ح نیز نوعی آلودگی به خون مردم نهفته است، به آن لوث گویند و دراصلاح عبارت است از: مجموع قراین و شواهدی که، موجب گمان قاضی به صدق مدعی شود. شرط اساسی درلوث وجود دارد و آن شرط این است که گمان مورد نظر باید، گمان نوعی باشد؛ یعنی، مجموع آن قراین و شواهد نزد نوع قضات گمانآور باشد؛ به عبارت دیگر قاضی در حصول گمان باید متعارف و مانند نوع مردم باشد. پس اگر قاضی، شخص زودباور است که از امور مشکوک و غیرواضح که هیچگونه ارتباطی به متهم ندارد گمان پیدا میکند، چنین گمانی سودمند نیست. از این رو لازم است زمینه حصول گمان وجود داشته باشد و سزوار است دراین گونه موارد، با علما و قضات مشورت شود. البته عکس این شرط نیز معتبر است؛ یعنی، هرگاه قاضی درعدم حصول گمان غیرمتعارف باشد و به اصطلاح دارای نوعی کجذهنی است؛ مثلا” درمواردی که نوع قضات از اجتماع آن قراین و شواهد علم پیدا میکنند، او حتی گمان هم پیدا نمیکند و دلیلی نیز برای آن ندارد دراین موارد نیز باید با علما و قضات مشورت شود.