـ 2 ـ 5 ـ 2. تعریف اصطلاحی “قرآن”
“قرآن” در اصطلاح عبارت است از: “کلام الهی که خداوند آن را به تدریج بر حضرت محمد (ص) خاتم پیامبران به زبان عربی و لهجه قریش نازل کرده است58”.
با این بیان به بخشی از یک آیه نیز “قرآن” گفته می شود.
فصل دوم:

فهم معنا با توجه به فضای نزول
مقدمه
قرآن کریم معجزه ی جاودان اسلام است که سخنوران و ادیبان عرب و غیر عرب پیوسته اذعان داشته اند بلیغ ترین بیان و رساترین شیوه و سبک را داراست59. و کلام زمانی بلیغ است که مطابق با مقتضای حال باشد60. شناخت این مقتضا متوقف بر شناخت حال و شرایط و زمینه هاست. بی تردید فهم قرآن بدون توجه به قرینه هائی که به طور طبیعی مسلمانهای صدر اسلام برای فهم آیات از آن بهره می گرفتند ممکن نیست. ارتباط تنگاتنگ بعضی از آیات با رویدادها و حوادث زمان نزولشان، آداب و سنت های عرب و تاریخ نزول قرآن و… موجب می گشت مسلمانها تصویر روشنی از مفاهیم آیات در مقایسه با کسانی که در دوران بعد بودند داشته باشند. سیره ی عقلا نیز چنین بوده و هست که برای رسیدن به مقصود هر کلامی به فضائی که کلام در آن صادر شده توجه می کنند61. سبب نزول، شأن نزول، فرهنگ زمان نزول و زمان و مکان نزول جزء قراینی هستند که در دلالت آیات مؤثر می باشند. این قرینه ها در عین حال که به کلام متصل بوده، در قالب الفاظ قرآن نیامده اند. به همین جهت در بعضی کتابها به “قراین پیوسته غیرلفظی62” نام گذاری شده اند. بسیاری از دانشمندان علوم قرآنی در این باره کتابها نگاشته اند که نماینگر اهمیت این مباحث است63. در ادامه مشاهده می گردد که مفسران آگاهانه یا ناآگاهانه برای رفع ابهام، فراوان به این قرینه ها تمسک جسته اند. در این فصل به سه مورد اول می پردازیم:
2ـ 1. اسباب نزول
آیات قرآن مجید در طول رسالت پیامبر اعظم(ص) به تدریج و بعضی از آنها در ارتباط با حوادث و رویداد های آن زمان نازل شده است. سور و آیات قرآن در این رابطه به دو دسته تقسیم می شوند:
الف. آیه ها و سوره هائی که سبب نزول آن عام 64بوده و بدون حادثه یا رویدادی خاص نازل شده است. مانند آیات و سوره هایی که از روز قیامت و اوضاع و احوال بهشت و دوزخ گزارش می دهند65.
ب. آیه ها و سوره هائی که سبب نزول خاصی دارد و به دنبال حادثه یا پرسشی نازل شده است. بر مفسر لازم است که آن حادثه را به اختصار شرح دهد تا سیاق آیات بر خواننده روشن گردد66. دانشمندان علوم قرآنی و مفسرین بر تأثیر سبب نزول در فهم آیات قرآن و روشن شدن مطالب آن اتفاق نظر داشته67 و اختلاف نظر آنها تنها در میزان تأثیر می باشد68.
2ـ1ـ 1. معنای لغوی ” اسباب”
“اسباب جمع سبب69″، به معنای “ریسمان70” و “راهی است که موجب وصل71 چیزی به چیز دیگر به سمت بالا72” باشد. سپس این واژه برای “مطلق وصل دو چیز73” استعمال شده است. این کلمه 9 بار به معنای “پیوند74” ، “وسیله75″ ، ” ریسمان76″ ، ” نردبان77″ و ” راه یا
در78″ در آیات قرآن کریم به کار رفته است.
معنای لغوی واژه “نزول” در فصل اول آمده و نیاز به تکرار آن نمی باشد.
2 ـ 1ـ 2. تعریف اصطلاحی” اسباب نزول”
اصطلاح “اسباب نزول” حدود قرن چهارم و پنجم رایج شد79. قبل از این تاریخ، اصطلاح “التنزیل” به معنای”مورد نزول” که می تواند شامل سبب نزول آیه نیز باشد، به کار می رفته است80. این واژه در روایات اهل بیت(ع)81 در مقابل تأویل82(بطن) یعنی “معنای ظاهری آیه” دیده می شود83. بنابراین “التنزیل” اعم از سبب نزول است84. برای بدست آوردن تعریفی کامل و جامع از این اصطلاح، ابتدا تعاریفی از صاحب نظران علوم قرآنی ارائه می دهیم:
سیوطی: “… حادثه ای که در زمان وقوعش آیه ای نازل شود85…”.
در این تعریف تأکید بر روی وقایعی است که موجب نازل شدن آیات شده اند.
زرقانی: “حوادث یا رویدادی که در زمان وقوع آن آیه یا آیاتی نازل شده و در مورد آن سخن گفته و یا حکم آن را بیان کرده است86”. سپس در توضیح این تعریف آورده است: آیات نازل شده باید متصل به زمان حادثه بوده و در زمان پیامبر اتفاق افتاده باشد.
صبحی صالح: “مسائل و حوادثی که آیه یا آیاتی به سبب آن و همزمان با زمان وقوعش نازل شده و آن را مورد بررسی قرار داده و یا پاسخگو و بیان کننده حکمش باشد87”.
آیه ا… معرفت نیز چنین تعریف کرده اند: “سبب و علتی که باعث شود، آیاتی از قرآن درباره آن نازل گردد88”.
نکته قابل توجه در این تعاریف این است که گاهی این مسائل و مناسبت ها هستند که موجب نزول آیه یا آیاتی می گردند که در بردارنده دیدگاه قرآن کریم پیرامون آن مسائل است. بنابراین