در استان اصفهان بپردازد، تا پس از شناسایی عوامل مختلف موثر در این زمینه، راهکارهای مناسب برای افزایش اثر بخشی آموزشهای کوتاه مدت کارآفرینی در ایجاد اشتغال در بخش کشاورزی استان اصفهان ارائه نماید.
1-3- اهمیت و ضرورت موضوع
نظر به اهمیت و جایگاه کارآفرینی در ایجاد کسب و کارهای جدید شغلی و افزایش اشتغال از یک سو و نرخ بالای بیکاری و مهاجرتهای شدید روستائیان از سوی دیگر، بنظر میرسد اجرای طرح آموزش کارآفرینی در بخش کشاورزی در جهت حل مشکلات ضروری باشد (معاونت توسعه کارآفرینی و اشتغال، 1386).
آموزش کارآفرینی در سیستم آموزشی اکثر کشور ها جایگاه ویژه خود را پیدا کرده است. به عبارتی تعمیق گسترش فرهنگ کارآفرینی به عنوان یکی از نیاز های ضروری جامعه، نیازمند توجه اساسی به امر آموزش در این زمینه است. در واقع از نگاه بیشتر صاحبنظران اقتصادی، کارآفرینی مهمترین منبع نوآوری، اشتغالزایی و رشد و توسعه می باشد ( کیا و نساج، 1386 الف).
عدم توجه به آموزش کارآفرینی باعث می‌شود که افراد کارآفرین و متقاضیان راه‌اندازی واحدها و صنایع کوچک با شکست مواجه شوند و اغلب به ناچار، از ادامه فعالیت اقتصادی باز مانند. در صورتیکه با آموزش صحیح اصول و مهارتهای اساسی کارآفرینی و راه‌اندازی مشاغل مخاطره‌آمیز،‌ می‌توان ریسک و خطر موجود در این زمینه را کاهش داده و موفقیت آنها را به میزان زیادی افزایش داد (سلجوقی، 1386) .
امروزه آموزش رکن اساسی و بستر لازم برای هر گونه رشد و موفقیت در موقعیت‌های شغلی محسوب می‌شود. نیاز به آموزش یک نیاز بدیهی است و هر فرد و سازمانی برای بقا و حضور در عرصه‌های مختلف زندگی، آموزش و یادگیری را در رأس اهداف و برنامه‌های خود قرار میدهد (همان).
اما اجرای طرح آموزش کوتاه مدت کارآفرینی یک جنبه از ضرورت و اهمیت آموزش در راستای ایجاد اشتغال است و نقش آنچه آموزش داده شده و چگونگی بکارگیری آن نیز جنبه ای مهمتر و قابل توجه تر می باشد.
صاحبنظران معتقدند ایجاد ظرفیت ها و توسعه توان کارآفرینی به جهت ایجاد اشتغال در بخش کشاورزی به سه عامل مهم مرتبط است که این سه عامل از جمله عوامل اساسی در احساس نیاز به توجه به موضوع فوق می باشد:
عامل اول در زمینه مدیریتی است، یعنی مدیریت کار آمد و قوی باید در زمینه آموزش کارآفرینی در بخش کشاورزی وجود داشته باشد که بتواند، ‌جمع آوری اطلاعات و نیاز سنجی درستی را انجام دهد.
عامل دوم کسانی هستند که کارآفرینان را تعلیم می دهند.
عامل سوم که بسیار مهم است جایگاهی است که خود کارآفرینان بخش کشاورزی در جامعه دارند، چون آنها هستند که سرانجام، باید از این آموزشها بهره ببرند و بتوانند وضعیت بهتری را از کارآفرینی بخش کشاورزی و اشتغال زایی در ایران رقم بزنند (هزار جریبی، 1386).
روند اشتغال بخش کشاورزی استان اصفهان تابعی از روند کلی اشتغال در سطح کشور بوده و طی سرشماریهای گذشته سیر نزولی داشته است. این امر تحت تأثیر عوامل مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و زیست محیطی بوده است.
میزان اشتغال جمعیت در بخش کشاورزی استان اصفهان و چگونگی توزیع آن طبعا ناشی از امکانات و منابع موجود است که می تواند امکانات جذب نیرو را داشته باشد. استان اصفهان از لحاظ شرایط اجتماعی-اقتصادی و به خصوص جغرافیایی و اقلیمی با اینکه به عنوان منطقه ای صنعتی مطرح است، لیکن مستعد دیگر فعالیتهای اقتصادی با توجه به شرایط متفاوت آب و هوایی نیز می باشد، که در این میان بخش کشاورزی سهم مهمی در ایجاد اشتغال و مسائل اقتصادی منطقه دارا می باشد.
با این وجود طی دهه های گذشته میزان اشتغال در بخش های عمده اقتصادی استان در حال تغییر و تحول بوده، به طوریکه جمعیت شاغل در بخش کشاورزی دائما در حال کاهش بوده و این روند به طور واضح نمایان می باشد. در سال 1335، 5/64 درصد از کل شاغلین در روستاهای استان در بخش کشاورزی مشغول بوده اند که این میزان در سال 1385 به 7/10 درصد کاهش یافته است.
مطالعه در این روند نشان دهنده افزایش روزافزون بیکاری در این بخش می باشد و انجام اقدامات لازم جهت ایجاد اشتغال برای جلوگیری از زیانهای ناشی بر پیکره اقتصادی – اجتماعی استان الزامی است و با توجه به کاهش روزافزون میزان اشتغال و نرخهای تابع آن بایستی کلیه نهادها و ارگانهای مربوطه، به فکر برنامهریزی منطقی و صحیح جهت ایجاد اشتغال مناسب باشند و با استفاده از برنامهریزی جامع و بهرهگیری از توان های محیطی و امکانات بالقوه و بالفعل استان، سعی در کارا کردن این بخش جهت کسب درآمد بیشتر برای جامعه و ارتقا سطح کمی و کیفی زندگی و ایجاد زمینه های لازم برای توسعه فراهم گردد.
طی دهه های اخیر جهانی شدن، تغییر و تحولات سریع در عرصه های گوناگون علمی، رشد و توسعهی روز افزون نظامهای اقتصادی – اجتماعی جهت کسب مزیت های رقابتی در بازار کالاها و خدمات، ضرورت کاهش اتکا به منابع طبیعی و زیرزمینی، از طرف دیگر افزایش نرخ بیکاری و کاهش سطح اشتغال، سیاستگذاران دنیای کسب و کار را به این جهت سوق داده که بهترین راه غلبه بر چالشها برخورد نوآورانه و حل خلاقانه مسائل می باشد و این به خوبی در مفهوم “توسعه ی مبتنی بر کارآفرینی”منعکس است. کارآفرینی، فرآیند ابتکار و نوآوری و ایجاد کسب و کارهای جدید در شرایط مخاطره آمیز از طریق کشف فرصتها و بهره گیری از منابع بوده و کارآفرینان ایده های نو را به محصول یا خدماتی تبدیل و باعث افزایش بهره وری، ایجاد ثروت، کاهش فقر، بیکاری و افزایش سطح اشتغال می شوند( کیا و نساج، 1386 الف).
احمدپور داریانی و مقیمی (1385) معتقدند که در حال حاضر سیر تحولات جهانی، کارآفرینان را در خط مقدم توسعه فن آوری و توسعه اقتصادی قرار داده است. تجربه موفقیت‌آمیز اغلب کشورهای پیشرفته و نیز برخی از کشورهای در حال توسعه در عبور از بحرانهای اقتصادی به واسطه توسعه کارآفرینی در آن کشورها، موجب گردیده تا سایر کشورها نیز برای کارآفرینی، کارآفرینان و شکل گیری کسب و کارهای نوآورانه اهمیت خاصی قائل گردند. با عنایت به پدیده جهانی شدن اقتصاد، برخی عقیده دارند که “بازارهای جهانی فردا از آن شرکتهایی است که به ریسک‌پذیری کارآفرینانه بها می‌دهند و برای گسترش سرمایه‌های فکری خود در حد کلان سرمایه‌گذاری می‌کنند، در بالندگی فردی پرتلاشند و در خطمشی گذاری، شرایط محیطی را مدنظر قرار می‌دهند”. بر همین اساس، توسعه‌ی کارآفرینی از جنبه‌های گوناگون مدنظر قرار گرفته است. آموزش، یکی از جنبه‌های مهم در گسترش کارآفرینی است که مورد توجه ویژه‌ای واقع شده است. با توجه به مطالعات مختلفی که صورت گرفته ثابت شده که ویژگی‌های کارآفرینان اغلب اکتسابی است و نه توارثی و از این رو در حال حاضر آموزش کارآفرینی به یکی از مهمترین و گسترده‌ترین فعالیت‌ها تبدیل شده است.
معمولا لازمه ی هر پیشرفت و توسعه در جامعه، تحول در قوای درونی، بینش و سطح مهارت انسان است. تربیت و آموزش از حیاتی ترین نیازهای بشری است. امروزه اقتصاد دانان در این امر با هم توافق دارند که آنچه در نهایت ویژگی مهم در روند توسعه اقتصادی، اجتماعی کشورها را تعیین می کند منابع انسانی آن کشورهاست نه سرمایه یا منابع مادی. سرمایه و منابع طبیعی، عوامل تبعی تولید، و اساس ثروت ملل، منابع انسانی آنهاست. برای اجرای هر برنامه ی توسعه ای نه تنها به سرمایه و وضع مطلوب اقتصادی نیاز است بلکه به انسانهای دارای مهارتهای خاص هم نیاز است. بدیهی است در این خصوص نقش آموزش و تربیت بسیار حائز اهمیت است( طالب و عنبری، 1384).
از جمله اقدامات استراتژیک برای رشد و توسعه کارآفرینی، آموزش کارآفرینی به جوانان است. جوانان به عنوان نیروهای متخصص آتی کشور در صورتی که مسلح به مهارتهای کارآفرینی باشند، ضمن کمک به حل مسئله بیکاری در جامعه به رشد و توسعه اقتصادی منطقه ای که در آن فعالیتهای کسب و کار خود را انجام می دهند نیز کمک میکند. کارآفرینی و ایجاد کسب و کار در کشور ما ایران با توجه به وضعیت اقتصادی ملی و منطقه ای و همچنین آهنگ رشد و حرکت اقتصاد جهانی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. با توجه به اینکه جهان به سمت اقتصاد کارآفرینی در حال حرکت است و ایجاد شرکتهای جدید در مرکز این فعالیتها قرار دارد فرآیند کارآفرینی و ایجاد کسب و کار یکی از مفاهیم مهم و اساسی در بحث رشد و توسعه اقتصادی دولتها و کشورها است. کارآفرینان در راس کسب و کارها قرار گرفته، در جستجوی فرصتها بوده و خلاقیت نیز ابزاری برای موفقیت آنها تلقی