ضوع
بخش اول: سبک های رهبری
2-1 نوع شناسی تئوریهای رهبری
” ارتور جاگو11 “در سال 1982 یک نوع شناسی12از تئوریهای رهبری ارائه نمود و کلیه تئوریهای رهبری را در چهار نوع مختلف تقسیم نمود(مورهد و گریفین،1996).
جدول(2-1)نوع شناسی تئوریهای رهبری
اقتضایی عام موقعیت ویژگی رهبریسوم نوعاول نوعصفات مشخصهنوع چهارمنوع دومرفتارها
این جدول دارای دو بعد است. بعد اول تئوری را براساس صفات مشخصه رهبران و رفتارهای آنان مورد بررسی قرار می دهد و بعد دیگر، تئوریهای رهبری را براساس اینکه تئوری برای موقعیت عام یا شرایط خاص کاربرد داشته باشد مورد توجه قرار می دهد. البته تئوریهای رهبری برای شرایط خاص را که از سال 1948 به بعد مطرح شدند، با عنوان تئوری اقتضایی رهبری می شناسند.
2-1-1-تئوری های نوع اول: تئوریهای ویژگیهای شخصی
از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم تا دهه 1940 ، کاوش برای کشف رموز رهبری برای شناسایی صفات مشخصه ای که رهبران را از پیروان یا رهبران اثربخش را از رهبر نامؤثر جدا سازد،متمرکز بود (رضائیان،1381) . با در دست داشتن چنین فهرستی، انتخاب برای مشاغل رهبری ساده می شد و فقط افرادی که ویژگیهایشان با آن فهرست تطبیق می کرد و مطمئن اً توفیق حاصل می کردند، برگزیده می شوند. اما محققان نتوانسته اند مجموعه مشخصی از صفاتی را بدست دهند که رهبر را ازغیر رهبران تفکیک نماید(شرمرهورن،1996). با اینحال علاقه به ویژگیهای شخصی رهبران دوباره زنده شده است. پژوهشهای اخیر نشان می دهد که پیروان ویژگیهای برجسته ای را به رهبران نسبت می دهند. و این شناخت از نظر خودشان مهم است. نظریه شناختی/اجتماعی13بیان می دارد که افراد صفات مشخصه مطلوب خود را برای متمایز ساختن رهبران از دیگران به کار می برند. پژوهشهای امروزی با مراجعه به اطلاعات مربوط به مطالعات سنتی صفات مشخصه شش ویژگی(هوش، تطبیق، حساسیت، مردیگری، برون گرایی و سلطه) را برای شناخت افراد نسبت به رهبران مؤثر می داند. صفات مشخصه به پیروان در سازماندهی شناختشان نسبت به رهبران که به نوبه خود بر رفتار آنان نیز اثر خواهد گذاشت کمک می کند. پژوهشها حکایت از آن دارد که پیروان بیشتر در جستجوی اعتبار رهبران هستند. اعتبار به صداقت، شایستگی، آینده نگری و الهام بخشی رهبر بستگی دارد. جریان دیگری از پژوهشها شش صفت مشخصه ای را که رهبر را از دیگران متمایز می سازد، نیاز به کسب موفقیت، انگیزه رهبری، صداقت و وحدت شخصیت، اعتماد به نفس، توان شناختی(انعطاف) و دانش کسب و کار می داند(رضائیان،1381).
جدول(2-2) صفات مشخصه رهبران
شماره صفت مشخصه یا ویژگیشرح1نیازمیل به توفیق طلبی، جاه طلبی، انرژی زیاد، ابتکار و پیگیر2صداقت و وحدت شخصیتقابل اعتماد، باز، قابل اتکا3انگیزش رهبریمیل به نفوذ در دیگران برای دستیابی به هدف های مشترک4اعتماد به نفساعتماد به توانائیهای خود5توان شناختیهوش: توان تلفیق و تفسیر حجم زیادی از اطلاعات6دانش کارشناخت صنعت و موضوعهای فنی مربوط7خلاقیتداشتن فکرهای بدیع و نوظهور8انعطافتوان انطباق با نیازهای کارکنان و شرایط وضعیتی
یاکل(1981) مهارهایی چون خلاقیت، سازماندهی، سیاستمداری، دانش شغلی و توانایی سخنوری را برای رهبران نام می برد(یاکل،1981).
هنگامیکه نگرش خصوصیات فردی در رهبری سازمانی به کار گرفته شد نتیجه جالبی عاید مدیران نکرد. زیرا یکی از مشکلات این است که همه مدیران تصور می کنند دارای خصوصیات یک رهبر موفق هستند. هرچند، هر صفتی را می توان برای توصیف رهبر موفق به خصوصیات فردی قابل مشاهده، و رهبری موفق وجود ندارد. اما شواهی موجود است که انتقال فکر و حساسیت بین افراد و
اعتماد به نفس را از خصوصیات فردی مطلوب رهبر به شمار می آورد. با این حال نگرش خصوصیات و ویژگیهای فردی در رهبری تا حدودی جنبه توصیفی دارد و از روش تحلیلی یا پیش بینی اندکی برخوردار است. این تئوریها از این نظر که می توانند در انتخاب رهبران و آموزش دادن و بهبود آنان مورد استفاده قرار گیرند، دارای اهمیت هستند.
2-1-2-تئوریهای نوع دوم: تئوریهای رفتاری
اگرچه صفات رهبری ممکن است به رهبران در اقدام مؤثر با توسعه مهارتهای مفید کمک کند، اما صرف دارا بودن این صفات موفقیت رهبری را تضمین نمی کند. علاوه بر صفات شخصی،چیزهای دیگر هم لازم است: موفقیت رهبری در نهایت به اقدامات انجام شده و نتایج بدست آمده بستگی دارد. براین اساس دومین رشته تاریخی تحقیقات رهبری روی رفتار رهبری در برابر زیردستان، به عنوان عامل تضمین کننده موفقیت رهبری تاکید می کند. محور اصلی جهت گیری این تحقیقات، مفهوم سبک رهبری است.( یعنی الگوی مستمر رفتار که بوسیله رهبر نشان داده می شود) با وجود اینکه همه رهبران برای نفوذ در دیگران از قدرت استفاده می کنند، آنها ممکن است در سبک استفاده از قدرت برای تحقیق نتایج مطلوب، متفاوت باشند، تحقیقات مربوط به رفتار رهبری شقوق سبکهای رهبری را تعیین می کند و سعی دارد مشخص کند کدام یک به بهترین نحو ممکن کار می کنند. این هدف جاذبه عملی قوی دارد. اگر بهترین سبک را بتوان تعیین کرد، آنگاه باید امکان پذیر باشد که افراد را آموزش داد که آن سبک را چگونه برای دستیابی به توفیق در رهبری به کار ببرند(شرمرهورن،1996).
در اواخر دهه 1950 و اوایل دهه 1960 تحقیقات در زمینه رهبری بر مطالعه الگوهای رفتاری اثربخش متمرکز شد. دو رهیافت بر تحقیقات این دوره حاکمیت دارد: یکی بررسی رفتارهای کارگرا(وظیفه مدار، علاقه به تولید، ضابطه مند) و دیگری بررسی رفتارهای مردم گرا(ملاحظه گرا، یا مبتنی بر روابط انسانی ). هر چند برای متمایز ساختن این دو نوع رفتار از واژه های گوناگون استفاده شده است. ولی ویژگیهای رفتاری هر یک از این دو بعد کاملاً روشن است(رضائیان،1381). در رهیافت کارگرا بر انجام وظیفه و در رهیافت کارمندگرا بر تحقق هدف ها از طریق تقویت روحیه و تأمین رفاه کارکنان تاکید شده است. ویژگیهای هر یک از این رهیافت ها به صورت زیر تعریف و مشخص شده است(زاهدی،1378).
الف- رهیافت کارگرا
1- کارکنان را از برنامه ها و وطایف مطلع می سازد.
2- به آنها دستور و آموزش می دهد.
3- زمانهای دقیق و مشخص برای انجام کارها تعیین می شود.
4- درباره دستگاهها و تجهیزات کاری کارکنان اطلاع کافی دارد.
5- از کارکنان می خواهد که پیشرفت کارشان را گزارش کنند.
6- کارکنان را وا می دارد که در محدوده زمانی مشخص کارشان را انجام دهند.
7- اجازه نمی دهد به خاطر برنامه ریزی نامناسب، وقت تلف شود.
8- سعی می کند که کارکنان را تا حداکثر ظرفیت و توانشان به کار وا دارد.
ب- رهیافت کارمندگرا:
1-تسهیلات کاری کارکنان را بهبود می بخشد.
2- دیدگاههای کارکنان را درک می کند.
3- عقاید کارکنان را می پرسد.
4- با کارکنان به طور منصفانه رفتار می کند.
5- به راحتی در دسترس کارکنان قرار می گیرد.
6- به مشکلات شخصی کارکنان می پردازد.
7- نسبت به آینده کاری کارکنان علاقمند است.
8- کار خوب آنها را تشخیص می دهد.
9- به کارکنان اعتماد دارد.
10 – از کارکنان حمایت می کند.
هنگامی که رهبران این رفتارها را با ترکیبهای متفاوت مورد استفاده قرار می دهند سبک آنان مشخص می شود(شرمرهورن،1381،رضائیان،1381).
مطالعات انجام شده در مورد رفتار رهبری فراوانند که ما در اینجا عمده ترین آنها را به شرح زیر مورد بررسی قرار می دهیم(شرمرهورن،1996،رضائیان،1381،مشبکی،1377،رابینز،1993،هرسی و بلانچارد،1988،مورهد و گریفین،1996):
2-1-2-1-تحقیقات دانشگاه آیووا14
2-1-2-2-تحقیقات دانشگاه ایالت اوهایو15
2-1-2-3-تحقیقات دانشگاه میشیگان16
2-1-2-4-تحقیقات پویایی شناسی گروهی17
2-1-2-5-شبکه مدیریت18
2-1-2-6-پیوستار رهبری19
2-1-2-7-سیستم های مدیریت20
2-1-2-8-تحقیقات اسکاندیناوی
2-1-2-1-تحقیقات دانشگاه آیووا
کرت لوین و همکارانش در دانشگاه آیووا برخی از نخستین تلاشها را برای شناسایی علمی
مؤثرترین رفتارهای رهبری انجام داد. آنان بر سه نوع رفتار یا سبک رهبری متمرکز کردند که عبارتند از:
الف)سبک اقتدار مآب21 ب) سبک مشارکتی 22 ج) سبک تفویضی23
رهبران اقتدار مآب یا آمرانه تمایل به تصمیم گیری یک جانبه دارند، روشهای کاری را دیکته می کنند، دانش و آگاهی کارکنان را نسبت به هدفهای بعدی محدود نگه می دارند و گاهی بازخور تنبیهی می دهند. برخلاف آنان رهبران دارای سبک مشارکتی، افراد را در تصمیم گیری مشارکت می دهند. تعیین روشهای انجام کار را به گروه می سپارند. هدفهای کلی را تعیین می کنند و باز خور ارشادی می دهند. مدیران دارای سبک ها