وریک این رساله، جامعه شناسی و نظریه اجتماعی شهروندی می باشد و روش رساله نیز جامعه شناسی تاریخی تجربی جدید است . از جمله یافته های کلیدی این رساله به این موارد می توان اشاره کرد :
? شهروندی در ایران 57 به عنوان یک پدیده مدرن شکل گرفته است اما همچنان با چالشهای جامعه شناسی بحرانی روبرو است . واقعیت اجتماعی شهروندی و موقعیت جامعه‏شناختی شهروندی سه شکل به خود گرفته است. “امتناع شهروندی” (عدم شکل‏گیری و تقویت زمینه‏ها و بسترسازی شهروندی)، “امکان شهروندی” (ظرفیت و پتانسیل شکل‏گیری و تقویت زمینه‏ها و بسترسازی شهروندی) و “ایجاب شهروندی” (احساس ضرورت وجود زمینه‏ها و بسترسازی شهروندی).
از حیث جامعه‏شناسی تاریخی شکل اجتماعی چهارم یعنی “ایجاد شهروندی” (تقویت زمینه‏ها برای بسترسازی موقعیت شهروندی)، در ایران پس از انقلاب اسلامی 1357، نمود اجتماعی پیدا کرده است.
?ابعاد سه گانه شهروندی در ایران دستخوش دیالکتیک پیشرفت/ پسرفت بوده است : از این میان ” شهروندی اجتماعی و رفاه ” همچنان ناقص و ناکامل است ؛” شهروندی مدنی ” اصولا کم رنگ ، سست ، شکننده و بحرانی است ؛ و” شهروندی سیاسی” اگر چه در مقایسه با شهروندی های اجتماعی و مدنی پیشرفت محسوسی داشته است ، اما شکل بندی اجتماعی آن آسیب شناسانه است.
2 .جایگاه مفهوم شهروندی در قانون شهرداری ایران(نجاتی حسینی، 1380).
پژوهش جایگاه مفهوم شهروندی در قانون شهرداری ایران در پاسخ به اینکه آیا در نظام حقوق شهری به ویژه شهرداریها، جایگاهی برای شهروندی محلی از حیث حقوقی دیده شده است یا خیر؟ انجام شده است. نویسنده به طرح چالش‌هایی می‌پردازد که نظام کنونی برنامه‌ریزی و مدیریت شهری به آن مواجه هستند. با استناد به مفاهیم و نظریه‏های شهروندی، حقوق و وظایف برای شهرداریها و شهروندی تعیین گردیده و سپس با تکنیک تحلیل محتوا در مجموعه قوانین و مقررات شهرداری‏ها این بررسی انجام شده است.