ربی نیازهای انسان را نامحدود و منابع و امکانات جهان را محدود می‌داند.
مرحله جنینی اقتصاد اسلامی از زمان فارابی، طوسی و ابن خلدون بوجود آمده است45.
در دوره معاصر شاید کتاب ” اقتصادنا ” سید محمد باقر صدر از نخستین آثاری باشد که در این زمینه به رشته تحریر درآمد.
از نظر اسلام هدف‌های اسلامی بدون اقتصاد سالم غیر قابل تأمین است. اسلام می‌خواهد که غیر مسلمان در مسلمان تسلط و نفوذ نداشته باشد. این هدف هنگامی میسر است که ملت مسلمان در اقتصاد نیازمند نباشد و دستش به طرف غیر مسلمان دراز نباشد، والا نیازمندی ملازم است با اسارت و بندگی ولو آنکه اسم بردگی در کار نباشد46.
یکی از مفاهیمی که در شناخت مکتب اقتصادی اسلام تأثیر بسزایی دارد مفهوم مالکیت47 است. مالکیت خصوصی48 از واضحات اسلام است.
از نظر اسلام اگر کسی مالک چیزی نباشد، معاملات، هبه، ارث، وصیّت، وقف، زکات، خمس، و انفال مال همه بی‌معنا خواهند بود49.
گفتار چهارم: منابع50 اصلی کشف نظام اقتصادی اسلام:
اسلامی بودن نظام اقتصاد اسلامی به این است که از وحی سرچشمه بگیرد. به همین سبب در کشف این نظام، باید از منابع و مدارک اصیل اسلامی استفاده کرد.
الف)آیات و روایات:
منظور آیات و روایاتی است که به طور مستقیم، بُعدی از ابعاد کلی اقتصاد اسلامی را مطرح کرده‌اند. مانند آیات منع از ربا، آیات توزیع فیء و انفال و آیاتی که درباره مصارف خمس و زکات و.. وارد شده است. یا اصول و ارزشهایی کلی را برای تدوین قوانین اقتصادی رهنمود دهد.
ب) تحلیل و جمع بندی حقوق اقتصادی‌ ( قوانین مالی و مدنی):
قوانین مدنی و مالی در واقع، روبنای اقتصاد اسلامی را تشکیل می‌دهند. به عنوان مثال درباره پول، احکامی وجود دارد که با تحلیل و جمع‌بندی مجموعه آنها می‌توان نتیجه‌گیری کرد که نرخ بهره، در نظام اقتصاد اسلامی ملغا و بی‌تأثیر در رویدادهای اقتصادی است.
ج) دانش اقتصادی51.
در کنار استفاده از آیات و روایات، دانش اقتصادی و تجربههای بشری میتواند به نظام و مکتب اقتصادی کمک کند و الگو و نظامی را بر اساس معیارها و ارزشهای دینی پایهریزی کند.
بخش دوم: قلمرو مباحث اقتصادی
مباحث اقتصادی، قلمرو گسترده‌ای دارد و شامل مباحث حقوقی، علمی و سیاست گزاری‌های اقتصادی است.
موضوع اصلی همه اقتصادها (چه متعارف و چه اسلامی) تخصیص و توزیع منابع کمیابی است که استفاده‌های جایگزین دارند.52
مباحث اقتصاد اسلامی از جمله موضوعات مهم و کاربردی است که کتب ارزشمندی نیز توسط علما به رشته تحریر درآمده است.
به‌طور کلی آموزه‌های اقتصادی اسلام را می‌توان به سه دسته تقسیم نمود:
1- آموزه‌هایی که بیانگر فلسفه اقتصاد اسلامی و مسائل مربوط به جهان‌بینی اسلام است.و زیربنا و تکیه‌گاه فکری مکتب و نظام اقتصادی اسلام می‌باشد، مانند اعتقاد به خدا و مالکیت حقیقی او، حاکمیت سنتهای الهی، کافی نبودن عقل در تشخیص مصالح و مفاسد و مانند آن.
2- قواعدی اساسی و خطوطی کلی برای حل مشکلات و نیل به اهداف اقتصادی که حاکم بر برنامه‌ریزیها و سیاست‌گزاریهای بخش اقتصاد است و از آن با عنوان “مکتب اقتصادی” یاد می‌شود، همانند “مالکیت مختلط”، “آزادی در کادر محدود”، “لزوم دخالت دولت، “توزیع ثروت به نفع محرومان” و مانند آن.
3- احکامی حقوقی و اخلاقی لازم برای تنظیم روابط اقتصادی، و الگوهای رفتاری مناسب که نظام هماهنگ و منسجمی را برای رسیدن به وضعیت اقتصادی مطلوب، به دست می دهد.
بدیهی است که هرگاه اندیشمندان مسلمان، بر پایه این‌گونه آموزه‌ها، به تجزیه و تحلیل پدیده‌های اقتصادی در جامعه اسلامی بپردازند و روابط میان آن‌را کشف کنند، علم اقتصاد اسلامی نیز شکل خواهد گرفت53.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

  • 2